خبرگزاری مهر، گروه استانها- کوروش دیباج: فرسودگی شغلی در میان روانشناسان طی سالهای اخیر به یکی از موضوعات کمتر دیده شده در حوزه سلامت روان تبدیل شده است؛ موضوعی که در ظاهر کمتر درباره آن سخن گفته میشود اما در لایههای عمیق حرفه درمانگری حضور دارد.
روانشناسان به عنوان متخصصانی که روزانه با رنجهای روانی، بحرانهای فردی و آسیبهای اجتماعی افراد مواجه هستند در معرض فشارهای روانی مداوم قرار دارند. در حالی که انتظار عمومی از این گروه حرفهای آن است که همواره در موقعیت تعادل روانی قرار داشته باشند، واقعیتهای حرفه درمانگری نشان میدهد مواجهه مستمر با مسائل پیچیده انسانی میتواند به تدریج به فرسودگی عاطفی و روانی منجر شود. در چنین شرایطی نبود ساختارهای حمایتی، فقدان نظام منسجم سوپرویژن حرفهای و چالشهای اقتصادی حوزه درمان روانی میتواند این فرسودگی را تشدید کند.
بررسی این مسئله نشان میدهد که سلامت روان درمانگران به طور مستقیم با کیفیت خدمات درمانی ارائه شده به جامعه ارتباط دارد. اگر روانشناسان خود در معرض فشارهای مزمن و بدون حمایت حرفهای قرار بگیرند این وضعیت نه تنها بر عملکرد آنان در اتاق درمان اثر میگذارد بلکه میتواند اعتماد عمومی به خدمات روانشناختی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در گفتگو با چند تن از متخصصان حوزه روانشناسی در اصفهان ابعاد مختلف این مسئله از منظر بالینی، اجتماعی و ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است.

فرسودگی عاطفی؛ واقعیتی پنهان در حرفه درمانگری
سارا بهزاد، دکترای تخصصی روانشناسی بالینی معتقد است ماهیت کار درمانگری مبتنی بر همدلی عمیق با مراجعان است و همین ویژگی، در بلندمدت میتواند منبعی برای فرسودگی روانی باشد.
او به خبرنگار میگوید: درمانگر در جلسات درمانی ناگزیر است بخش قابل توجهی از انرژی هیجانی خود را صرف درک و همراهی با مشکلات مراجعان کند. این فرآیند اگرچه بخشی جداییناپذیر از درمان روانشناختی است، اما در صورت تداوم و نبود سازوکارهای حمایتی میتواند به تدریج موجب خستگی عاطفی شود. این موضوع در میان بسیاری از درمانگران وجود دارد اما کمتر درباره آن صحبت میشود.
به گفته این روانشناس بالینی، یکی از دلایل پنهان ماندن این مسئله نگاه آرمانی جامعه به روانشناسان است. در بسیاری از موارد جامعه درمانگر را به عنوان فردی تصور میکند که همواره در وضعیت تعادل کامل روانی قرار دارد و کمتر در معرض مشکلات شخصی یا فشارهای حرفهای قرار میگیرد. این نگاه موجب میشود که خود درمانگران نیز کمتر درباره چالشهای روانی حرفه خود صحبت کنند.
بهزاد معتقد است اطلاعرسانی درباره این واقعیت میتواند به اصلاح این تصور کمک کند. روانشناس نیز مانند هر انسان دیگری در معرض فشارهای زندگی و کار قرار دارد و پذیرش این واقعیت میتواند زمینه را برای شکلگیری سازوکارهای حمایتی مناسب فراهم کند.
او در ادامه به برخی راهکارهای حرفهای برای کاهش فرسودگی در میان روانشناسان اشاره میکند. یکی از مهمترین این راهکارها استفاده از جلسات سوپرویژن است؛ جلساتی که در آن درمانگران میتوانند پروندههای پیچیده را با استادان یا همکاران باتجربه بررسی کنند و از دیدگاههای تخصصی آنان بهره ببرند. این فرایند نه تنها به ارتقای کیفیت درمان کمک میکند بلکه فشار روانی ناشی از مواجهه با پروندههای دشوار را نیز کاهش میدهد.
