به گزارش خبرگزاری مهر، بسياري از محققان "شايعه" را يك بيماري اجتماعي مي دانند كه انسان بدان مبتلا مي شود و نمي تواند به سهولت از آن دوري جويد. بيماري كه نه علت به طور دقيق شناخته شده اي دارد، نه جمعيت هدف معين و نه پادزهر مشخصي دارد. بيماري كه به نظر مي رسد هيچ گاه نمي ميرد.
برخی شايعه را قديمي ترين رسانه ي گروهي مي دانند كه در تمامي طبقات اجتماعي وجود دارد و معتقدند كه تاكنون تعريف كامل و جامعي از شايعه ارائه نشده چرا كه محققان موقعي به بررسي شايعه ها مي پردازند كه ديگرزمان تحقيق و بررسي سپري شده است. و ديگر مردم جزييات مربوط به شايعه را فراموش كرده اند و يا به گونه اي آن را توجيه نموده و يا شايعه در ذهن آنان تغيير شكل داده است.
يكي از راه شناخته شده ي مقابله با شايعه قرار دادن مخاطب در جريان اخبار دقيق در كم ترين زمان ممكن است. اخبار دقيق يعني با همه جزييات بدون آن كه چيزي از قلم بيفتد. "كمترين زمان ممكن" يعني فراهم آوردن شرايط و امكاناتي كه در اسرع وقت اخبار را به سمع و نظر مخاطبان برساند. مطالعه ها نشان داده و قتي رسانه اي خبري را زودتر از ساير رسانه ها انتشار مي دهد. مخاطبان تفسيري از آن خبر را بيشتر به خاطر مي سپارند كه مربوط به رسانه اي است كه زودتر خبر را رسانده، يعني مخاطب ديدگاه خود را ناخودآگاه با رسانه اي منطبق مي كند كه تنها مزيتش نقل سريع تر اخبار بوده است.
بهترين راه مقابله و اعتماد سازي در باب شايعه تكذيب آن نيست، كتمان نيز دردي را دوا نمي كند. بنا به سنتي قديمي هرگاه شايعه اي در مي گيرد عده اي براي تكذيب آن بسيج مي شوند. تكذيب شايعه اي كه از توجه و اقبال زيادي برخوردار است چندان مفيد نخواهد بود. كسي كه شايعه اي را نقل مي كند تا اندازه اي آن را باور كرده است. بنابر اين رسانه بايد براي مقابله با باورهايي كه شكل گرفته بايد ريشه اي تر و منسجم تر عمل كند.
شايعه در نبود ساير رسانه ها به وجود نمي آيد، بلكه خود به عنوان رسانه اي مكمل عمل مي كند. اطلاعات ناقص را كامل مي كند و مواردي را كه گمان مي رود اطلاعات نادرستي در آن باره ارائه شده اصلاح مي نمايد. هر چه اين خلاء رسانه اي محسوس تر باشد شايعه جامه ي رسانه اي تري به خود مي پوشاند. در اين حالت ديگر شايعه مكمل اخبار نيست،خود رسانه اي است فراتر از ساير رسانه هاي رسمي در اين صورت مي توان حدس زد كه چه تاثيرات مخربي اذهان و افكار عمومي را تهديد مي كند.
در زماني كه شايعه به يك رسانه اي مستقل و پذيرفته شده تبديل مي شود كه خود را به ساير رسانه هاي رسمي تحميل كرده، ديگر انتظار نداريم كه واقعيت ها افكار عمومي را به پيش ببرند.در اين حالت نيازهاي مقطعي و انگيزه هاي پيدا و پنهان رواني است كه اخبار را مي سازند.چنان آشفته بازاري به وجود مي آيد كه واقعيت در پشت هاله اي از ابر سياه شايعه رنگ مي بازد و گم مي شود.
از موثرترين روش هاي رسانه اي مقابله با شايعه، اعتمادسازي ميان رسانه و مخاطب است. وقتي رسانه اي توانست اعتماد عمومي را جلب كند حرف هايش نيز براي مخاطبان قابل باور خواهد بود. رسانه هاي موثر در اين راه نه تنها اعتماد مخاطيان را به خوبي جلب مي كنند كه افرادي را نيز به عنوان كارشناس و مجري به كار مي گيرند كه از پس سالها توانسته اند در نظر مخاطبان از اقبال كافي برخوردار باشند دراين صورت مخاطبان حتي در شرايط آشفته و بحراني نيز اعتماد خود را نسبت به آن رسانه از دست نمي دهند.
منابع غير رسمي گسيل اخبار كه از بسترهاي مناسب نشر شايعه ها هستند منابعي قابل كنترل هستند، اما هيچ گاه قابل حذف نيستند. در شرايطي كه منابع غير رسمي خود را به عنوان تنها راه دسترسي به اخبار درست معرفي كرده باشند،منابع رسمي براي ورود به خانه هاي مردم راه سخت و دشواري در پيش دارند. اما آن گاه كه مخاطبان اين اطمينان را دارند كه رسانه هاي رسمي اخبار درست را به آنها مي رسانند،كمتر احتمال دارد كه به منابع غير رسمي توجهي داشته باشند.


نظر شما