سالمندی واژه ای است که بسیاری از ما از آن واهمه ای ناخواسته داریم و ناخودآگاه واژه های تنهایی، بیماری، تنگدستی و غربت درونی را برایمان تداعی می کند. عدم بهرمندی از بیمه و مستمری برای بسیاری از مشاغل غیر دولتی به خصوص  زنان خانه دار که قشر بزرگی از جامعه ما را تشکیل می دهند بر گرفتاری های این سن دامن می زند. مشکلات متعدد زندگی های امروزی نیز باعث شده است تا بسیاری از فرزندان توانایی رسیدگی به پدر و مادر مسن خود را نداشته باشند.

آغابیگم، پیرزنی است ۸۰ و اندی ساله. شوهرش که استاد و صنعت گری بنام بود  ۳۰ سال است که از دنیا رفته است.  فرزندان وی هریک ازدواج کرده و در شهر و دیاری زندگی می کنند. او که در جوانی بافنده زبردست فرش و خیاطی زبده بوده، اکنون با دستانی کم توان و لرزان، ساعات شبانه روز را به تنهایی در خانه قدیمی خود سپری می کند. گاه فرزندان و نوه های او دری گشوده و خاطری برایش تازه می کنند. اما ای کاش این "گاه و بیگاه ها" برای بسیاری از مادران  سالخورده این سرزمین به "همیشگی بودن ها" مبدل می گشت.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 3 =