چامسکی: مهمترین دغدغه من نسبت مؤلفههای ژنتیکی و عوامل بیرونی در زبانشناسی است
دکتر نوام چامسکی زبانشناس معاصر و استاد بازنشسته دانشگاه ام.آی.تی آمریکا در مورد اینکه مهمترین دلایل و انگیزههای او برای ورود به حوزه علوم انسانی چه بوده به خبرنگار مهر گفت: هیچ چیز غیر از علایق شخصی نمیتواند دلیلی بهتر برای ورود افرد به حوزه مطالعاتی خود باشد.
وی تصریح کرد: بنده به معنای واقعی وارد رشتهای خاص نشدهام. در واقع وقتی وارد دانشگاه شدم حوزهای را به طور مشخص بررسی کردم. اما بنده خوشحال از این بودم که میتوانم حوزههای فکری و مطالعاتی خود را که دربردارنده علایقم است پیگیری کنم. این علایق هنوز هم از سوی دنبال میشوند و مورد توجه هستند.
چامسکی در مورد اینکه مهمترین پرسش او در حوزه علوم چیست تصریح کرد: مهترین پرسش و دغدغه من تعیین ماهیت ظرفیت استفاده از زبان است. به عبارت دیگر پرسش این است که چگونه زبان در افراد رشد و گسترش مییابد.
وی افزود: تعیین و مشخص کردن تعامل و نسبت میان مؤلفهها و فاکتورهای ژنتیکی با دادههای بیرونی (خارجی) و قانون طبیعت مهترین مسئله بنده در حوزه مطالعاتی زبانشناسی است. زبان چگونه گسترش و توسعه پیدا میکند و چگونه میتوان از آن استفاده خلاقانه کرد و چگونه میتوان از زبان استفاده بی طرفانه کرد سؤالات مهم حوزه زبانشناسی هستند. هر کدام از این سؤالات دربردارنده نکات مهم و اساسی هستند که برای پاسخگویی به آنها باید سؤالات زیادی پاسخ داده شوند. در مورد برخی از این سؤالات که حوزههای مشخصی را به خود اختصاص میدهند پیشرفتهای خوبی حاصل شده است.
کریسپ: توازن میان خودخواهی و دیگرخواهی مهمترین مسئله امروز است
دکتر راجر کریسپ استاد فلسفه دانشگاه آکسفورد در این مورد گفت: بنده با مطالعه کتابی از جان استوارت میل با عنوان "درباره آزادی" در سال 1982 به طور جدی به فلسفه علاقمند شدم. مطالعه کتاب "درباره آزادی" سؤالات زیادی را برای بنده به وجود آورد و بر آن شدم تا مباحث طرح شده در کتاب را به طور عمیق واکاوی کنم.
وی افزود: پرداختن به این موضوع که چگونه میل آن مباحث را مطرح کرده و پیشینه و بستری که او بر پایه آن به طرح چنین ایدههایی پرداخته جالب توجه بود. به عبارت دیگر میل در خلاً عمل نکرده و پیش از او زمینه فکری و پیشرفتی در مورد مباحث ارائه شده در کتاب "درباره آزادی" قابل مشاهده هستند. اینها پرسشهایی بود که برایم جالب توجه بودند و از آنجایی که نتوانستم به آنها پاسخی در خور توجه و اقناع کننده بدهم به فلسفه رو آوردم.
کریسپ در مورد مهمترین پرسش خود در فلسفه خاطر نشان کرد: مهمترین پرسش برای بنده در فلسفه که جذابیت خاصی برایم دارد پرسشی سقراطی است: چگونه یک شخص باید زندگی کند؟
مؤلف "مطلوبیت و اخلاق" با اشاره به اینکه اگر بخواهم این پرسش را به طور دقیقتر و مشخصتر بیان کنم باید گفت که چگونه یک شخص باید رفتار کند، افزود: به نظر میرسد مهمترین موضوعی که دنیای امروز با آن مواجه است چگونگی ایجاد موازنه میان رفاه فردی و رفاه دیگران است.
