هدف اصلی دین به کمال رساندن فضائل اخلاقی است، نه کشف واکسن کرونا

محمدمحمدرضایی نوشت: هدف اصلی دین به کمال رساندن فضائل اخلاقی و برانگیزاننده فطرت و دعوت به توحید و آزادی انسان از قیدها و بندهای نادرست است نه کشف واکسن فلان ویروس از جمله ویروس کرونا.

به گزارش خبرنگار مهر، محمد محمدرضایی استاد تمام فلسفه دین دانشگاه تهران و محقق حوزه علمیه به نظرات جناب حجت الاسلام سید کمال حیدری استاد و مدرس علوم حوزوی در باب چالش‌های پیش روی دین و مدرنیته در مواجهه با کرونا پاسخ داده است که در ادامه از نظر شما می‌گذرد:

باسمه تعالی

چندی پیش کلیپی از جناب حجة الاسلام سید کمال حیدری از اساتید علوم دینی تحت عنوان چالش‌های پیش روی دین و مدرنیته در مواجهه با کرونا در شبکه‌های مجازی (۲۷/۰۴/۱۳۹۹) منتشر شد. برخی از اساتید این کلیپ را برای اینجانب ارسال و تقاضا داشتند که مورد نقد و بررسی قرار گیرد. اینک، خداوند منان، توفیق این مهم را به اینجانب عنایت فرمود. ابتدا مدعیات ایشان را مطرح و سپس صرفاً از باب تذکر، آنها را مورد نقد و بررسی قرار خواهم داد.

اینک مدعیات ایشان:

مدعای اول: "یکی از برکات شیوع ویروس کرونا آن بود که قرائت رسمی از اسلام را در حوزه‌های علمی شیعه و سنی به زمین زد. مدعیان اسلام در برابر ویروس کرونا چه چیزی برای گفتن دارند راه حل شما چیست؟ اثر دعا، توسل، اعتقاد به مهدویت و … کجاست؟ امتیاز مکتب اهل بیت در برابر ویروس کرونا چیست که سایر ادیان و مکاتب ندارند؟ شما (مسلمانان و مدافعان مکتب اهل بیت) چه امتیازی نسبت به آنها دارید که چینی‌ها و کره جنوبی‌ها آن امتیاز را ندارند؟ چین و کره جنوبی که این مشکل کرونا را بهتر از ما حل کرده اند، پس وجه امتیاز مکتب اسلام و اهل بیت نسبت به حل این مشکل چیست؟ "

مدعای دوم: "یکی دیگر از برکات شیوع ویروس کرونا آن است که توانست کل غرور انسان غربی را پایمال کند. انسان غربی با پیشرفت‌های علمی خود ادعای ربوبیت می‌کرد. أَنَا رَبُّکُمُ‌ الْأَعْلَی می‌گفت و مطرح می‌کرد که اینک کل قوانین عالم طبیعت مسخر من است. بر فرض، درست است که خدا جهان را خلق کرده است ولی مسخر و مدبر جهان طبیعت اینک منم، کرونا توانست، غرور این انسان غربی را بشکند."

نقد و بررسی مدعای اول:

مدعای اول جناب آقای سید کمال حیدری را می‌توان به صورت ذیل دسته بندی کرد:

۱. کرونا کارآمدی قرائت رسمی حوزه‌های علمیه از اسلام و تشییع را با چالش مواجه کرده است.

۲. مدعیان اسلام در برابر کرونا چه چیزی برای گفتن دارند و اثر دعاء توسل و اعتقاد به مهدویت و … کجاست؟

۳. امتیاز مکتب اهل بیت در مواجهه با سایر مکاتب در مواجه با کرونا چیست؟

۴. تفکر و ایدئولوژی کشور چین و کره جنوبی نسبت به اسلام و تشیع کارآمدتر است، زیرا آنها در مبارزه با ویروس کرونا موفق تر عمل کردند.

