به گزارش خبرنگار مهر، اخیراً نظریه انتقادی توسط استفن اریک برونر در قالب کتاب "نظریه انتقادی" که توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده مورد بررسی قرار گرفته است.
دکتر استفن اریک برونر استاد دانشگاه راتجرز آمریکا در مورد این اثر و محورهای اصلی آن به خبرنگار مهر گفت: این کتاب با این هدف نگاشته شده تا یک اثر مبنا و معیار قرار گیرد.
وی افزود: در واقع این اثر مبتنی بر یک رهیافت منحصر به فرد است. این رهیافت اذعان میدارد که تفکر و نظریه انتقادی باید به صورت "مجموعهای از موضوعات" فهمیده شود.
این استاد دانشگاه یادآور شد: برای مطالعه تفکر انتقادی مهمترین معضل و مشکل برای مخاطبان این است که آنها فاقد آشنایی با مفاهیم کلیدی و محوری این تفکر هستند. بر این اساس مطالعه و بررسی تاریخچه آرای شکل دهنده به تفکر انتقادی حائز اهمیت است.
وی تصریح کرد: بر این اساس دیدگاه و آرای متفکران مارکسیست و مکتب فرانکفورت مورد بررسی قرار گرفتهاند. موضوع مهم در مورد تکامل و تکوین تفکر انتقادی این است که مواجه با این تفکر باید بر اساس شیوه و اسلوب انتقادی باشد.
مؤلف "بازیابی روشنگری" در ادامه تأکید کرد: این اثر به متفکران اصلی و مهم تفکر انتقادی توجه داشته و همه آنها را مورد بررسی قرار داده تا از این رهگذر توسعه و پیشرفت تفکر انتقادی را به طور مناسب مورد بررسی قرار دهد. چشم اندازهای جدیدی که میتواند راهگشای مطالعات آینده در این حوزه قرار گیرد نیز در این اثر مورد اهتمام بوده است.
برونر یادآور شد: تفکر انتقادی در بسیاری از حوزهها مورد توجه است و بر آنها تأثیر میگذارد. متفکران و اندیشمندانی که در حوزههای زیبایی شناسی، مطالعات فرهنگی، فلسفه، روان شناسی، علوم سیاسی و جامعه شناسی تحقیق میکنند بی نیاز از تفکر انتقادی نیستند.
وی در ادامه به تشریح بخشهای مختلف این اثر پرداخت و گفت: بخش اول کتاب به چیستی نظریه انتقادی میپردازد. در این بخش تاریخچهای از نظریه انتقادی ارائه میشود. در بخش دوم، مکتب فرانکفورت مورد اهتمام قرار میگیرد.
وی در ادامه به بررسی رویکرد میان رشتهای مؤسسه تحقیقات اجتماعی پرداخت و گفت: هورکهایمر در سال 1930 رئیس مؤسسه تحقیقات اجتماعی شد که به مکتب فرانکفورت معروف شد. هورکهامیر معتقد بود که برای مطالعه نظم موجود رهیافتی میان رشتهای باید اتخاذ کرد. او برای برجسته سازی عناصر این نظم این رهیافت را مورد اهتمام قرار داد. از اینرو میتوان نگرش مؤسسه را تعیین کرد. در واقع توجه مؤسسه بر مطالعات تجربی گوناگون در حوزهها و موضوعاتی چون دولت، خانواده، ایدئولوژی فرهنگی و ابعاد هنجاری متمرکز بود.
وی یادآور شد: بر این اساس نظریه انتقادی از دیدگاههای فلسفی سنتی که مبتنی بر ماتریالیسم و متافیزیک هستند متفاوت و متمایز است.
وی تصریح کرد: در بخش سوم این کتاب موضوع متد و روش مورد توجه است. بیگانگی و تجسد دو مفهومی هستند که در آرای متفکران انتقادی بدانها پرداخته شده است. جرج لوکاچ به ویژه در مورد این دو مفهوم سخن گفته است. او در کتاب "تاریخ و آگاهی طبقاتی" که در سال 1923 منتشر شده دیدگاههای خود را درباره این مفاهیم ابراز داشته است.
نظریه انتقادی از دهه بیست میلادی و در آثار متفکران مکتب فرانکفورت ظهور و انعکاس یافت و بر حوزههای گوناگون تأثیر گذاشت. متفکران مکتب فرانکفورت به دنبال کشف بیماری بودند که جوامع بدان مبتلا هستند. آنها علاوه بر کشف بیماری و مرض راه حل و درمانی را نیز برای این بیماری جستجو میکردند. در واقع آنها به دنبال راه حل و درمانی برای مکاتب و ایدئولوژیهایی چون فاشیسم و سرمایهداری بودند.
نظر شما