به گزارش خبرنگار مهر، پژمان دادخواه عضو هیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر سینما در یادداشتی اختصاصی به بازنمایی خرمشهر در سینمای ایران پرداخت.
متن این یادداشت بدین شرح است:
«دوران دفاع مقدس نقطه عطفی بنیادین در تارک تاریخ معاصر ایران محسوب میشود و شهر خرمشهر، به مثابه خط مقدم این نبرد حماسی، شاهد جلوهگر شدن رشادتها، پایداریها و فداکاریهای بیبدیل بوده است. از نخستین طلوع روزهای جنگ، این دیار به نمادی از استقامت بدل گشت و سینمای ایران نیز، با درک اهمیت این مقوله، عزم خویش را جزم کرد تا به این عرصه گام نهد. خرمشهر، تجسمی از پایداری، ایثار و صلابت در برابر تهاجم ددمنشانه دشمن، به موضوعی غنی برای خلق آثار سینمایی بدل شد و هر یک از این تولیدات هنری، بعدی از این حماسه سترگ را در قاب تصویر متجلی کردند.
سینمای ایران در بازتاب سرگذشت خرمشهر، خاصه در دوران پر التهاب جنگ تحمیلی و اعصار پس از آن، نقشی بهسزا و برجسته ایفا کرده است. سینما، نه تنها به رصد و ثبت وقایع تاریخی و رشادتهای مدافعان پرداخته، بلکه در پی آن بوده است تا گستره وسیعی از ابعاد زندگی مردمان این شهر، نحوه مقاومت آنها و تأثیرات عمیق و ماندگار جنگ بر پیکره جامعه و فرهنگ منطقه را به تصویر بکشد. در بطن آثار سینمایی، تلاش بر آن بوده تا نمایی صادقانه و ژرف از شجاعت و ایثار رزمندگان، پایمردی ساکنان خرمشهر، ویرانیهای تحمیل شده و فرایند بازسازی و نیز خاطرات تلخ و شیرین جنگ ترسیم شود. از سربازان گمنام تا مردمان صبوری که با دستانی تهی در برابر ارتش دشمن ایستادگی کردند، از زنانی که در پشت جبههها سنگر مقاومت را حفظ کردند و مردانی که تا آخرین نفس جنگیدند، تا شهری که زیر آتش ویران گشت اما روح تسلیمناپذیرش همچنان در آن میتپید و در نهایت، بازتاب تأثیرات روانی و اجتماعی جنگ بر جان و روان مردمان و نسلی که با این میراث گرانبها زیستند، همه و همه در این آثار بازتاب یافته است.
این دستاوردها از وجوهی متعدد در روایت سرنوشت خرمشهر، شهر مقاومت، نقشی سزاوار ایفا کردهاند:
ثبت تاریخی مقاومت و حماسه: بخش اعظم آثار سینمای دفاع مقدس، چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، به مقاومت خرمشهر در روزهای آغازین جنگ پرداختهاند. این آثار کوشیدهاند تا حماسه شورانگیز مقاومت مردمی و نیروهای نظامی در برابر سیل هجوم دشمن را به تصویر بکشند. آثاری چون «بلمی به سوی ساحل» (رسول ملاقلیپور)، «کودک و فرشته» (مسعود نقاشزاده) و «دوئل» (احمدرضا درویش) نمونههایی از این کوشش ارزشمند محسوب میشوند.
کاوش در ابعاد انسانی جنگ: سینمای ایران، فراتر از نمایش صرف مواجهات نظامی، همواره در پی آشکار ساختن تأثیرات ژرف جنگ بر تار و پود زندگی انسانها بوده است. در خصوص خرمشهر، این تأثیرات شامل فقدان عزیزان، کوچ اجباری، رنجهای مردم عادی و تلاش برای صیانت از هویت و بقا بوده است. این فیلمها اهتمام ورزیدهاند تا جنبههای عاطفی و روانی جنگ را نیز به عرصه نمایش درآورند. آثاری همچون «کیمیا» و «سرزمین خورشید» (احمدرضا درویش) و «خاک سرخ» (ابراهیم حاتمیکیا) در این عرصه، تلاشهایی درخور توجه محسوب میشوند.
بازتاب جایگاه زن: نقش زن در سینمای ایران، آنگاه که به موضوع خرمشهر پرداخته میشود، همواره برجسته و ستودنی بوده است. این نقشها از زنانی که در بطن جبههها به فعالیتهای پشتیبانی مشغول بودند، پرستاران فداکار، امدادگران پرتلاش، تا زنانی که در دل خود شهر باقی ماندند و مقاومت را فریاد زدند، روایت شده است. فیلم «روز سوم» (محمدحسین لطیفی) و «دسته دختران» (منیر قیدی) به بهترین نحو، حضور بانوان رزمنده و سازنده را به تصویر کشیدهاند.
این آثار سینمایی، هرچند با طیف وسیعی از تفاوتها در سبک و زاویه دید، در نهایت همگی در تلاشند تا حقیقت دوران دفاع مقدس و حماسه مقاومت خرمشهر را به نسلهای آتی منتقل و یادآوری کنند که این واقعه سترگ، صرفا یک رویداد تاریخی نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از هویت و حافظه جمعی ما را تشکیل میدهد. چراکه خرمشهر، چیزی فراتر از یک شهر و نمادی از مقاومت و روح ملت ایران بود. سینما، با واکاوی داستانها و شخصیتهای برخاسته از این خاک، کوشیده است تا این هویت را در گذر زمان زنده نگه دارد و به نسلهای آینده منتقل کند.»



نظر شما