خبرگزاري مهر - گروه سياسي : غرب به خوبي هزينه برخورد نظامي با ايران و حتي استفاده ابزاري از حربه "شوراي امنيت سازمان ملل" را مي داند ولي به نظر مي رسد قصد آنها از بالابردن فتيله جنگ رواني عليه ايران و معرفي مساله هسته اي ايران به عنوان يك "بحران بين المللي" تلاش براي متقاعد كردن جهانيان براي اصلاح N.P.T و افزايش اختيارات آژانس باشد.

به گزارش "مهر" ، محور تبليغاتي ايالات متحده آمريكا عليه برنامه هاي هسته اي  ايران كه ازسال 2003 آغاز شد را مي توان در"ايجاد" و تلاش براي "تثبيت" يك "گفتمان سياسي-هسته اي درمورد ايران" بررسي كرد. اين گفتمان هسته اي -سياسي چند شاخصه كليدي دارد:

 1- استفاده زيركانه از نگراني  جدي جامعه بين الملل در خصوص پيامدهاي دستيابي به سلاح هاي هسته اي به ويژه از سوي ايران.

2- تكيه و تبليغ  بر پنهان كاري و قصورات ايران در مسير فعاليت هاي هسته اي در طول سالهاي 1991- 2003

3-گره زدن و مرتبط كردن موضع گيري هاي سياسي برخي مسئولان سياسي نظام با موضوع هسته اي و ارائه يك چهره جنگ طلب و حامي "تروريسم"  از ايران با استفاده از ابزار رسانه اي.

 4-بهره گيري كامل از سوء تفاهمات و اختلافات تاريخي ميان ايران و همسايگانش به خصوص اعراب حاشيه خليج فارس.

  5-ورود مستقيم آمريكا به عرصه معادلات و معاملات  اقتصادي ايران با كشورهاي منطقه مثل هند، پاكستان، آذربايجان،  تركيه، جمهوري هاي آسياي ميانه، چين، روسيه و ارائه رشوه و امتيازات مالي به اين كشورها به منظور ايجاد انزواي سياسي-اقتصادي عليه ايران و منصرف كردن آنها براي همكاري با ايران.

به گزارش "مهر" ديگر شاخص هاي گفتمان غرب مي تواند چنين معرفي شود: 

6-استفاده مكرر از "سياست چماق و هويج" و "مكانيسم ماشه" در برخورد با ايران براي به حداقل رساندن تحرك و شهامت استراتژيك ايران .

7-ايجاد و حمايت از  كانون هاي داخلي اختلاف در ايران، مثل مساله اقليت هاي قومي و مذهبي و داغ نگه داشتن و گسترده كردن چالش حقوق بشر در مقابل ايران

8-"بازي با زمان" در مقاطع مختلف و تلاش براي گرفتن زمان از ايران به منظور تحميل انفعال بر جمهوري اسلامي، تنگ تر كردن حلقه محاصره سياسي و ارائه غيرمستقيم طرح روسيه به ايران.

 9- مانور تبليغاتي گسترده  براي حمله نظامي به ايران از سوي آمريكا و اسرائيل و اعلام مكرر اينكه ايران فاصله زيادي با بمب اتم ندارد و بايد هرچه زودتر روند هسته اي ايران متوقف شود(به عنوان نمونه اظهارات صريح و خصمانه جان بولتن نماينده آمريكا در سازمان ملل در لابي صهيونيستي واشننگتن)

بهره مندي كشورها از فن آوري برتر قرن مي تواند فاصله تاريخي تكنيك بين غرب و شرق را به حداقل برساند و اين براي ذهن استراتژيست هاي غربي قابل هضم و درك نيست 

دور از ذهن نيست كه جمع بندي و برآيند كلي اين شاخصه ها در فضاي حقوق بين الملل يك "طعم منفي " ولي نه الزاما "واحد و يكسان"  را براي ايران رقم زده و خواهد زد. دليل آراي منفي برخي كشورها عليه ايران در چند اجلاس اخير شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي  را دقيقا مي توان با  توجه به اين گفتمان سازي آمريكا، توجيه كرد، هرچه قدر هم آتش بحران هسته اي و راديكاليسم حاكم بر فضاي پرونده افزايش يابد اين دقيقا به نفع آمريكا خواهد بود.

