۶ خرداد ۱۴۰۵، ۹:۴۰

سفر به شهری که غربتش پایان ندارد/ تناقضی پنهان در سرزمین وحی

سفر به شهری که غربتش پایان ندارد/ تناقضی پنهان در سرزمین وحی

کتاب «آواز حجاز» روایتی است از سفر به سرزمینی که میان برج‌های مدرن و پروژه‌های پرزرق‌وبرقش، هنوز بقیعِ ویران را در دل خود پنهان کرده است.

به گزارش خبرنگار مهر، در سال‌هایی که سفر عمره برای بسیاری از جوانان ایرانی به آرزویی دور تبدیل شده بود، گروهی از دانشجویان نخبه در بهار ۱۴۰۳ راهی سرزمینی شدند که سال‌ها درهایش به روی کاروان‌های دانشجویی بسته مانده بود. حالا کتاب «آواز حجاز» نوشته محمدصالح سلطانی روایت همین سفر است؛ سفری که از یک ثبت‌نام اینترنتی آغاز می‌شود اما در ادامه، به جست‌وجویی شخصی، تاریخی و معنوی در دل مکه و مدینه بدل می‌شود.

این اثر تنها یک سفرنامه زیارتی نیست؛ نویسنده تلاش کرده تجربه مواجهه یک جوان ایرانی با عربستانِ پس از تحولات سیاسی و اجتماعی سال‌های اخیر را ثبت کند. او از صحن انقلاب مشهد حرکت می‌کند، مقابل گنبد طلایی امام رضا(ع) می‌ایستد و همان‌جا سفرش را آغازشده می‌بیند؛ گویی دعوت به سرزمین وحی از کنار همان پنجره‌های فولاد صادر شده است. برای او مسجدالحرام «صحن انقلاب روح» و مدینه «صحن انقلاب پیامبر» در برابر ظلم و برای برپایی عدالت است.

سفر به شهری که غربتش پایان ندارد/ تناقضی پنهان در سرزمین وحی

سفری که از یک «الهی آمین» شروع شد

بخش مهمی از جذابیت کتاب در همین زاویه نگاه نهفته است؛ نویسنده ماجرای سفر را نه صرفاً یک اعزام رسمی، بلکه نوعی غافلگیری الهی توصیف می‌کند. او بارها در دعاهای ماه رمضان از خدا طلب حج کرده اما در ذهنش این آرزو را دور از دسترس می‌دانسته است. افزایش هزینه‌ها، توقف چندساله عمره و وضعیت سیاسی منطقه باعث شده بود تصور کند سال‌ها باید حسرت این سفر را با خود حمل کند.

اما ناگهان، تنها چند روز بعد از عملیات «وعده صادق»، پیامی در گروهی مجازی همه‌چیز را تغییر می‌دهد؛ ثبت‌نامی ساده انجام می‌شود و او در میان ۱۷۰ دانشجوی نخبه انتخاب‌شده برای نخستین کاروان عمره دانشجویی پس از ۹ سال قرار می‌گیرد.

همین تضاد میان «ناممکن بودن» و «رخ دادن ناگهانی» یکی از خطوط اصلی روایت کتاب را شکل داده است. نویسنده بارها از مفهوم «شگفتی» حرف می‌زند؛ شگفتی‌هایی که به تعبیر خودش خدا در مسیر زندگی قرار می‌دهد تا انسان را غافلگیر کند.

میراثی خانوادگی به نام شوق زیارت

کتاب در بخش‌های ابتدایی فقط درباره یک سفر نیست؛ درباره ریشه‌های یک دلبستگی هم هست. سلطانی توضیح می‌دهد که شیفتگی‌اش به حج و پیامبر(ص) پیش از آنکه انتخابی فردی باشد، نوعی میراث خانوادگی بوده است. پدربزرگش سال‌ها کاروان‌دار حجاج ایرانی بوده و نام مکه و مدینه در خانه‌شان همیشه حضوری زنده داشته است.

اما او در ادامه نشان می‌دهد این علاقه تنها به سنت خانوادگی محدود نمانده و به تدریج به انتخابی آگاهانه تبدیل شده است. شنیدن نام پیامبر در آثار موسیقایی سامی یوسف، خواندن رمان‌هایی چون «سه کاهن» و «وقتی دلی» و حتی مطالعه زندگی‌نامه پیامبر از نگاه نویسنده انگلیسی کارن آرامسترانگ، آرام‌آرام تصویری تازه از جهان اسلام و تاریخ پیامبر برایش ساخته‌اند.

به همین دلیل، «آواز حجاز» فقط ثبت مناسک نیست؛ نوعی مواجهه فکری و عاطفی یک نسل با تاریخ اسلام است.

سفر به شهری که غربتش پایان ندارد/ تناقضی پنهان در سرزمین وحی

عمره‌ای که رنگ سیاست هم دارد

یکی از تفاوت‌های مهم این کتاب با بسیاری از سفرنامه‌های زیارتی، حضور پررنگ تحولات سیاسی در متن روایت است. نویسنده بارها به این نکته اشاره می‌کند که این سفر در شرایطی انجام شده که روابط ایران و عربستان پس از سال‌ها تنش، وارد مرحله‌ای تازه شده بود.

