۱۳ مهر ۱۴۰۵، ۱۵:۴۲

بلاگرها وسط جنگ شناختی

بلاگرها وسط جنگ شناختی

بلاگرها مدت‌هاست که موج‌ها و چالش‌های اجتماعی را شناسایی می‌کنند و با ورود به فضای مجازی، می‌کوشند آن‌ها را به سمتی که خود می‌خواهند، هدایت کنند. اما مقصد این موج‌سازی‌ها کجاست؟

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرهیختگان نوشت: یک روز در قامت هواشناس ظاهر می‌شوند، روزی دیگر در نقش آشپزی که به یک قهرمان و چهره ملی توهین می‌کند و این روزها نیز در جایگاه معلمانی قرار می‌گیرند که از وضعیت اقتصادی و معیشتی خود معترض و ناراضی‌اند. بلاگرها مدت‌هاست که موج‌ها و چالش‌های اجتماعی را شناسایی می‌کنند و با ورود به فضای مجازی، می‌کوشند آن‌ها را به سمتی که خود می‌خواهند، هدایت کنند.

اما مقصد این موج‌سازی‌ها کجاست؟ در سال‌های اخیر و هم‌زمان با جدی‌تر شدن ناآرامی‌های اجتماعی، شماری از بلاگرها در بزنگاه‌های مختلف، با اظهارنظرهایی درباره مسائل خرد و کلان جامعه وارد میدان شده‌اند؛ اظهارنظرهایی که گاه، چه در شرایط عادی و چه در وضعیت‌های بحرانی، می‌توانند به تشدید تنش‌های اجتماعی و حتی تهدید امنیت عمومی منجر شوند. برای مخاطبانی که صرفاً تحت‌تأثیر فضای احساسی حاکم بر شبکه‌های اجتماعی قرار نمی‌گیرند، این پرسش مطرح است که برخی از این چهره‌ها با اتکا به چه پشتوانه‌ای، به‌سادگی از مخاطبان خود می‌خواهند به خیابان بیایند یا به اقداماتی مانند آتش‌زدن اموال و تخریب دست بزنند؟

با گسترش دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، فضای مجازی به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره بسیاری از ما تبدیل شده است. گاهی برای رفع دغدغه‌های روزمره، مانند آشپزی، یک بلاگر را دنبال می‌کنیم و گاهی برای آشنایی با شیوه‌های سالم‌خوری، سراغ چهره‌ای دیگر می‌رویم. به‌اشتراک‌گذاشتن بخش‌هایی از زندگی روزمره و برقراری ارتباط با دنبال‌کنندگان نیز به یکی از رویه‌های رایج میان بلاگرها تبدیل شده است. بااین‌حال، گاهی همین چهره‌هایی که فعالیت خود را با موضوعاتی مانند سبک زندگی آغاز کرده‌اند، در بزنگاه‌های سیاسی و بحران‌های اجتماعی، ناگهان در مرکز منازعات قرار می‌گیرند.

از جمله در جریان «کودتای دی‌ماه»؛ زمانی که برخی از آن‌ها مخاطبان خود را به حضور در خیابان دعوت کردند و برخی دیگر نیز با کنایه و تمسخر و استفاده از اصطلاحات هواشناسی، تصویری بحرانی از وضعیت کشور ارائه دادند. این نمونه‌ها صرفاً فرض‌هایی ذهنی نیستند؛ بلاگرهایی در حوزه سبک زندگی و دیگر زمینه‌های اجتماعی وجود دارند که فعالیتشان از تولید محتوای روزمره فراتر رفته و به اظهارنظر درباره مسائل سیاسی و اجتماعی کشیده شده است. در این میان، این نگرانی نیز مطرح می‌شود که برخی از این چهره‌ها، بدون برخورداری از تخصص یا مسئولیت مرتبط با موضوع، با ورود به حوزه‌های مختلف و بهره‌گیری از شهرت و دامنه مخاطبان خود، به ترویج سبک زندگی مغایر با عرف جامعه یا انتشار محتوایی با رویکردهای مخالف جریان رسمی می‌پردازند.