وود: مطالعه یک اثر در انتخاب حوزه مطالعاتی افراد تأثیرگذار است
دکتر آلن وود عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا و استاد فلسفه دانشگاه استنفورد در این مورد به مهر گفت: مطالعه یک اثر جذاب میتواند در انتخاب حوزه مطالعاتی افراد تأثیرگذار باشد. اما تداوم علاقه به آن اثر به عمق و ژرفای آن بستگی دارد. علاقه بنده به فلسفه با خواندن یک کتاب شکل گرفت .
وی با اشاره به اینکه وقتی کتاب "داستان فلسفه"[تاریخ فلسفه] اثر ویل دورانت را خواندم به فلسفه علاقمند شدم، افزود: این کتاب سرشار از عبارات سطحی، پیش فرضهای اشتباه و اشتباهات فراوان در تاریخ فلسفه است، با این وجود بنده اشخاص دیگری را نیز میشناسم که از طریق خواندن این اثر به فلسفه علاقمند شدند.
وی در مورد اینکه آیا انگیزههای ابتدایی رو آوردن به فلسفه هنوز هم در او باقی است، گفت: اولین کتابی که انگیزه بنده برای مطالعه تاریخ فلسفه بود یعنی همان "داستان فلسفه" ویل دورانت هنوز هم در کتابخانه بنده موجود است اما دیگر آنرا مطالعه نکردم. علاقه بنده به آن کتاب به سبب سطحی بودن چندان تداوم نیافت و مطالعه آثار جدی و مهم در تاریخ فلسفه را دنبال کردم. بر این اساس منبع و عامل اصلی علاقه بنده به فلسفه نتوانسته در زمان کنونی به عنوان منبعی مورد علاقه برایم مطرح باشد.
میلر: پرسشهای بنیادین انگیزه ورود به یک حوزه مطالعاتی هستند
دکتر دیل میلر استاد فلسفه و رئیس دانشکده فلسفه و مطالعات دینی دانشگاه اولد دومینیون امریکا در این خصوص گفت: چند پرسش اساسی و محوری انگیزههای بنده برای ورود به حوزه فلسفه بودند. مسئله حقوق بشر و محدودیتهای قدرت مشروع حکومت از جمله پرسشهای بنیادینی بود که بنده را به مطالعه فلسفه سوق داد.
وی با تأکید بر اینکه با اینکه پرسشهای اولیه هنوز برای بنده جذابیت و کشش دارند ولی نوع نگاه و رهیافت کنونی با رهیافت اولیه به پرسشها متفاوت است، گفت: در واقع پرسشهای بنیادین برای پژوهشگر و محقق همواره وجود دارند و این رهیافتها و نگرشها به آن پرسشها هستند که در طول زمان تغییر میکنند. نوع نگرش و رهیافت یک نفر میتواند در مقایسه به آنچه قبلاً بوده تفاوت ماهوی داشته باشند.
استاد فلسفه دانشگاه اولد دومینیون یادآور شد: ولی معمولاً در نتیجه مطالعه یک حوزه و رشته است که سؤالات بعدی ایجاد میشود. پرسشها و مطالعه درباره حقوق بشر من را به مطالعه اخلاق کشاند.
صفی: علوم انسانی و عشق به خدا با یکدیگر ارتباط دارند
دکتر امید صفی استاد مطالعات دینی دانشگاه کارولینای شمالی در مورد این موضوع به خبرنگار مهر گفت: رشد فکری و علاقمندی بنده به واسطه علاقه به دو حوزه صورت گرفته است. اولین حوزهای که در این علاقه و رشد تأثیرگذار بود آثار و نوشتههایی درباره عشق عرفانی بود. این موضوع را میتوان در آثار عرفای ایرانی (پارسی) از مولانا و حافظ گرفته تا احمد غزالی و عین القضات و تا عطار مشاهده کرد.
صفی در ادامه با اشاره به اینکه دومین حوزهای که در این علاقمندی سهم داشته طیف آثار و نوشتههای مربوط به عدالت اجتماعی و آزادی است، گفت: نوشتهها و آثار متفکرانی چون دکتر شریعتی، مالکوم ایکس، مارتین لوتر کینگ و غیره در این زمینه مورد توجه بنده قرار داشتند. برای سالیان متمادی و متوالی این دو حوزه و موضوع به صورت جداگانه و جدای از یکدیگر مورد توجه بنده بودند.
استاد مطالعات دینی دانشگاه کارولینای شمالی در ادامه تأکید کرد: نوشتهها و آثار متفکران زیادی کمک شایانی به فهم بنده از ریشههای اسلامی عشق عرفانی داشتند. در این زمان بود که به سمت واکاوی ارتباط میان عشق به خدا و علوم انسانی و در نتیجه تعهد و الزام به عدالت رفتم.
صفی تصریح کرد: این حوزهها و موضوعات همچنان به عنوان موضوعات مورد توجه و علاقه بنده باقی ماندهاند و در ذیل موضوع "اسلام مترقی" توسط بنده بررسی و تحقیق میشوند.
تکیم: اسلام باید به دور از تعصب مطالعه و بررسی شود
دکتر لیاقت تکیم استاد اسلامشناسی دانشگاههای دنور آمریکا و مک مستر کانادا در مورد این موضوع به مهر گفت: انگیزه اصلی بنده برای ورود به حوزه مطالعات اسلامی شناخت بهتر و جامعتر دین اسلام بود. به زودی بر من روشن شد که برای تدریس دین اسلام نیاز به اندیشمندان، متفکران و اساتید مسلمان است. در واقع این خلاًیی بود که بنده در تدریس دین اسلام مشاهده کردم.
مؤلف "شیعیان در آمریکا" در ادامه تأکید کرد: بیشتر اساتیدی که در گذشته و در هنگامی که علاقمند به حوزه مطالعات اسلامی شدم مشغول تدریس مطالعات اسلامی بودند غیر مسلمان بودند. تصور بنده این است که مسلمانان و اساتید مسلمان باید بیایند و مطالعات اسلامی را تدریس کنند تا بتوانند از منابع و مآخذ اصلی و اولیه دین اسلام را تبیین و تفسیر کنند.
دال می یر: پرسش اصلی من شیوه زیستن شرافتمندانه است
دکتر فرد دالمییر استاد فلسفه دانشگاه نتردام امریکا در این مورد معتقد است: مهمترین انگیزه من برای ورود به فلسفه و علوم اجتماعی دانستن فهم و درک بهتر جهان و مردم است. از رهگذر این فهم و درک است که مردم قادر به تشویق و گسترش حسن نیت و هماهنگی خواهند بود.
دال می یر در مورد اینکه آیا انگیزههای ابتدایی او تداوم یافتهاند خاطر نشان کرد: انگیزههای اولیه من ثابت و ایستا باقی نماندهاند. این انگیزهها در نتیجه مطالعه و تحقیق تقویت شدهاند و در مقایسه با سالهای قبل عمیق تر شدهاند.
استاد دانشگاه نتردام مهمترین پرسش و دغدغه خود در مطالعه فلسفه را به کیفیت چگونه زیستن وابسته دانست و گفت: پرسش اساسی و اصلی من این است که چگونه باید با شایستگی زندگی کرد. یا به عبارت دیگر زندگی شایسته چیست.
وی افزود: پرسش دیگر این است که چگونه باید با مردم و جوامع دیگر زندگی کرد و همزیستی داشت. پرسش اول مهمترین محور و موضوع در اخلاق به شمار میرود. پرسش دوم مهمترین موضوع و مسأله در زندگی سیاسی به شمار میرود.
مؤلف "شهر و عمل: کابردهای آن در نظریه سیاسی معاصر" در پایان تأکید کرد: این زندگی سیاسی باید مشوق خیر مشترک و "زندگی خوب" باشد. این موضوع مورد توجه فیلسوفانی چون ارسطو و فارابی بوده است. به عبارت دیگر نظریه سیاسی ارسطو و فارابی مبتنی بر خیر مشترک و "زندگی خوب" است.