این روانشناس همچنین تأکید میکند: خود درمانگران نیز باید از خدمات رواندرمانی استفاده کنند. دریافت درمان شخصی میتواند به درمانگران کمک کند تا با فشارهای روانی ناشی از کار خود بهتر مقابله کنند و این در حالی است که چنین رویکردی در نظام حرفهای روانشناسی کشور هنوز به یک الزام تبدیل نشده است.
بهزاد یکی از نقاط ضعف ساختار حرفهای روانشناسی در کشور را نبود نظارت منسجم بر فرآیندهای سوپرویژن و سلامت روان درمانگران میداند و ادامه می دهد: بسیاری از رواندرمانگران بدون دریافت سوپرویژن منظم فعالیت میکنند و الزام مشخصی نیز برای ارزیابی وضعیت سلامت روان آنان وجود ندارد.
او همچنین به نقش عوامل اقتصادی در تشدید این وضعیت اشاره میکند و میگوید: هزینههای بالای خدمات تخصصی مانند سوپرویژن یا درمان شخصی موجب شده است که بسیاری از روانشناسان امکان استفاده منظم از این خدمات را نداشته باشند. به گفته او، مجموعهای از عوامل اقتصادی، حرفهای و نظارتی در کنار هم چرخهای معیوب ایجاد کردهاند که میتواند به فرسودگی شغلی درمانگران دامن بزند.

فشار مضاعف در حوزه آسیبهای اجتماعی
میلاد مشایخی، روانشناس حوزه آسیبهای اجتماعی نیز معتقد است میزان فرسودگی شغلی در برخی شاخههای روانشناسی به مراتب شدیدتر از سایر حوزههاست. کار با گروههایی مانند معتادان، زنان آسیبدیده یا کودکان در معرض آسیب از نظر روانی بسیار سنگین است.
او به خبرنگار مهر توضیح میدهد: در بسیاری از کشورهای جهان فعالیت در چنین حوزههایی محدودیت زمانی دارد و متخصصان پس از چند سال فعالیت به حوزههای پژوهشی یا آموزشی منتقل میشوند تا از فرسودگی شدید جلوگیری شود اما در ساختار حرفهای کشور چنین سازوکاری وجود ندارد و بسیاری از متخصصان سالها در معرض فشارهای شدید روانی قرار میگیرند.
مشایخی معتقد است که یکی از مهمترین مشکلات موجود در این حوزه نبود سیستمهای حمایتی مؤثر برای روانشناسان است همچنین در حال حاضر حمایتهای موجود محدود و پراکنده است و نمیتواند پاسخگوی نیازهای واقعی درمانگران باشد.
او همچنین به مشکلات اقتصادی این حرفه اشاره میکند و میگوید: هزینههای اداره مراکز مشاوره، مالیات و هزینههای جاری در بسیاری از موارد فشار قابل توجهی بر روانشناسان وارد میکند از طرفی در حالی که تعرفه خدمات روانشناسی افزایش یافته است، نبود پوشش بیمهای برای این خدمات موجب شده است بسیاری از افراد توانایی مراجعه به مراکز مشاوره را نداشته باشند.
به باور این روانشناس، نبود بیمه خدمات روانشناختی یکی از مهمترین موانع توسعه خدمات سلامت روان در کشور است. اگر این خدمات تحت پوشش بیمه قرار گیرد هم دسترسی مردم به خدمات روانشناختی افزایش مییابد و هم وضعیت اقتصادی مراکز مشاوره بهبود مییابد.
او در ادامه به پدیده انتقال در رواندرمانی اشاره میکند و میگوید: مراجعان در جلسات درمانی لایههای عمیق شخصیت خود را آشکار میکنند و این فرآیند به طور طبیعی بر روان درمانگر نیز تأثیر میگذارد. اگر درمانگر برای مدیریت این فشارها ابزارهای حرفهای لازم را نداشته باشد، احتمال بروز فرسودگی افزایش مییابد.
