۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۳۲

تنوع سبد سوخت؛ راهبرد امنیت انرژی_ ۳۵

سی ان جی سپر دفاعی ایران در مقابل بحران بنزین

سی ان جی سپر دفاعی ایران در مقابل بحران بنزین

سی ان جی امروز سپر دفاعی اقتصاد خانواده‌ها و اهرم اقتدار ملی در برابر شوک‌های خارجی است. مهاجرت از بنزین به گاز، امروز دیگر یک انتخاب نیست بلکه یک تکلیف ملی است.

به گزارش خبرگزاری مهر، حمله‌ مستقیم ائتلاف آمریکا و صهیونیستی به تأسیسات پالایشگاهی ایران در اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵، که در ادبیات سیاسی از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌شود، صفحه‌ تازه‌ای در تاریخ انرژی کشور باز کرد. آنچه رخ داد، یک حمله‌ی نظامی صرف نبود بلکه به تعبیر برخی می توان از آن تحت عنوان ترور صنعتی هوشمند یاد کرد. دشمن در این حملات نبضِ تپنده‌ تبدیل نفت خام به بنزین را هدف گرفت و نتیجه آن شد که ما هنوز نفت خام داریم، اما به نظر می رسد توان پالایش آن به بنزینِ مورد نیاز روزانه را از دست داده‌ایم.

این گزارش، روایتگر ابعاد پنهان این بحران، محاسبات غلط گذشته در سیاست‌گذاری سوخت است. برای درک آنچه گذشته است، باید یک تصویر آماری ساده را مرور کرد. طبق آمارهای رسمی پیش از حملات، مصرف روزانه‌ بنزین کشور در روزهای عادی به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر و در ایام پیک به مرز هشداردهنده‌ ۱۴۷ میلیون لیتر رسیده بود. در همان زمان، سقف تولید پالایشگاه‌های داخلی، با تمام فشار و فعالیت شبانه‌روزی، بین ۱۱۴ تا ۱۲۴ میلیون لیتر در نوسان بود. همان روزها هم ایران روزانه با کسری ۱۰ تا ۲۰ میلیون لیتری دست‌وپنجه نرم می‌کرد که با واردات یا برداشت از ذخایر استراتژیک جبران می‌شد.

اکنون و پس از حملاتِ فروردین، بر اساس برآوردهای میدانی، بین ۳۰ تا ۵۰ درصد از ظرفیت پالایشی کشور آسیب دیده یا از مدار خارج شده و تولید روزانه‌ بنزین به حدود ۶۰ تا ۸۰ میلیون لیتر سقوط کرده است و اگر نتوان مصرف را مدیریت کرد، ایران با شکافی ۵۰ تا ۷۰ میلیون لیتری در هر روز مواجه خواهد شد. این نه یک هشدار، که یک فاجعه‌ قطعی به همراه خواهد داشت؛ صف‌های طولانی، فلج شدن ناوگان حمل‌ونقل عمومی و خسارت‌های زنجیره‌ای به اقتصاد کشور، تنها بخشی از پیامدهای این ناترازیِ تحمیلی خواهد بود.

سلاحی که زیر پایمان خاک می‌خورد

در میانه‌ این بحران، پرسش اصلی این است که در کجا و از چه طریقی باید به راهکار درست رسید. پاسخ این ابهام، در یکی از بزرگ‌ترین پارادوکس‌های اقتصاد ایران نهفته است. ایران، دومین دارنده‌ ذخایر گاز جهان و صاحب یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های CNG در جهان است، اما سال‌هاست این زیرساخت را به حال خود رها کرده است. امروز بیش از ۲۳۶۵ جایگاه فعال CNG در سراسر کشور وجود دارد. ظرفیت اسمی عرضه‌ روزانه‌ این جایگاه‌ها حداقل ۴۰ میلیون مترمکعب است. اما در مقابل مصرف واقعی از آن تنها ۱۶ میلیون مترمکعب در روز است؛ این یعنی ۲۴ میلیون مترمکعب ظرفیت خالی و آماده بهره‌برداری در کشور وجود دارد.

هر یک میلیون مترمکعب گاز طبیعی، معادل تقریبی یک میلیون لیتر بنزین است. یک حساب ساده نشان می‌دهد که فقط با فعال کردن همین ظرفیت خوابیده، می‌توان معادل ۲۴ میلیون لیتر بنزین را از سبد مصرف روزانه حذف کرد؛ یعنی تقریباً نیمی از شکاف پیش‌بینی‌شده‌ ۵۰ تا ۷۰ میلیون لیتری، تنها با یک تصمیم مدیریتی و بدون صرف هزینه‌ زیرساختی جدید، قابل جبران است.

CNG یک انتخاب نیست، یک ضرورت است

در شرایطی که فشار اقتصادی بر خانوارها بی‌سابقه است، CNG یک سپر دفاعی واقعی است. هر مترمکعب CNG معادل حدود ۴۵۳ تومان و در مقابل هر لیتر بنزین سهمیه‌ای ۱۵۰۰ تومانی ۳/۳ برابر گران‌تر از معادل گازی خود و هر لیتر بنزین آزاد ۳۰۰۰ تومانی ۶/۶ برابر گران‌تر است. محاسبات نشان می‌دهد یک خانواده‌ پرپیمایش می‌تواند با مهاجرت به مصرف CNG، تا ۵۰ میلیون تومان در سال صرفه‌جویی کند.