نقد: نقد مدعای اول را در سه بند مطرح می‌نمائیم:

۱. جناب آقای حیدری نیک می‌دانید که در پس چنین سخنانی، یک نوع دیدگاه پراگماتیستی و عمل گرایانه در باب داوری ادیان و مذاهب و ایدئولوژی‌ها وجود دارد. شما ادعا می‌کنید که ای مسلمانان و ای شیعیان در برابر چین و کره جنوبی در مبارزه با کرونا چه چیزی برای گفتن دارید! بنابراین، دین و آئین خود را در دنیای امروز تبلیغ نکنید که نتوانسته به درستی با کرونا مبارزه نماید.

شما می‌دانید که مکتب پراگماتیسم توسط فیلسوفان آمریکایی چارلز پیرس (۱۸۳۹-۱۹۱۴)، ویلیام جیمز (۱۸۴۲-۱۹۱۰) و جان دیویی (۱۸۵۹-۱۹۵۲) بنیان نهاده شد. از دیدگاه پراگماتیسم، معیار حقیقت و فکر و ایدئولوژی با توجه به سودمندی، فایده و نتیجه آن مورد قضاوت قرار می‌گیرد نه انطباق آن با واقعیت عینی. در واقع حقیقت هر چیزی به وسیله نتیجه نهایی آن اثبات می‌شود.

آیا جناب عالی به لوازم چنین دیدگاهی اعتقاد دارید؟ به فرض دیدگاه مادی‌گرایانه و ملحدانه و غیر توحیدی کشورهای چین و کره جنوبی توانستند واکسن کرونا را کشف کنند و یا با روش‌هایی از شیوع ویروس کرونا جلوگیری کنند، آیا این دلیل و منطق می‌تواند ملاک حقانیت مکتب الحادی و مادی گرایانه و غیرتوحیدی آنها باشد؟

آیا شما می‌پذیرید که ایدئولوژی کشور چین و کره جنوبی بر قرآن (معجزه جاودانه) و اسلام و تشیع برتری دارد؟ آیا می‌پذیرید که بر اساس این معیار، اعتقاد به وجود خدا و جهان آخرت و نبوت و دعا و توسل ما نادرست و به عوض بی اعتقادی و دیدگاه کمونیستی وادیان غیر توحیدی از حقانیت برخوردارند؟

همچنین، دیدگاه پراگماتیستی دین را به عنوان یک ابزار تلقی می‌کند، که اگر توانست واکسن کرونا را کشف کند، صادق و الا کاذب است و به جای آن باید از ابزار دیگری که همان بی اعتقادی، بودیسم، تائوئیسم و ایدئولوژی کمونیستی است، استفاده نمود.

در این بحث مسائلی چون منشأ دین، تاریخ انبیا الهی و وحی الهی و خاتمیت و نیاز بشر به وحی الهی و اعجاز قرآن و امامت و دعا و توسل و به تعبیری حقانیت دین به کلی نادیده گرفته شده است و به عوض به توانایی اسلام در مبارزه با کرونا ویا صرفاً به کارکرد بهداشتی دین تأکید شده است. که بسیار امر نادرستی است.

و همچنین به فرض اگر علوم تجربی با مبنای طبیعت گرایانه و تجربی گرایانه توانست، واکسن کرونا را کشف کند. آیا می‌توان به جهت عملکرد بهتر در مبارزه با کرونا علوم تجربی را جایگزین دین الهی نمود و گفت که دوران دین الهی به سر رسیده است؟ آیا این، تفسیر درستی از خاتمیت و نیازمندی بشر به دین است؟

آیا این سخن جنابعالی با دیدگاه آگوست کنت فرانسوی (۱۷۹۸-۱۸۵۷)، بنیانگذار مکتب پوزیتیویسم در باب مراحل تفکر بشر که اکنون دوران علم است و دوران ربانی و فلسفی، به سررسیده و باید آنها را نادیده گرفت، یکسان نمی‌شود؟

همان دیدگاهی که اعتقادات دینی و علت الهی را معارض با علت طبیعی و تجربی می‌داند که بسیار سخن نادرستی است. آیا این سخن بر خلاف اعتقاد اسلامی" لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّاباللَّه العلیّ العظیم "نیست که حتماً جنابعالی به آن باور دارید و علت الهی را در طول علت مادی و طبیعی لحاظ می‌کنید.

