ضرورت حق وتو برای محیط زیست/ مدیران دولتی ما تاریخ انقضا ندارند

رئیس کمیته بررسی وزیر پیشنهادی کشاورزی در مجلس معتقد است محیط زیست و آب مهم‌ترین چالش‌های پیش روی کشور هستند اما مسئولان و دستگاه‌های متولی کنونی توان مقابله با آن را ندارند.

خبرگزاری مهر - گروه جامعه، مسعود بُربُر: تشکیل کابینه دوازدهم و تغییرات احتمالی که در وزارت‌خانه‌ها و معاونت‌های دولت طرح شده است خبر اول اغلب رسانه‌های کشور است. از سوی دیگر چالش‌های بزرگ محیط زیستی همچون آب، خاک و کشاورزی از مسائل مهم مورد توجه مردم بوده است و گزینه‌های مطرح شده در رسانه‌ها برای دستگاه‌های مرتبط با این چالش‌ها در کابینه دوازدهم چشم‌انداز شفافی از وضعیت این چالش‌ها در چهار سال پیش رو ترسیم نمی‌کند. در همین رابطه با علی محمد شاعری نماینده و رئیس کمیته بررسی وزیر پیشنهادی کشاورزی در مجلس و سخنگوی کمیسیون کشاورزی مجلس که پیش از این معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست و همچنین رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس نیز بوده گفتگو کردیم. شاعری دارای مدرک دکترای تخصصی در رشته ترویج و آموزش کشاورزی از دانشگاه علوم و تحقیقات دانشگاه تهران است و چندین تجربه اجرایی در حوزه جهادسازندگی، مدیریت شهری و محیط زیست و کشاورزی را در کارنامه خود دارد.

آقای روحانی از آغاز دولت یازدهم دولت خودشان را دولت محیط زیست عنوان کردند شما به عنوان متخصص این حوزه و فردی که در این حوزه علاوه بر تخصص فعالیت مستمری داشته اید چه در نظارت و چه در اجرا، چه قدر این شعار را در دولت یازدهم دیدید؟

آقای روحانی وقتی که دولتش را دولت محیط زیستی اعلام کرد و اولین اقدام و مصوبه ای که در دولت گذراند همان مصوبه احیای دریاچه ارومیه بود و از آن به بعد هم دولت یازدهم سعی کرده چالش های محیط زیست را رفع کند و برنامه ریزی مناسب صورت بدهد. با ارزیابی عملکرد دولت یازدهم در مقایسه با دولت های گذشته و همچنین در مقایسه با شعاری که این دولت برای خودش انتخاب کرده، دولت یازدهم قوت های زیادی در حوزه محیط زیست داشته اما ضعف های زیادی هم داشته است. موفقیت های خوبی را به دست آورده و چالش های زیادی هم در کشور باقی‌مانده است.

موفقیت‌های دولت یازدهم در این حوزه چه بود؟

مردم تصمیم گرفته اند به گفتمان روحانی رای بدهند و ایشان مطالبات مردم را در دستور کار خودش قرار داده پس ایشان بدهکار هیچ کس و حزبی نیست. این ۴ سال هم آخرین فرصت دکتر روحانی است برای اینکه به عنوان یک خادم مردم بتواند چالش های کشور را رفع کنداقداماتی که این دولت انجام داد در زمینه احیای دریاچه ارومیه و کمک به احیای تالاب ها و فرهنگ سازی در زمینه حفظ محیط زیست، مشارکت سمن ها در جهت حفاظت از محیط زیست و در جهت تنفس جنگل و جلوگیری از تخریب آن، مقابله با پدیده زمین خواری و احیای شورای عالی جنگل و همین طور اقداماتی که در زمینه بازچرخانی و تصفیه فاضلاب ها در کشور صورت گرفته این ها و همین طور همکاری های منطقه ای و بین المللی در زمینه محیط زیست توسعه افزایش تولید سوخت استاندارد یورو ۴ و همین طور ادامه روند خودروها و وسائط نقلیه با استاندارد بالا از جمله موفقیت های دولت بود. در بخش برنامه ریزی برای حفظ محیط زیست هم اقدامات خوبی صورت گرفته در حوزه قانونگذاری در یک سال اخیر که مجلس دهم شروع شده اقدامات مناسبی صورت گرفته و حدود ده طرح و لایحه را در کمیسیون کشاورزی با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست به تصویب رساندیم که لایحه حفاظت از محیط زیست تالاب ها و حفاظت از منابع ژنتیکی از جمله لوایحی بودند که در کمیسیون کشاورزی با همکاری سازمان محیط زیست تصویب شد. در حوزه فرهنگ سازی، قانونگذاری، اقدام و عمل هم اقداماتی در دولت یازدهم صورت گرفته ولی این اقدامات و عملکردها هیچ تناسبی با آن شعار محیط زیستی دولت ندارد.