از سوي ديگر جمهوري اسلامي ايران نيز از ابتداي شروع بحران هسته اي ، به تنظيم و تدوين يك استراتژي و گفتمان هسته اي -سياسي روي آورد كه شاخصه هاي برجسته گفتمان هسته اي -سياسي ايران را چنين مي توان فهرست بندي كرد: 

- تكيه بر فعاليت هاي صلح آميز هسته اي و تكيه بر اين نكته كه سلاح اتمي جايگاهي دردكترين دفاعي ايران ندارد.

-همكاري گسترده با آژانس بين المللي آژانس انرژي اتمي  و اجازه براي بازرسي هاي گسترده "،  " اعتماد سازي با تعليق زمانبندي شده برخي فعاليت ها و تحقيقات هسته اي.

-اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي

-سرمايه گذاري روي شكاف اروپا-آمريكا

- مذاكره با سه كشور اروپايي و روسيه

-لابي و رايزني با كشورهاي غيرمتعهد(نم )

-سياست نگاه به شرق 

- شعار كليدي " انرژي هسته اي به مثابه حق مسلم ايرانيان"

چالش هسته اي ايران را مي توان صحنه تقابل اين دو گفتمان در جهان (افكار عمومي-حقوق بين الملل) تعريف كرد.از مقايسه  دو گفتمان هسته اي -سياسي ايران و غرب مي توان اين گونه برداشت كرد كه  اشكال و ضعف عمده گفتمان هسته اي ايران؛ "عدم ايجاد يك برآيند و طعم جهاني"  و عرضه يك گفتمان نافذ و كامل در عرصه بين الملل بوده و مي باشد. اين در حالي است كه گفتمان هسته اي ايران در داخل مرزها به اعتراف دوست و دشمن، با مقبوليت گسترده و جدي  افكارعمومي ايرانيان مواجه شده است كه اين دستاورد مهمي است كه "لازم" است ولي براي مقابله با غول يخي استراتژي غرب كه هرلحظه بيشترخود را نمايان مي كند، " كافي" نمي باشد.

ديپلماسي غربي يك منظومه همه جانبه را در خصوص ايران طراحي كرده و به اجرا گذاشته است، "بهانه جويي  هسته اي" عليه ايران را مي توان صرفا  نوك بيرون مانده و آشكار  يك كوه يخ بزرگ و مخفي تشبيه كرد و مي توان گفت بيشتر توجه طرف ايراني در طول چالش به اين نوك كوچك معطوف شده است نه آن كوه يخي بزرگ مخفي.

اما  پيش بردن "پنهان ترين" و البته خطرناك ترين وجه گفتمان هسته اي -سياسي غرب عليه ايران را نه آمريكا و نه اروپا بلكه يك سازمان و نهاد معتبر بين المللي با زيركي تمام انجام مي دهد.

ترجيع بند مقامات آژانس بين المللي انرژي اتمي و در راس آنها "محمد البرادعي"، دبيركل آژانس  از ابتداي آغاز چالش هسته اي ايران، بعد از انجام بازرسي هاي گسترده و  استفاده از حسن نيت و همكاري ايران، اين بوده است كه " ايران همكاري مي كند ولي آژانس به دليل فقدان ابزار كافي نمي تواند كاملا راست آزمايي كرده و نسبت به صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي ايران و عدم انحراف به سمت مقاصد نظامي اطمينان حاصل كند"، اين جمله شايد جمله اي ساده و حقوقي و حتي به نفع ايران به نظر برسد، ولي حقيقت اين است كه اين فقط ظاهر مساله است.

اين جمله كليدي، شاه بيت آخرين گزارش البرادعي(مارس 2006) نيز بوده و گزارش با همين عبارت تمام شده است.

