حجت الاسلام دكتر كثيري استاد دين شناسي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در آخرين روزهاي خرداد ماه جاري در محل موسسه به بحث پيرامون "الهيات پس از مرگ خدا" پرداخت. آنچه تقديم مي شود، چكيده اي از اين گفتار است كه از سوي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني در اختيار گروه دين وانديشه خبرگزاري "مهر" قرار داده شده است .

وي  در آغاز گفتار خود گفت : عصر حاضر را اگر بخواهيم در چند عبارت بياوريم ، با استفاده از آثار دانشمندان مي توان گفت : عصر فضا، عصر تكنولوژي ، عصر ديالوگ . از نظر علوم اجتماعي، عصر اجتماع تنهايان، يعني  شهرهاي بزرگ داريم، ولي در اين ازدحام همه تنها هستند. ما در عصري هستيم كه از نظر رواني عصر اضطراب است اين عصر، عصر تغيير نرم هاي ( هنجارها)  اخلاقي است ، عصر تغيير ارزشهاست، ارزشها در عصر فرامدرن تغيير يافته ، امروز عصر انتقاد است، امروز عصر سلسله پول و قدرت است، امروز عصر سلسله قدرت، رسانه هاي جمعي و تحريف است و بالاتر از همه " امروز عصر مرگ خدا يا عصر بعد از مرگ خداست".

حجت الاسلام كثيري افزود : اين اصطلاح اولين بار توسط نيچه مطرح شد، اما اين فقط يك اصطلاح نيست، بلكه امروز يك مكتب و مدرسه فكري شده و داراي ساختاري علمي است و  به عنوان يك مكتب فرامدرن مورد بحث قرار مي گيرد. بسياري از جريانهاي فكري غرب قبل يا بعد از رشد با ترجمه ناقص به جامعه اسلامي ما منتقل شده و چون جامعه ما از تاريخ و سرانجام آن بي خبرند، لذا اين بحث ها باعث  جريان سازي در جامعه ما مي شود و عده اي به عنوان روشنفكر و رهبران فكر جديد طرح مي شوند .  مثلا بحث قبض و بسط  يك بحث تاريخي است ولي حتي بزرگاني در حوزه علميه در درصدد پاسخگويي به آن برآمدند و وقت بسياري براي آن گذاشتند.

وي ادامه داد : پس الهيات پس از مرگ خدا  به عنوان اصطلاح و يك فكر و يك موضوع در تاريخ الهيات غرب و به عنوان موضع روز بايد شناخته شود . وقتي ما تاريخ تفكر بشرغربي را ملاحظه مي كنيم، آنان اين گونه القاء مي كنند كه فكر يعني فكر غربي ، انسان يعني انسان غربي، الهيات يعني الهيات غربي ، دين يعني دين غربي و خدا يعني خداي غربي. لذا، متافيزيك و الهيات فقط مال جهان اولي هاست. جهان اولي بودن را متالهان آنها با مسيحيت يكي مي دانند. مثل هيدگر كه در انديشه اش جايي براي فلسفه اسلامي نمي داند چون آن را انديشه نمي داند .  فلاسفه آنان هم فقط غرب و مسيحيت را انديشه مي دانند، البته الان كم كم اسلام را هم به عنوان يك دين به رسميت شناخته اند.

استاد دين پژوهي موسسه امام خميني در بخش ديگري از سخنان خود گفت : بحث بعدي تفاوت بين الهيات و دين است ، امروز مردم با الهيات زندگي نمي كنند ، بلكه با دين زندگي مي كنند، دين و الهيات در غرب يكي نيستند و با آنچه در اسلام است بسيار متفاوت است. نيچه مي گويد: خدا مرده، خدا را ما كشتيم، خداي مسيحيت مرده است. او مي گفت: خدا مرد و انسان از روي ترس خدايي ساخت و اين خداي ساختگي هم مرد.  او در صدد اثبات مرگ خدا از تاريخ غرب است و مي گويد: اين خداوند پير ، اصولا مرده است. او اشاره مي كند كه بودا هم مرد و سالها بعد دوباره او را زنده كردند و امروز آن را مي پرستند . خداي مسيحي هم مرد و دوباره آنرا مي پرستند. اين ويژگي مرگ خدا باعث سطحي شدن دينداري مسيحي ، يعني قشري شدن آن است . بعد سوال مي كند اگر خدا مرده پس كليسا براي چيست؟ لذا راحت مي توان اين ادعاي مسيحيان را رد كرد و گفت نيچه كاري به خدايان ساير اديان نداشت چون او ساير اديان را قبول نداشت. وقتي خدا مرد اكنون انسان بي خدا چه كند؟ ديگر دين و الهيات نبايد داشته باشد؟

