رفتار حکیمانه؛ بهترین شیوه تعامل با دیگری

حجت الاسلام علی صادقی نژاد گفت: خردورزی و حکمت سبب می‌شود انسان تحت تأثیر تمایلات و شهوات خود قرار نگیرد و بتواند آزادانه و بی قید از خواهش‌های نفسانی عمل کند.

به گزارش خبرنگار مهر، انسان در طول تاریخ همواره در صدد بوده است تا در تعامل با مردمان کمتر دچار مشکل شود و بتواند خودش را به لحاظ وجودی و اخلاقی رشد دهد. همواره فلاسفه کوشیده‌اند به این سوال مهم پاسخ دهند و نظریه‌ای ارائه دهند که کمترین اشکال را داشته باشد و همه جوانب را در نظر بگیرد. پیشوایان دینی نیز در این خصوص آموزه‌هایی را مطرح کرده‌اند.

حجت الاسلام علی صادقی نژاد، پژوهشگر و نویسنده در حوزه فلسفه اخلاق با بیان اینکه تمایزات و برتری‌ها اموری هستند که زندگی ما را از یکسان بودن خارج می‌سازند، خاطرنشان کرد: برخی از این برتری‌ها یا فضیلت‌ها علاوه بر این، ویژگی‌های خاصی دارند، مانند این که زندگی بهتر و موفق‌تری برای ما رقم می‌زنند و در مجموع ما را به خیرات و خوبی‌ها می‌رسانند. در این میان فضیلت‌های اخلاقی و غیر اخلاقی وجود دارند که تأثیر بیشتری در زندگی ما دارند و ما را به زندگی بهتر و سعادت‌مندی می‌رسانند. فضیلت‌هایی مانند بخشش، پاکدامنی، شجاعت و حکمت هر یک می‌تواند قسمتی از زندگی ما را به نحوی تغییر دهد که برترین و بهترین زندگی را در میان هم نوعان خود داشته باشیم. این که فضیلت‌ها چیست اند و چگونه در زندگی ما تأثیر می‌گذارند یکی از بحث‌هایی بوده است که از گذشته تا کنون افراد زیادی بدان پرداخته‌اند.

این پژوهشگر گفت: سقراط، فیلسوف معروف، برای حل اختلافات درباره فضائل چهار سوال اخلاقی برای یونانیان مطرح کرد: چه امری یک وصف خاص انسانی را تبدیل به فضیلت می‌کند؟ چگونه شناخت فضائل با دارا بودن آن‌ها ربط دارد؟ آیا فضیلت‌های گوناگون جنبه‌های مختلف یک فضیلت واحد هستند یا ارتباط دیگری بین آن‌هاست؟ و چگونه باید عمل کنیم تا خیرهای مربوط به انسان را بدست آوریم؟ پاسخ به این پرسش‌ها اموری است که در فلسفه‌ی اخلاق بدان‌ها پرداخته می‌شود.

وی ادامه داد: بعدها، با فاصله از سقراط، ارسطو نظریاتی در باب فضائل ارائه داد و آن را مدون کرد. ارسطو تاکید دارد که در روح آدمی سه قوه‌ی شهوت، غضب و عقل وجود دارد. اگر انسان با استفاده از عقل خود، شهوت و غضب را کنترل کند، می‌تواند به فضائل دست پیدا کند، فرد خوبی باشد و خوب زندگی کند. ارسطو بر زندگی عقلانی تاکید دارد و برترین فضیلت را حکمت نظری می‌داند. از آن جایی که ارسطو در نظریه اخلاقی خود تاکید بسیاری بر فضیلت‌مند شدن دارد، می‌توان اخلاق او را فضیلت‌گرا نامید.

