مجید مظفری بازیگر سینما و تلویزیون که در سالهای دور در چند فیلم در حوزه دفاع مقدس بازی کرده است درباره حضورش در فیلمهایی چون "سایههای هجوم" و "جنگ نفتکشها" به خبرنگار مهر گفت: زمانی که فیلم سینمایی "سایه های هجوم" در دهه 70 به من پیشنهاد شد آشنایی زیادی با احمد امینی کارگردان آن نداشتم و فقط به خاطر فعالیت مطبوعاتیاش در مجله فیلم با او آشنا بوده و سلام و احوالپرسی داشتیم.
وی ادامه داد: من از طریق فرشته طائرپور که تهیهکننده این فیلم بود برای بازی دعوت به همکاری شدم. زمانی که سناریو را خواندم بسیار به آن علاقمند شدم چون فضای فیلم با اتفاقاتی که به شکل واقعی برای مردم در زمان جنگ رخ داده بود انطباق داشت. "سایه های هجوم" فیلم خلوتی بود که جای کار بسیاری برای بازیگر به وجود می آورد به همین دلیل بازی در آن را پذیرفتم.
مشابه اتفاقات" سایه های هجوم" را تجربه کردم
این بازیگر با اشاره به خصوصیات احمد امینی و آشنایی که وی با سینما داشت، گفت: من زیاد با امینی آشنا نبودم و این فیلم هم اولین کار بلند وی به حساب می آمد اما نگرشی که او نسبت به سینما داشت باعث شد تا به وی به عنوان کارگردان اعتماد کنم چون می دانستم سینما را خوب می شناسد و با ابعادش آشنایی دارد.
مظفری درباره اولین روز فیلمبرداری این فیلم سینمایی و خاطراتی که از حضور در آن دارد، بیان کرد: شب قبل از آغاز فیلمبرداری طبق برنامهریزیهایی که از قبل در خانواده داشتیم میزبان چند نفر از دوستان از جمله مجید جوانمرد، خسرو شکیبایی، داود رشیدی و علی حاتمی بودم که متاسفانه امکان لغو آن وجود نداشت بنابراین صبح روز بعد بسیار کسل بودم و بعد از گریم تا رسیدن به محل فیلمبرداری در ماشین خوابم برد. هر کارگردانی انتظار دارد که بازیگرش روز اول کار با انرژی باشد و با وی درباره نقش صحبت کند اما من با حالتی خواب آلود سر صحنه حاضر شدم که باعث شد امینی از من ناراضی شود.
وی افزود: البته این نارضایتی از روز دوم برطرف شد و الان وی یکی از دوستان خوب من است و از بازی ام در فیلم هم رضایت دارد. این فیلم در ارتباط با اتفاقات جنگ در فضایی بیرون از جبهه بود و همه ما هم این شرایط را تجربه کرده بودیم و در فیلم هم این اتفاقات و فضاسازی ها به درستی منتقل می شد. مشابه بخشی از اتفاقی که برای این خانواده در فیلم می افتد برای من و خانواده ام هم رخ داده بود.
مظفری داستان فیلم "سایههای هجوم" را اینگونه تعریف کرد: جلال و خانواده اش كه در منطقه اي مرزي درخوزستان زندگي مي كنند با شروع جنگ و مهاجرت همسايه ها تنها مي مانند. هانيه، همسر دوم جلال، كه در برقراري ارتباط با علي، فرزند جلال از همسر اولش، با مشكل رو به رو است از شوهرش به اصرار مي خواهد كه به منطقه امني مهاجرت كنند. جلال ناگزير مي پذيرد، اما در بين راه انفجارهاي پياپي آن ها را ناگزير مي کند به خانه بازگردند. تلاش مجدد آن ها براي گريز از مهلكه به نتيجه نمي رسد، تا اين كه نيمه هاي شب پنج سرباز عراقي راه گم كرده وارد حريم خانه آن ها مي شوند. جلال مصمم به مقابله است، اما فشنگ هاي تفنگ قديمي اش را در وانتش جا گذاشته است. علي براي آوردن فشنگ ها از خانه خارج مي شود و عراقي ها او را به اسارت مي گيرند. هانيه موفق مي شود به فشنگ ها دست يابد و جلال سربازان دشمن را به كمك هانيه از پا در مي آورد و خودش زخمي مي شود. صبح روز بعد علي، خوشنود از حوادث شب قبل، هانيه را به عنوان مادر خوانده مي پذيرد و همگي راه جاده اي را براي رسيدن به منطقه اي امن در پيش مي گيرند.
بازیگر "کشتی آنجلیکا" یادآور شد: در زمان بمباران من همراه با همسر و فرزندم می خواستیم از کرج که محل زندگی مان بود به طرف کاشان برویم تا بمباران آسیبی به ما نرساند اما متاسفانه راه بسته بود و در جاده قدیم کرج گیر افتادیم. این اتفاق به من خیلی کمک کرد تا حس صحنه های فیلم را به درستی در بیاورم البته حضور امینی و سناریو درست و کاملی که در اختیارمان گذاشته بود بسیار مثمر ثمر بود.
"جنگ نفتکشها " در شرایط سختی تولید شد
وی درباره تجربه حضور در فیلم سینمایی "جنگ نفتکشها" و همکاری با محمد بزرگنیا گفت: برای حضور در یک اثر باید کل فضای آن فیلم برای بازیگر قابل باور باشد تا بتواند به درستی ایفای نقش کند و مردم هم او را در آن اثر بپذیرند. حضور من و بزرگ نیا در حاشیه جنگ به ما بسیار کمک کرد تا بتوانیم از عهده این فیلم بر بیاییم. اتفاق نظر با بزرگنیا و درک متقابل باعث شد همکاری من و بزرگ نیا ادامه پیدا کند.
بازیگر "سگ کشی" ادامه داد: بزرگ نیا با فضاسازی درستی که از کار ارائه می داد باعث می شد من به درستی در موقعیت قرار بگیریم. به دلیل علاقه و توجهی که آن زمان همه عوامل به کیفیت کارشان داشتند فیلم ها ماندگار می شدند اما متاسفانه در این روزگار دیگر کسی به این مسائل توجهی ندارد. البته آن زمان فیلم های مستند تلویزیونی نیز به ما در تولید این فیلم کمک زیادی کرد.
مظفری متذکر شد: زمان فیلمبرداری "جنگ نفتکشها " در یک کشتی واقعی در جزیره خارک و در شرایط بسیار دشواری کار می کردیم. خوشبختانه خطری در زمان فیلمبرداری متوجه افراد گروه نشد اما من به خاطر پرش هایی که در فیلم داشتم دچار درد گردن و مچ دست شده بودم که دکتر به من گفته بود برای بهبودی باید عمل جراحی انجام دهم.
هنگام بازی در "جنگ نفتکشها" 45 روز از کشتی خارج نشدم
بازیگر نمایش "رویاهای رام نشده" ادامه داد: ما در فصل بسیار گرمی در جزیره خارک کار می کردیم که مجبور شدیم به دلیل گرمای زیاد کار را مدتی متوقف کنیم. در طول این مدت بسیاری از افراد گروه جذب کارهای دیگر شدند اما من، بزرگ نیا و حمیدرضا صلاحمند سر هیچ کار دیگری نرفتیم در حالی که وزارت نفت که سفارش دهنده و سرمایه گذار فیلم بود هم حاضر نشده بود به ما در طول این مدت دستمزد بدهد. اما ایستادیم و بدون دریافت حقوق منتظر شرایط مساعد شدیم چون می دانستیم دیگر پروژه ای به جذابیت "جنگ نفتکشها " نصیبمان نخواهد شد و جای این فیلم در کارنامه ما خالی خواهد ماند.
بازیگر سریال "اولین انتخاب" اظهار کرد: در آن زمان ما سینمای ملی داشتیم و از هر 100 فیلمی که در سینمای ایران تولید می شد حداقل 40 -50 اثر در شهرستان ها ساخته می شد اما الان همه فیلم ها محدود به چند لوکیشن داخلی و آپارتمان و خیابان آن هم در تهران شده است. به همین دلیل امثال من الان دلشان برای این سینما می سوزد و دلتنگ روزهای قدیم می شوند. در زمان فیلمبرداری "جنگ نفتکشها" من 45 روز از کشتی خارج نشدم و مدام مشغول کار بودم.
وی در پایان درباره دیگر تجربیاتش در زمیه فیلمهای دفاع مقدس توضیح داد: سال 61 فیلمی جنگی به نام "عبور از میدان مین" را بازی کردم که جواد طاهری کارگردانی اش را بر عهده داشت. آن زمان ما اطلاع زیادی از شرایط جنگ و جبهه نداشتیم و بیشتر فیلم های جنگی هالیوودی را دیده بودیم بنابراین این فیلم هم با ویژگی های قهرمانپرورانه سینمای غرب ساخته شد اما وقتی بعد از سالها این فیلم را دیدم متوجه شدم با وجود عدم شناخت ما، حال و هوای و حس های درستی را منتقل کرده بودیم و فیلم قابل قبول از آب درآمده بود.
نظر شما