او یادآوری می‌کند آخرین کاروان عمره دانشجویی در سال ۱۳۹۴ اعزام شد و پس از قطع روابط دیپلماتیک دو کشور، حتی حج تمتع نیز برای مدتی متوقف شد. پس از توافق سیاسی ایران و عربستان در اسفند ۱۴۰۱، مسیر عمره دوباره باز شد و سرانجام نخستین کاروان دانشجویی در بهار ۱۴۰۳ شکل گرفت.

همین زمینه سیاسی باعث شده «آواز حجاز» فقط یک متن معنوی نباشد؛ بلکه تصویری از جهان اسلام در دوره‌ای تازه نیز ارائه کند. نویسنده به‌وضوح نشان می‌دهد که زائر ایرانی امروز با عربستانی متفاوت از دهه‌های گذشته روبه‌رو است.

شاید یکی از قابل توجه‌ترین بخش‌های کتاب، توصیف مواجهه نویسنده با عربستان جدید باشد؛ کشوری که به تعبیر او میان سنت سخت‌گیرانه مذهبی و پروژه مدرن‌سازی سرگردان مانده است.

اولین شوک فرهنگی برای او در فرودگاه رخ می‌دهد؛ جایی که مأمور کنترل گذرنامه یک زن است. در کشوری که تا چند سال پیش زنان حتی اجازه رانندگی نداشتند، این تصویر برای زائران ایرانی غیرمنتظره است.

اما شوک دوم زمانی رخ می‌دهد که عبارت «الخلیج العربی» را به جای خلیج فارس می‌بیند. همین لحظه کوتاه، فضای دوگانه کتاب را شکل می‌دهد؛ از یک‌سو کشوری که در حال نمایش چهره‌ای مدرن از خود است و از سوی دیگر، شکاف‌های سیاسی و ایدئولوژیک همچنان در آن دیده می‌شود.

نویسنده با نگاهی توصیفی و گاه انتقادی، پروژه‌های جاه‌طلبانه محمدبن سلمان را مرور می‌کند؛ از شهر هوشمند نئوم گرفته تا آوردن ستاره‌هایی مانند رونالدو، نیمار و کریم بنزما به لیگ عربستان.

او معتقد است عربستان تلاش می‌کند بدون حرکت به سمت مردم‌سالاری، تصویری مدرن و جهانی از خود بسازد؛ تصویری پرزرق‌وبرق که پشت آن هنوز بسیاری از محدودیت‌ها و تناقض‌ها باقی مانده است.

سفر به شهری که غربتش پایان ندارد/ تناقضی پنهان در سرزمین وحی

مدینه؛ شهری که نامش را از پیامبر گرفت

«آواز حجاز» در بخش‌های مربوط به مدینه، حال‌وهوایی متفاوت پیدا می‌کند. نویسنده توضیح می‌دهد که چرا این شهر «مدینه النبی» نام گرفته و چگونه حضور پیامبر(ص) هویت آن را تغییر داده است.

برای او مدینه صرفاً یک شهر تاریخی نیست؛ شهری است که مفهوم حکومت دینی، عدالت و مقاومت در برابر ظلم را در دل خود دارد. همین نگاه باعث می‌شود روایت‌های مربوط به مسجدالنبی، بقیع و کوچه‌های اطراف حرم فقط توصیف مکان نباشند، بلکه نوعی بازخوانی تاریخ اسلام نیز محسوب شوند.

بخش مربوط به قبرستان بقیع از تأثیرگذارترین فصل‌های کتاب است. نویسنده با زبانی تصویری و احساسی، نخستین مواجهه‌اش با مزار ائمه بقیع را شرح می‌دهد؛ جایی که آنچه در ذهن بسیاری از شیعیان به عنوان حرم و بارگاه تصور می‌شود، در واقع تنها چند تپه خاک و سنگ است.

او از ناباوری زائران می‌نویسد؛ از اینکه چگونه چهار امام شیعه در فضایی دفن شده‌اند که بیشتر به «انباری از سنگ» شباهت دارد تا آرامگاه شخصیت‌های بزرگ تاریخ اسلام. در این بخش، تضاد میان فرهنگ زیارت در ایران و نگاه رسمی سعودی‌ها به قبور به‌خوبی نشان داده می‌شود. نویسنده یادآوری می‌کند که در ایران حتی امامزادگان دوردست نیز صاحب بارگاه‌های باشکوه‌اند، اما در بقیع نشانی از معماری، یادمان یا حتی امکان توقف برای زیارت دیده نمی‌شود.

فضای امنیتی حاکم بر قبرستان نیز بخش مهمی از روایت را تشکیل می‌دهد. مأمورانی که مدام زائران را از خواندن زیارت‌نامه منع می‌کنند، هشدارهایی مانند «اغلق کتابک» و حساسیت نسبت به هر نشانه‌ای از عزاداری، همگی تصویری از محدودیت‌های مذهبی در عربستان ارائه می‌دهند.

