پیام‌نما

وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ * * * یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمی شوند تا آنکه از آیینشان پیروی کنی. بگو: مسلماً هدایت خدا فقط هدایت [واقعی] است. و اگر پس از دانشی که [چون قرآن] برایت آمده از هوا و هوس های آنان پیروی کنی، از سوی خدا هیچ سرپرست و یاوری برای تو نخواهد بود. * * * از تو کی خوشنود گردند ای ودود! / از رهی، هرگز نصاری و یهود؟

۳ مهر ۱۳۹۱، ۱۳:۳۶

جریان شناسی حضور زن در تاریخ معاصر ایران

جریان شناسی حضور زن در تاریخ معاصر ایران

خبرگزاری مهر-گروه دین و اندیشه: زنان در پیروزی انقلاب اسلامی نقش اساسی ایفاکردند. این یادداشت از قاسم تبریزی پژوهشگر تاریخ و رئیس کتابخانه تخصصی انقلاب اسلامی مجلس شورای اسلامی است که در باره حضور زنان در جامعه ایران معاصر نوشته شده است.

برای بررسی اثرگذاری و نقش زنان ایرانی در پیروزی انقلاب اسلامی و در پیشبرد آن، قبل از هر چیز باید حضور و نقش زن در تاریخ معاصر ایران را جریان شناسی کنیم. از دوران مشروطه تا کنون سه جریان کلی در این حوزه وجود داشته است:

1-جریان غرب‎گرایی و غرب شیفتگی که حدود 150 سال قدمت دارد. ریشه‎گیری این تفکر سه دلیل داشت؛ اول سفر عده‏ای از منورالفکرها در اواسط دوره قاجار به غرب. آنان در آنجا بزم و حضور زن را در جامعه دیدند و نوعی شیفتگی به آن پیدا کردند؛ خصوصاً که اینها خود را در برابر غرب حقیر می‏دیدند و هویت و اصالت انسانی و ایرانی و اسلامی خویش را از دست داده بودند.

دوم حضور میسیونرهای مذهبی مسیحی در ایران بود که عموماً مأموران استعمار غرب در ایران بودند. اینها یا به شکل تبلیغ دینی یا به شکل مؤسسات خیریه و در بیمارستان یا مدارس آمریکایی‎ها و فرانسوی‏ها و انگلیسی‎ها در ایران، نوعی بی حجابی و بی عفتی را در جامعه ما گسترش دادند. سوم حضور جاسوس‎های غرب-چه زن و چه مرد- و تحت عناوینی همچون جهانگرد، ایرانگرد، ایران شناس یا احیاناً مسافر که زمینه‏ساز فرهنگ غربی می‎شدند.

2- جریان فرهنگ و معارف اسلامی که زن با رعایت معارف و مبانی بر اساس تحولات و نیاز جامعه حضور خاص داشته باشد، همان‏طور که مرد بر اساس تعالیم اسلام در عرصه سیاست و جامعه تکلیف و وظیفه دارد، زن هم دارد و در این باره تفاوتی بین زنان و مردان نیست، مگر در برخی عرصه‎های خاص اجتماعی که در آن احساس انحطاط و انحراف وجود داشته باشد.

3- جریان سوم جریانی بود که هم مقداری از تعالیم اسلام فاصله داشت هم وحشتی از غرب داشت. لذا هرگونه حضور زن را خطر بزرگی می‎دید؛ خطری که ممکن بود جامعه را به انحطاط بکشاند. آنها هم که مخالفت می‎کردند نوعی تفکر قشری‎گری و تحجرگرایی داشتند و دلیلشان این بود که به محض حضور زن در اجتماع، فساد به وجود می‏آید.

صدسال تلاش برای اضمحلال هویت زن

طیف‎هایی که از نظر فکری یا تشکیلاتی وابسته به غرب بودند شروع به مزمه آزادی زن به شکل غربی کردند. آنان به نوعی می‎خواستند زنان ایرانی مثل زنان غربی شوند. اولین دسته از این طیف احزاب و جریان‏های فراماسونری بودند و دوم تشکیلات بهاییت و ازلیه. تا کودتای رضاخان نیز در نشریات و مجلاتی به صورت پنهان و آشکار شروع به ترویج ابتذال کردند. برای نمونه می‎توان به نشریاتی اشاره کرد که مادر فرخ‏رو پارسا که بهایی بود و نیز صدیقه دولت‏آبادی که از بابی‏های ازلیه بود منتشر می‏کردند.

وقتی رضاخان برای تغییر ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با اهداف استعماری انگلستان و به دست آنان روی کار آمد، یکی از برنامه‏های او برای اسلام‏ستیزی، مسئله کشف حجاب بود. او مدارس مختلط را تأسیس کرد و دولتمردان را مجبورکرد که باید در مجالس بازن‏هایشان به صورت بی‏حجاب حضورپیدا کنند. وی حتی در برخی شهرها مثل کاشان حوزه‏های علمیه را تعطیل و به مدارس مختلط تبدیل کرد. مطبوعات آن دوران نیز به فعالیت در گسترش فساد اهتمام کردند و حتی کار را به آنجا رساندند که شهربانی بعضی شهرستان‏ها و استان‏ها دفتر لیست فواحش را تهیه کرد.

به هرحال در دوره رضاخان و تا سال 1332 حجاب ممنوع بود. اما در ادامه دوره محمدرضا پهلوی قدرت‏های استعماری به جای مبارزه علنی با دین شروع به گسترش فساد کردند. حتی در تشکیلات فراماسونری زن‏ها را راه دادند که سابقه نداشت. از طرف دیگر جریان اسلامی نیز با دو مسئله مواجه شد؛ یکی نگاه اسلامی که باید آن را آموزش می‏داد و دوم تقابل با سیل بنیان کن فساد و فحشا و ضایع کننده بنیان خانواده، لذا جلسات و مجامع زن‏ها در خانه‏ها و درمساجد و حسینیه‏ها شروع شد.

از همان دوران مشروطه در کنار توطئه‏های استکبار، جلسات مختلف در منازل علما و شخصیت‏ها آغاز شد. در دوره رضاخان که استبداد شدید بود، خانم‏ها تحت عنوان مکتب‎خانه درس قرآن و احکام می‎دادند و قریب به اتفاق زنانی که نمی‎خواستند به مدارس فرانسوی‏ها، آمریکایی‏ها و انگلیسی‏ها یا مدارس مختلط دولتی بروند در این مکتب‏خانه‏ها آموزش می‎دیدند. پس از دهه بیست که رضاخان رفت همان‏طور که احزاب و جریانات و نشریات اسلامی فعال شدند، جلسات زنان هم در شهرستان‏ها و تهران فعال شدند. این جلسات تا حدودی گسترش یافتند که رژیم نتوانست آنها را تعطیل کند.

اولین حضور زنان در عرصه سیاسی ایران

اولین حضور زنان در عرصه سیاسی را می‎توان در نهضت تنباکو مشاهده کرد. زنان ایرانی در خانواده‏های اشراف و دولتمردان و حتی در حرم‏سرای ناصرالدین‏شاه قلیان‏ها را شکستند. سپس در انقلاب مشروطیت هم زنان حضور انقلابی و پررنگی داشتند. درجریان تحریم تولیدات غربی یا واردات غربی هم که علمای تبریز شرکت اسلامیه را درست کردند و اقلام و اجناس غربی را تحریم کردند؛ یا در اصفهان و جاهای دیگر باز مشاهده می‎کنیم که زن‏ها همگام با علما از اجناس غربی استفاده نکردند.

وقتی امام خمینی (ره) نهضتش را آغاز کرد و حکومت را فاقد مقبولیت قانونی و مشروعیت شرعی دانست، یک خط حق و باطل ترسیم شد که این حکومت کلاً باطل است و این حرکت اسلامی است که باید به نتیجه برسد. در قیام 15 خردادسال 1342 حضور زنان جدی بود، همان زنانی که در دوره رضاخان و اوایل در مکتب‎خانه‏ها قرآن یاد می‏گرفتند در هنگام قیام امام خمینی به چنان رشدی رسیده بودند و بچه‏هایشان را هم انقلابی و مذهبی بار آورده بودند. در کنار این فعالیت‏ها  برخی مدارس اسلامی هم فعالیتشان را شروع کردند. دراواخر دهه چهل در قم نیز حوزه علمیه زنان با نام حوزه علمیه «توحید» توسط شهیدان بهشتی و قدوسی ایجادشد.

باوجود فعالیت‏های فوق الذکر شاهد زنانی بودیم که هم آگاه بودند و هم در جامعه حضور داشتند و هم اهل مبارزه بودند. به طوری که پس از قیام 15 خرداد و در آغاز دهه 50 زنان بسیاری در تاریخ معاصر، از درون فرهنگ اسلامی جوشید و نه از فرهنگ‏های شرقی و نه غربی است. الگوی زنان ما قرآن و اسلام بود.

امام(ره) به حضور زن اهمیت می‎دادند

پس از شهادت مرحوم آقا مصطفی خمینی درپاییز 1356 که نهضت اوج گرفت، امام به حضور زن بیشتر اهمیت داد. حضور زنان در عرصه مبارزه باعث شد تا مردان هم به تبع آنها به میدان بیایند. حضور زن‏ها در هر تظاهرات خیابانی به خوبی ملموس بود. اتفاق 17 شهریور سال 57 که به کشتار میدان شهدا تهران(ژاله) انجامید، نمونه برجسته از حضور و شهادت زنان در عرصه مبارزه است.

پس از پیروزی انقلاب نیز همین زنان در فعالیت‏های انقلابی و در جهاد سازندگی و جهاد نظامی به بهترین شکل شرکت کردند. وقتی جامعه‏مان را با دوره‏ای مقایسه می‎کنیم که زنان در آن حضور مستقیم نداشتند، در می‏یابیم که فعال شدن این عناصر در جامعه تا چه حد مؤثر و مفید بوده و موجب ترقی شده است. ما امروز در عرصه‏های مختلف این حضور را می‏بینیم که می‎تواند الگوی بسیار مناسبی برای کشورهای دیگر باشد. کشورهایی که انقلاب در آنها رخ داده است، دوره تجربه و ارزیابی الگوها را طی می‎کنند و به دنبال آن هستند تا به نقطه مطلوبی دست یابند.

از این رو در این دوره گذار باید به بهترین نحو الگو و تجربه‎مان را منتقل کنیم. تشکیل همایش‎های مشترک و انتقال تجربه‏ها به شکل خاطرات و نیز نوشتن زندگی‏نامه، سازوکارهای خوبی برای کمک به این انتقال الگو است. متأسفانه ما در تدوین این تجربه‏های ارزشمند و تهیه تاریخ کتبی و شفاهی کم کارکرده‏ایم. چه بسا که این تجربه‏ها بتواند راهگشای بسیاری از مسائل و معضلات کشورهای درحال تحول باشد.

کد خبر 1703782

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha