علت تحقق نیافتن کامل آرمان انقلاب اسلامی در سال‌های اخیر ایران

زمان خاص و یا مناسبی در برخی از ازمنه و مقاطع و جهش های تاریخی یک ملت، فرا می رسد که  مجبور به باز تعریف عمیق اهداف اصلی و سیاست های کلی خود می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر یادداشتی از موسی نجفی در مورد تاثیر متقابل انقلاب اسلامی با هویت ملی ایران است که در ادامه می خوانید. بخش های قبلی این یادداشت را از اینجا ببینید.

از جمله مسائلی که در توجه به سیاست ام القرای تمدن دینی می توان داشت ، آسیب شناسی و توجه به علل برخی ناکامی ها و ضعف ها در سیاست های قبلی و فعلی می باشد ، لذا مناسب است با توجه به تجربه تاریخی و سیاسی به بخشی از آنها اشاره کنیم :

۱- از جمله مسائل مهم محقق نشدن برخی اهداف عالی در سال های اخیر، ابهام داشتن در اهداف کلی و مبانی و اصول ذاتی خود آن طرحها و برنامه هاست  ؛ این بدان معناست در اصل وجودی خود آن اهداف تشکیک می شود ۰

۲ - مطلب مهم دیگر این است که طرح های مورد نظر هرچند در" نظر" و اندیشه خوب و مفید و منطقی باشند ولی در عمل ، ناشیانه و تکراری عرصه شده و در نتیجه مطلوب حاصل نمی شود که هیچ ، بلکه اثر معکوس داشته است ۰

۳- برای حفظ تناسب اهداف عالی و نسبت منطقی داشتن با وضعیت فعلی جامعه ، بایستی حلقه های ارتباط آن طرحها با منافع ملی کشور هم در کل و هم در هر یک از مراحل دقیقا معلوم باشد؛ ترسیم نکردن این مهم و نداشتن نقشه راه برای تحقق ایده ها ، به منزله بی ارزش نمودن و به حاشیه بردن آن ایده ها می باشد۰

۴ - تحقق وعده ها و اهداف بزرگ بایستی همگام با واقعیات و توان ملی موجود کشور باشد۰ نادیده گرفتن این مهم ، ارتباط و پیوند ملی بین ارزشهای مشترک و حیاتی جامعه را با مردم ، سست و در نهایت نابود می کند۰

۵ - درک توان ملی برای ایده های بین الملل ضروری است؛

اگر ما دورنمای طرحهای کلان ملی را در قالب نظریه های بزرگ مطرح کنیم ، یکی از ضروری ترین راههای تحقق آن، تاکتیک ها و برنامه های متوسط و کوتاه برد و نقشه راه برای تبیین آن دورنمای اصلی است ؛ در این زمینه بحث از منازل و ایستگاهها و مراحل و وارسی لحظه ای و مقطعی و جزیی از ضروریات مهم است ۰

۶- از جمله مسائلی که در رابطه با رصد کردن آسیب ها میتوان بدان پرداخت ، بحث از این است که خود نظریه و طرح کلی چقدر اشکال داشته و یا اینکه جزئیات آن چه مقدار و از کجا و کدامین مرحله بایستی مورد اصلاح واقع گردد ۰

۷ - با توجه به قسمت قبلی و بررسی اصلاح در کل و جزء طرح ، به نظر می رسد ناپختگی و معتقد نبودن و تفسیر به رای های متعدد و قرائت های شبه لیبرالیستی و شبه سوسیالیستی و به همراه تندروی و کند روی های مرسوم سیاست در ایران به این فهرست اشکالات بایستی اضافه گردد و البته درصد دقیق هماهنگی و عدم تطابق دو مورد قبلی در بعد نظری و عملی و عملیاتی میتواند پژوهش بعدی ما را در این تحقیق شکل دهد ۰

۸ - گاهی میشود طولانی شدن یک سیاست باعث شود علت اصلی به وجود آمدنش فراموش شده ، ولی ادامه آن توجیه و امری لا یتخلف جلوه گر شود ؛ در چنین مواقعی برخی از مدیران با نوعی قداست بخشی به این برنامه ها راه هرگونه نقد و یا تجدید نظر طلبی را از دلسوزان و صاحب نظران و متفکران اجتماعی سلب می نمایند ۰

۹- تاریخ و عالم سیاست پر است از طرحهایی که استادانه گفته شده ولی ناشیانه و حتی احمقانه اجرا گردیده است ؛ چقدر تمییز بین این دو حوزه ، کار دشوار و مهمی است و البته تاریخ ملتها همیشه هم حوصله و وقت بررسی و فهم بررسی و علل دریافت ابعاد این مطلب را ندارد؛ همانطوری که گاهی همه چیز دست به دست هم داده تا این درک و فهم و شعور ملی به بلوغ و جمع بندی درستی نرسد ۰ مثال عیان و آشکار مسئله گفته شده جمع بندی نداشتن و عدم درک کلی و اجماع حاصل نشدن درباره مشروطیت و تحولات مهم دیگر ایران تا امروز است ۰

۱۰ - گاه می شود به دلایل زیادی آرمانها و واقعیات در جامعه ای در کنار هم قرار می گیرند ولی بسته به شرایط زمانه و گذر ایام ،  یا آرمان از واقعیات سبقت گرفته و جامعه آرمانگراتر شده و سایر عوامل را "معنا و مفهوم" می دهد و یا برعکس پتک محکم واقعیات و شرایط ، "آرمان " را متوقف کرده و جامعه ، واقع گراتر شده و آرمان را متوقف میکند ؛ این اتفاق از هر طرفی که بیفتد و هر کدام که از دیگری سبقت بگیرند ، نتیجه اش این می شود که وحدت و وفاق و تعادل و آشتی کلی اولیه بین آرمان و واقعیت در جامعه از بین رفته و یا لااقل ترک و شکاف خورده و لاجرم برای آشتی و پیوند مجدد آن بایستی کاری عمیق و آسیب شناسانه جدی صورت داد ۰

نکته مهم و خلاصه همه این مباحث را شاید بهتر باشد اینگونه بیان نمود که در برخی از ازمنه و مقاطع و جهش های تاریخی یک ملت ، زمان خاص و یا مناسبی فرا می رسد که  مجبور به باز تعریف عمیق اهداف اصلی و سیاست های کلی خود می شود ؛ و این درست همان زمانی است که تاریخ به ملت فرصت داده که خودش درباره خود بازاندیشی و یا قضاوت  نماید؛ تغافل از این فرصت و از دست دادن این زمان جمع بندی به معنای از دست دادن مدیریت جامعه و نمره قبولی نگرفتن از تاریخ در آینده معنا می دهد ۰  

کد خبر 4331070

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 7 =