مشکل دیگر تفکر پراگماتیستی آن است که فرق بین دین حقیقی و دین واره ها و ادیان کاذب نمی‌گذارد، زیرا که به حقانیت آنها بی توجه و تأکید آن، بیشتر بر نتایج عملی آنها است. این تفکر درست مانند کسانی است که با دیدن زرق و برق دنیای غرب و نظم ظاهری آنها حکم به صحت ایدئولوژی مادی گرایانه و استعماری و منفعت طلبانه آن می‌دهند. همان ایدئولوژی که بر اساس ظلم و غارت اموال کشورهای تحت ستم بنا شده است که بعضاً برخی از متفکران آن سامان، به آن اعتراف کرده اند. بنابراین جناب آقای سید کمال حیدری در طرح چنین سخنانی تأمل بیشتری بفرمایید.

۲. جناب آقای حیدری، شما از قرائت رسمی حوزه‌های علمیه از اسلام و تشیع سخن گفته اید، پس حتماً یک قرائت غیر رسمی هم وجود دارد. ای کاش منطق فهم چنین قرائتی را بیان می‌نمودید. آیا در قرائت شما از تشیع، ملاک حقانیت معارف اعتقادی و اخلاقی و فقهی قرآنی، کشف واکسن کرونا است یا ملاک دیگری دارد؟ ای کاش جنابعالی ویژگی‌های قرائت غیر رسمی از تشیع را که ظاهراً مدافع آن هستید، به روشنی بیان می‌کردید تا در مورد آن بتوان داوری نمود. حتماً در قرائت مطلوب شما از اسلام شیعی، اعتقاد به خدای یگانه و نبوت و معاد و امامت و قرآن دعا و توسل و مهدویت وجود دارد.

جنابعالی چه تصویری از دعا و توسل و مهدویت و کارکرد آنها دارید که متفاوت از قرائت رسمی حوزه‌های علمیه است؟ در این مدعیات ابهامات زیادی وجود دارد. به نظر نمی‌رسد که در قرائت رسمی حوزه‌های علمیه از تشیع که از زبان مراجع عظام تقلید (دامت برکاتهم) مطرح می‌شود، دعا و توسل جایگزین تحقیقات علمی و بهداشتی و پزشکی شده است. دعا و توسل در جای خود و تحقیقات علمی هم در جای خود. هر کدام کارکرد خاص خود را دارند. کدامیک از مراجع عظام تقلید را سراغ دارید که به جای فعالیت‌های علمی صرفاً به دعا و توسل، متوسل می‌شوند تا آن را به دیگران هم توصیه کنند. اینجانب در یادداشت کرونا و دعاهای مفاتیح، جایگاه دعا و تحقیقات علمی را توأمان تبیین نمودم که هرکدام به جای خویش نیکو است. بنابراین جناب آقای حیدری، این ادعای شما که در قرائت رسمی حوزه‌های علمیه، به عوض تحقیقات و فعالیت‌های علمی، این دعا و توسل است که تنها نقش آفرین است با واقع منطبق نمی‌باشد.

۳. جناب آقای سید کمال حیدری، امتیاز اسلام و مکتب اهل بیت، قرآن و عترت پیامبر (ص) است. قرآن، معجزه جاودانه پیامبر گرامی اسلام است که خداوند از سر لطف و مهربانی برای سعادت دنیا و آخرت به بشر ارزانی داشته است. این کتاب را خداوند عزیز و مهربان، برای هدایت مردم نازل کرده و خود نیز نگهبان آن است تا از هرگونه تحریف و دستبردی مصون بماند و بتواند رسالت خود را که هدایت انسان‌ها از ظلمات به سوی روشنایی است، به نیکی به انجام برساند. حجت قرآن، ذاتی است و تاکنون کسی نتوانسته با آن مقابله نماید. البته اعجاز قرآن، ابعاد مختلفی دارد که فعلاً مجال پرداختن به آن نیست. از دیدگاه قرآن، گفتار و کردار و تقریر پیامبر (ص) و امامان معصوم (علیه السلام) از حجت برخوردار است. بنابراین امتیاز اسلام و مکتب اهل بیت به قرآن، معجزه جاویدان و معارف اهل بیتی است که هدایت گر انسان‌ها از ظلمات به نورانیت و سازگاری آنها با فطرت و عقلانیت انسان‌ها است.

در ضمن مزیت و رسالت اولیه دین اسلام، کشف قوانین علمی نیست، بلکه خطاب دین، به تعبیر استاد مطهری من علوی و متعالی انسان است نه من سفلی. هرچند که دین توصیه به کشف روابط عناصر جهان خلقت و تأمل و تفکر درباره آنها و همه هستی کرده است تا از طریق آنها به خدا و دستورات سعادت آفرین او متوجه شویم و بدانیم تنها او حق است. چنانچه قرآن می‌فرماید: أَفَلَا یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ وَإِلَی السَّمَاءِ کَیْفَ رُفِعَتْ وَإِلَی الْجِبَالِ کَیْفَ نُصِبَتْ وَإِلَی الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌلَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِر (غاشیه ،۱۷-۲۲)" آیا به شتر نمی‌نگرند که چگونه آفریده شده و به آسمان که چگونه برافراشته شده و به کوه‌ها که چگونه برپا داشته شده و به زمین که چگونه گسترده شده است پس تذکر ده که تو تنها تذکردهنده ای بر آنان تسلطی نداری".

هدف اصلی دین به کمال رساندن فضائل اخلاقی و برانگیزاننده فطرت و دعوت به توحید و آزادی انسان از قیدها و بندهای نادرست، برپایی قسط و عدالت در جامعه بشری، آشنایی مردم با تعالیم الهی و تزکیه و تطهیر آنان و زندگی موحدانه و مومنانه می‌باشد، نه کشف واکسن فلان ویروس از جمله ویروس کرونا.

به فرض اگر اسلام و تشیع واکسن ویروس کرونا را کشف کند در آن صورت آیا تمام مشکلات معنوی و اخلاقی و اعتقادی بشر حل شده است و مأموریت دین به طور کامل به انجام رسیده است؟

جناب آقای حیدری به نظر می‌رسد که وظیفه و امتیاز اصلی دین، کشف قوانین فیزیکی، شیمیایی و بهداشتی و درمانی نیست و این وظیفه را باید در جای دیگری جست و جو کرد، زیرا که خداوند به انسان قوه عقل عنایت کرده است و از او خواسته با تأمل در عالم خلقت و کشف سنت‌ها و قوانین ثابت این عالم به لطایف و حکمت‌های آن بیشتر پی ببرید و نیز بداند که در پس این عالم مادی با قوانین شگفت انگیز آن دست توانای خداوند عالم و حکیم و توانا وجود دارد.

بررسی و نقد مدعای دوم:

۱: اینکه در زندگی و جوامع افراد مادی گرا و ملحد و حتی دیندار ممکن است، اتفاقاتی رخ دهد که آنها را به عالم ماورا متوجه نماید. جای شک و شبهه‌ای نیست و نمونه‌های آن فراوان. امید آن داریم که فطرت توحیدی و سرشت همه آدمیان در مواجهه با چنین رویدادهایی مانند شیوع ویروس کرونا بیدار و در جایگاه اصلی خود که همان اعتقاد به خدای یگانه وزندگی پس از مرگ و اعتقاد به نبوت و برنامه‌های حیات بخش و سعادت آفرین پیامبران الهی (از جمله اسلام) و سبک زندگی مومنانه قرار گیرد.

