به گزارش خبرنگار مهر، آهويي در حال جست و خيز است، نور خورشيد از لابلاي درختان خودنمايي ميكند. جوي آبي از ميان درختان در حال گذر است و بر لب آن، دختركاني در حال استراحت و تفريح. سبدي پر از تمشك و گلهاي رز قرمزي كه زمين را فرش كرده اند. شور و هياهويي بهپاست، خنده و شادماني فرياد ميزند يكي ساز ميزند و...
اين همه را گرههاي تار و پود يك تابلو فرش خلق كرده است، تابلو فرشي كه نقش اين «گردش در طبيعت» را به تصوير كشيده است.
اينجا دلالي معنا ندارد
وارد کارگاه تابلو فرشي شدهايم. كارگاهي كه کوچک بودنش را دارهاي چلهكشيشده در آن، به رُخ میکشند. چلهكشي از جنس ابريشم. کارگاهی که با بافت هر تابلو فرش در آن يك زندگي خلق شده است. اينجا نقش و نگارها بر فضاي كارگاه تاثير گذاشته و فضاي استاد و شاگردي وجود ندارد. اينجا خبري از خريد و فروش كار دست نيست، اينجا دلالي معنا ندارد و هر كس فقط براي دلِ خودش ميبافد، اينجا جايي است كه كسي براي ارزان خريدن كار، توي سر مال نمي زند!
اينجا هنرِ دست ارزش پيدا كرده، هر هنرمند با گرههايي كه با دست خود بر تار و پود اين تابلوفرشها ميزند اثري خلق كرده كه ارزشش ارج نهادني است.
اينجا دغدغه سختگيري واسطهها و فشار دلاالان نيست، دلالاني كه به واسطه در اختيار گذاشتن نخ و نقشه، بافنده را تحت فشار قرار داده و هنر دستش را بيارزش خوانده و با پرداخت اندك مبلغ دستمزد، بيهنرش میخوانند تا بتوانند دسترنجش را به ثمن بخس از چنگش درآورده، به مبلغ گزافي فروخته يا صادر كنند!
نزول ارزش فرش دستباف/ از حكم طلا داشتن به رفع مايحتاج زندگي
وضعيت قالي دستباف كرماني كه زماني حكم طلا داشته است، اينك از رونق افتاده است و ديگر كسي زير بار چشم گذاشتن، براي بافتنش نميرود، جز تعداد اندكي كه در روستاها زندگي ميكنند يا كساني كه به درآمد آن محتاج هستند و اينگونه است سرگذشت هنر دست بافندههاي ديار كريمان.
اما ديد مردم ايران زمين در ديگر شهرهاي كشور به گونهاي ديگر است. فرش، آنجا بهايي دوچندان پيدا كرده و كارخانههاي نخ و نقشه در آن تاسيس و رونق يافته است. به عنوان مثال در منازل بسياري از اصفهانيها، دار كوچكي از تابلو فرش برپاست و زنان آن ديار بعد از فراغت از كار روزانه، برای تمدد اعصاب و استراحت، به بافتن تابلو فرش ميپردازند، هر چند كه از تمكن مالي بالايي برخوردار باشند.

اينجا هنر دست بها پيدا ميكند
در اين كارگاه كوچك، محبوبه آزاديخواه به همراه دوست و همشاگردي قديمياش حميده قرهچاهي، موسسين كارگاهي هستند كه مجوزش، داشتن نمايندگي نخ و نقشه يكي از شركتهاي تبريز است و انگيزه شان از راهاندازي اين كارگاه فرهنگسازي در شهر است.به گفتگو با آنها می می نشینم.
وقتي بافنده، فرشي را ميبافد، تار و پود اين فرش را در زندگي خودش پيوند ميدهد. ما تصميم گرفتيم اين حس را به خانههاي سيرجانيها نيز تعميم دهيم تا آنها هم از اين احساس لذت ببرند. اين جملهاي از صحبتهاي حميده قرهچاهي است، او مربي اين كارگاه است.