وبر: بهرهمندی همگان از زندگی مطلوب دغدغه مطالعاتی من است
دکتر اریک توماس وبر استاد فلسفه و سیاست عمومی در دانشگاه میسیسیپی نیز در اینباره گفت: تمرکز حوزه مطالعاتی من بر روی کاربست اخلاق و فلسفه سیاسی در مسائل سیاست عمومی و رهبری در زندگی واقعی است.
وی با اشاره به اینکه وقتی نوجوان بود مهمترین دغدغه او چگونگی زندگی به بهترین و شایستهترین شیوه بود، گفت: در آن زمان امکانها و گزینههای مختلفی برای زندگی وجود داشت و من شیوه و نوعی از زندگی را به طور آزادانه انتخاب کردم.
وبر تصریح کرد: در مورد انتخاب اینکه کدام شیوه بهترین راه و مسیر زندگی خوب و شرافتمندانه است تحقیق و جستجوهای فراوان کردم. سؤالات، پرسشها و نظریههایی که در مورد زندگی خوب و شایسته وجود داشت مهمترین انگیزه من برای انتخاب حوزه مطالعاتیام بود. یکی از مهمترین موضوعات برای داشتن زندگی خوب مسئله آزادی است. مطالعات تاریخی نشان میدهد مردم در برخی زمانها و مکانها از داشتن آزادی محروم هستند و برخی این آزادی را دارا هستند. این موضوع من را به حیرت وا میداشت که علت این امر چیست.
وبر تأکید کرد: نکته دیگری که در مطالعات به آن پی بردم این بود که "زندگی خوب" نباید محدود به عدهای خاص از مردم یک جامعه باشد. قدرت انتخاب یکی از عوامل اصلی و کانونی شادی و لذت برای مردم یک جامعه خواهد بود.
مدیر اجرایی انجمن فیلسوفان آمریکا تأکید کرد: رهیافتهای سنتی به آموزش و پرورش اقتداگرا بودند. این شیوه آموزشی به دانش آموزان راهها و ابزارهای رسیدن به هدف و خود اهداف را تجویز میکرد. این در حالی است که شخصی چون جان دیوئی بر آزادی فردی در امر آموزش و پرورش تأکید میکند.
تالیافرو: تجهیز به قدرت استدلال دلیل رو آورن من به فلسفه است
دکتر چارلز تالیافرو استاد کالج سنت اولاف مینهسوتای امریکا در مورد اینکه مهمترین دلایل و انگیزههای او برای ورود به حوزه علوم انسانی (فلسفه) چه بوده به خبرنگار مهر گفت: علاقه شخصی و مواجهه منطقی با برادران بزرگترم باعث کشانده شدن من به سوی فلسفه شد. وقتی بچه بودم برادرانم سعی داشتند تا مرا کم هوش جلوه دهند. شاید آنها در این خصوص بی گناه به نظر برسند. روی آوردن به فلسفه به من این امکان را میداد تا از خودم در مقابل برادرانم دفاع کنم.
مؤلف "راهنمای آکسفورد درباره الهیات" تأکید کرد: علاقه شخصی و اینکه فلسفه به معنای دوستدار خرد است دلیل دیگر روی آوردن به فلسفه بود. فلسفه واژه ای یونانی است که از دو واژه "فیلو" به معنای دوست داشتن و "سوفیا" به معنای خرد گرفته شده است.
وی افزود: اولین کتاب فلسفی که مورد مطالعه قرار دادم کتاب ویل دورانت با عنوان داستان فلسفه بود. این کتاب اگر چه کتاب کاملی نیست چرا که قرون وسطی و دوران اسلامی به کلی در آن نادیده گرفته شده، ولی انگیزه مطالعه تاریخ اندیشه و ایدهها را در من برانگیخت. این انگیزه هنوز هم در من وجود دارد و زنده است.
نظر شما