اشعار عمران صلاحي نقد شد

چهل و هفتمين نشست هفتگي كانون ادبيات ايران يكشنبه 25 خرداد ماه جاري با موضوع نقد و بررسي اشعار " عمران صلاحي " شاعر و طنز پرداز معاصر در خانه هنرمندان ايران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ادبي خبرگزاري مهر در اين نشست كه با حضور نويسندگان ، شاعران  و منقدان معاصر برگزار گرد يد ابتدا عمران صلا حي تعدادي از سروده هاي خود را خواند و گفت : خورجين شعر من سبد ميوه فروشي است كه در آن مي توان همه نوع شعر را يافت . شعر د ر قالب هاي كلا سيك، نيمايي ، آزاد، سپيد كه گاهي جدي است و گاهي  به صورت طنز و فكاهي بيان مي شود . وي د ر غزلي كوتاه گفت :
                 
   آينه من ، تصوير تو، بسيار شو ، بسيار شو            كهسار من ، پژواك تو، تكرار شو ، تكرار شو
                     خورشيد مي سايد جبين برخاك و مي بالد زمين           معراج شبنم را ببين ، ايثار شو، ايثار شو
                     باران شلنگ انداز شد  د يوانگي آغاز شد                  گل باز شد ، گل باز شد ، بيدار شو ، بيدار شو....

سيد حسن حسيني شاعر و منتقد معاصر به عنوان اولين سخنران د ر مورد اشعار  صلاحي اظهار داشت : عمران صلاحي شاعري فروتن ، نازك خيال ، حساس ، نكته سنج، شوخ طبع و بذ له گو و مهربان و با معرفت است همراه با ذهني مدام حساس و فعال د ر قبال همنشيني كلمات چه د ر محاوره چه د ر نوشتار.


حسيني گفت : صلاحي  تنها از مصرف كنند گان  طنز نيست بلكه از توليد كنند گان مواد اوليه خنده براي صد ور به لب هاي د ر حال توسعه است .عمران د ر اشعار خود، عاشقانه سرا ، طبيعت گرا ،  ستايشگر مادر و.. شاعر ستايشگر خوبي هاست و سلاح او  د ر اين ستايش و ستيز، ايجاز، زيبايي ، دامن زد ن به شوخ طبعي و خنده است ، د ر جدي ترين سروده هاي عمران عنصر طنز را مي بينيم و د ر طنز آلود ترين نوشته هايش رگه هايي از جد يت به خوبي مشهود است چنان كه د ر شعر ي كه براي شخصي كه بيماري علاجي ناپذيري  دارد با عنوان « عياد ت » د ر كتاب « گريه د ر آب » مي گويد : مرگ / از پنجره ي بسته به من مي نگرد / زندگي از د م د ر / قصد رفتن دارد / روحم از سقف گذر خواهد كرد / در شبي تيره و سرد / تخت حس خواهد كرد / كه سبكتر شده است / در تنم خرچنگيست/ كه مرا مي كاود / خوب ميدانم من / كه تهي خواهم شد / و فرو خواهم ريخت / توده ي زشت كريهي شده ام / بچه هايم / ازمن مي ترسند / آشنايانم نيز / به ملا قات پرستار جوان مي آيند. 

سپس شمس لنگرودي شعري را كه براي عمران صلاحي سروده بود قرائت كرد ،  كه در  بخشي از آن چنين خواند : نگاه كن / پرند گان زمستاني د ر د ل من خود را گرم مي كنند/ وماه نيمه در طراوت روحم / نيم د يگر خود را مي جويد/ ببين چگونه تو را دوست دارم / كه آفتاب يخ زده د ر رگهايم مي خزد/ و در حرارت خونم پناهي مي جويد... .
اسدالله امرايي د يگر منتقد اين جلسه د ر باره اشعار طنز عمران صلاحي چنين اظهار نظركرد : از ويژ گيهاي طنز صلاحي ، صراحت لهجه است . همه طنزهاي او اعم از سياسي يا  اجتماعي كه از تبار شعرهاي  عبيد زاكاني ( طنز پرداز ) است ، خواند ني است. 
امرايي افزود :  عمران د ر نوشته هايش آقايي است كه عالم را به سخره مي گيرد و نجابتش به معناي واقعي كلمه آد م را غافلگير مي كند . 

د ر ادامه جلسه مجري برنامه  با اشاره به بعضي از  نقاط ضعف در اشعار صلا حي  اظهار داشت،  بعضي از سطرهاي شعر او  تنها يك توصيف است و مي توانست بهتر سروده شود .
امرايي با بيان ديد گاه خود  به اين نوع برخورد با آثار يك شاعر  گفت :  نمي توان توقع داشت كه تمام آثار يك شاعر د ر يك سطح باشد و ممكن است د ر ميان شعرهاي منتشر شده ي او  چند شعر ضعيف هم وجود داشته باشد .  
گفتني است د ر اين نشست د كتر قيصر امين پور ، ضياء الدين ترابي ، علي عبداللهي و سيد عباس سجادي نيز حضور داشتند.





کد خبر 5493

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 1 =