۱۲ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۲۳

بررسی چرایی گسترش «جماعت تبلیغ»؛

صوفی های سلفی را بشناسیم/ بنیان های اعتقادی جماعت تبلیغ

صوفی های سلفی را بشناسیم/ بنیان های اعتقادی جماعت تبلیغ

جماعت تبلیغی ها، صوفی ترینِ سلفی ها هستند. محدود نشدن جماعت تبلیغ به یک رویکرد خاص مذهبی، پرداختن به اشتراکات همه مذاهب و نیز دوری شدید از سیاست، در گسترش آن ها موثر بوده است.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه ــ حامد رضایی: شاید عجیب به نظر برسد که در عصری که رسانه های مدرن بر تمامی زندگی بشر چنبره زده و انسان ها بیش از آنکه در فضای حقیقی زندگی کنند، در فضای مجازی سیر می کنند؛ جماعتی که با سرعتی خارق العاده گسترشی بی نظیر در سطح کشورهای اسلامی و حتی غیراسلامی داشته، جماعتی است که هرگونه استفاده از ابزار و رسانه های مدرن را قویا نفی می کند. گروهی که بزرگانش اجازه گرفتن عکس و ضبط صدای شان را نمی دهند. آنها برای تجمعات بزرگ خود که تا ۳ میلیون نفر شرکت کننده دارد، حتی حاضر به چاپ یک اعلامیه و پوستر عادی نیز نیستند. چراییِ گسترش این جماعتِ به شدت سنتی در عصر تماما مدرن، خود می تواند پرسشی جدی برای اندیشمندان باشد.

پیدایی و گسترش جماعت تبلیغ

کمتر از ۹۰ سال از تشکیل «جماعت تبلیغ» می گذرد. مولانا الیاس کاندهلوی از علمای حنفی هند در سال ۱۹۲۷ یک گروه ده نفره تبلیغی راه اندازی کرد تا به مردم میوات در حوالی دهلی، اولیات اسلام چون شهادتین و نماز را یاد دهند. کاندهلوی پیش از این نیز از اختلاط اسلام و هندوئیزم در میان مسلمانان هند و ضعف عقیده مسلمین رنج می برد. لذا به تاسیس مکتب خانه و مدارس علمیه در آن منطقه همت گمارد. پس از مدتی اما دریافت که این شیوه سود چندانی نداشته و امر «تبلیغ» نیازمند انقلابی در محتوا و مهمتر از آن در روش است.

در مدتی کوتاه جماعت مولانا الیاس به طرز عجیبی در شبه قاره گسترش پیدا کرد. پس از مرگ الیاس، پسرش یوسف و پس از او انعام الحسن توانستند آن را به جهان عرب، آسیای مرکزی، جنوب شرق آسیا، کشورهای غربی و آمریکای لاتین گسترش دهند. تا جایی که جماعت تبلیغ هم اکنون دارای بیش از ۱۰ میلیون عضو فعال[۱] و تشکیلاتی گسترده در حدود ۱۶۰ کشور – تقریبا تمام کشورهای جهان - است. تجمعات سالانه جماعت در پاکستان و بنگلادش با حدود ۳ میلیون نفر شرکت کننده، بزرگترین اجتماع اهل سنت جهان پس از مراسم حج به شمار می رود.

جماعت تبلیغ از حدود ۵۰ سال قبل در ایران نیز حضور پیدا کرده و قطعا یکی از دلایل «دیوبندی» شدن اهل سنت جنوب شرق کشور بوده است. حتی گفته می شود جماعت تبلیغ آسیای مرکزی از زاهدان مدیریت می شود. [۲]

این جماعت با همین رویکردهای شدیدا سنتی اش توانسته در غرب نیز نفوذ خوبی پیدا کند. به طوری که شهر دیوزبری (Dewsbury) که از مراکز مهم جماعت تبلیغ در انگلستان است، نزد انگلیسی ها به جمهوری اسلامی دیوزبری معروف شده است! [۳] یکی از رهبران جماعت می گوید: «گستردگی فعالیت جماعت تبلیغی در فرانسه به حدی است که ممکن است این کشور حتی در دوران حیات ما به یک کشور مسلمان تبدیل شود.»[۴]

بنیان های اعتقادی جماعت تبلیغ

جماعت تبلیغی ها، صوفی ترینِ سلفی ها هستند. [۵] جماعت تبلیغ در دل مکتب دیوبند رشد کرده که خود تلفیقی است از نص گرایی و تصوف. نص گرایی دیوبند ریشه در عقاید شاه ولی الله دهلوی دارد که او نیز متاثر از سنت فکری نجد و ابن تیمیه است. دیوبندی ها به لحاظ فقهی حنفی و به لحاظ کلامی اشعری – ماتریدی اند و در عین حال رگه هایی از سلفیت خصوصا در موضوع توحید و شرک به همراه دارند.

