به گزارش خبرنگار مهر، سومین همایش نواندیشی دینی، جامعیت و پویایی اسلام با محور اقتصاد و سیاست صبح امروز سهشنبه 30 آذر در سالن شهید بهشتی دانشگاه شهید بهشتی آغاز شد.
در این همایش دکتر پرویز داودی رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری با اشاره به اینکه در همایش نواندیشی دینی سعی شده که تمرکز بحث بر روی معضل کنونی جامعه ما یعنی علوم انسانی باشد، گفت: بر این اساس تمرکز بحث بر روی جامعیت و پویایی اسلام گذاشته شده است.
وی افزود: دین اسلام ژرف و عمیق است و هر کاوشی در آن شود درها و گوهرهای جدیدی نمایان میشود و این توانایی را دارد که در مورد موضوعات اجتماعی الگو و نسخه عمل و سیاست و خط مشی داشته باشد و ارایه دهد. لذا وظیفه این است که این جامعیت و پویایی را بفهمیم و درک کنیم و گستره دین اسلام در علوم را مورد شناسایی قرار دهیم. برای این منظور ابزارهای زیادی در اسلام وجود دارند که حرف برای گفتن دارند. یکی از این ابزارها اجتهاد است.
وی در ادامه تصریح کرد: یکی از معضلات موجود این است که موضوع شناسی را خوب مورد بررسی قرار ندادهایم. در علوم انسانی و در علوم ابتدا باید موضوعات طبیعی شوند و روششناسی علوم انسانی هم باید مورد مطالعه جدی قرار گیرد و در اختیار علمای دین و دانشگاه قرار داده شود تا بتوانیم نظرات و تئوریهای علوم انسانی را براساس دین بنا نهیم.
استاد دانشگاه شهید بهشتی افزود: نکته مهم در علوم انسانی و در تبیین نظریات علوم انسانی این است که با موضوعی به نام انسان سر و کار داریم که بسیار پیچیده و مبهم است. در این پدیده با هجمه عظیمی از نظریات اقتصاددانان غربی مواجه هستیم و متاسفانه با روندی که بعد از رنسانس شاهد بودیم اتکای این علوم بر مادیگرایی و فقدان خدا بوده است.
وی تصریح کرد: لذا در عمده مباحث و نظریات در علوم انسانی شاهد این الگوی مادیگرایی و فقدان خدا و ارزشها هستیم. برای نمونه نظریات فروید در دروس روانشناسی ساری و جاری و حاکم است. نظرات بنتام و مطلوبیت گرایان در اقتصاد سیطره دارند که انسان را موجودی عقلانی و مادی می دانند.
وی افزود: مشکل اصلی این است که موضوع انسان است و فرضهای بیشمار و زیادی را میتوان در مورد او در نظر گرفت و به او نسبت داد.
وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر نظرات مبتنی بر مادیگرایی و فارغ از ارزشها را علمی جلوه دادهاند و بیان کردهاند آنچه علمی هست علم افراطی است. دولتها هم بر همین مبنا اقتصاد، جوامع و سیاستهای اجرایی خود را شکل دادهاند و حتی نهادهایی چون خانواده بر این اساس تبلیغ شده و شکل و سامان یافته است. در رفتار بنگاهها، مصرف کنندگان همین سیاست معیار تربیت بوده است. این الگو که با روش اثباتی شناخته میشود به واقعیتها می نگرد و به چراییها پاسخ نمیدهد. این روش اثباتی و پوزیتیویسمی عالمگیر شده و ما هم متاسفانه آن را پذیرفتهایم و همین را طوطیوار تدریس میکنیم. این یک معضل اساسی است که در علوم انسانی با آن مواجه هستیم.
استاد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی تصریح کرد: برای رفع این مشکل ابتدا باید وارد مباحث مبنایی شد و در این زمینه باید کار جدی صورت گیرد. در مرحله و صحنه بعد باید به روی نظریات علمی کار کرد و آنها را مورد واکاوی دقیق قرار داد. در مرحله بعد باید وارد صحنه کاربردی شویم. در این صحنه بحث مهم مربوط به شاخصها است. براساس همین شاخصها است که کشورها را وزن میکنند باید این شاخصها براساس الگوهای اسلامی واکاوی شوند. در هزاران شاخص علوم انسانی که براساس آنها ارزیابی، قیاس و وزن کشی صورت میگیرد باید وارد شویم. این سه مرحلهای که بیان شد را میتوان با هم پیش برد چرا که در هر سه مرحله تا حدی پیش رفتهایم.