مراسم اولين سالگرد درگذشت دكتر شرف الدين خراساني، آموزگار حكمت يوناني، روز گذشته در مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي با حضور انديشمندان، استادان، دانشجويان و علاقمندان به آثار و انديشه هاي شرف در فضايي توام از غم و اندوه برگزار شد.

به گزارش خبرنگار گروه دين و انديشه خبرگزاري "مهر" در اين مراسم دكتر بجنوردي، رئيس مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ضمن گرامي داشت ياد و خاطره علمي - فلسفي دكتر شرف گفت : سالي از فوت شرف گذشت و چه زود گذشت و ما كار اندكي كرديم . صرف نظر از صحبتهاي حاشيه اي اين وظيفه ما وتك تك مردم است كه از فرهيختگان خود تجليل كنند. شخصيت دكتر شرف شخصيت ويژه اي است . در صفات خداوند مي گويند بي نياز است، پس بي نيازي في حد نفسه صفت خوبي است و دكتر شرف در حدود انساني خود از اين صفت بهره مند بود .  بي اعتنايي به ماديات در وي به قدري بود كه  اگر كسي به ظاهر او نگاه مي كرد ظاهري كه مجلل، آراسته و فخيم بود گمان ديگري مي برد، اما او يك طلبه بود و از مال دنيا چيزي جز كتاب جمع آوري نكرد. وقتي كه من خسته مي شدم به خانه او پناه مي بردم خانه او در حكم مسجدي بود.

وي درباره جنبه هاي علمي زنده ياد شرف اظهار داشت : او زبانهاي متعددي مي دانست، در فلسفه غرب استاد بود و در فلسفه اسلامي و عرفان نظري صاحب مطالعات قابل تحسيني بود و مقاله هاي سنگين دايرة المعارف مانند: ابن سينا، افلاطون، افلوطين، ارسطو، ابن عربي و اخوان الصفا را او مي نوشت. او درياي خروشاني بود كه اطرافيانش از او بهره مي بردند براي ما كه در اين جمع كوچك دايرة المعارف با او بوديم فقدانش نه فقط محسوس و ملموس است بلكه جبران ناپذير است. فقدان او آسيبي بر مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي است و من اميدوارم كه اين آخرين تلفات ما در اين مركز باشد . تا كنون در شوراي علمي شش نفر را از دست داديم . هر چند درصدد هستيم برخي جوانان را تربيت كنيم اما من اميدوارم ديگر شاهد چنين حادثه هايي نباشيم.

دكتر فتح الله مجتبايي، عضو شوراي علمي مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي، سخن گفتن درباره كساني را كه از دست داده ايم دشوار دانست و اظهار كرد: براي من بسيار دشوارتر است چرا كه تا كنون چند بار اين وظيفه بر دوش من بود اما اميدوارم جاي كساني را كه از دست داده ايم پر شود. آنچه كه تاسف آور است اين است كه جاي اين بزرگان خالي است.

وي در ادامه گفت: شخصيت هر كسي از دو شاكله عمده تشكيل مي شود، خصايل و فضايل اش. فضايل دكتر شرف بسيار برجسته بود، فرهنگ اسلامي و ايراني  و غربي را خوب مي شناخت و زبانهاي كلاسيك را خوب مي فهميد و حكمت و فلسفه و كلام اسلامي را در مدارس ايراني فراگرفته بود و او در يكي از جدي ترين دانشگاه هاي دنيا يعني كمبريج دكتري فلسفه گرفت. از كمبريج دكتري گرفتن شوخي نيست. اقبال لاهوري به كمبريج رفت كه دكتري بگيرد اما او نتوانست و دكتر شرف اين شايستگي را داشت. او بهترين كتابها را درباه حكمت و فلسفه يونان نوشته است. او بسيار با محبت بود اگرچه ستمهاي بسياري در دوران معلمي ديد اما هرگز از كسي شكوه نكرد. يكنفر مانند شرف به من نشان دهيد كه فرهنگ اسلامي و غرب را خوب بداند و در كمبريج درس خوانده باشد و استاداني از قبيل برتراند راسل داشته باشد .

سخنران بعدي دكتر صادق سجادي بود. وي نيز ضمن تجليل از دكتر شرف درباره مقالات فلسفي زنده ياد شرف گفت :  از شادروان شرف بيست و دو مقاله فلسفي در اين دايرة المعارف به چاپ رسيده است كه تعدادي از آنها در نوع خود كم نظير و در زبان فارسي بي مانند است. از آن ميان مي توان به مقالات  ارسطو، افلوطين، افلاطون، ابن رشد، و ابن عربي  اشاره كرد. او درباه فيسلوفان يوناني پژوهشي كم نظير داشت كه خواننده را بي نياز مي كرد گرچه دكتر شرف در اين مقالات به نقش و پيدايش و تاثير اين فيلسوفان در تكوين فكر فلسفي پرداخته و از اين جهت مي تواند ممتاز باشد اما  آن چه درباره متفكران عصر اسلامي نوشته به خصوص مقاله ابن رشد و ابن عربي  بي مانند است.