صادقی نژاد با اشاره به اینکه در یک دید کلی نظریه ارسطو دارای چهار جنبه اصلی است، اظهار کرد: اولین جنبه آن است که فضائل نه فقط ملکاتی هستند برای عمل کردن بلکه برای حکم کردن و احساس کردن طبق عقل سلیم، و عمل به فضائل برای زندگی سعادتمندانه‌ای که رسیدن به آن غایت بشری است لازم است. دوم آن که فضائل از دیدگاه ارسطو دو دسته هستند یک دسته فضیلت‌های عقلانی که مزیت‌های خاص عقل هستند و از طریق تعلیم و تعلم بدست می‌آیند و دسته دیگر فضیلت‌های غیر عقلانی که مزیت‌های دیگر قسمت‌های روح هستند به شرطی که تابع عقل باشند. نقش عقل عملی یا فرونسیس این است که وسیله و ابزار درستی را برای رسیدن به خیر اعلا (بالاترین خیر) انتخاب کند در این حال این فضائل هستند که اهداف فاعل اخلاقی را مشخص می‌کنند. فعل اخلاقاً صحیح کاری است که یک شخص خوب در این موقیعت خاص انجام می‌دهد. چهارم این که تنها در یک دولت شهر می‌توان زندگی سعادتمندانه‌ای داشت لذا با زندگی در یک دولت شهر به فضائل می‌رسیم. بدون تعلیم و تربیتی که دولت شهرها در اختیار افراد می‌گذارند افراد به عقلانیت مورد نیاز برای فضائل نخواهند رسید.

وی در تبیین امتداد این بحث‌ها در دوره جدید گفت: در قرون اخیر نظریات دیگری درباره اینکه چگونه باید رفتاری اخلاقاً صحیح داشته باشیم، مطرح شده است. یکی از این نظریات وظیفه گرایی کانت است. از دیدگاه کانت، وظیفه ما پیروی از قواعدی است که بتوانیم به نحوی سازگار اراده کنیم که قوانینی جهان شمول شوند؛ یعنی قوانینی که مایل خواهیم بود همه کس در هر زمان و هر شرایطی از آن پیروی کند. نظریه دیگر فایده گرایی است. از دیدگاه این نظریه ما باید هر آن چه بیشترین خشنودی را برای حداکثر تعداد افراد تأمین می‌کند انجام دهیم.

این محقق حوزه فلسفه اخلاق همچنین اظهار کرد: بعد از مطرح شدن و پر رنگ شدن دو نظریه اخیر، این نکته به نظر برخی از فیلسوفان اخلاق رسید که احکام اخلاقی وجود دارند که نه با فایده‌گرایی می‌توان آن‌ها را توجیه کرد و نه با وظیفه‌گرایی. به عنوان مثال این دو نظریه صرفاً در مورد درستی و الزام در عمل و قواعد اخلاقی صحبت می‌کند لکن در مورد امور عالی، خوب و مورد تحسین سخنی به میان نمی‌آورد. این امر در مقایسه با تاکید بسیار زیاد نظریه کانت بر وظیفه و انجام آن به خوبی قابل درک است. دسته دوم از اعمال و قواعد اخلاقی که در این تقسیم بندی نمی گنجند، احکام مربوط به شخصیت‌ها، منش‌ها و اشخاص است. منفعت گرایی و وظیفه گرایی آشکارا فضیلت‌مندی و تحسین برانگیز بودن آن را نادیده گرفته و به شخصیت آدمی و رفتارهایی که از آن صادر می‌شود بی توجه است.

حجت الاسلام صادقی نژاد تصریح کرد: اخلاق فضیلت، نظریه اخلاقی که با نام ارسطو گره خورده است، بر خلاف این دو نظریه فضیلت را مبنای درستی و نادرستی اعمال قرار می‌دهد و به‌جای آن که بر اساس وظیفه یا سود بیشتر اعمال را بسنجد در پی این است که نخست فاعلی فضیلت‌مند بسازد. این افعالی که از فاعل فضیلت‌مند صادر می‌شود اخلاقی دانسته می‌شوند.

وی در پاسخ به این پرسش که بر اساس اخلاق فضیلت‌گرا، چه امری انسان را به فضیلت نائل می‌کند، خاطرنشان کرد: از دیدگاه ارسطو این عقل است که انسان را به فضیلت‌مندی و درک سعادت یا همان بهترین خیرات و خوبی‌ها می‌رساند، البته به شرطی که عقل قوای دیگر نفس انسان را در اختیار خود بگیرد. از دیدگاه او عقل، انسان را از دام شهوت و غضب رها می‌کند و به آدمی ارزش می‌بخشد. این مطلب در متون اسلامی نیز بسیار پررنگ است.

