۱ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۰۷

بازخوانی مهر؛

میلاد باب الحوائج در شعر آئینی/ گلبن صادق عترت، ثمری آورده‌ست

میلاد باب الحوائج در شعر آئینی/ گلبن صادق عترت، ثمری آورده‌ست

میلاد خجسته حضرت اباالحسن امام موسی کاظم(ع) از مناسبت‌های فرخنده ماه ذیحجه است که شاعران آئینی ما هم به وصف شاعرانه آن بر آمده‌اند.

خبرگزاری مهر گروه فرهنگ: بیستم ذیحجه سال ۱۲۸ هجری قمری در خانه امام صادق(ع)، نوری تابیدن گرفت تا شجره امامت با طلوع امام موسی بن جعفر (ع) تداوم یابد و ارادت شاعران آئینی ایران زمین به این امام همام باعث شده است تا اشعار متعددی درباره این مناسبت فرخنده سروده شود.

یکی از این اشعار، سروده‌ای ست از حمید ضیاءیزدی که در شعر خود با اشاره به نام مبارک مادر امام کاظم(ع)، یعنی حضرت حمیده (س)، چنین آورده است:

ساطع شده نور آسمـان‌هـا بـه زمین
امشب شـده مـتـصـل ثـریا بـه زمین

امشب گل بـاغ مصطفــی آمده است
آورده تمام کهکشــان را بـه زمـیــن

امشب متحیّرم کجا را نـگــرم
آیــا نــگــرم بـه آسمان یا به زمین؟

ارکــان زمیـن بـه رقـص در آمده اند
غـوغـای عـجیبـی شده برپا به زمین

ای کاش کسی بود که با من می گفت
امشب چـه خبر شده در أبوا به زمین؟

جمعی ز فــرشتـگـان ندا سر دادند
آورده خدا ولــیِّ خود را به زمین

از بطــن حمیده و ز صلب صادق
آمد پـسـری به نام موسی به زمین

تا دیــده گشود ماه لرزید و شکست
افتــاد از آسمــان در اینجا به زمین

با خیل فرشته هــا بــه همراه علــی
آمد ز جنان حضرت زهرا به زمیــن

امـشـب چه شود عیدی ما این باشد
یـک لحظه نظر کنی خدایا به زمین

و اما شعر دیگر در این زمینه، از آنِ قاسم رسا است که با اشاره به عنوان باب‌الحوائجی حضرت، چنین می‌سراید:

چون گل گلزار صادق پرده از رخ برگرفت
عالم از نور جمالش جلوه ی دیگر گرفت

آفتاب صبح صادق آنکه از صبح ازل
روشنی خورشید از آن ماه بلند اختر گرفت

دُرّ مکنون پرورش چون یافت در مهد صدف
شد حمیده خو، چو خو در دامن مادر گرفت

موسی کاظم امام هفتمین نور خدا
آنکه نور عارضش آفاق سرتاسر گرفت

آنکه روشن از جمالش گشت آیات خدا
وانکه رونق از کمالش شرع پیغمبر گرفت

هم ادب رونق از آن گنجینه آداب یافت
هم سخن زیور از آن کلک سخن گستر گرفت

شد رها از بند محنت آنکه از صدق و صفا
دامن باب الحوائج موسی جعفر گرفت

از در باب الحوائج روی حاجت بر متاب
زانکه فیضش چشمه از سرچشمه ‌ی داور گرفت

در صف محشر شفاعت یافت آنکو چون رسا
دامن موسی بن جعفر در صف محشر گرفت

سید رضا مویّد هم از شاعرانی است که درباره این شخصیت نورانی شعر دارد:

ای آفتـاب حُسن، به زیبایی ات سلام
وی آسمــان فضل به دانایی ات سلام

در صبر، شاخصی، به شکیبایی ات سلام
تنها تو کاظمی که به تنهایی ات سلام

هرگه غضب به قلب رئوف تو یافت دست
از آب عفــو آتش خشمت فرو نشست

ای صرف گشته عمر گران تو در نماز
دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز

مطلوب ایزد است بیان تو در نمــاز
واجب بُود درود به جان تو در نماز

ای جلوه های لطف خدا دودمان تـو
این دوستی است دوستی خاندان تو

تو عبد صالح و به کف ات قدرت خــداست
هر ادعا ز قدرت و عزت، تو را سزاست

هارون چگونه صاحب این دعوی خطاست؟
کی ابر هر کجا که بباری ز ملک ماست

قدرت از آن توست کــه بر ابر پیــل وار
فرمان دهی و شیعـه خود را کنی سوار

رضا اسماعیلی هم وجود مبارک امام موسی بن جعفر (ع) را چنین توصیف می‌کند:

وارث مُلک تبسم، کاظم است
عشق عالمتاب هفتم، کاظم است

آفرینش، سوره ای از مهر او
بر لب هستی، تبسّم کاظم است

مُصحف اخلاص و قاموس یقین
بحر عرفان را تلاطم، کاظم است

ترجُمان وحدت دلهای ما
تابش مِهر تفاهم، کاظم است

مِی پرستان! وقت سرمستی رسید
در مِیستان، هفتمین خُم، کاظم است

آسمان! تبریک، فصل هفتم است
مِهر عالمتاب هفتم، کاظم است

و اکنون نوبت به حسین ایمانی می رسد تا در بخشی از شعر خود چنین آورد:

بر لب شیخ الائمه، غنچه لبخند شوق
با نگاهی سوی گهواره شکوفا می‌شود

عشق را احساس و با احساسِ قلبم عشق کن
زیر و رو کن خاک را کی مثل موسی می‌شود

در تمام دوره ها حجت به دنیا لازم است
اولین حجت پس از اتمام حجت کاظم است

وارث بر حق علم باقری و صادقی ست
بین شیخ عشق و سلطان بودن او منطقی ست

عاشق دین خدا از نسل یاس و مرتضی
عشق بازی از تبار ذوالفقار عاشقی ست

و اما یکی از زیباترین اشعار در این میلاد مبارک، شعر ژولیده نیشابوری است:

می‌سزد گر ساقی امشب باده در ساغر بریزد
باده در ساغر به عشق یار سیمین بر بریزد

می‌سزد گر آب زر امشب برای وصف دلبر
 جای جوهر از قلم بر صفحه دفتر بریزد

می‌سزد امشب اگر طوطی طبعم پَر گُشاید
 جای شعر از سینه ام لعل و دُرّ و گوهر بریزد

می‌سزد امشب اگر از رحمت حق ابر رحمت
 جای باران بر زمین گه عطر و گه عنبر بریزد

می‌سزد امشب اگر روح الامین از فرط شادی
 بر سر خلق جهان از عرش اَعلا، زَر بریزد

می‌سزد امشب اگر از دیدن باب الحوائج
 شادی از رخسار و نور از روی پیغمبر بریزد

می‌سزد امشب اگر از مقدم موسی بن جعفر
 اشک شوق از دیدگان ساقی کوثر بریزد

می‌سزد، امشب اگر بهر نثار مقدم او
 آسمان از دیدگان خویشتن اختر بریزد

می‌سزد امشب اگر از یُمن این مولود مریم
 بهر کوری حسودان عود در مجمر بریزد

می‌سزد امشب اگر از آسمان و ابر ظلمت
 خاک غم بر فرق خصم موسی جعفر بریزد

زد قدم در ملک هستی آن که از یُمن قدومش
وجد از دیوار و شادی و سرور از در بریزد

زد قدم شاهی که از بهر نثار مقدم او
 زآسمان روح القدس از شوق دل اختر بریزد

آمد آن فرمانروایی کز برای مدحت او
جای شعر از سینه «ژولیده» گان گوهر بریزد

او در شعر دیگری هم عرض ادب شاعرانه خود را به آستان آن امام همام تقدیم کرده است:

مژده، ‌ ای دل که به ما تاج سری داد خدا
شب ما سوته دلان را سحری داد خدا

سجده شکر به جا آر که از رحمت خویش
تیر جانسوز دعا را اثری داد خدا

شجر طیبه ی گلشن طاها را باز
هم ثمر داده و هم برگ و بری داد خدا

تا که اسلام، قوی گردد و الحاد، ضعیف
صدف بحر ولا را گهری داد خدا

ای صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف
صادق آل نبی را پسری داد خدا

ملک از کنگره ی عرش برین مژده دهد
که به ما ناجی نیکو سِیَری داد خدا

بهر آزادی ابناء بشر بار دگر
به بشر رهبر فریادگری داد خدا

تا کند زیر و زبر کاخ ستم را ای دل
مژده ‌ی آیت فتح و ظفری داد خدا

تا به پرواز درآید به جهان طائر فکر
امشب از شوق و شعف بال و پری داد خدا

شادمانم من «ژولیده» که از رحمت خود
به من بی هنر امشب هنری داد خدا

اهلی شیرازی هم از شعرای مدیحه خوان حضرت ابالحسن موسی بن جعفر (ع) است:

صبح انوار هدایت موسی کاظم بود
صاحب سرّ ولایت، موسی کاظم بود

آن گلستان ولایت کز نسیم او دمید
گلبنی در هر ولایت، موسی کاظم بود

عقل در تفسیر آیات کمالش کی رسد
آیتی در صد روایت، موسی کاظم بود

آفتابی چون علی موسی ‌الرضا را در وجود
مشرق صبح سعادت، موسی کاظم بود

و اکنون این گفتار را با شعری از رضا فلاح، متخلص به «امین» به فرجام می آوریم:

پیک شادی به ترنُّم خبری آورده ست
خبر از خسروِ فرخنده فری آورده ست

بلبل گلشن رحمت دهد این مژده ز شوق
گلبُن صادق عترت ثمری آورده ست

نخل ایمان محبان ولایت ز شعف
شد شکوفا و بر آن برگ و بَری آورده ست

ازطراوت چمن حُسن و مَلاحت نازد
بر جِنان زانکه گل باروری آورده ست

طور عصمت به تجلّی شد و سرشار سرور
که ز نور رخ موسی قمری آورده ست

مِهر و مَه واله و شیدای جمالش زیرا
آیت کوثر سرمد پسری آورده ست

کاظم آل نبی موسیِ طور علوی
با خود از لطف خدا خوش سِیَری آورده ست

نه فقط روی زمین بلکه بُود هر دو جهان
مستِ آن باغ که با خود شجری آورده ست

هفتمین حجت حق باب حوائج موسی
شیعه را بَهر شفاعت خبری‌ آورده ست

تا کند سِیر جمالش همه دَم، روح «امین»
بَهر پرواز بر او بال و پری آورده ست

کد مطلب 3775749

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • طه طبسی ۲۳:۴۸ - ۱۳۹۵/۰۷/۰۱
      0 0
      بسیار عالی مبارک باد میلاد نور