 تفاوت اصلی تصوفِ دیوبندی با سایر مکاتب صوفیانه، در مناسکی بودن یا نبودن این دو است. دیوبندیان سعی می کنند تصوف را از وجوه مناسکی اش خالی کرده و تزکیه نفس و مبارزه با رذایل اخلاقی را به جای آن بنشانند. در واقع آنان با تفکیک تصوف از مناسک خاص آن، میان صوفی گری و مبانی ابن تیمیه در باب «توحید» آشتی برقرار می کنند.

همراه داشتن همزمان وجوهی از سلفیت و تصوف، سبب شده تا همواره از سوی سلفی ها به صوفی بودن و از سوی صوفی ها به وهابی بودن متهم باشند! از طرفی توسط بریلوی های شبه قاره «وهابی» نامیده می شوند و از طرف دیگر دولت عربستان فعالیت های جماعت را مخرّب دانسته و اجازه فعالیت به آنان در خاک خود را نمی دهد! [۶]

شاید بتوان تلفیق معنویت گرایی صوفیانه و بنیادگرایی سلفی را از عوامل اقبال مسلمانان به جماعت اسلامی برشمرد.

تبلیغ وظیفه «همه»

دو عامل در گسترش جماعت تبلیغ نقش موثری داشته: عمومی کردن امر تبلیغ و تلفیق تبلیغ و تهذیب. [۷] البته نباید از عامل مهم عدم دخالت در مسائل اختلافی فقهی، اعتقادی و سیاسی به راحتی عبور کرد.

عمومی کردن امر تبلیغ از جمله خلاقیت های مولانا الیاس بود که در گسترش جنبشی که به راه انداخت بسیار موثر بود. مولانا الیاس می گفت که تبلیغ دین وظیفه «همه» مسلمین است و هریک باید مدتی از زندگی خود را به امر تبلیغ بگذرانند. و در این میان فرقی میان روحانی و غیرروحانی و باسواد و بی سواد نیست. محتوای ساده تبلیغ، نیاز به تخصص در امور دینی را از بین می برد. مبلغ اولیات دین که مورد اجماع تمامی مسلمین از تمامی مذاهب است را تبلیغ می کند: شهادتین، نماز، زهد، پاکدامنی، ایثار، مهربانی و...

جماعت از ابتدای تاسیس خود را از صحبت کردن درباره چهار موضوع دور نگه داشته: اختلافات فقهی، اختلافات عقیدتی، سیاست و امراض امت اسلامی (عدم ورود به اوضاع جوامعه اسلامی و حرکت ها و گروه های اسلامی) [۸]. محدود نشدن جماعت به یک رویکرد خاص مذهبی، پرداختن به اشتراکات همه مذاهب و نیز دوری شدید از سیاست، در گسترش آن موثر بوده است. برای شرکت در جماعت تبلیغ از شما نمی پرسند که شیعه هستید یا سنی، مالکی هستید یا حنفی و یا اشعری هستید یا سلفی. البته نمی توان ادعا کرد که جماعت توانسته کاملا بر این اصل خود پایبند بماند. بالاخره جماعت تبلیغ خاستگاهی دیوبندی دارد و بی تردید بیشترین نقش را در رشد بدنه اجتماعی این مکتب ایفا کرده است.

اعضای جماعت کتابهای بسیار معدود و مشخصی برای تبلیغ دارند که مهمترین آنها «فضایل الاعمال» است. عمده مباحث این کتاب شامل داستان و توصیه های اخلاقی و نیز بیان فضایل صحابه است. افراد جماعت مردم را در مسجد جمع کرده و بخش هایی از کتاب را برای آنان می خوانند.

از جمله دلایلی که دافعه جماعت را کم کرده است تقدم دادن «امر به معروف» بر «نهی از منکر» است. جماعتی ها معتقدند که باید به جای نهی از منکر، درک و شعور ایمانی و احساس دینی را بیدار کرد و به تکثیر و ترویج معروفات مشغول شد. [۹]

تلفیق «تبلیغ» و «تهذیب»

مهمتر از عمومی کردن تبلیغ، ایجاد روحی به شدت زاهدانه و ریاضت گونه در جماعت تبلیغ است که به اقبال عمومی به آن و گسترش شگفت انگیز جماعت کمک کرده است. جماعتی نیامده که در اثر تبلیغ پولی بگیرد یا شکم خود را سیر کند. اتفاقا آمده که گرسنگی و سختی بکشد. او زندگی و کاسبی خود را رها کرده و آمده است که تهذیب نفس کند و خود را بسازد. جماعتی ها معمولا غذاهایی بسیار کم، ساده و فقیرانه می خورند و در گوشه ای از مسجد می خوابند. تمام زندگی شان یک پتو است و یک بشقاب و لباس تن شان. همین چند قلم وسیله را داخل یک ساک کوچک گذاشته و با پای پیاده به دوردست ترین مناطق برای تبلیغ می روند. هدف اصلی جماعتی نه هدایت دیگران، که از بین بردن زنگارهای درونی خود است. لذا نسبت به افراد نگاه از بالا به پایین ندارد و همین مسئله از عوامل موفقیتش است.