به گفته مشایخی، در صورتی که این مسئله مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است در بلندمدت پیامدهایی مانند کاهش کیفیت درمان و افزایش بیاعتمادی عمومی به خدمات روانشناسی ایجاد شود.

نبود ساختارهای منسجم حمایتی
سالار فرامرزی، رئیس نظام روانشناسی و مشاوره استان اصفهان نیز در این باره به خبرنگار مهر می گوید: فرسودگی شغلی پدیدهای است که در بسیاری از حرفهها دیده میشود، اما در حرفههایی که با انسان و مشکلات انسانی سروکار دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
او توضیح میدهد: در حرفه روانشناسی، درمانگر ساعتهای طولانی با مسائل پیچیده روانی افراد مواجه میشود و همین موضوع میتواند زمینه بروز فرسودگی شغلی را فراهم کند. به گفته او، مشاهدات میدانی نشان میدهد بسیاری از روانشناسان با این مسئله مواجه هستند.
فرامرزی تأکید میکند: تاکنون مطالعه جامع و مستندی درباره میزان فرسودگی شغلی در میان روانشناسان استان اصفهان انجام نشده است. برخی پایاننامههای دانشگاهی در این زمینه انجام شدهاند اما هنوز دادههای پژوهشی گستردهای که بتواند تصویری دقیق از وضعیت موجود ارائه دهد در دسترس نیست.
او یکی از مشکلات اصلی در این حوزه را نبود فضاهای حرفهای برای تبادل تجربه میان روانشناسان میداند و ادامه می دهد: در بسیاری از کشورها درمانگران در قالب شبکههای حرفهای و گروههای تخصصی میتوانند تجربیات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و از حمایت همکاران بهرهمند شوند.
به گفته او، سازمان نظام روانشناسی به عنوان نهاد متولی این حوزه طی دو دهه فعالیت خود هنوز با چالشهایی در زمینه توسعه زیرساختهای حمایتی مواجه است و ایجاد چنین ساختارهایی نیازمند همکاری نهادهای مختلف و تقویت جایگاه حرفهای روانشناسان در نظام سلامت کشور است.
او در ادامه بر ضرورت اتخاذ رویکردی انسانمحور در سیاستگذاریهای مرتبط با این حوزه تأکید میکند.
به گفته فرامرزی، روانشناسان نیز مانند سایر افراد جامعه دارای نیازهای مختلف حرفهای، اقتصادی و اجتماعی هستند و توجه به این نیازها میتواند به ارتقای کیفیت خدمات سلامت روان کمک کند.
سلامت روان درمانگران؛ حلقه فراموششده نظام سلامت
بررسی دیدگاههای این سه متخصص نشان میدهد که مسئله فرسودگی شغلی در میان روانشناسان ابعاد مختلفی دارد و تنها به فشارهای ناشی از کار درمانی محدود نمیشود. عوامل ساختاری مانند نبود نظام منسجم سوپرویژن، چالشهای اقتصادی، فقدان پوشش بیمهای خدمات روانشناختی و کمبود پژوهشهای بومی در این حوزه از جمله عواملی هستند که میتوانند این فرسودگی را تشدید کنند.
در شرایطی که مسائل مرتبط با سلامت روان در جوامع معاصر اهمیت فزایندهای پیدا کرده، توجه به وضعیت حرفهای و روانی درمانگران به عنوان ارائهدهندگان اصلی این خدمات ضرورتی انکارناپذیر به شمار میرود. تقویت زیرساختهای حمایتی، توسعه پژوهشهای علمی و ایجاد سازوکارهای حرفهای برای حمایت از روانشناسان میتواند گامی مهم در مسیر ارتقای نظام سلامت روان در کشور باشد.


نظر شما