ترجيع بند تكراري ديگر قطعنامه ها و گزارشات مقامات آژانس ، تاكيد بر حقوق هسته اي كشورها بر اساس ماده 4 در معاهده N.P.T است كه در قطعنامه هاي مربوط به ايران نيز بارها و بارها تكرار شده است.

به نظر مي رسد يكي از اهداف كلان غرب و به خصوص آمريكا در برخورد با ايران، انجام "كودتايي خاموش" عليه حقوق بين الملل به منظور سلب حقوق هسته اي ملتها است، كودتايي كه امروز در هياهوي هسته اي ايران به محاق فراموشي رفته است

وقتي سخنان " پير گلداشميت" معاون سابق آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز به اين منظومه اضافه مي شود، پازل كامل تر مي شود. گلد اشميت در گفتگو با سايت موسسه كارنگي در فوريه 2006  چند "پيشنهاد حقوقي" ارائه مي كند:

1- افزايش اختيارات آژانس در بازرسي ها.

2- ممانعت از اين تفكر كه دولت متخلف مي تواند هر زمان كه خواست از ان پي تي خارج شده و از مواد اتمي غيرقانوني خود بهره مند شود.

3- تعليق فعاليت هاي مربوط به چرخه سوخت دولت هاي مشكوك به مدت ده سال.

گلداشميت اظهار مي دارد: " در مورد ايران شوراي حكام با تصويب چند قطعنامه از اين كشور خواست همكاري بيشتري با آژانس مبذول داشته و شفافيت بيشتري در برنامه هاي تسليحاتي خود نشان دهد. سه سال پس از افشاي فعاليت هاي هسته اي پنهاني ايران، بازرسان آژانس هنوز از اختيارات لازم و دسترسي به تاسيسات هسته اي اين كشور براي اطمينان از عدم وجود ساير مواد و فعاليت هاي هسته اي مخفيانه برخوردار نيستند."

وي سياست هاي ايران را ناشي از عدم "ايجاد التزام قانوني" قطعنامه هاي شوراي حكام  خواند و گفت :من پيشنهاد كرده ام كه يك قطعنامه كلي كه دربردارنده التزام قانوني باشد از سوي شوراي امنيت سازمان ملل صادر شود كه بطور اتوماتيك (و موقت) به چنين افزايشي در اختيارات آژانس در برخورد سريع با كشوري كه حاضر به تمكين در مقابل آژانس نشد منجر مي شود. اين البته هيچ ارتباطي با تحريم ندارد.

به نظر مي رسد يكي از اهداف كلان غرب و به خصوص آمريكا در برخورد با ايران، انجام "كودتايي خاموش" عليه حقوق بين الملل به منظور سلب حقوق هسته اي ملتها است، كودتايي كه امروز در هياهوي هسته اي ايران به محاق فراموشي رفته است.

تحمل اين مساله كه انرژي هسته اي به عنوان تكنولوژي برتر قرن، بطور عادلانه و برابر در اختيار در همه ملتهاي جهان باشد با شالوده تفكر تمدن غرب منافات دارد، بهره مندي كشورها از فن آوري برتر قرن مي تواند فاصله تاريخي تكنيك بين غرب و شرق را به حداقل برساند و اين براي ذهن استراتژيست هاي غربي قابل هضم و درك نيست.

نكته ديگر اين است كه غرب به خوبي هزينه برخورد نظامي با ايران و حتي استفاده ابزاري از حربه "شوراي امنيت سازمان ملل"  را مي داند،  ولي به نظر مي رسد قصد آنها  از بالابردن فتيله جنگ رواني عليه ايران و معرفي مساله هسته اي ايران به عنوان يك "بحران بين المللي" تلاش براي متقاعد كردن جهانيان براي اصلاح N.P.T و افزايش اختيارات آژانس كه مقدمه يك "كودتاي خزنده عليه حقوق بين الملل"مي تواند تفسير شود، باشد.

در اين ميان روشنگري گسترده وجهاني ايران درمورد اين كودتاي پنهان مي تواند يكي از شاخص هاي كليدي گفتمان هسته اي-سياسي جمهوري اسلامي ايران باشد.