وي افزود : طبق اسلام فطرت انساني، خدا خواه است. اما الان بعد از مرگ و حذف خدا از زندگي مردم در غرب، مردم غرب چه مي كنند؟ پس خدا در عصر مدرن از زندگي بشر حذف شد و مرد ولي در عصر فرامدرن مي گويند اصلا اعتقاد به خدا بي معني است. امروز خدا از صحنه زندگي انسان غربي محو شده و بيشترين كلمه و جمله  در غرب اين است كه هر چه را كه مي خواهي انجام بده .  گرچه در غرب خيلي تلاش شده با الهيات هاي مختلف، خدا را بازگردانند، ولي شكست خورده اند. دين در غرب امروز،  ابزاري است در دست انسان براي توجيه متعالي اميال خويش و براي توجيه اعمال حاكمان.

حجت الاسلام كثيري اضافه كرد : در غرب خدا مرد ولي در كشورهاي اسلامي خصوصا ايران، تلاش اين است كه خدا را بميرانند و عمده دليل آن ترجمه هاي ناقص متون غربي است . اين آقايان - مستقيم يا غير مستقيم - ميسيونرهاي مسيحي هستند . يكي از آقايان گفته است: دين و خدا اسرارآميز است ،  و اين نشانه اي از الهيات مسيحي است . مي گويند، دين رازاميز است و هرگونه تصوير بندي عقلاني از دين باعث سكولاريزه شدن آن است. اين حرف را مي زنند تا اسلام را از عقلانيت بياندازند . بله در مسيحيت خدا مرد ولي در اسلام خدا هميشه زنده است.

وي در بخش بعدي سخنان خود گفت : بحث ديگر، بحث عرفي كردن دين است كه الان چند سالي است رايج شده است . چرا عرفي كردن مد شد؟ چون عرفي شدن دين، تلاش براي رهايي از بندها و چاره جويي هاي شريعت است كه  از مسيحيت برگرفته شده است .  اين كه مقام معظم رهبري مي فرمايند در غرب بحران معنويت داريم. بله، بحران معنويت آنان در بحران عقلانيت آنان است . بله ممنوعيت غربي بايد هم دچار بحران شود،  لذا عجيب اين است كه اين معنويت شكست خورده غرب، سخن روز ايران شد. امروز حرفهايي كه در غرب اجازه مطرح شدن ندارند، چون مخالف مسيحيت و برخواسته از لائيسم است، امروز در ايران مطرح مي شود.

حجت الاسلام كثيري افزود :  بحث مهم ديگر، تلاش براي القاي عدم رابطه بين دين و دولت است. آنها مي خواهند انديشه حكومت ديني  را از بين ببرند تا حكومت از دست دينداران خارج شود و دينداران، دين را فقط در عرصه زندگي خصوصي خود رواج دهند.  وقتي خدا مرد چه شد؟ انسان بر مسند خدايي نشست و ملاك تشخيص خير و شر و هرگونه نيروي ماوراي طبيعي رد شد و اگر هم رد نشد، ابزار دست انسان براي رسيدن به اهدافش شد .

 وي در پايان سخنان خود گفت : امروز بحث نقش خداوند در تدوين قانون اساسي اتحاديه اروپا مطرح است . مثلا در سوئيس  اسم خدا را از قانون اساسي برداشتند بعد رفراندوم گذاشتند برگردد يا نه؟ مردم گفتند نه. امروز در اتحاديه اروپا بحث است كه سنت ديني در قانون اساسي بيايد يا نه؟ بعد ا بحث شد اصلا اسم خدا در قانون اساسي بيايد يا نه؟ پاپ گفت: سنت مسيحي جزيي از سنت اروپاست و به اسلام و ديگر اديان راي نداند. آنها امروز حتي از آوردن اسم خدا هم ابا دارند. اين نشانه الهيات بعد از مرگ خدا در اروپاست. انسانهايي كه با مرگ خدا از خدا فاصله گرفتند به چه چيزي پناه بردند؟ به اديان جديد مانند فراماسونري ، جادوگري و ...  .  برخي مي گويند : حقايق جديدي آمده ، امروز مي گويند : دين چيزي است كه الهيات نداشته باشد. امروز كوكاكولا، مك دونالد و ...   دين غرب است.

 

 

 

 

 

 

 

 

کد خبر 89469

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 11 =