اما جناب آقای سید کمال حیدری، عدّه ای از آدمیان بر اثر جهل مرکب و غوطه ور شدن در افکار مادی گرایانه و ملحدانه و لذت‌های زودگذر دنیوی آن چنان از خود بیگانه شده اند که ممکن است بر اثر شیوع این ویروس کرونا از خواب غفلت برنخیزند و هم چنان سرگرم افکار ملحدانه و مادی گرایانه خود باشند؛ همان افرادی که قرآن در مورد آنها می‌گوید: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ خَتَمَ اللَّهُ عَلَیٰ قُلُوبِهِمْ وَعَلَیٰ سَمْعِهِمْ ۖ وَعَلَیٰ أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (بقره ،۶-۷)

(همانا کسانی که کفر ورزیده‌اند، برای آنها یکسان است که هشدارشان دهی یا هشدارشان ندهی. آنها ایمان نخواهند آورد. خداوند بر دل‌ها و بر گوش آنان مهر زده و بر چشمانشان پرده‌ای است و برای آنان عذابی بزرگ است.)

و یا کسانی که قرآن درباره آنها می‌گوید: "صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ (بقر ،۱۸) (آنان (از شنیدن حقّ) کر و (از گفتن حقّ) گنگ و (از دیدن حقّ) کورند، پس ایشان (به سوی حقّ) باز نمی‌گردند.) بنا براین، ممکن است شیوع ویروس کرونا، هنوز غرور انسان غربی را نشکسته باشد.

جناب آقای سید کمال حیدری، جنابعالی بر اساس چه مستنداتی مطرح می‌نمایید که بر اثر این حادثه غرور انسان غربی شکسته شده است؟ به نظر می‌رسد که شواهد و مستندات گویای مدعای جنابعالی نیست.

۲: در ضمن هرچند که در حوزه علم دیدگاه مادی گرایانه و پوزیتیویستی و تجربی گرایانه و علم گرایانه ظهور و بروز بیشتری دارد که علم را متعارض با باورهای دینی می‌داند ولی در باب رابطه حوزه علم و کشف قوانین علمی و حوزه دین، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد، که بعضاً موافق اعتقادات دینی است.

برای نمونه:

الف: گالیله (منجم، ریاضی دان و فیزیکدان مشهور ایتالیایی (۱۵۶۴-۱۶۴۲) در باب رابطه علم و دین بر این باور بود که آیات کتاب مقدس و آیات طبیعت هر دو کلمه الله هستند، یعنی نگارنده کتاب طبیعت و کتاب مقدس خداوند است و هیچ گونه تعارضی بین آنها وجود ندارد. به تعبیری علم و دین، حقیقت واحدی را به دو شیوه مختلف بیان می‌دارند (باربور، ترجمه، بهاالدین خرمشاهی ص ۳۶، باربور، ترجمه، پیروز فطورچی ص ۶۴)

ب) دونالد مک کی (۱۹۳۳-۱۹۸۷) فیلسوف و دانشمند انگلیسی رابطه علم و الهیات را رابطه میان دو امر مکمل می‌داند که علم در پی کشف علل وقایع است و هدف الهیات در پی پاسخ دادن به معنای وقایع. (محمد رضایی، کلام جدید با رویکرد تطبیقی، ص ۱۸۲؛ پترسون و…، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه، نراقی و سلطانی، ص ۳۷۰) همان گونه که استاد شهید مرتضی مطهری (ره) نیز به مکملیت علم و دین اعتقاد داشت، چنانکه می‌گوید: علم به ما روشنایی و توانایی می بخشد و ایمان عشق و امید و گرمی؛ علم ابزار می‌سازد و ایمان مقصد؛ علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش می‌دهد و ایمان به شکل عمودی بالا می‌برد.(مطهری، مجموعه آثارج ۲، ص ۳۲)

ج) اندیشمندانی که مدافع جدایی کامل حوزه علم از دین هستند، بالتبع به هیچ گونه تعارضی بین آنها اعتقاد ندارند، برای نمونه:

۱. کارل بارت، متکلم پروتستان سویسی (۱۸۸۶-۱۹۶۸) نماینده نامدار نوارتودکسی ، معتقد بود که الهیات و علم با موضوعات و روش‌ها و غایات اساساً متفاوتی سروکار دارند.موضوع علم، جهان طبیعت است و موضوع الهیات، تجلی خدا.(باربور ،۱۳۷۸، ص ۱۴۵)