آن هم در شرایطی که سازوکارهای نظارتی و قانونی هنوز نتوانسته‌اند متناسب با گسترش نفوذ این افراد در فضای مجازی، چهارچوبی روشن و کارآمد برای فعالیت آن‌ها ایجاد کنند. با توجه به همراهی برخی بلاگرها با موج‌های اعتراضی در بحران‌های اجتماعی و سیاسی گذشته، این احتمال مطرح می‌شود که موج اخیر انتشار محتوا درباره استعفای معلمان در فضای مجازی، صرفاً بازتابی از نارضایتی‌های معیشتی نباشد و در بستر گسترده‌تری از منازعات اجتماعی و رسانه‌ای قابل‌بررسی باشد. البته نارضایتی معیشتی معلمان و اعتراض آن‌ها به شرایط اقتصادی، مسئله‌ای مستقل و قابل‌توجه است؛ اما پرسش اینجاست که بازنمایی این نارضایتی‌ها در شبکه‌های اجتماعی چگونه شکل می‌گیرد و آیا همه محتواهای منتشرشده، بازتابی دقیق از واقعیت‌های موجودند یا برخی از آن‌ها ممکن است به تشدید نگرانی و التهاب در افکار عمومی دامن بزنند؟

وقتی اهداف دشمن با کشته‌سازی، فراخوان‌های پیاپی، جنگ، خونریزی، کودک‌کشی و موشک‌باران به نفع او پیش نمی‌رود، پس ایجاد موج، چالش و بحران اجتماعی یکی از گزینه‌های ناآرامی و یا حداقل القای ناآرامی و تکه‌ای از پازل دشمن خواهد بود. بنابراین دوربین روشن می‌شود، رو به دوربین آدمی رندوم که حتی شاید هیچ خط‌وربطی هم با فضای تعلیم‌وتربیت ندارد، می‌ایستد و از وضعیت معیشتی گلایه می‌کند و از استعفای خود می‌گوید. دیگری هم رو به دوربین از دستاوردسازی برای شکستن یک حصار و استعفا می‌گوید؛ اما نه اسمی از شغلش به میان می‌آید و نه می‌گوید از کدام سازمان استعفا داده!

همین ابهام‌ها این پرسش را پیش می‌کشد که چنین محتواهایی تا چه اندازه بر پایه تجربه‌های واقعی و قابل‌راستی‌آزمایی تولید شده‌اند و چه تأثیری بر ذهنیت دنبال‌کنندگان و جامعه درباره آینده ایران می‌گذارند؟ درعین‌حال احتمالاتی نیز وجود دارد. ایجاد ناآرامی ذهنی برای دنبال‌کنندگان و جامعه از آینده ایران که از قضا بلاگرها سردمدار آن هستند! و دقیقاً این همان چیزی است که دشمن می‌خواهد. در نهایت اما مسئله فقط به محتوای یک ویدئو یا اظهارنظر یک بلاگر محدود نمی‌شود؛ بلکه به نقش و مسئولیت چهره‌هایی بازمی‌گردد که از سرمایه اجتماعی و توجه مخاطبان برخوردارند و می‌توانند در شکل‌دهی به افکار عمومی اثرگذار باشند.

چنان‌که تینا امین، استاد دانشگاه و کارشناس تحلیل گفتمان انتقادی، در گفت‌وگو با «فرهیختگان» نیز از منظر اقتصاد توجه، تحول هویتی و منازعه گفتمانی به این پدیده می‌پردازد؛ پدیده‌ای که بررسی آن، به‌جای تقلیل‌دادن رفتار بلاگرها به انگیزه‌های فردی یا واکنش‌های مقطعی، نیازمند شناخت سازوکارهای تولید مرجعیت در فضای مجازی و مسئولیتی است که متناسب با قدرت رسانه‌ای این چهره‌ها بر عهده آن‌ها قرار می‌گیرد.

کد مطلب 6968368

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha