یادداشت مهمان- اکبر معصومی: حمله محور امریکایی- صهیونی به جمهوری اسلامی ایران که با خطای محاسباتی ترامپ اتفاق افتاد، باعث شد که ابعاد شکست آمریکا نه تنها در بعد منطقه ای بلکه در ابعاد بین المللی خود را نشان دهد.
عدم حمایت ناتو و کشورهای اروپایی از رویکرد ترامپ در حمله به ایران نشان دهنده، ناتوانی آمریکا در ایجاد اجماع بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران می باشد که در نوع خود، شکست بزرگی برای محور غرب محسوب میشود.
جنگ علیه ایران که شکاف بزرگ بین امریکا و اروپا را نمایان ساخت و آثار این اختلاف نیز بعد از جنگ نیز خود را بیشتر نشان خواهد داد. در همین زمینه نشریه
فایننشیالتایمز نوشت : «تنشها بین ترامپ و نخستوزیر انگلیس بر سر ایران، همکاریهای امنیتی آمریکا و انگلیس را تحت تاثیر قرار داده است. مقامات آمریکایی گاهی اوقات از جلسات حساس انگلیس کنار گذاشته میشوند.»
بنابراین حمله غیر قانونی امریکا و رژیم صهیونی به ایران در سه حوزه نظامی، اقتصادی و سیاسی در گسترده بین المللی باعث خسارات فراوان به امریکا شد.
ورود امریکا و شخص ترامپ که با ترغیب نتانیاهو و گزارش های اغراق آمیز موساد اتفاق افتاد، نشان میدهد که رژیم خود در مرحله در منطقه شکست و دچار بن بست استراتژیک شده است، تلاش کرد حجم این شکست ها را با امریکا تقسیم کند.
به اعتراف «یائیر لاپید»، نخستوزیر پیشین و رهبر فعلی اپوزیسیون اسرائیل:
«نتانیاهو نتوانست خاورمیانه را تغییر دهد؛ او اساسا قادر نیست بر ایران و جبهه مقاومت پیروز شود!پیش از جنگ فعلی، از ایران موشکهای بالستیک به سوی ما شلیک میشد و رهبر آن (شهید آیتالله) خامنهای نام داشت؛ پس از یک ماه زندگی در پناهگاهها، همچنان موشکهای بالستیک از ایران به سوی ما شلیک میشود و رهبر آن (آیتالله) خامنهای نام دارد! نتانیاهو میداند که مردم اسرائیل فهمیدهاند او قادر به پیروزی نیست؛ او واقعاً نمیتواند به یک پیروزی راهبردی دست پیدا کند!»
رژیم صهیونی و شخص نتانیاهو با استفاده ابزاری از ترامپ در پرونده اپستین، آمریکا را وارد باتلاق ژئوپلتیک ایران کرد که در صورت عدم مدیریت و خروج زودتر امریکا از این جنگ، می تواند برای همیشه هژمونی امریکا را با چالش بزرگی روبرو سازد.
این روند به این معنی است که در شرایط کنونی رژیم صهیونی ، نه تنها در راستای منافع کوتاه مدت و بلند مدت امریکا، امریکا گام بر نمی دارد ، بلکه هزینه های سنگینی را نیز بر این کشور وارد ساخته است.
جنگ ایران ناتوانی امریکا در تامین امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس، ناتوانی امریکا در تامین انرژی کشورهای اروپایی به عنوان کشور مدعی هژمونی جهانی خود را نمایان ساخت و قاعده جدیدی را بعنوان نظم بین المللی را در آینده ترسیم خواهد کرد.
این جنگ که به اعتراف بسیاری از نخبگان و اندیشکده ها و رسانه های غربی، به شکست امریکا انجامیده است و امکان تغییر در رونده نتیجه آن نیز علی رغم همه تلاش های نظامی آمریکا و رژیم نیز وجود ندارد، ایران را بعنوان یک بازیگر جدید بین المللی معرفی می کند که خارج از اراده امریکا رفتار خواهد کرد. این موضوع به این معنی است که ترامپ، برخلاف میل خود که تلاش میکرد ایران را تضعیف کند، با پاسخ دقیق جمهوری اسلامی ایران به حمله آمریکا-رژیم، توانسته است گه قدرت خود را در ابعاد بین المللی مطرح کند.
اینکه ایران توانست خارج از اراده امریکا تنگه هرمز را مدیریت کند و به هر کشوری که بر خلاف سیاست های امریکا رفتار میکند، اجازه عبور کشتی های حامل انرژی را بدهد، معنیش این است که بازیگری جدید در ابعاد بین المللی ظهور کرده است که نظام حاکم بر سیاست های امریکایی را دچار چالش اساسی کرده است. بنابراین ظهور قدرت ایرانی شکست راهبردی آمریکا محسوب میشود که با خطای محاسباتی ترامپ و با حماقت نتانیاهو اتفاق افتاد.
کارشناس ارشد روابط بین الملل


نظر شما