۲. مارتین بوبر (۱۸۷۸-۱۹۶۵) فیلسوف و متاله مشهور اتریشی بر آن بود که موضوع دین، واقعیات جاندار و اخلاقی است به تعبیری رابطه من - تو است. اما موضوع علم، موجودات بی جان و به تعبیری رابطه من- آن است.(همان، ص ۱۴۷)

۳. در میان فیلسوفان تحلیلی ویتگنشتاین (۱۸۸۹-۱۹۵۱) فیلسوف نامدار اتریشی بر آن بود که علم و دین دوبازی زبانی متمایز اما کاملاً مجاز هستند و هر کدام منطق و معیار سنجش خاص خود را دارند و هیچکدام نباید با منطق و معیار دیگری مورد قضاوت قرار گیرد. زبان علمی، برای پیش بینی و کنترل است اما زبان دینی برای مقاصدی نظیر نیایش و کسب آرامش به کار می‌رود.(همان، ص ۱۵۱)

۴. ایمانوئل کانت، فیلسوف بزرگ و تأثیر گذار آلمانی (۱۷۲۴-۱۸۰۴) بر آن بود علم و دین مربوط به دو حوزه جداگانه هستند. علم مربوط به حوزه عقل نظری و دین مربوط به حوزه عقل عملی. (محمد رضایی، تبیین و نقد فلسفه اخلاق کانت، ص ۲۶۳)

بنابراین جریانات فکری بسیار قوی در غرب وجود دارند که توأمان هم به علم وهم به دین معتقدند و هرکدام آنها را حوزه مستقل از هم لحاظ می‌کنند. بر اساس این دیدگاه‌ها انسان خود را مدبر عالم نمی‌داند، حتی کانت که ادعا می‌کند که عقل نظری از اثبات حوزه ماوراءالطبیعه ناتوان است از راه اخلاق مبانی دینی را اثبات می‌کند و برای اعطای سعادت متناسب با فضیلت اخلاقی انسان، به خدای خالق و مدبر عالم اعتقاد دارد که بتواند سعادت انسان‌ها را تأمین نماید.

بنابراین، اولاً جهان غرب یک دیدگاه واحد ملحدانه ندارد که به سهولت بتوان گفت که کرونا ناقض و ابطال کننده آن است و ثانیاً کسانی که مدافع تفکر علم گرایانه هستند (تفکری که بر آن است روش علمی، تنها روش کشف همه حقایق عالم و قوانین علمی تنها تبیین کننده همه نیازهای مادی و معنوی انسان است) برآنند که کشف قوانین علمی، منطق خاص خود را دارد، برخی کشفیات علمی سریع و برخی نیازمند تحقیقات و آزمایش‌های طولانی مدت که زمان بر می‌باشد. بنابراین، زمان بر بودن کشف واکسن کرونا آنها را از ایدئولوژی علم گرایانه باز نمی‌دارد.

البته می‌توان گفت که کرونا تا اندازه‌ای ویترین ظاهری جوامع غربی را کنار زد و حقیقت آن را که مبتنی بر تبعیض نژادی و اخلاق خودگرایانه و سودگرایانه و منفعت طلبانه فردی و اجتماعی است، عیان نمود که اعتراضات مردم در کشورهای غربی گویای این مدعا است. بنابراین، جناب آقای سید کمال حیدری، دلایل کافی و وافی برای صحت ادعای خود مبنی بر پایمال شدن غرور و تفرعن انسان غربی توسط کرونا ارائه نداده اند.

و در پایان، از خداوند منان این دعا را برای خود مسالت می‌نمایم:

"اللَّهُمَّ لَا تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً "

(خداوندا، هیچ‌گاه مرا به اندازه‌ی یک چشم برهم زدن به خود وامگذار)

با عرض پوزش، محمد محمد رضایی، استاد فلسفه دین دانشگاه تهران (و حوزه علمیه)، ۲۲ مردادماه ۱۳۹۹.

کد خبر 4996819

برچسب‌ها

شهر خبر

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 0 =