نویسنده حتی از بازداشت برخی دوستانش در شب نخست ورود به مدینه می‌گوید؛ اتفاقی که پس از خواندن روضه در نزدیکی بقیع رخ می‌دهد و آن‌ها را تا مواجهه با مفتی‌های سعودی پیش می‌برد.

سفر به شهری که غربتش پایان ندارد/ تناقضی پنهان در سرزمین وحی

وحدتی که میان تفاوت‌ها شکل می‌گیرد

با وجود این روایت‌های انتقادی، کتاب تلاش نمی‌کند اختلافات مذهبی را به تقابل دائمی تبدیل کند. یکی از نکات قابل توجه «آواز حجاز» توصیف تفاوت‌های فقهی میان شیعه و اهل سنت در فضایی آرام و بدون تنش است.

نویسنده از شکل صف‌های نماز جماعت، نحوه قرائت سوره‌ها، شیوه وضو و تفاوت در برخی احکام می‌گوید، اما در نهایت بر اشتراکات تأکید می‌کند. او یادآور می‌شود که زائران ایرانی بر اساس فتوای رهبر انقلاب می‌توانند در نماز جماعت اهل سنت شرکت کنند و همین اشتراکات، امکان نوعی همدلی و وحدت را فراهم می‌کند.

حتی توصیف نماز صبح در مسجدالنبی، با آن قرائت‌های طولانی و فضای متفاوتش، بیشتر از آنکه رنگ اختلاف داشته باشد، نوعی مشاهده فرهنگی است؛ مواجهه یک زائر ایرانی با سنتی دیگر در جهان اسلام.

سفرنامه‌ای میان خاطره و تحلیل

آنچه «آواز حجاز» را از بسیاری از سفرنامه‌های مشابه متمایز می‌کند، همین تلفیق روایت شخصی با تحلیل اجتماعی و تاریخی است. نویسنده فقط احساساتش را ثبت نمی‌کند؛ بلکه درباره تغییرات عربستان، وضعیت جهان اسلام، مسئله زیارت و حتی مناسبات فرهنگی میان ملت‌ها نیز حرف می‌زند.

در عین حال، کتاب گرفتار زبان خشک تحلیلی نمی‌شود. نثر اثر روان، صمیمی و در بسیاری از بخش‌ها شاعرانه است. توصیف گنبد سبز، ازدحام زائران، لحظه ورود به بقیع یا وداع خانوادگی، همگی با زبانی نوشته شده‌اند که به‌جای گزارش صرف، حس حضور در صحنه را به مخاطب منتقل می‌کند.

از یک سفر دانشجویی تا روایتی برای یک نسل

شاید مهم‌ترین ویژگی «آواز حجاز» همین باشد که تلاش می‌کند تجربه زیارت را برای نسل امروز بازتعریف کند. در این کتاب، زائر فقط فردی در حال انجام مناسک نیست؛ او جوانی است که با شبکه‌های اجتماعی، تحولات سیاسی، موسیقی، ادبیات و دغدغه‌های هویتی معاصر زندگی می‌کند و حالا همان فرد، در برابر کعبه و بقیع ایستاده است.

به همین دلیل، کتاب نه‌فقط برای مخاطبان علاقه‌مند به سفرنامه‌های مذهبی، بلکه برای کسانی که می‌خواهند تصویری تازه از مواجهه نسل جدید با مفهوم زیارت ببینند نیز قابل توجه است.

«آواز حجاز» در نهایت روایتی است از فاصله میان آرزو و رسیدن؛ از جوانی که تصور می‌کرد حج برایش رؤیایی دور است اما ناگهان خود را در میان صحن‌های مسجدالحرام و مسجدالنبی می‌بیند. سفری که از آرزو در صحن انقلاب مشهد آغاز می‌شود و در کوچه‌های مدینه ادامه پیدا می‌کند؛ سفری میان تاریخ، سیاست، ایمان و حیرت.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

کعبه فرزندان آدم ابوالبشر را پاگیر می‌کند، تو بگو شکل زیباترین زنی که یک مرد می‌تواند در تمام زندگی‌اش ببیند. شاید برای همین است که گفته‌اند نگاه به کعبه عبادت است من هم ساعتی و بلکه ساعت‌هایی نشستم به تماشای این زیباروی مشکی‌پوش و پرندگانی که عاشقانه دورش می‌گشتند و آواز می‌خواندند. قصه پرنده‌ها عجیب بود در مکه بارهاوبارها دیدمشان که دسته‌دسته دور کعبه می‌گشتند و می‌رفتند، انگار فرزندان ابابیل میراث‌داران تاریخ و نگاهبانان ابدی خانه.

کتاب «آواز حجاز» نوشته محمدصالح سلطانی در ۲۰۳صفحه و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

کد مطلب 6841884

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha