به گزارش خبرنگار مهر، این مراسم در کاخ گلستان برگزار می شود و جمعی از مسئولان، پهلوانان، قهرمانان ورزشی در آن حضور دارند.
این مجموعه درپنج جلد ودر ارتباط با تاریخچه و ویژگی های کامل پهلوانی دراسلام وایران به رشته تحریردرآمده است.
دکتر ولایتی در مقدمه این مجموعه نوشته است :
فتوت يا جوانمردي ميراثي گرانبها از فرهنگ اسلامي ـ ايراني است. ميراثي كه در روزگار بحرانی جامعة ايران به قوام و انسجام ملّت ما مدد رساند و آن را تداوم بخشيد. فتوت در واقع از دو منبع ديني اسلام و ايران پيش از اسلام بهره برده و آن را ميتوان پيوندي از نيكوييهاي اخلاقي و ديني ايرانيان در قبل و بعد از اسلام دانست. چنين پيوندي را در عرفان اسلامي نيز ميتوان مشاهده كرد. طرفه آن كه فتوت و عرفان هر دو با تشيع پيوندي ناگسستني دارند. بر همين مبنا، جامعة ايراني در پذيرش دين اسلام بر مذهب تشيع علوي استوار شد كه در ادامة رسالت نبوي بود. فتوت و عرفان، به مانند اخلاق اجتماعي، ايرانيان را در رفتار و سلوك مدنيشان راهنماي طريقت بود. چون تشيع بهعنوان سلوك ديني با فتوت و عرفان بهعنوان سلوك اجتماعي درآميخت، ايراني مسلمان در فرهنگ و تمدن اسلامي نام و نشاني پرآوازه يافت. تأثير اين آميختگي را در دو حوزة نظر و عمل ميتوان ديد. چه آنجا كه بر مبناي تمسك به چنين سلوكي زبان در كام بود و شمشير بركشيده از نيام به ستيز با غاصبان رهبري جامعة اسلامي، چه اموي و چه عباسي، رفت يا در آن هنگام كه شمشير در نيام بود، از قلم نخبگان، خلجان ذهن ايراني مسلمان بر اوراق جاري ميشد. در هر دو طريق پيوندي بود ميان تشيع با اين دو مکتب. گاهي فتوت در حوزة نظر از خصايص اخلاقي ميگفت و گاهي در حوزة عمل عياري بود و مقابله با خلافتي كه عربي بود، نه اسلامي. در اين ميان تداوم و تحول، خصيصة جاري فتوت و البته عرفان بود. حال بايد ديد فتوت چه تعريفي در جامعه و چه پيوندي با مفاهيم ديني و بهطور اخص با قرآن و حديث و پيشوايان دين دارد. بر مبناي آن است كه تأثيرات فتوت را در جامعة ايران ميتوان شناخت و براساس همان خصيصۀ تداوم و تحول آن را براي امروزمان، بازتعريف كرد.
فتوت در لغت به معني جوانمردي است، اما در مفهوم هر آنچه نيكويي است با جوانمردي نسبت دارد. خصايصي چون جود، سخاوت، سماحت، مروت همگي پرتوهايی از فتوت هستند. هرچند كه سخاوت نزديكترين معنا را به فتوت دارد، اما ميتوان گفت در جمع تمامي آنچه بهعنوان نماد و نمودي از فتوت آمده، ترجيح دادن ديگران بر خود را ميتوان يافت. از اين رو، در تعريف جوانمردي بالاترين مرتبة آن را بذل جان براي غير دانستهاند. نكته آنكه در اين معنا ظرافتي نهفته و با مفهوم قرآني فتوت همخواني دارد. در قرآن كريم در موارد گوناگوني كلمة فتي و مشتقات آن آمده، اما در دو مورد كه بسيار نيز مورد استناد متون اهل فتوت است، اين كلمه در معناي جوان يا به اعتقاد فتيان به معناي جوانمرد است. اين دو مورد را ميتوان ناظر بر همان مفهوم ترجيح ديگران بر خود دانست. يك بار اين معنا دربارۀ ابراهيم خليلالله (ع) آمده است. آنجا كه سخن شكستن بتها به دست اين پيامبر الهي است. چون مشركان در جستوجوي بتشكن برآمدند، عدهاي از سابقة ابراهيم (ع) در نفي بتها سخن گفتند: «قالوا سمعنا فتي يذكرهم يقال له ابراهيم: گفتند شنيدهايم كه جواني به نام ابراهيم از آنها سخن ميگفته است» (انبياء: 60). ابراهيم خليلالله جان خويش را در خطر قرار داد تا جامعۀ گمراه به رستگاري رهنمون شود. پاداش اين جوانمردي آن بود كه آتشی كه برايش فراهم آورده بودند، به امر خداوند به گلستان تبديل شد و ابراهيم شايستة دوستي خداوند گرديد. اصحاب كهف نيز جوانمرداني بودند كه به مقابله با باطل رفته و از خداي خويش طلب رحمت كردند كه او را بالاتر از هر قدرتي ميدانستند: «اذ اوي الفتيه الى الكهف فقالوا ربنا آتنا من لدنك رحمه و هیيء لنا من امرنا رشدا» (كهف: 10).
شايد بتوان معنايي كه براي فتوت و جوانمردي از نظرگاه قرآني در نظر گرفت این باشد كه جوانمرد خطر را به جان ميخرد تا جامعهاي عاري از خطا و سخط داشته باشد. درواقع جوانمرد مصداق اين شعر مولانا جلاالدين رومي است كه ميگويد:
عيب او مهر و وفا و مردمي
عيب او صدق و ذكا و همدمي
كمترين عيبش جوانمردي و داد
آن جوانمردي كه جان را هم بداد
فتوتي كه با تشيع پيوند خورده بود درواقع ميراثدار چنين مكتبي بود. ميراثدار مكتبي كه علي بن ابيطالب (ع) سرسلسلة آن است. فتوتي كه در آن ايثار است، نه افراط. از همين رو، در ايثار رستگاري است. بيجهت نيست كه فتوت اسلامي را در برابر مروت عربي قرار ميدهند. چرا كه در فتوت آنچه بذل جان را مجاز ميدارد كمال فردي و جامعه است. درحاليكه، ابوجهل بهعنوان نمادي از مروت عربي اگر سخاوتي داشت در جهت تفاخر بود، نه براي كمال خود و جامعه. ابوجهلي كه سفرهها براي مهمانان ميگسترد، در بيان اهل تفسير مخاطب آيات ابتدايي سوره ماعون دانسته شده است: «أرايت الذي يكذب بالدين فذالك الذي يدع اليتيم و لا يَحُضُّ علي طعام المسكين» ابوجهلي كه تكذيبكنندة دين و خورندة مال يتيم و پرهيزدار از تيمارداري بينوايان بود، نماد مروت عربي بود. در مقابل، امام علي (ع) نماد فتوت است كه نه تنها طعام خويش به بينوايان و يتيمان بذل ميكرد كه جان خويش را نيز براي هدايت جامعه بر كف مينهاد. در نبرد با گمراهان اما هيچگاه از صراط راستي منحرف نشد كه فتوت او بر مبناي كمالطلبي است. از همين رو، در ستيز با عمرو بن عبدود آنچه در نظر او اصالت داشت، کف نفس بود. بيجهت نيست كه بنا به برخي روايات، در اين نبرد بود كه سروش الهي از درجة اعلاي علي در فتوت صلا داد: «لا فتى الا علي» جايگاه علي (ع) در فتوت اسلامي چنان بيبديل است كه همين امر موجب شده نسبت فتوت با تشيع بيش از نسبت عرفان با تشيع باشد. فرزندان حضرت امير (ع) نيز در طي طريق فتوت بر نهج پدر بودند. حسن بن علي (ع) در بذل مال شهرة عرب بود و در صداقت و راستي همان بس كه حاضر نشد شتر خلافت را به هر قيمتي در اختيار بگيرد. قصة پر غصة صحراي طف نيز پر از جوانمرديهاي حسين بن علي (ع) و يارانش است. مرداني كه بزرگترين حماسۀ تاريخ بشريت را رقم زدند و آموزههايي گرانبها براي فتوت و تشيع به ميراث گذاشتند. شرح جوانمرديهاي شهيد طف و يارانش در اين مقال مختصر نميگنجد كه در اين مجلد بهقدر ميسور سعي شده از تأثير آن در فتوت گفته شود. نُه فرزند معصوم امام حسين (ع) در فتوت جايگاه خاصي دارند و اهل فتي به مدد از سخنان آن امامان همام تلاش كردهاند فتوت اسلامي را تبيين كنند. البته بايستي اين نكته را از نظر دور نداشت كه پس از حملة مغول فتوت بیش از گذشته، صبغة شيعي گرفت. بر مبناي همين تحول هم بود كه فتوت در جذب و متشكل ساختن تودهها و اصناف پايين اجتماع موفقتر بود. علاوه بر تشيع فتوت نسبتي كامل با عرفان اسلامي دارد. عرفا در كلام و نوشته هايشان از جوانمردي سخن گفتهاند و خود نيز بر همين نهج رفتار ميكردند. نسبت فتوت و عرفان چندان است كه گويي فتوت شكل عاميانة عرفان است. فتوت اما خود در نظر متكي به فتوتنامهها بود و از جنبة اجتماعي در عياران و فتوت اصناف متجلي بود. با اين همه، فتوت از جمله مباحث مورد التفات عرفا بود. عرفايي كه شايد در گسترش فتوت در مناطق گوناگون سهمي بسزا داشتند. همچنان كه پس از حملة مغول اين دراويش بودند كه فتوت را به ميان تودهها بردند. جالب آنكه دراويش خود نيز بهرهاي از عرفان عاميانه داشتند. فتوتي كه به آموزههاي شيعي همچون برادري و برابري وفاداري داشت. در همين تحولات بود كه فتوت آميخته به عرفان و تشيع از يكسو سر در هند داشت و از سوي ديگر در آناتولي. البته پيش از اين فتوت كمتر آميخته به عرفان در شمال آفريقا داراي نفوذ گسترده بود. از آنجا كه در مجلدات بعد دربارة تداوم و تحول فتوت و جغرافياي آن در سرزمينهاي اسلامي نوشته خواهد شد، در اين باره تنها به ذكر اين نكته بسنده ميكنم. در ساية همين فتوت آميخته به عرفان بود كه فرهنگ و تمدن اسلامي بر مبناي بذل جان و مال براي انسانها و ترجيح ديگري به خود توسط عرفا و جوانمردان ایرانی در شبه قارة هند و آسياي ميانه گسترش يافت. در حالي كه تركان عثماني برخلاف آموزههاي اصيل اسلامي تنها به شمشير تكيه كردند. هرچند آنان تا قلب اروپا پيش رفتند، اما چون اين نفوذ نه بر دلها كه بر تنها بود، فرجامي چندان خوش نيافت. بدينترتيب فتوت با ریشههای اسلامی و ايرانی توانست در گسترش فرهنگ اسلامي نقش تاريخي خود را بهخصوص در شرق ایران ايفا كند. با توجه به آنكه در مجلدات بعدي درخصوص جنبههاي گوناگون فتوت همچون عياري و پهلواني و لوطيگري بحث خواهد شد، سخن بيشتر را براي آن مجال واميگذارم. اما در اين جلد سعي گرديد ريشههاي ديني فرهنگي و اجتماعي فتوت در قرآن و حديث و تفسير واكاوي شده و نسبت آن با مكاتب فكري و ديني همچون تشيع و اخوانالصفا و عرفان اسلامي بررسي شود. همچنين از آنجا كه فتوت با تشيع درآميختگي تام و تمام داشته و از آن تأثير بسيار گرفته، به جايگاه پيامبر گرامي اسلام (ص) و حضرت علي (ع) و ائمۀ شيعه (ع) در متون اهل فتي پرداخته شده است. پيامبران الهي و برخي از اولياي دين همچون سلمان و ابوذر نيز در فتوتنامهها بهمثابۀ اقطاب فتوت مورد توجه قرار گرفتهاند كه اين جايگاه نيز با استناد به اين متون بررسي شده است. مهمترين نكته دربارة فتوتنامهها این است که متون در مدت زمان طولاني به رشتة تحرير درآمده و البته در طول اين زمان دچار تحولاتي شده است كه اين خود در مقالات ديگر در جلدهاي آتي واكاوي شده است. اين متون در دورههاي پس از حملة مغول عاميانهتر شده و بسياري از اصناف پايين جامعه داراي فتوتنامه شدند كه اين خود بر نثر و گفتمان فتوت تأثير بسزايي گذاشت. همچنين جايگاه ائمة شيعه (ع) در فتوتنامههاي پس از حملة مغول پررنگتر است. با اين همه، نميتوان از تأثيرپذيري فتوت از تشيع از همان آغاز غفلت كرد.
دانشنامۀ جوانمردی و فتوت، براساس این رویکرد، تلاش دارد تا نگاه تازهای به مسئلۀ فتوت و جوانمردی داشته باشد. عناوین مجلدات بعدی عبارت است از: «عیاری»، «فتوت در اجتماع و سیاست»، «جغرافیای فتوت»، «پهلوانی و لوطیگری»، «ادبیات فتوت و فتوت در ادبیات و هنر».
فراهمآمدن این مجموعه مرهون زحمات گروهی از همکاران است که صمیمانه در تألیف و تدوین این جلد از مجموعۀ حاضر نقش داشتند. بر خود شایسته میدانم که از این همکاران گرامی سپاسگزاری کنم:
از جناب آقای دکتر خاموشی، رئیس محترم سازمان تبلیغات اسلامی که همواره حامی طرحهای مفید فرهنگی و اهل قلم بودهاند و این مجموعه نیز با حمایت کامل ایشان شکل گرفت، آقایان دکتر محمدرضا جوادی یگانه، محمدرضا جعفرآقایی، رضا مختاری اصفهانی، علياكبر علياكبري بايگي، حسين بهآفريد، هومن عباسپور (سرویراستار مجموعه)، مرتضی فکوری و خانم مریم محمدی (ویراستاران زبانی و صوری)، آقایان امیرحسین حیدری (صفحهآرا)، مهدی ساروخانی (ناظر فنی چاپ)، خانم فرزانه نوروزي (طراح جلد)، همکاران دیگری نیز در این مجموعه همکاری مؤثری داشتهاند: آقایان مصطفی ناظمنیا، حسن صمیم نیکپی و خانم زهرا ایلخانی؛ و همچنین از جناب آقای احمد نثاری، مدیر محترم مؤسسۀ انتشارات امیرکبیر، که در انتشار این مجموعه بذل عنایت داشتهاند سپاسگزارم.
نظر شما