از سوی دیگر، CNG به دلیل ماهیت گازی و تحت فشار بودن، نه قابل قاچاق است و نه فناوری تولید آن پیچیده و وابسته به خارج است. در روزگاری که هر قطره بنزین وارداتی، ارز کشور را می‌بلعد و مسیر قاچاق آن به آن سوی مرزها همیشه باز است، CNG یک سوخت امن ملی محسوب می‌شود.

در این میان نگرانی هایی هم وجود دارد. بزرگ‌ترین مانع روانی برای گرایش مردم به CNG، خاطره‌ بد خودروهای دوگانه‌سوز نسل اول بود. اما فناوری امروز کاملاً تغییر کرده است. کیت‌های نسل ۴ (تزریق ترتیبی) که در طرح رایگان دولت استفاده می‌شود، برخلاف سیستم‌های قدیمی، دارای یک ECU (کامپیوتر) مجزا برای مدیریت احتراق گاز است. نتیجه این پیشرفت فنی، حذف کامل افت توان و شتاب خودرو و حتی افزایش راندمان و کاهش آلایندگی تا ۷۰ درصد نسبت به بنزین است.

چرا قبلاً شکست خوردیم؟

در دهه‌ ۸۰، ایران طلایه‌دار توسعه CNG در جهان بود. کارخانه‌ها ماشین دوگانه‌سوز تولید می‌کردند و صف تبدیل وجود داشت. پس چرا این قطار از ریل خارج شد؟ با افزایش قیمت بنزین در طول سال‌ها، منطقاً باید قیمت CNG نیز متناسب با آن افزایش می‌یافت تا انگیزه‌ اقتصادی برای مصرف‌کننده حفظ شود. اما این اتفاق نیفتاد. فاصله‌ قیمتی میان بنزین و CNG به تدریج ذوب شد. وقتی صرفه‌جویی اقتصادی کاهش یافت، تقاضا برای دوگانه‌سوز شدن افت کرد، کارخانه‌ها تولید را متوقف کردند و طرح‌های توسعه به فراموشی سپرده شد اما فرق امروز در اجبار است. آن زمان CNG یک گزینه‌ی بهترِ داوطلبانه بود اما امروز، در سایه‌ جنگ و نابودی پالایشگاه‌ها، CNG به شاهرگ حیاتی باقی‌مانده بدل شده است.

برای برون‌رفت از بحران بنزینی فعلی، یک بسته‌ سیاستی فوری و جامع نیاز است. دولت باید فوراً دامنه‌ شمول طرح رایگان گاز سوز کردن خودروها را به خودروهای مدل ۱۳۸۵ به بالا گسترش دهد. طرح کنونی فقط خودروهای مدل ۱۳۹۴ به بالا را پوشش می‌دهد. این یعنی ناوگان پرمصرف قدیمی‌تر که بیشترین سهم را در مصرف بنزین دارند، از قلم افتاده‌اند.

فاصله‌ قیمتی بنزین و CNG باید از طریق بازتنظیم شدن قیمت‌ها وسوسه‌انگیز شود. تجربه‌ جهانی نشان می‌دهد که نسبت قیمت ۱ به ۲ (هر لیتر بنزین معادل دو مترمکعب گاز) یک نسبت طلایی برای ایجاد انگیزه‌ مهاجرت به گاز است.

از سوی دیگر خودرو سازان باید ملطم به تولید خودرو با این شرایط باشند. چرا باید هزینه‌ تبدیل خودرو بنزینی به دوگانه را مردم یا دولت بدهند؟ دولت باید خودروسازان را ملزم کند تمام محصولات سواری را به صورت پایه با قابلیت دوگانه‌سوز از کارخانه خارج کنند.

همچنین، کارزار رسانه‌ای ملی باید ذهنیت منفی جامعه نسبت به CNG (که ناشی از فناوری‌های قدیمی بود) اصلاح کند. رسانه‌ ملی باید به طور شفاف مزایای کیت‌های نسل ۴ را نشان دهد.

خطاب به مردم باید گفت اگر شما یکی از میلیون‌ها مالک خودرو در ایران هستید، اکنون زمان تصمیم‌گیری است. اگر خودروی شما مدل ۱۳۹۴ به بالا است، دولت هزینه‌ کامل تبدیل خودروی شما را پرداخت می‌کند. کافی است به سامانه‌ی gcr.niopdc.ir مراجعه و ثبت‌نام کنید.

اگر خودروی شما قدیمی‌تر است، ناامید نباشید. با توجه به فشار بحران، احتمال گسترش این طرح به خودروهای قدیمی‌تر نیز وجود دارد. از سوی دیگر، حتی اگر هزینه‌ای بپردازید، با توجه به اختلاف نجومی قیمت بنزین آزاد و گاز، این هزینه ظرف ۶ تا ۱۲ ماه به جیب شما بازمی‌گردد.

حمله به پالایشگاه‌های ایران، گرچه زخمی عمیق بر پیکر اقتصاد کشور بود، اما می‌تواند به یک نقطه‌ عطف تاریخی بدل شود. دشمن تصور می‌کرد با فلج کردن پالایشگاه‌ها، چرخ زندگی در ایران از حرکت می‌ایستد. اما فراموش کرده بود که ایران، بر روی بزرگ‌ترین دریای گاز جهان خوابیده است. CNG دیگر یک گزینه‌ سبزِ لوکس برای حفاظت از محیط زیست نیست؛ CNG امروز سپر دفاعی اقتصاد خانواده‌ها و اهرم اقتدار ملی در برابر شوک‌های خارجی است. مهاجرت از بنزین به گاز، نه یک انتخاب، که یک تکلیف ملی است. ایرانِ پساجنگ، برای آنکه به زانو درنیاید، باید گازی شود.

کد مطلب 6828938

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha