خبرگزاری مهر- سرویس فرهنگ: انقلاب اسلامی، به تازگی یک سالگی خود را پشت سر گذاشته بود که پیام نوروزی امام در طلیعه سال ۱۳۵۹ به مردم، زمینه را برای تحقق انقلاب فرهنگی ملت ایران و سالم سازی فضای دانشگاهی کشور بیشتر مهیا کرد.
از خرداد همان سال بود که دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به تعطیلاتی حدودا سی ماهه رفتند و پس از آن بود که نامه شهریور ماه ۱۳۶۲ حضرت آیت الله خامنهای، رئیس جمهور وقت به فرمان امام و معمار کبیر انقلاب، ستاد انقلاب فرهنگی را به سوی تاسیس «شورای عالی انقلاب فرهنگی» سوق داد، شورایی که با دایره ای وسیع تر از اختیارات و وظایف و البته با مسئولیتی بیشتر و ضمانت اجرایی مصوبات، بتواند بهتر و بیش از پیش، قرارگاه فرماندهی و سیاستگذاری مسائل کلان فرهنگی کشور باشد.
از آن روزگار، بیش از سه دهه میگذرد و ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی، ضرورت وجودی این شورا را بیش از پیش آشکار کرده است؛ اگرچه فعالیت ها، تصمیمات و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و از همه مهمتر، تاثیرگذاری آن بر فضای فرهنگی عمومی کشور، نیاز به بحث و نقد دارد و به بیان دیگر، می توان این پرسش مهم را مطرح کرد که فعالیت های این شورا تا چه اندازه توانسته است تعبیر رهبری مدبر انقلاب یعنی، «اتاق فرمان فرهنگی کشور» را محقق کند و این شورا تا چه اندازه توانسته است کشتی انقلاب اسلامی را در اقیانوس متلاطم و مواج نظام بین الملل، راهبری و راهنمایی کند؟
همه ظرفیتهای یک شورا
مرور پنج سال اخیر احکام انتصاب اعضای حقوقی و حقیقی شورا از سوی رهبر بصیر انقلاب و بیانات معظم له در دیدارهای مختلف با اعضای آن و تکرار مکرر برخی از مسائل و اولویتها، نشان می دهد که شورا، در تحقق اندیشه و آرمانهای رهبری کبیر انقلاب، کاستی هایی در اندیشه و عمل کلان نگر و البته کاربردی داشته و نتوانسته است از همه ظرفیت های بالقوه و بالفعل خود و البته ظرفیت های ملی، برای تحقق منویات معظم له بهره گیرد؛ این خود جای بحثی مجزا دارد که گفت و گو با اعضای شورا و البته صاحب نظران حوزه فرهنگ، اندیشه و مدیریت میتواند تا حدود زیادی، نقاط ضعف و قوت را مبرهن کند؛ اگرچه نگاهی اجمالی به فعالیت های شورا و اهمیت جایگاه دبیرخانه این نهاد در تصمیم سازی و پیگیری تصمیمات، نشان می دهد که تغییر و تحول اندک در این بخش، باعث شده تا سیر مدیریت پیش برنده نوین و تکاملی، کمتر دنبال شود و برخی مکررات، مسائل ساختاری، موازیکاریها و البته عدم توانایی در گذر از مسائل حاشیهای، فضا را برای پرداختن به مسائل بنیانی تنگ کند.
باید گفت اگرچه در این مدت به همت اعضای شورا، سندها، نقشهها و منشورهای مهمی مانند «نقشه جامع علمی کشور»، «نقشه مهندسی فرهنگی کشور» و «منشور فرهنگی انقلاب اسلامی» تدوین و یا بازنویسی شده است، اما این اسناد و نقشه ها، کمتر در جامعه علمی و فرهنگی کشور مورد توجه و استناد است و بیشتر از آنکه در عمل و برنامهریزیها جاری و ساری باشد، در آرشیو دبیرخانه و روابط عمومی قابل دسترسی است!
باید پرسید شورای عالی انقلاب فرهنگی با زیرمجموعه های مهمی مانند «شورای فرهنگ عمومی»، «شورای اسلامی شدن مراکز آموزشی»، «شورای هنر»، «شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده»، «شورای توسعه فرهنگ قرآنی»، «شورای تخصصی مهندسی فرهنگی»، «شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی»، «شورای تخصصی حوزوی»، «شورای تخصصی و ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور»، «شورای تخصصی تحول و نوسازی نظام آموزشی» و یا کارگروهها و هیاتهایی مانند «کارگروه مدیریت کلان دستگاه های فرهنگی»، «هیات حمایت از کرسی های نظریه پردازی و مناظره» و «هیات نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی»، تا چه اندازه توانسته در مواردی مانند ارتقای فرهنگ عمومی، توسعه فرهنگ قرآنی و یا ارتقای جایگاه متعالی نهاد مترقی خانواده در کشور موثر باشد!؟
به بیان دیگر سوال اینجاست که مثلا شورای هنر، چه تاثیری در ساخت و تولید آثار فاخر هنری در همه رشتهها داشته است و آیا نهادهای مختلف هنری، خود را به تبعیت از مصوبات و سیاستگذاری های شورای عالی انقلاب فرهنگی موظف می دانند!؟ یا اینکه هیات نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی تا کنون چه کرده و چه گزارشهایی داده است و آیا فعالان و دغدغه داران فرهنگی، امکان دسترسی به این گزارش ها را دارند؟ به طور مثال آیا سابقه داشته که گزارش این هیات و نظارت و ارزیابی آن باعث سوال یا استیضاح یک مسئول یا وزیر شده باشد!؟ و یا کارگروه مدیریت کلان دستگاههای فرهنگی چه فعالیتی دارد که امروزه انواع موازی کاری ها در دستگاه های فرهنگی دیده می شود و کسی خم به ابرو نمی آورد!؟
از این دست پرسش ها البته بسیار است و شاید فقط و فقط مناسبتی مانند سالروز تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی (نوزدهم آذر ماه) بتواند فضا را برای طرح و بررسی پرسش هایی از این دست مهیا کند.
پیوستهای فرهنگی فراموش شده
یکی از بحثها و مصوبات بسیار مهم شورا که با تاکید خاص رهبر حکیم انقلاب هم همراه بوده و است، «ضرورت وجود پیوست فرهنگی برای همه طرح های مهم» است که البته بعید به نظر می رسد در سطح فراگیر و درباره همه طرح های مهم، اجرایی شده باشد، بلکه اصولا فضا چنین است که پس از اجرای برخی طرح ها، آسیب های فرهنگی ناشی از آن رخ می نماید و در آن زمان است که برخی به این فکر می افتند که چگونه می توان این آسیب ها را زدود!
وقتی رهبری خبیر انقلاب در دیدار دو سال گذشته خود با اعضای این شورا و به بهانه سالروز تاسیس آن، پرداختن به مسائل اجتماعی و علل فرهنگی آن مانند طلاق، مواد مخدر و فسادهای مالی را نیز از شورای عالی انقلاب فرهنگی طلب می کنند، این خود نشانه آن است که شورا تا پیش از آن اصلا ورودی به این بحث ها نداشته و یا توجهش آن قدر محدود بوده که گزارشی در زمینه آثار عملی پرداختن شورا به این موضوعات، به محضر حضرت آقا نرسیده است!
باز هم تکرار میکنیم که اگرچه طبق دستورات معظم له، شورای عالی انقلاب فرهنگی اصولا باید توجه خود را به مسائل بنیانی و زیرساختی معطوف سازد، اما نمی توان از این مساله هم گذشت که پس از گذشت سه دهه از تولد آن، انتظار می رود که آثار و نتایج این تصمیمات بنیانی و زیرساختی، به وضوح در کار و فعالیت دستگاه های فرهنگی دیده شود که به نظر نمی رسد چنین باشد.
مروری بر تأکیدات کلیدی رهبرانقلاب و چند اولویت
و اما آخرین بیانات رهبری امیدوار انقلاب در دیدار با اعضای این شورا، به ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۳ باز می گردد. ایشان در این دیدار به پنج عرصه کلیدی «تولید علم»، «سبک زندگی»، «آموزش و پژوهش»، «فرهنگ عمومی» و «مهندسی فرهنگی» اشاره می فرمایند که ساماندهی این حوزه های کلیدی به این شورا سپرده شده است؛ پس میطلبد که شورا در فواصل زمانی مشخص، نسبت به ارائه گزارش در این زمینه اقدام کند، گزارشی که هم شامل اقدامات شورا و هم شامل ارزیابی آن از عملکرد دستگاه های اجرایی فعال و غیرفعال در این عرصهها باشد.
همچنین در این دیدار، هفت اولویت کاری برای شورای عالی انقلاب فرهنگی مرور شده که به این شرح است:
یک. تحقق و اجرای سریع و کامل تصمیمات، مصوبات و پیگیری آن ها تا حصول نتیجه کامل به عنوان اولویت اصلی.
دو. برخورد فعال و مبتکرانه با جبهه بندی آشکار فرهنگی میان هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود آن تا آن جا که دلبستگان فرهنگ دینی و انقلابی را در داخل و خارج از کشور دلگرم، امیدوار و مطمئن و معارضان را نگران و ناامید کند.
سه. ایفای نقش حلقات مکمل، تسهیل گر و الهام بخش در فعالیت های خودجوش و فراگیر مردمی عرصه فرهنگ.
چهار. ارتقای کمی و کیفی مصرف و تولید محصولات و کالاهای فرهنگی با سیاستگذاری های درست و اقدام پیگیر و مستمر و به صحنه آوردن همه ظرفیت های ملی در کنار بازمهندسی ساختار فعالیت ها و مدیریت ها.
پنج. پیگیری جدی پیشرفت و شتاب حرکت علمی و فناوری کشور.
شش. مهندسی فرهنگی و موضوع تحول و نوسازی در نظام آموزشی و علمی کشور.
هفت. تشکیل منظم و به موقع جلسات و حضور فعال و بامطالعه و سازنده اعضا.
فلسفه وجودی شورایعالی انقلاب فرهنگی
اکنون می توان از اعضای محترم شورا پرسید اگر از اولویتهای دوم تا ششم ترسیمی رهبرانقلاب برای شما بگذریم، آیا بیان نکته اول نشان نمیدهد که معظم له در پیگیری مصوبات قبلی (که وظیفه اصلی دبیرخانه محترم است) خللی می بینند که حتی آن را به عنوان اولویت اصلی در بین اولویتهای هفت گانه اشاره می فرمایند!؟
آیا بیان نکته هفتم به عنوان اولویت و آن هم در کنار مواردی کلیدی مانند بازمهندسی ساختارها و مدیریت ها، مهندسی فرهنگی، حرکت علمی و فناوری کشور، نشان نمی دهد که کمترین خواسته رهبری بصیر انقلاب یعنی تشکیل منظم جلسات شورا و حضور فعال و بامطالعه اعضا هم مشکلاتی دارد که ایشان ضرورت میبینند این نکته جزئی را در کنار بحث های کلی، کلان و کلیدی، به عنوان اولویت شورا برشمرند!؟
کوتاه سخن آن که طبق نظر مقام معظم رهبری، فلسفه وجودی شورای عالی انقلاب فرهنگی، فهم، تبیین، تثبیت و انفاذ ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی و بازآرایی مداوم جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و پایش پیشرفت های فرهنگی کشور متناسب با ظرفیتها و شایستگی های عظیم ایران اسلامی و انقلابی است.
همچنین التزام این شورا به نام و عنوان خود یعنی جمعی که هم به معنای واقعی کلمه «شورا» باشند و هم «عالی» فکر کنند و تصمیم بگیرند و پیگیری کنند و هم «انقلاب فرهنگی» را مبنای خود قرار دهند، شرط موفقیت آن در ماموریت های خطیری است که بر عهده آن گذاشته شده است.
حسن شیخ حائری/ کارشناس ارشد فرهنگ و رسانه
نظر شما