به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این مراسم "شمسالدین نورالدیناف" مسئول فرهنگ وزارت حکومت شهر، سنت شاهنامهخوانی را یکی از سنتهای قدیمی ماوراءالنهر و ایران و یکی از پیوندهای فرهنگی فارسیزبانان دانست و از سفیر و رایزن فرهنگی کشورمان به خاطر پشتیبانی از برگزاری این مراسم تشکر کرد.
وی گفت: در سال 1989کوششی برای شاهنامهخوانی توسط استاد لایق شیرعلی از رادیو صورت گرفت که بنده هم افتخار همکاری داشتم. شاهنامهخوانی باعث خودشناسی و وطنپرستی همه ما گردید.
علیاصغر شعردوست سفیر ایران گفت: محفلی چنین باشکوه برای بزرگداشت فردوسی و شاهنامه نشانة علاقة مردم تاجیکستان به روح وطنپرستی ملت تاجیک است. شاهنامه سند هویت ماست. شاهنامه سندی است که هزار سال از آن گذشته، دستفرسود زمان نشده و بر فخامت زبان گواهی میدهد.
وی افزود: آنچه فردوسی هزار سال پیش در توس سروده است، امروز هم در خجند و مشهد و شیراز هواخواهان بسیار دارد. تا زمانی که از فردوسی وطنشناسی میآموزیم، هجوم فرهنگهای بیگانه نمیتواند خللی به ما رساند.
علیاصغر شعردوست اضافه کرد: شاهنامهخوانی سنتی طولانی داشته است. نقالی اصلاً بر پایه شاهنامه بنا شده است. این هنر پرمعنا، ادبیات و مفاهیم اخلاقی و حماسی که در شاهنامه نهفته، در محافلی برده که حتی مردم بیسواد بودهاند. این کتاب یکی از ارجمندترین مفاهیم دینی، حماسی و اخلاقی را در خود دارد که هر کس به فراخور دانش خود از آن بهره بردارد. تا آدمی در این گنبد دوار زندگی میکند، فردوسی زنده است. تا وقتی که به این طریقت افتخارآمیز راه میسپریم، تا آدمی زنده است، تا فضیلتهای آدمی زنده است، فردوسی و شاهنامه هم زنده است چرا که با یک عنصر قدسی پیوند دارد و این پیوند قدسی نامیرا است. امروز مردمان فارسیزبان و هر که در این محدودة جغرافیای فرهنگی زندگی میکند، مفتخر به آن است. هنوز روح فردوسی ما و شما را به هم پیوند میزند و به جهانیان سند هویت خود را نشان میدهیم.
"ولی صمد" پژوهشگر تاجیک هم درباره نگاه استالین به شاهنامه گفت: استالین 13 ساله بود که شاهنامه به دست گرفت. پدر استالین شاهنامه را خوب میدانست. استالین 30 سال بر شوروی سروری کرد. از 1936 تا 1948 در همة برنامههای ادبیات و هنر جمهوری های شوروی شرکت کرده بود ولی در هیچ یک سخنرانی نکرده بود. او در جشنوارهای که سال 1942 برای تاجیکستان برگزار شده بود به تجلیل از ادبیات تاجیک پرداخت.
وی اضافه کرد: استالین در سخنانی تاجیکان و ادبیات فارسی و تاجیک را ستود که این یک امر غیرعادی بود و تأکید او در سخنرانی خود بر نقش فردوسی بود. این امر موجب کدورت سروران دیگر جمهوری ها شد.
"قهرمان سلیمانی" رایزن فرهنگی ایران در دوشنبه نیز گفت: ما و شما در آسیای مرکزی در پی چه چیزی هستیم؟ این سرزمین اقلیم و جغرافیای شاهنامه است. اگر در ارگ بخارا هنوز آخور اسب سیاوش وجود دارد، به خاطر این است که هنوز سیاوش در زندگی این مردم حضور دارد. اگر تپه افراسیاب در سمرقند امروز یکی از کانونهای باستانی است، روایت زندگی و تاریخ مردم ایرانی نژاد است.
وی ادامه داد: ما یک گذشتة تاریخی پر ارج و قرب داریم و شاهنامه راوی تاریخ این مرز و بوم و ریشهها و پیوندهای تاریخی و هویت این گسترة جغرافیای فرهنگی است. مظلوم ترین شهید تاریخ اساطیری ایران زمین (سیاوش) در این سرزمین است. به عبارتی این قلمرو گسترهای است که مردمان ایرانی نژاد در گذر زمان برای آبادانی و تبدیل کردن آن به کانونی زنده از تمدن کوشیده اند، امری که امروز هم دوام دارد. ایرانی نژادان باشندگان دیروز و امروز این سرزمین هستند.
سلیمانی گفت: اجازه میخواهم این محفل را در کنار محفل بزرگداشت فردوسی، محفل «خودشناسی و بازشناسی هویت ملی» بنامم.
در این مراسم گروهی از دانشآموزان مدارس تاجیکستان قطعاتی از شاهنامه سرودند. در پایان نیز به سه نفر از دانشآموزان برگزیده جوایز ویژهای اهدا شد.


نظر شما