کتاب «چشمهای غزه» روایتی متفاوت از فلسطین، مقاومت و رنج مردم غزه از نگاه یک نویسنده جوان است؛ روایتی که مخاطب را با واقعیت زندگی فلسطینیها و معنای فلسطینی بودن روبهرو میکند.
ارتباط غذا و منزلت فقط به زندگی خانوادگی محدود نمیشود. در دربارها و ساختارهای سیاسی گذشته، ضیافت فرصتی برای نمایش ثروت، قدرت، امنیت توانایی حکومت در گردآوری منابع و حتی فرهنگ دربار بود.
دویست شب است که شب برای بعضی آدمها معنای دیگری دارد؛ ساعتی که به جای رفتن به خانه راهی خیابان میشوند و کنار آدمهایی میایستند که مثل خودشان خسته و نگراناند، اما دلیلی برای ماندن دارند.
در تاریخ میناب، نام دو کودک کنار هم ثبت شده است؛ ماکان و امیرعلی. دو دانشآموز جاویدالاثری که جنایت آمریکایی ـ صهیونیستی، حتی پیکرشان را نیز از خانوادههایشان دریغ کرد.
چهار ماه پس از حادثه دبستان «شجره طیبه» میناب، کشف ۶۸ پاره تن از ۳۴ شهید، بار دیگر مردم را به بدرقه همان قهرمانان فراخواند؛ گویی آوار، آخرین امانت خود را برای امروز نگه داشته بود.
برای شهدا، سالگرد تولد فقط یادآوری روزی نیست که چشم به جهان گشودند؛ یادآوری روزی است که خدا، امانتی را به زمین سپرد تا روزی با بالهای سرخ شهادت به آسمان بازگردد.