جماعتی در مسجد منتظر نمی ماند تا مردم برای کسب فیض به خدمت او شرفیاب شوند. جماعتی مجبور است نفسانیت خود را زیر پا بگذارد و به در خانه تک تک همسایه های مسجد رفته و آنها را به مسجد دعوت کند. او باید سراغ تک تک افراد بی نماز و بی ارتباط با مسجد رفته و نه تنها از برخوردهای بعضا تلخ آنان نرنجد که این برخوردهای زننده را به عنوان فرصتی برای تهذیب ببیند. [۱۰] اکرام مسلمانان و محبت و دلسوزی نسبت به آنان از اصول اساسی جماعت در هر شرایطی است که اگر کسی آن را رعایت نکند جماعتی نیست. برای موفقیت در تبلیغ «اخلاص» حرف اول و آخر را می زند.

کار اصلی مبلّغ سخنرانی نیست، بلکه تعامل و نوع رفتار با مردم است که وزن اصلی تبلیغ را بر دوش می کشد. در این روش معنویت و رفتار برادرانه و ایثارگرانه مبلغ، بیش از خود محتوای تبلیغ موثر است. تبلیغ باید همچون سبک تبلیغی پیامبر اسلام «ص» کاملا چهره به چهره باشد. لذا هرگونه استفاده از ابزار آلات مدرن جایی در جماعت تبلیغ ندارد. حتی جماعتی های انگلستان از رایانه استفاده نمی کنند. [۱۱]

این روحیات زاهدانه از طرفی چهره ای مقدس و پاک از جماعت تبلیغ در اذهان مردم ساخته و از طرف دیگر جذابیت بسیاری برای جوانانی ایجاد کرده که در پی ارضای حس فطری یاری دین خدا هستند.

جماعت تبلیغ و سیاست

از جمله عواملی که موانع گسترش جماعت را از پیش روی این جنبش برداشته، عدم دخالت آنها در مسائل سیاسی است. رهبران جماعت تبلیغ دعوت و تبلیغ را ارجح بر سیاست و مسائل سیاسی می دانند. آنان رسالت فرهنگ و تبلیغ (اسلام مکی) را رسالت اصلی اسلام دانسته و سیاست و حکومت را فرع بر این رسالت می دانند. از نظر رهبران جماعت تبلیغی «آنچه در مدینه اتفاق افتاد فرع و آنچه در اسلام مکه آمده، اصل است و بر خلاف عرف جاری که الگوی مدنی را ناسخ الگوی مکی گرفته اند، این نظریه الگوی مکی را ناسخ اسلام مدنی می داند؛ چون اصل، ناسخ فرع تواند بود، نه بالعکس... طبق این نظریه، رسالت اصلی اسلام، همان رسالتی است که در مکه ظهور کرد و آنچه در مدینه پدیدار شد، در واقع رسالت ثانوی و فرعی اسلام بود.»[۱۲]

این عدم دخالت در سیاست در حدی است که آنها حتی هیچ اظهارنظری درباره فلسطین نیز نمی کنند. شاید به همین دلیل است که تنها جریان اسلامگرایی که مجوز حضور در سرزمین های اشغالی فلسطین را دارد جماعت تبلیغ است! [۱۳]

البته دوری جماعت از سیاست نباید رهزن تحلیل گران شود. بسیاری معتقدند که جماعت همچون پلی میان جوانان بی اعتنا به مذهب و جوانان مشتاق جهاد و شهادت عمل می کند. «ابراهیم عزت» امیر جماعت تبلیغ در مصر گاهی به کنایه به عبدالسلام فرج (از رهبران سلفی جهادی) می گفت: «من مردم را از خیابان به سوی مساجد می کشانم، بقیه کار با تو.»[۱۴] خیلی از جهادی های شناخته شده روزی عضو جماعت تبلیغ بوده اند.

فرصت ها و تهدیدها

ظرفیت های حاصل از چنین جنبش بزرگی که در جغرافیایی به پهنای عالم فعالیت می کند، قطعا نمی تواند مورد طمع جریانات مختلف سیاسی و مذهبی نباشد. جماعت به همان مقدار که از جانب رویکردهای سلفی اش می تواند مورد بهره برداری جریان های سلفی قرار گیرد، به دلیل نگاه های قوی صوفیانه اش و نیز پرهیزی که از پرداختن به مسائل اختلافی دارد ظرفیت بالایی برای تعامل با شیعیان دارد.

ولی آنچه در عمل اتفاق افتاده غفلت از ظرفیت جماعت و حتی تهدیدانگاری آن از سوی ما و نفوذ جریانات سلفی در آن است. خطر نفوذ وهابیت در جماعت تبلیغ وقتی جدی تر می شود که به مشکل جدی جماعت یعنی عوام زدگی حاکم بر آن و کم بودن سواد دینی اعضای آن[۱۵] توجه داشته باشیم.

به هرحال و فارغ از خوشایند یا بدآیند ما، جماعت تبلیغ یک واقعیت بزرگ و موثر نه تنها در کشور ما که در سراسر جهان اسلام است. و ما باید یاد بگیریم که واقعیات را نمی توان از بین برد، بلکه باید راهی برای تعامل با آن گشود.


[۱]  - جماعت تبلیغ؛ الگوی جهادی، جنبش فراگیر جهانی، سید علی موسوی، اتحادیه امت واحده، pdf

[۲]  - جماعة التبلیغ، علی ملاموسی میبدی و مهدی فرمانیان، ص ۳۰

[۳] - اطلس رهبران، مهدی تجریشی، ص ۳۴۴

[۴]  - جماعة التبلیغ، علی ملاموسی میبدی و مهدی فرمانیان، ص ۲۶

[۵]  - اطلس رهبران، مهدی تجریشی، ص ۳۱۸

[۶]  - همان، ص ۳۱۵

[۷]  - جماعت تبلیغ؛ الگوی جهادی، جنبش فراگیر جهانی، سید علی موسوی، اتحادیه امت واحده، pdf

[۸]  - اطلس رهبران، مهدی تجریشی، ص ۳۱۶

[۹]  - جماعة التبلیغ، علی ملاموسی میبدی و مهدی فرمانیان، ص ۴۲

[۱۰]  - جماعت تبلیغ؛ الگوی جهادی، جنبش فراگیر جهانی، سید علی موسوی، اتحادیه امت واحده، pdf

[۱۱]  - اطلس رهبران، مهدی تجریشی، ص ۳۱۷

[۱۲]  - حسین جهانتیغ، پدیدارشناسی سیاست در جریان جماعت تبلیغ، فصلنامه مطالعات راهبردی بسیج، شماره ۶۳، ص ۱۴۱

[۱۳] - اطلس رهبران، مهدی تجریشی، ص ۳۱۵

[۱۴]  - جماعة التبلیغ، علی ملاموسی میبدی و مهدی فرمانیان، ص ۴۷

[۱۵]  - جماعت تبلیغ؛ الگوی جهادی، جنبش فراگیر جهانی، سید علی موسوی، اتحادیه امت واحده، pdf

 

کد خبر 3659182

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • رضا ۱۲:۵۷ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۶
      1 0
      سلام ایا واقعا همچین گروه یا جماعتی در دنیا وجود داره اگه داره چطور میشود عضو این گروه کهکشانی شد
    • مرتضی . ۱۲:۳۹ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۹
      3 1
      واقعا از تحقیق شما اقای رضایی درباره جماعت تبلیغ لذت بردم چونکه من تقریبا میشناسم چند نفر رو از اعضای جماعت تحقیق شما رو کاملا تایید میکنم در ضمن دو صفت خاص و از اصولهای مهم این جماعت یکی خیر خواهی و شفقت نسبت به تمام انسانهای دنیا و دوم برای کار تبلیغ از هیچ کسی پاداش نخواستن.یعنی هر فرد با جان و مال و وقت خودش در این راه زحمت کشیدن.این یعنی همان صفاتی که خداوند به انبیا کرام داده بود
    • دادخدا ۱۲:۵۰ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۸
      3 1
      سلام مطلب بسیار بسیار عالی بود آقای رضایی واقعا تحقیق مکمل ومنظم ی در باره این جماعت خیر خواه و شفیق برای تمامی انسانها ی دنیا انجام دادین از خداوند متعال براتون رفع درجات مسالت دارم دوستانی که میخوان جزء این جماعت خیر خواه باشن با یکی از افراد این جماعت مشورت کنن یا با یکی از مراکز جماعت تبلیغ مراجعه کنند جزاکم الله خیر فی الدارین
    • رضا IR ۰۳:۲۸ - ۱۴۰۲/۰۴/۱۹
      0 0
      واقعا حرفها درستی بود چون خودم در حالی که شیعه ام وقتی باهاشون حرف میزدم اصلا براشون مذهب مهم نبود و حس محبت میکردم باهاشون