پیگیری یک هدف معنای وحدت حوزه و دانشگاه است/ وحدت به معنای ادغام نیست

چالش زا شدن وحدت و حوزه دانشگاه، پیگیری برخی برای ادغام حوزه و دانشگاه،عدم تعریف یک پروژمشترک برای حوزه و دانشگاه از جمله مباحثی بود دربرنامه حذف و اضافه که به وحدت حوزه و دانشگاه اختصاص داشت مطرح شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، برنامه «حذف و اضافه» روز گذشته به مناسبت فرارسیدن ۲۷ آذرماه سالروز شهادت آیت الله مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه با موضوع بررسی چیستی و چرایی وحدت روحانی و دانشجو پخش شد.

پرسش پیامکی قسمت بیست و پنجم برنامه «حذف و اضافه» اینگونه طرح شد: "اصلی ترین دلیل عدم تحقق وحدت حوزه و دانشگاه را چه می دانید؟ ۱) عدم خوشبینی نسبت به یکدیگر ۲) ناآگاهی نسبت به مفهوم صحیح وحدت".

مهدیزاده: حوزه در گذشته مرکز تولید دانش دینی و غیردینی بود

حسین مهدی زاده، عضو فرهنگستان علوم اسلامی، پیرامون مسئله وحدت حوزه و دانشگاه گفت: اساسا این مسئله که ما در کشورمان دوگانه ای به اسم حوزه و دانشگاه در عرصه دانش داریم، خواستگاهش اصلا ایجاد یک رقابت نیست. ما از گذشته با خودمان در تمدن اسلام یک نظام دانشی داشتیم. نظامی که فضای دانش کشور را مدیریت می کرده است که حوزه باقیمانده آن است. ته مانده آن پیاله مفصلی است که کمی از آن باقیمانده است. مطالعات دینی و غیردینی مثل طب و... که همگی با هم بوده است و به مرور از هم منفک شده است. از دوران جنگ ایران و روس تا دوران مشروطه و دقیقا در سال ۱۳۰۰ که زمان تاسیس دانشگاه تهران است به طور رسمی دانشگاه مدرن در کشور شکل می گیرد.

امروز وحدت حوزه و دانشگاه چالشزا شده است/ جامعه باید با یک پروژه مشترک علمی مدیریت شود

وی افزود: در سال ۵۷ پس از انقلاب اسلامی ما با این دوگانه طرف می شویم. تصمیم شد در فضای جمهوری اسلامی آنجایی که نیاز به نظرات و احکام دین است، حوزه ورود کند. در هر مسئله ای که دین در آن نظر دارد. این وظیفه حوزه است. در مقابل دانشگاه قرار بود نظام کارشناسی باشد. نظام معادل سازی و مدل سازی برای پیاده و اجراکردن امور. یعنی عموما دانش های دانشگاهی عموما کاربردی هستند. دانش های نظری در یک فضای حداقلی برای پشتیبانی فکری آن هستند. این یک دوگانه است و به یک معنا چالش است. ایده وحدت حوزه و دانشگاه، ایده ای است که می خواهد بگوید من می خواهم آن را حل کنم. الان مزیت نیست چون حل نشده است. این دو مرکز امروز با هم ارتباط مشترک علمی ندارند. یک جامعه داریم و باید یک پروژه مشترک تعریف شود اما این چنین نیست. و امروز چالش زا شده است.

وحدت حوزه و دانشگاه یک اتفاق رخ نداده و سخت است

مهدی زاده مسئله وحدت حوزه و دانشگاه را مسئله رفاقت ندانست و گفت: مسئله این است که دانشگاه محیط دانش است. کار دانش شکل دادن پایه های فرهنگ است. باید سنجش های دقیق انجام شود. یک بعد این دانش را باید از دین پرسید. یعنی دانش هایی که می خواهد از دین سوال بپرسد. لذا مسئله وحدت حوزه و دانشگاه رخ نداده است نه به این دلیل که منحرف شده ایم، بلکه به این دلیل که واقعا سوال سختی است که چگونه حل کنیم؟!

فتحی: رضاشاه با تاسیس دانشگاه تهران سعی کرد با حوزه شکاف ایجاد کند

علی اشرف فتحی، طلبه و دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی ، پیرامون وحدت حوزه و دانشگاه اظهار داشت: بنده وجود دوگانه حوزه و دانشگاه را تنها در کشور ایران قبول ندارم. در بسیاری از کشورهای اسلامی این دوگانگی وجود دارد هرچند که ادعای وحدت این دو نهاد را تنها ما داریم آن هم به این دلیل که اساسا این وحدت مسئله آنها نیست. چون در کشور ما به دلیل خطای تاکتیکی و استراتژیکی رضاشاه که با تاسیس دانشگاه تهران سعی کرد به رقابت با حوزه بپردازد، همین باعث شد به مرور دوگانگی و شکاف صورت بگیرد.

مسئله وحدت حوزه و دانشگاه چالش بنیادین و بغرنج نیست/ جدایی بین حوزه و دانشگاه وجود ندارد

وی افزود: ما اگر سخنان امام را توجه کنیم می بینیم مسئله حوزه و دانشگاه آنقدرها هم بغرنج نیست. یک چالش بنیادین نیست. بلکه چالشی است ناشی از رفتارهای طرفین با هم. امروز بی اعتمادی بین این دو قشر به حدی زیاد شده است و دخالت سیاسیون باعث شده است این شکاف خود را نمایان کند. والا ما نه پیش از انقلاب و نه پس از انقلاب چیزی به اسم جدایی کامل حوزه و دانشگاه از یکدیگر نداشته ایم و همواره این ارتباط بین مردم بوده است.

برخی از وحدت حوزه و دانشگاه به دنبال ادغام این دو هستند

فتحی اظهار داشت: امروز درباره وحدت حوزه و دانشگاه در حالت ایده آل نیستیم، اما خروجی ای که باید از این مسئله محقق شود این است که تولید علم شود و جامعه از لحاظ علمی رشد کند. ما باید وحدت را معنا کنیم. برخی بر این اندیشه اند که وحدت بدین معناست که باید این دو نهاد با هم ادغام شوند و یک نهاد را شکل دهند! دانشگاه باید در حوزه وارد شود و مطیع آن شود یا بلعکس. اما به نظر من وحدت بدین معناست که هر دو یک هدف را دنبال کنند و هماهنگی و روابط مشترکی شکل گیرد تا بتوانند حرکت علمی را در یک جهت تعریف کنند. منتها حوزه یک رسالت مضاعفی دارد که تولیت و سرپرستی امور دینی جامعه را دارد. لذا هیچ اصطکاکی بین طرفین نخواهد بود.

وی گفت: البته این روابط به تدریج در حال شکل گیری است و با برگزاری همایش های مختلف و نشان دادن یک وضعیت اسف بار اصلاح نمی شود. لذا نمی توان گفت چالش بنیادینی به نام وحدت حوزه و دانشگاه داریم. بلکه صرفا یک بی اعتمادی و بی ارتباطی مابین طرفین وجود دارد که حل شدنی است.

مهدی زاده: بسیاری از اقدامات دانشگاه در جامعه در مقابل اقدامات حوزه است

در ادامه مهدی زاده گفت: اولا به نظر من چالش جدی است و بنیادین است. محصول کار دانشگاه و حوزه قرار است وارد جامعه شود و فعل انجام دهد. ما اغلب در فضای دانشگاه مصرف کننده دانشیم. نکته ای که وجود دارد این است که بسیاری از کارهایی که حوزه در فضای جامعه می خواهد انجام دهد در مقابل اقدامات دانشگاه است. مثلا طلبه ای می رود روی منبر و می گوید ربا بد است و جنگ با خداست اما آیا نظام بانکی می تواند از این سخن حوزه پشتیبانی کند؟ نظام اقتصاد کشور امروز دست کارشناسانی است که در دانشگاه تربیت می شوند. این چالش دو مبنایی شدن جدی است. مثلا در الگوهای توسعه شما پافشاری می کنید برای رشد جمعیت اما می گویند ما نمی توانیم پشتیبانی کنیم در فضای امروز ایران. یعنی از پروژه های یکدیگر نمی توانند حمایت کنند.

وی افزود: دانش یک چیز تولیدی است و می تواند به سمت دینی شدن سوق یابد. به هرحال شما حکومتی تاسیس کردید که این نظام اجتماعی پذیرفته شده مردمی از شما تقاضای وحدت حوزه و دانشگاه دارد اما نظام دانشگاهی حمایت نمی کند و نظام حوزوی نمی تواند امتداد دهد. هر دو سوی ماجرا مشکل دارد.

فتحی: همواره بخشی از حوزه مدافع اقدامات کارشناسان دانشگاهی بود

در ادامه فتحی در پاسخ به وی اظهار داشت: بنده مثال ایشان را قبول دارم اما نکته اینجاست که مهدی زاده به نوعی تبیین می کنند که گویی اتفاقات مدیریتی جامعه در سطح دانشگاه در حال انجام است! یا اقتصاد از دانشگاه عملا حمایت می کند! ما حداقل می توانیم ادعا کنیم پس از انقلاب اسلامی اینگونه نبوده است. هر مدیریت کلان و برنامه اقتصادی که حداقل پس از انقلاب شاهد اجرای آن بودیم بخشی از حوزه از آن دفاع کرده است. اینکه این مسئله ربا هست یا خیر اختلاف است، والا کسی با ربا موافق نیست. حداقل شاهد بودیم ۱۰ درصد از حوزه ما در تشخیص مصداق به این نتیجه رسیده اند که این ربا نیست. طبیعتا حکومت برای راحتی کار خود از حکم آن مجتهدی که این مسئله را ربا نمی داند برای اجرای سیاست خود استفاده می کند.

حکومت از نظر عالمی که به دیدگاه خود نزدیک است، استفاده میکند

وی ادامه داد: حکومت با یک نگاه عملگرایانه احکام آن مجتهدی را که به دیدگاه خود نزدیک بوده انتخاب کرده و گفته این کار ما را راه می اندازد. مبنای شکل گیری مجمع تشخیص مصلحت همین است. طبق نظر این مجمع طی ۱۴ قرن تاریخ شیعه یک فقیه اگر فتوایی داده باشد که کار کشور را راه بیاندازد از آن نظر استفاده می کنند و مبنای شرعی نظرشان می شود نظر آن فقیه. یعنی نمی توان گفت شکافی نیست دانشگاه و حوزه است. بلکه شکاف بین بخشی از حوزه و بخشی از دانشگاه است.

مهدی زاده: انقلاب همواره در حالت اضطرار بوده است و از نظام ارزشی خود عقب کشیده است

در ادامه مهدی زاده پاسخ داد: چرا همواره به دنبال این هستیم که روحانی پیدا کنیم تا مشکل ربا را زیرسبیلی حل کند؟ یک اقتصاددان پیدا کنیم که نظامی جایگزین نظام ربوی تعریف کند. چرا آنها هیچگاه کوتاه نمی آیند. اصلا فرض کنید هیچ فقیهی پیدا نشد که نظر موافق حکومت داده باشد. اصلا در حالت اضطرار و ناچاری قرار بگیریم و مجبور شویم بپذیریم. چرا ما همواره در حالت اضطراریم؟ انقلاب ما دائما طی این ۳۵ سال در حالت فوق العاده بوده است. دائما از نظام ارزشی خود می کشد کنار تا گرفتاری خود را حل کند، اما حل نمی شود و یک قدم به عقب برمی دارد! ما امروز نمی توانیم روابط زن و مرد را قاطی نکنیم. امروز روانپزشک های ما برای آرامش روحی مریض خود گاها روابط دختر و پسر را پیشنهاد می دهند! آن دکتر واقعا با متد علمی خود و محاسباتش به این نتیجه رسیده است. اما مبنای فکری او با ما متفاوت است و ما دائما به عقب رانده شده ایم.

اتفاقات سال ۸۸ خارج از جریانات سیاسی رخ داد

عضو فرهنگستان علوم اسلامی افزود: مدیران کشوری ما از همین ساختار خارج شده اند. بسیاری از آنها به نظام امتدادی عقب کشیدن از ارزش ها معتقدند. کارشناسان نیز نسخه های غربی را دائما طرح می کنند و به مرور چالش بیشتر می شود. این گسل جایی جامعه را دوپاره می کند. من برداشتم این است که اتفاقات سال ۸۸ خارج از جریانات سیاسی است. آن چیزی که داشت شکل می گرفت یک گسل در مفهوم توسعه بود. برخی می گفتند من می خواهم دینم توسعه یابد و برخی می گفتند این توسعه را نمی پسندم و این گسل به کف خیابان کشیده شد.

در ادامه برنامه فتحی اظهار داشت: اینکه این راه حل های سطحی مشکل اضطرار ما را حل می کند یا خیر، شاید بحث ما نباشد. عنصر مصلحت را امام (ره) در دهه ۶۰ مطرح کردند با این تئوری که ما نباید در برخی موارد توقف کنیم. به هر حال این بحث امروز ما نیست. عرض من این است که چالشی که ما در وحدت حوزه و دانشگاه متصور هستیم و مفهومی که از این وحدت داریم، از جمله چیزهایی است که دم دست ماست اما گاهی جای دیگری به دنبال آن هستیم. اساسا این مسئله، مسئله پیچیده ای نیست.

فتحی: ورود مدرنیته به ایران امنیتی بوده و برخورد ما با مظاهر آن نیز امنیتی شده است

وی گفت: در قم مدرسه ای داریم به نام مدرسه دین و دانش که دکتر بهشتی آن را در دهه ۳۰ تاسیس کرد. دغدغه ایشان این بوده است که توسط دانش آموزان به طلاب توهین می شد، لذا من به عنوان یک طلبه مدرسه ای تاسیس کنم که این آشتی این دو باهم کمک کنم. یعنی ایشان هم این موضوع را درک کرده بود که این چالش، یک چالش عمقی نیست. نوع ورود برخی مبلغین مذهبی به دانشگاه ها باید آسیب شناسی شود. از سویی ورود مدرنیته به ایران امنیتی و با زور سرنیزه بوده است و در ادامه همان می بینیم برخورد با مظاهر مدرنیته هم دارد امنیتی- سیاسی می شود.

مهدی زاده: جهت فعالیت های وزارتخانه ها در راستای یک پروژه مشترک با حوزه نیست

در ادامه مهدی زاده درباره حضور کمرنگ علمای حوزه در دانشگاه بیان داشت: من فکر می کنم نیاز دانشگاه به حوزه امروز چنین نیازی نیست که بگوید فقه به من توضیحاتی دهد. نیاز به این است که بتواند نظام بینشی- ارزشی که به سمت آن در حرکتیم تکلیفش با حوزه مشخص شود. نظامی که در آن هستیم نظامی است که حوزه را به عنوان پشتوانه دینی خود برای حرکت به سمت متعالی انتخاب کرده است. یعنی حوزه جهت می دهد. اما اگر یک پروژه مشترکی به عنوان "جامعه پردازی" داشته باشیم، آیا واقعا جهت فعالیت های وزارت مخابرات را در این پروژه مخابرات می دهد؟ یعنی حوزه نباید در حیطه ارتباطات انسانی ورود کند؟

فتحی: تعریف یک پروژه مشترک برای حوزه و دانشگاه شدنی نیست

فتحی ادامه داد: مفهوم وحدت تنها به معنای یک ارتباط خوب و تعامل باهم نیست. بکه به معنای تبادل اندیشه ها و افکار است اما این تصور که ما باید به یک پروژه واحد برسیم در میان حوزه و دانشگاه انتظار درستی نیست. این انتظار حتی درون حوزه یا خود دانشگاه نیز ممکن و شدنی نیست. این طبیعی است. در مقام اجرا اینکه یک فعل باید صورت گیرد به حاکمیت مربوط است اما در مقام فکر طبیعی است تفاوت فکری و نظری وجود داشته باشد.

طبق نظرسنجی برنامه ۵۱ درصد مخاطبان اصلی ترین دلیل عدم تحقق وحدت حوزه و دانشگاه را عدم خوشبینی این دو نهاد نسبت به یکدیگر دانستند.

کد خبر 2446133

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 10 =