گراني دستبافتهها دليل جاي خالي اين هنرها در منازل سيرجاني هاست
محبوبه آزادیخواه موسس اين كارگاه ميگويد: در اين ميان مشكلي سرَك ميكشد و آن هم قيمت بالاي كار دستباف است. اين موضوع باعث شده كه مردم عليرغم علاقه زيادي كه به اين گونه هنرها دارند، از روي آوردن به صنايع دستي ترسان شوند و در منازلشان جايي براي دستبافتهها در نظر نگرفتهاند.
عادت كردهايم مصرف كننده باشيم/ ميترسيم خالق اثري باشيم
آزاديخواه ادامه می دهد: عادت كردهايم كه در زندگيمان مصرفكننده باشيم. ما بلد نيستيم علاقه خود را به صنايع دستي ابراز كنيم؛ يا بايد براي به دست آوردنش مبلغ گزافي هزينه كنيم، يا اينكه به كلي، بيخيال آن شويم. زيرا جرات نداريم خالق اثري هنري باشيم.
از آنجايي كه علاوه بر قيمت بالاي صنايع دستي، اخيرا قيمت نخ و نقشه افزايشي چندين برابري پيدا كرده است، موسسين اين كارگاه چارهاي انديشيده و تدبيري در جهت رسيدن به اهدافشان به كار بردهاند و آن آموزش اقساطي به هنرجويانشان است.
اينجا چيزي براي فروش نداريم
قرهچاهي می گوید: نمايندگي شركت نخ و نقشه اصفهان و تبريز را داريم ولي هرگز كار آماده، از نمايندگيها براي فروش نميآوريم. اينجا چيزي براي فروش نداريم. در اين كارگاه تنها طرحهايي را بافته ميشود كه همانند آنها در بازار نباشد. يعني طرحها، اولين بار توسط خودمان بافته ميشوند.
وی تصریح می کند: ما تنها هدفمان آموزش طي 60 ساعت تعيين شده، نيست. بلكه يادگيري برايمان مهمتراست. آموزش ما از چلهكشي به هر دو سبك فارسي و تركي شروع ميشود. ما با اين نوع آموزش قصد داريم كارآموز ما از همان ابتدا مستقل شروع كند و به ما وابسته نباشد.

از واقعيتها بشنويم/ از گرههاي تقلبي!!
قرهچاهي می گوید: گرههاي متفاوتي در كار بافت استفاده ميشود؛ اما متاسفانه در كرمان، بيشتر از گره تقلبي استفاده ميشود زيرا با استفاده از اين گره، كار سريعتر پيش رفته، ولي در عوض تراكم كار بافته شده را پايين آورده و اين جاي تاسف دارد.
صنايع دستي شهرمان در حال نابودي است
وی ادامه می دهد: همه شهرهاي ايران سوغات خاص خود يا صنايع دستي خود را حفظ كردهاند و براي آن ارزش قائل شدهاند. اما سيرجان نتوانسته به صنايع دستي خود بها دهد و هماكنون اين هنرش در حال نابودي است. متاسفانه در سيرجان تنها به جنبه درآمدزايي فرش دستباف نگاه ميشود. اما ما قصد داريم براي مردم شهرمان اين اصل را جا بيندازيم كه كار دست، كار دل است و هر كسي در خانهاش ميتواند دار قالي، گليم و يا تابلو فرش داشته باشد و اين كار را سينه به سينه به آيندگان انتقال دهد.
بيرونقي بافندگي فرش در سيرجان/ بهايي به فرش سيرجان داده نشده است
آزادیخواه می گوید: آن گونه كه اصفهانيها به هنرهايي همانند منبتكاري، خاتمكاري و... ارزش قايل هستند و هر روز آن را توسعه ميدهند، اما متاسفانه كرمانيها نتوانستهاند براي صنايع دستي خود يعني فرش و گليمي كه به نام سيرجان و كرمان شهرت دارد ارزش گذارده و آن را حفظ كنند و هيچ بهايي به اين هنر داده نشده است.
سيرجانيها را چنان عادت دادهاند كه تنها براي دلالان فرش ببافند
آزاديخواه نیز ابراز می دارد: مگر تبريزيها چه فرقي با ما سيرجانيها دارند؟ هوش و استعدادي كه آنها دارند ما هم داريم. ولي يك تفاوت وجود دارد و آن اين است كه دايما به ما گفته شده است: سيرجانيها اينكاره نيستند!! و هيچ فرهنگسازي و زمينهي پيشرفتي برايمان ايجاد نشده است و سيرجانيها را چنين بار آوردهاند كه براي دلالان فرش ببافند آنهم با دستمزدي اندك!!! نه براي دلِ خودشان. اجازه ندادهاند خودشان را شناخته و جايگاه واقعي خودشان را درك كنند.

دلالان، بازار تابلو فرش ابريشمي در سيرجان را از رونق انداختهاند/ براي دلالان صرفه اقتصادي ندارد
قرهچاهي اظهار می دارد: دلالان و واسطهها هستند كه فرش و تابلوفرش ابريشمي در سيرجان را از رونق انداختهاند تا فرشهاي مورد نظر خود را كه مبلغ كمتري بايد بابت آن پرداخت كنند؛ رواج دهند. به عنوان مثال، اگر قرار باشد فرشبافِ سيرجاني «تابلوفرش ابريشمي» ببافد بايد حداقل دستمزدي دو سه برابر گليم دريافت كند و دلالان زير بار پرداخت اين مبلغ بالا نميروند در نتيجه خريداري براي تابلو فرش ابريشميِ بافنده پيدا نميشود و به اين دليل است كه ميگويند سيرجانيها اينكاره نيستند.
به نام سيرجان و به كام ديگر شهرها
قرهچاهي تصریح می کند: وقتي به شهرهاي ديگر ايران ميرويم و كار گليم سيرجان كه در آنجا نمايش داده شده است را ميبينيم، واقعا غبطه ميخوريم كه سيرجانيها چنين اثري را با چنين ظرافتي بافتهاند و اين گونه مفت در اختيار دلالان فرش گذاشتهاند!! و جاي تاسف دارد كه بايد درخشش فرشهاي سيرجاني را در شهرهاي ديگر كشور ببينيم.
در دانشگاههاي سيرجان، رشته فرش وجود ندارد!
آزادیخواه با اشاره به اینکه هر چند كه صنايع دستي سيرجان فرش و گليم است، اما حتي رشته دانشگاهي بدين عنوان در سيرجان وجود ندارد، می افزاید: در دانشگاههاي سيرجان رشتهاي به عنوان رشته فرش و زيرمجموعهي آن نداريم، حتي در هنرستانها. به همين دليل به فني و حرفهاي پيشنهاد داديم كه حداقل در هنرستان رشته فرش آموزش داده شود كه آنها نيز موافقت كردهاند. به نظر وي اگر چنين رشتهاي در هنرستانهاي سيرجان وجود داشته باشد مطمئنا شاهد ظهور و درخشش مجدد اين هنر در خانههاي سيرجانيان خواهيم بود.
بافت تابلوفرش، مُسَكن و آرامبخشي براي درمان افسردگيها
آزاديخواه می گوید: بافت تابلو فرش، همانند مصرف قرص آرامبخش است، وقتي شروع به بافت ميكنيم تمام مشكلات زندگي را فراموش ميكنيم و يك احساس زيبا و لطيف به ما دست ميدهد،گذر زمان را فراموش ميكنيم، اين حس حتي زماني كه آموزش هم ميدهيم وجود دارد.
وی ابراز می دارد: بافت تابلو فرش يك نوع ورزش فكري است و به كساني كه افسردگي دارند پيشنهاد ميكنيم كه به كار بافت تابلو فرش روي بياورند. ادامه خواهيم داد تا زمانيكه تنها به قشنگي كار نگاه شود...
آرزوي اين دونفر رسمي شدن كارشان است. آنها مصمم به توسعه كار هستند و قصد دارند تا زماني كه بافت تابلو فرش براي سيرجانيها همهگيرشود تمامي مشكلات پيشرويشان را بردارند.
آنها ميخواهند از اين به بعد تنها به زیبایی كار نگاه شود...
............................................
گزارش: لیلا گلزاری


نظر شما