وي در ادامه درباره مقاله اخوان الصفاي استاد شرف اظهار داشت : اين مقاله بهترين و جامع ترين اثر استاد در حوزه دايرة المعارف نويسي است . او با استناد به منابع كهن و متن اصلي اخوان الصفا كوشيده  تا اثري محققانه از بافت فكري آنان و اصول فكري آنها به دست دهد كه البته در اين كار توفيق بسياري نيز يافته است. يكي از دشواري هاي تحقيق درباره آراء اخوان دستيابي به تصوري مقبول ازنسبت ميان اخوان الصفا و رسايل آنها با اثري موسوم به الرسالة الجامعه است.اين كتاب تا كنون بر اساس نسخه هاي قرون ده و سيزده هجري و با كوشش جميل صليبا و مصطفي امام غالب انجام شده است. دكتر شرف با اطلاع از هر دو چاپ،  اين اثر را بدون بحث در ماهيت آن قطعا از اخوان الصفا دانسته و بعضي از آراء آنها را از اين اثر بيرون كشيده است. من معتقدم كه اين اثر براي اخوان الصفا است و مطابق با انديشه هاي آنهاست اما دشواري هاي بسيار براي تعيين ارتباط ميان اين دو اثر وجود دارد.

دكتر محمود متين از دوستان زنده ياد شرف ضمن حضور در مراسم به ايراد سخنان و خاطراتي از شرف پرداخت.  وي در ابتدا گفت : من پنجاه سال با ايشان دوست بودم امروز هرچه خواستم فضايل ايشان را خلاصه كنم و چيزي را مطرح سازم و به اين بپردازم كه چه عواملي سبب شد كه اين مرد بزرگ در كشور ما به وجود آيد با موانع لفظي بسياري روبه رو شدم. به قول رومن رولان بهتر است كه ما از آثار بزرگان ياد كنيم اما دكتر شرف آن چنان شخصيت بزرگي است كه زندگي او براي ما تعليم و راه و روش انسان زيستن است. او هرگز ميلي به مال اندوزي نداشت پاك زيست و پاك مرد. بسيار صريح اللهجه و به هيچ عنوان اهل محافظه كاري نبود. او همواره اديبانه سخن مي گفت و هرگز سخن عام نگفت و آنچه را كه صحيح مي پنداشت با تاكيد  مي گفت و در عقايد و باورهاي خود ثابت قدم بود. 

دكتر غلامحسين ذاكر زاده ، ديگر سخنران اين مراسم،  درباره ارتباط خود با زنده ياد شرف اظهار داشت : پيوند من با ايشان فرهنگي بود و من اكنون در دانشگاهي تدريس مي كنم كه گروه فلسفه اش را ايشان بنياد گذاشته بود. غم دكتر شرف اين بود كه ما چه كنيم كه ايران بتواند دوباره به آن اوج ارزشمندش برسد. فلسفيدن به معناي عشق ورزيدن به خرد است چون انسان به سبب خرد است كه اشرف مخلوقات است و خردورزي مايه كسب شرف است. دكتر شرف به خرد عشق ورزيد و تا پايان عمر آن را به كسب ثروت و مقام ترجيح داد. ما قدر خدمت فرهنگي او را زماني به درستي تشخيص مي دهيم كه اهميت خرد را مد نظر بگيريم . تكليف فلسفه يافتن ارزشهاي فرهنگي است و در جامعه بي فرهنگ انسان گرگ انسان است. ما اكنون نيازمند خردمنداني هستيم كه براي فرهنگ ايراني چون شمع بسوزند. خدمت و رنج براي فرهنگ براي خردمنداني چون شرف رنج آور ولي افتخار آميز است.

دكتر منوچهر پزشك در ادامه اين مراسم شعري زيبا از آثار دكتر شرف را براي حاضران قرائت كرد و فضاي مجلس را تحت تاثير قرار داد: اين جهان زندان و من زنداني ام / مي كند اميد زندان باني ام / مي گريزم دم به دم از مرگ خويش/  اي عجب زين هم ره هر آني ام/  زندگي هر لحظه آغازي نو است/ غافل از آن لحظه پاياني ام/ آشكارا دوستم با زندگي/ بي خبر از دشمن پنهاني ام / ... .

دكتر عبدالكريم سروش سخنران بعدي اين مراسم بود. وي درباه مرگ و زندگي سخن گفت و اظهار كرد: مرحوم شرف ميوه مرگ را از درخت زندگي چيد و اين حادثه اي نادر در زندگي هر شخص و حادثه اي عمومي در زندگي بشريت است . مولانا با اقتباس از غزالي گفته است كه مرگ آينه زندگي است يعني نسبتي كه آدميان با مرگ برقرار مي كنند نشان مي دهد كه از زندگي چه مي فهمند و در زندگي چه مي خوانند و هدف از وجود خودشان را چه مي دانند لذا مرگ شناسي نزد اين بزرگان مقدمه واجب خود شناسي است. در فلسفه هاي جديد خصوصا اگزيستانسياليسم تاكيد بسياري بر مرگ آدمي شده است و اين به خاطر همين است كه توجه به اين مسئله به خود شناسي عميق منتهي مي شود. مولانا رابطه عميقي با مردن داشت و آنقدر شيرين از اين موضوع سخن مي گفت و انس خود را با اين مسئله زيبا بيان مي كند كه واقعا شوق مردن را در ميان آدمياني كه دچار تعلقي در اين زندگي هستند بر مي انگيزند.  براي مرحوم دكتر " شرف"  شرف جان و كمال روح را طلب مي كنيم و براي همه دوستان درك حقيقت معناي زندگي را از طريق فهم حقيقت مرگ آرزو دارم.

محمد سعيد حنايي كاشاني، استاد فلسفه دانشگاه شهيد بهشتي، سخنران بعدي بود. او درباره جايگاه و ارزش فيلسوف سخن گفت و اظهار كرد: اگر من در اين مجلس استاد فاضل دكتر شرف را فيلسوف بنامم شايد بسياري بر من خرده گيرند و بپرسند كه به چه مجوزي نامي را به كسي مي دهم كه صاحب دستگاهي فلسفي نبوده است و در مجامع بين المللي چنين عنواني به او خطاب نشده است. اما من دكتر شرف را فيلسوف مي نامم  و اين عنوان را براي كسي به كار مي برم كه  فيلسوفانه زندگي مي كرد. من چنين كسي را فيلسوف مي نامم و براي اين نامگذاري به سنت فلسفي استناد مي كنم. چرا كه به گفته سقراط فيلسوف بودن به انديشه نيست به زندگي است. هنگامي كه سال گذشته براي دكتر شرف مجالسي برگزار شد برخي سخنرانان مطالبي را عنوان كردند كه براي برخي حاضران در حكم  بي احترامي به شخصيت و مقام دكتر شرف تلقي شد، مسائلي از قبيل زندگي ايشان، معاش و روش زيست ايشان. براي كساني كه با فلسفه آشنا نباشند ممكن است اين گونه زندگي تاسف برانگيز باشد اما خود فيلسوفان از حقيقت زندگي شان به خوبي آگاه اند و دكتر شرف از اين افراد بود.   

حسن سيد عرب، به عنوان آخرين سخنران اين مراسم درباره مجموعه "شرفنامه" كه به ياد دكتر شرف الدين خراساني منتشر شده است گفت : اين كتاب يادنامه آموزگار حكمت يونانيان و ايمانيان استاد شرف الدين خراساني، فيلسوف و شاعر و مترجم بسيار ارزشمند كشورمان است. شرفنامه پيشتر قرار بود به عنوان جشن نامه ايشان و به پاس قدرداني از زحمات ارزشمند آن بزرگوار چاپ شود اما اصرار مكرر ايشان در چاپ نكردن اين مجموعه يكي از دلايل عمده تاخير آن گرديد. در آغاز برخي از دوستداران ايشان نوشته هايي را به اين مجموعه اهداء كردند و دكتر شرف به محض اطلاع شبي به من تلفن كردند و عتاب آلود خواستند تا جمع آوري آنها را متوقف كنم. فرداي آن روز به دفتر كار ايشان در گروه فلسفه مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي رفتم و عرض كردم توقف اين كار از لحاظ اخلاقي درست نيست چرا كه برخي از دوستداران شما مقاله هايي را اهداء كردند و برخي نيز در دست ترجمه و تاليف دارند اما باز ايشان خواستار توقف كار شدند. بنده نيز مدتي كار را متوقف كردم اما دوستان پيشنهاد كردند كه بدون توجه به درخواست دكتر شرف به جمع آوري مقالات ادامه دهم. اين كار مجددا آغاز شد اما با وفات استاد اين كار متوقف شد و اكنون به مناسبت سالگرد درگذشت ايشان شرفنامه منتشر شد.

در حاشيه مراسم اولين سالگرد درگذشت دكتر شرف الدين خراساني

- وقتي بجنوردي درباره اين كه اميدوارم ما ديگر شاهد تلفاتي در مركز دائره المعارف بزرگ اسلامي  نباشيم و ديگر كسي را از دست ندهيم لبخندي غم انگيز بر چهره حاضران نشست.

- دكتر مجتبايي نيز در پاسخ به اين گفته بجنوردي و تلفات از دست دادن استادان گفت : نمي دانم براي من چه كسي سخن خواهد گفت.

- برادر دكتر " شرف " ،  ضياء الدين خراساني و دختر شرف ، سارا نيز در مراسم حضور داشتند.

- دختر شرف هرگاه نام پدر را مي شنيد آرام اشك بر گونه هايش حلقه مي زد.

- دكتر متين پايان سخنراني خود را با اشك و گريه به پايان رساند.

- اسلايدهايي از زندگي و محل كار شرف با صداي شعر خواني ايشان پخش شد كه مورد توجه ميهمانان قرار گرفت .

 

کد خبر 135438

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 3 =