صادقی نژاد در تبیین این مسئله در تعالیم اسلامی گفت: برای بررسی این امر ابتدا باید نقش تعقل و فضیلت حاصل از آن یعنی حکمت را بازبینی کرد. حکمت، فضیلتی است که از خردورزی حاصل می‌شود و کارکردی کنترل کننده و هدایتگر دارد. حکمت کمک می‌کند انسان بر تمایلات درونی خود پیروز شود و بتواند به راحتی و با آزادی تفکر و تصمیم گیری کند، چنان که امیرالمومنین علی (ع) در این باره می‌فرمایند: «کُلَّمَا قَوِیَتِ الْحِکْمَةُ ضَعُفَتِ الشَّهْوَة؛ هرچقدر حکمت قوی گردد، شهوت ضعیف می‌شود».

وی ادامه داد: بنابراین خردورزی و حکمت سبب می‌شود انسان تحت تأثیر تمایلات و شهوات خود قرار نگیرد و بتواند آزادانه و بی قید از خواهش‌های نفسانی عمل کند. این عمل آزادانه از قید خواهش‌های نفسانی دقیقاً همان راهی است که انسان را به فضیلت و برتری در دنیا در دنیا و آخرت می‌رساند: «فَازَ بِالْفَضِیلَةِ مَنْ غَلَبَ غَضَبَهُ وَ مَلَکَ نَوَازِعَ شَهْوَتِه؛ هر کس بر غضبش غلبه کند و نیروهای شهوتش را در اختیار بگیرد، به فضیلت دست می‌یابد».

این پژوهشگر افزود: بر این اساس می‌توان گفت کارکرد حکمت در تضعیف موانع درونی، تصمیم گیری و عمل عقلانی است. رفع این موانع باعث می‌شود انسان در پرتوی آزادی فکر و عمل از تمایلات غیر عقلانی، به فضیلت و برتری‌های دنیا و آخرت دست پیدا کند. خردورزی و حکیم بودن برترین فضیلتی است که می‌تواند انسان را به سایر فضائل برساند. چنان که امام علی (ع) ثمره حکمت را رستگاری-یعنی رسیدن به بالاترین خیرات- می‌دانند: «ثَمَرَةُ الْحِکْمَةِ الْفَوْز؛ نتیجه حکمت رستگاری است».

این پژوهشگر در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان به فضیلت‌ها و برتری‌های مختص نوع آدمی و نیز برتری‌های فردی در اجتماع رسید که زندگی را برای فرد بهتر و عاقبت آن را شیرین‌تر می‌کند، گفت: این امر در گرو شناخت انسان از خود است. برای احراز برتری‌های نوع بشر بر سایر موجودات مهم‌ترین ممیزه او عقلانیت اوست که می‌تواند برتری او را بر سایر موجودات ثابت کند. در میان افراد یک جامعه نیز هر کس عاقلانه و حکیمانه تر عمل کند چون تمایلات خود را کنترل کرده، رابطه‌ای بهتر و مردم پسند تر دارد لذا هم محبوبیت بیش‌تری به دست می‌آورد و هم کلامش در میان مردم نافذ می‌شود. شهرت به خردمندی و حکمت در میان مردم که قطعاً خوش رویی و خیرخواهی برای دیگران را در پی دارد، جدای از فهم عمیق از مسائل اجتماعی که به فرد می‌دهد، او را اصلاح‌گر افراد و روابط اجتماعی‌شان با دیگران می‌کند. مدارای با مردم که از مهم‌ترین نتایج حکمت است به فرد قدرت مدیریت جوامع کوچک و بزرگ را می‌دهد و خیرخواهی او زندگی‌های دیگر را شیرین و خود او را مورد رضایت و محبت مردم قرار می‌دهد. این رفتار حکیمانه رضایت الهی را نیز در پی دارد که ثمره اش رسیدن به قرب الهی و درک نعمت‌های بهشتی است. پس اگر از امیرالمومنین (ع) بپرسیم چگونه زندگی کنیم تا بهترین باشیم به برترین خیرات و خوبی‌ها دست پیدا کنیم؟ احتمالاً حضرت این گونه پاسخ می‌دهند: حکیمانه!

کد خبر 4601800

برچسب‌ها

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 5 + 0 =