یعنی این اقدام‌های مثبت در اندازه و بیانگر شعار اولیه نبود. نقطه ضعف دولت چه بود؟

در دولت محیط زیست همچنان محیط زیست و آب دو بحران اصلی کشور ما هستند. البته شاید به این دلیل باشد که چالش های محیط زیستی را در کوتاه مدت نمی شود حل کرد ولی اعتقاد من این است اگر سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت خانه ها و دستگاه اجرایی و مردم با حمایت واقعی و جدی دولت در جهت رفع چالش ها اقدامات اساسی می کردند بسیاری از چالش های محیط زیستی کشور قابل رفع بود ، مهمترین چالش کشور چالش محیط زیست و آب است.

در کشور ما روند بحران آب رو به افزایش است، روند معضلات و چالش های محیط زیست در کشور ما رو به گسترش است، اگر اقدامات دولت به گونه ای منسجم، هماهنگ و علمی و با مشارکت همه ذی نفعان جدی عملیاتی شود و وسیع باشد، حتما بر مشکلات فائق خواهیم آمد. الان روند گسترش مشکلات و معضلات محیط زیستی و آب بر اقدامات دولت پیشی گرفته و در شروع دولت یازدهم بحران آب را داشتیم اما به نظر من الان وارد مرحله فرابحران شده‌ایم.

وضعیت منابع آبی کشور چگونه است که آن را فرابحران توصیف می‌کنید؟

در دولت دوازدهم بحران آب بیشتر از دولت یازدهم است و بیش از ۵۰ درصد از دشت های کشور بحرانی هستند و تقریبا بارندگی درمقایسه با سال های قبل کاهش پیدا کرده و روند خشکسالی تداوم دارد و سفره های آب زیرزمینی به شدت در حال کاهش است. طی چند دهه اخیر میزان آب قابل استحصال از حدود ۱۳۰ میلیارد متر مکعب به حدود ۸۸ میلیارد متر مکعب کاهش پیدا کرده است ولی آبی که در عمل استحصال می شود حدود صد میلیارد متر مکعب است.

یعنی الان بیش از کل میزان آب قابل استحصال، برداشت داریم؟

وقتی نسبت آبی که بهره برداری می شود به آب قابل استحصال از ۴۰ درصد افزایش پیدا کند ما وارد تنش آبی می شویم و این نسبت در کشور ما از مرز ۸۰ درصد گذشته و ما وارد مرحله فرا بحران شده‌ایم و بسیاری از دشت های کشور ما الان در حال فرو نشست هستند. فرونشست زمین در تهران الان شاید در دنیا رتبه دوم را داشته باشد. در سال ۳۶ سانتی متر  فرونشست زمین در تهران  داریم و بیش از ۵۰ درصد دشت های کشورمان ممنوعه است و حداقل سالانه حدود ۵ میلیارد متر مکعب بیلان منفی در آب های زیرزمینی داریم، یعنی بیش از ذخایرمان آب برداشت می کنیم. اگر این روند ادامه پیدا کند در آینده نه چندان دور بحران آب تمامی ابعاد توسعه کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و پیامدهای شدید امنیتی و سیاسی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت و طبق تحلیلی که دارم هم بحران محیط زیست و هم آب در مقایسه با زمان آغاز به کار دولت یازدهم الان بیشتر شده و این روند همین طور گسترش پیدا می کند و ۹۰ درصد آب کشورمان در بخش کشاورزی مصرف می شود.

ما در فرسایش خاک هم بالاترین نرخ جهان را داریم و سه تا ۵ برابر میانگین جهانی فرسایش خاک را تجربه می کنیم. در این ۴ سال اصلاً به فرسایش خاک پرداخته شد یا نه؟ در این زمینه چه اتفاقاتی در دولت رخ داد؟

نتیجه بحران محیط زیست و بحران آب، فرسایش خاک و تخریب سرزمین است. حداقل دو میلیارد تن فرسایش خاک در سال داریم و این یعنی بخش عظیمی از سرزمین ایران تخریب می شود. ما حداقل سالی ۵۰ هزار هکتار بیابان زایی در کشور داریم . در اجلاس پاریس تمام کشور ها متعهد شدند تا سال ۲۰۳۰ تخریب سرزمین باید متوقف شود. یک اقدام مشترک تعریف شده ولی در کشور ما  روند تخریب سرزمین رو به افزایش است، علت اصلی هم تخریب پوشش گیاهی، از بین رفتن درختان، زراعت های نامناسب و پدیده خشکسالی و فرسایش های بادی و آبی است که در اثر سوء مدیریت بر سرزمین در کشور ما ایجاد می شود ما مدیریت سرزمین  را در کشور جدی نگرفتیم. نابه سامانی های تخریب محیط زیست و تخریب خاک معلول بحران آب هستند.

اشاره کردید که ۹۰ درصد آب کشور در حوزه کشاورزی مصرف می شود و در حوزه فرسایش خاک هم یکی از عوامل را زراعت نامناسب دانستید. برای تغییر الگوهای کشاورزی در دولت یازدهم چه گامی برداشته شد؟

در حوزه فرهنگ سازی، قانونگذاری، اقدام و عمل هم اقداماتی در دولت یازدهم صورت گرفته ولی این اقدامات و عملکردها هیچ تناسبی با آن شعار محیط زیستی دولت نداردکشاورزی در کشور ما کشاورزی نیمه صنعتی و کشاورزی سنتی است در جهان امروز آن کشاورزی‌ای اقتصادی است که مبتنی بر صنعت و فناوری روز دنیا باشد . کشاورزی گلخانه ای در کشور همسایه ما ترکیه پایه و اساس خود اتکایی این کشور است. هر هکتار کشت گلخانه ای در کشور ترکیه تا ۸۰۰ تن در هکتار محصول به دنبال دارد ولی کشت گلخانه ای در کشور ما هیچ جایگاهی ندارد و کشاورزی دانش بنیان در کشور ما با سرعت بسیار کم در حال گسترش است. مثال بارز  سرمای آذر ماه سال گذشته بود که تمامی مرکبات باغهای شمال ایران را نابود کرد ولی وزارت جهاد کشاورزی واکنشی در قبال این رخداد طبیعی نشان نداد. یا سرمایی که  بخش اعظمی از باغات انار را در ساوه و بسیاری از مزارع زعفران را در خراسان از بین برد.  همین طور پدیده ای مثل تگرگ که همه ساله بخش زیادی از محصولات آذربایجان را از بین می برد و یا عدم مدیریت بر بازار محصولات کشاورزی که موجب تلاطم و بی ثباتی و ناامنی برای محصولات کشاورزی در داخل می شود.

یعنی مدیریت بازار کشاورزی ما هم مشکل دارد؟

هر ساله وقتی فصل برداشت می شود با عرضه بیش از حد محصول و کاهش تقاضا و نهایتا کاهش قیمت و ضرر و زیان کشاورزان مواجه می شویم. یا مثلا واردات بی رویه محصولات تراریخته و محصولات دستکاری شده در کشور که هیچ گونه نظم، انضباط و کنترلی در این بخش وجود ندارد. کاهش تعرفه های محصولات کشاورزی در فصل برداشت در شب عید یا واردات بی رویه میوه در صورتی که ما در بسیاری از محصولات کشاورزی و میوه خودکفا هستیم و به جز سه چهار محصول گرمسیری که نیاز به واردات داریم ، نیاز به واردات محصولات کشاورزی و باغی نداریم.

در بخش گوشت قرمز ده درصد به خارج از کشور وابستگی داریم اگر از ظرفیت ها استفاده کنیم به راحتی تا یک و نیم میلیون امکان افزایش تولید در گوشت قرمز را داریم یا در گوشت سفید سه میلیون تن می توانیم تولید کنیم ولی تا رقم دو میلیون تن مانده‌ایم و نمی توانیم عرضه و تقاضا را تنظیم کنیم. محصولاتی مثل مرکبات و سیب و کشمش و خرما و نظایر آن را بیش از نیاز در داخل تولید می کنیم که باید این‌ها را صادر کنیم. تخم مرغ و گوشت سفید بیش از نیاز است و این ها همه برند و هویت محصول کشاورزی ایرانی است. بعضی وقتها می بینم  وزارت جهاد کشاورزی به دامداران توصیه می کند که تولید را کمتر کنید تا ما بتوانیم بازار را تنظیم کنیم و سالی که محصول کم است این ها می گویند خدا را شکر امسال محصول کم است و ما مواجه با تلاطم و به هم ریختگی در بازار نمی‌شویم. در حالی که وظیفه ما صادرات است اما چون بلد نیستیم صادرات انجام بدهیم مجبوریم تولید را کم کنیم. جالب آنجاست که وقتی موضوع واردات مطرح می شود و کارگروه تنظیم بازار تصمیم می گیرد محصولی وارد کند یک هفته تا ده روز بعد بازار مملو از تولیدات خارجی می شود. این سو مدیریت و عدم توانمندی در مدیریت بازار و عدم وجود مدیریت علمی و هوشمند در فعالیت های بخش کشاورزی از مزرعه تا سفره مردم و  استفاده نکردن از متخصصان کارشناسان و مدیران کارآمد در بخش کشاورزی است.

عملکرد دولت یازدهم در این بخش را چگونه می‌بینید؟

در حوزه کشاورزی در بخش تولید موفق بودیم ولی در بخش بازار محصولات کشاورزی ناموفق بودیم. در بخش محصولات کشاورزی رشد خوبی داشتیم ولی در تنظیم بازار دچار سومدیریت هستیم. آقای حجتی باید از معاونین تازه نفس استفاده کند، معاونینی که بازنشسته نباشند. بیشتر معاونین وزارت جهاد  افراد بازنشسته هستند ، هرچند احترام این افراد واجب است اما باید به جوانترها هم میدان دهیم. همین سیاست است که در این حوزه موجب شده تا با حجم زیادی از فارغ التحصیلان بیکار مواجه شویم. من توصیه ام این است که ایشان معاونین خودش را از افراد کارآمد، تازه نفس، غیربازنشسته و با انگیزه انتخاب کند تا بتوانند در مقابل مطالبات مردم پاسخگو باشند و در مدیریت بحران ها هم واکنش سریع داشته باشند و مشکلات را حل کنند.
سال گذشته سرمای آذر را دیدیم اگر سازمان تعاون روستایی و بخش اقتصادی وزارت جهاد با انگیزه ورود پیدا می کردند، از بسیاری از پیامدها می توانستند پیشگیری کنند.  امروزه زمانه ای نیست که دستگاهی بگوید نمی توانستم این رخداد را پیش بینی کنم و هزینه ها را کاهش دهیم. رخدادهای طبیعی در همه دنیا اتفاق می افتد ولی مدیریت های بحران اگر کارآمد باشند می توانند اثرات سو ناشی از این بحران ها را به شدت کاهش داده و خنثی کنند.

مدیریت شخص وزیر جهاد کشاورزی را در دولت یازدهم چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من سال هاست به آقای حجتی ارادت دارم. به ایشان علاقه مند هستم و انسان خوش نام و از بنیان گذاران جهاد سازندگی است. برادر سه شهید است و خودش هم بالاخره از کسانی بوده که در دفاع مقدس از افراد سرآمد نظام بوده است. ولی رشته دانشگاهی ایشان مهندسی عمران است. جهاد سازندگی اول انقلاب معاونت عمران و صنایع روستایی و بخش های غیرکشاورزی هم داشت ولی همه این وظایف بعدا به وزارت راه و نیرو و دستگاه‌های دیگر منتقل شدند و الان وزارت جهاد کشاورزی وظیفه اش تولید و امنیت غذایی و حفاظت از منابع پایه و حفاظت از آب، خاک و منابع حیاتی کشور است.

به اعتقاد من کسی که در راس این وزارتخانه قرار می گیرد باید یکی از متخصص‌ترین و کارآمدترین افراد در حوزه کشاورزی کشور باشد. علت بسیاری از نابسامانی ها در کشور نه تحریم نه کمبود منابع و نه کمبود نیروی انسانی است، بلکه علت ضعف مدیریت است.
در محیط زیست هم همین گونه است. از اول انقلاب یک روز پزشکی را گذاشته بودند به عنوان رئیس محیط زیست و بعد هم این روند ادامه پیدا کرد. پایه و اساس وقتی کج باشد تا ثریا دیوار کج می رود. مثلا اگر یک مهندس عمران را امروز در وزارت بهداشت بگذارند کسی قبول می کند؟ یا یک دکترای کشاورزی را وزیر راه بگذارند، بگوییم این آدم فرد کاری و زحمت کشی است قبول است؟
وزیر جهاد کشاورزی وزیر زحمت کش و پرکاری است ولی تخصصش کشاورزی نیست. محصولات تراریخته بدون ضابطه وارد می‌شود و شاید اگر یک متخصص کشاورزی وزیر بود و فردی در محیط زیست حساسیتش بیشتر از مدیریت فعلی بود شاید کسی جرات نمی کرد محصولات تراریخته را بدون ضابطه وارد کند.

بارها شده به مسئولان کشاورزی گفته ام چرا اجازه می دهید در سال اقتصاد مقاومتی در زمان برداشت، محصول خارجی بیاید. جوابشان این بود که ما بیشتر از این توانایی ایستادگی در مقابل تصمیمات را نداریم. پس علاوه بر تخصص اعتماد به نفس و روحیه جهادی هم در بخش کشاورزی مهم است. کسی که در این وزارت خانه قرار می گیرد باید قدرت دفاع از کشاورزان بی پناه و زحمت کش را داشته باشد و اگر هم دید یک تصمیمی به منافع ملی و  کشاورزان ضربه می‌زند و این تصمیم را تحمیلی تلقی کرد، به نظرم باید کنار برود و جای خودش را به مدیر توانمندی بدهد که بتواند سایر اعضای دولت را توجیه کند و دولت را از تصمیم غلط خودش در بخش کشاورزی منصرف کند.

این اعتماد به نفس و اقتدار چه شرایطی را می‌طلبد؟

در آینده نه چندان دور بحران آب تمامی ابعاد توسعه کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و پیامدهای شدید امنیتی و سیاسی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت  و جنگ آب در منطقه خاورمیانه الان به صورت نامحسوس شروع شده اما هیچ استراتژی برای این موضوع نداریمهر چیزی در دنیا تاریخ انقضا دارد. مواد غذایی، خودرو و حتی ساختمان تاریخ انقضا دارد اما به نظر می‌رسد مدیران دولتی ما کلا تاریخ انقضا ندارند. چنان اشتیاقی به خدمت و رفع مشکلات مردم دارند که تا آخر عمر نمی‌توانند این شوق به خدمت‌رسانی را کنار بگذارند. اگر این ملاحظات را رعایت کنند مجلس حتما از کابینه جدید حمایت می کند و من خودم اعتقاد دارم کسانی که رئیس جمهور انتخاب می کند در بخش کشاورزی، آب، محیط زیست که چالش اصلی دولت است در این بخش ها باید افراد با عرضه و کارآمد و علمی، متخصص، با تجربه و بدون حاشیه و دارای سوابق روشن  باشند.

گزینه‌هایی که الان در این حوزه برای کابینه دوازدهم مطرح شده‌اند را چطور ارزیابی می‌کنید؟

گزینه پیشنهادی برای وزارت نیرو، آقای بی‌طرف، وزارت جهاد کشاورزی هم آقای حجتی مطرح شده است، محیط زیست هم شنیده می شود آقای عیسی کلانتری مطرح است. آقای بی‌طرف قبلا هم بوده است و اطلاع ایشان از بخش آب بیشتر از برق است ولی نگرانی من این است که آیا ایشان انگیزه لازم را دارد؟ ایشان بیش از ۱۰ سال از سیستم دولتی بیرون بوده و به بخش خصوصی رفته  و مسیر زندگیش تغییر کرده است. آیا برگشت دادن این افراد به صلاح است؟ من اگر جای رئیس جمهور باشم این شعار «به عقب برنمی‌گردیم» را نصب العین خودم قرار می دهم. اما به نظر می رسد معرفی کابینه جدید حاکی از این است که دولت به عقب برگشته است.

گزینه مطرح شده برای سازمان محیط زیست را چگونه می‌بینید؟

حال محیط زیست ایران خوب نیست افزایش روند ریزگردها در ایران، افزایش پدیده بیابان زایی، خشک شدن تالاب ها و روند تغییر کاربری اراضی در کشور و آلودگی هوا و کاهش تنوع زیستی این ها و پدیده تغییر اقلیم بیانگر این است که حال محیط زیست ایران خوب نیست و نیاز به یک درمان جدی و اساسی دارد و این جراحی درمان را کسی می تواند انجام بدهد که تخصص و تجربه و مدیریت لازم را در این بخش داشته باشد.  تصمیماتی که طی چند دهه گذشته گرفته ایم همه حاکی از این است که این تصمیمات درست نبوده اند چون نتیجه اش منجر به تخریب محیط زیست کشورمان شده است.

آقای کلانتری از دوستان عزیز من است ولی خودش محیط زیستی نیست. کلانتری یک چهره کشاورزی است. در بخش آب یکی دو سال اخیر در ارومیه زحمت کشید اما ایشان متخصص محیط زیست نیست و بیشتر متخصص کشاورزی است. مبنای تصمیم گیری های درست تخصص و آگاهی است. وزیری آمده بود اسمش را نمی برم در اردبیل دریاچه شورابیل را شیرین کرده بود گفتیم چرا این کار را کردید؟ گفت آب شیرین بهتر از شور است! وقتی آب را شیرین کرد زودتر یخ می زد وقتی که زود یخ زد پرنده ها مهاجرت کردند و آنجا را ترک کردند. چند سال بعد که سوال کردیم گفت من دیگر از این کارهای غیرتخصصی نمی کنم! بحث انتقال آب دریای خزر به بخش مرکزی ایران هم همین‌طور است. آدم متخصص چنین کاری را نمی کند. ما اعتقاد داریم که خداوند جهان را برپایه عدالت استوار کرده و عدالت زمانی رعایت می شود که هر عنصر در جای خودش با قدر و اندازه ای که دارد قرار بگیرد .دستکاری کردن سازمان های تخصصی توسط آدم های غیر تخصصی کار عاقلانه ای نیست. متخصصان محیط زیست که هم کار بلد باشند و هم سابقه اجرایی داشته باشند و هم هماهنگ با دولت باشند و هم آدم های باعرضه باشند کم نداریم و نباید تصمیماتی بگیریم که اشتباهات گذشته ما تکرار شود.

شعار آقای روحانی که گفته «به عقب برنمی‌گردیم» شعار خوبی است ولی الان می بینم فردی که  چهارده سال قبل وزیر بوده دوباره در این دولت می خواهند مسئولیت بگیرد. آیا این برگشت به عقب نیست؟

شما چه گزینه‌هایی را پیشنهاد می‌کنید؟

ما می توانیم از وزرای  جوانتر و باانگیزه و هماهنگ با دولت انتخاب کنیم. نترسیم از نیروهای تازه نفس، نیرویی 14 سال وزیر بوده همه ابتکارات و خلاقیت های خودش را در چندین دوره به منصه ظهور گذاشته است.
از سوی دیگر باید بگویم این نابسامانی هایی که در کشور می بینیم اثرات تاخیری چندین دوره قبل است. حتما خوب کار نکرده بودند که وضعیت آب این گونه شده است. اگر خوب کار می شد وضعیت محیط زیست این گونه نبود که سالی صد هزار جنگل از بین برود. میزان جنگل ما از ۱۸ میلیون هکتار به ۱۲ میلیون هکتار رسیده و ۵۰ درصد تالابهای کشورمان از بین رفته است.

بخشی از این مشکلات منطقه‌ای نیست؟

در آینده نه چندان دور بحران آب تمامی ابعاد توسعه کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و پیامدهای شدید امنیتی و سیاسی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. جنگ آب در منطقه خاورمیانه الان به صورت نامحسوس شروع شده اما هیچ استراتژی برای این موضوع نداریم. باید بگویم ۵۰ هزار هکتار بیابان زایی داریم و بیابان زدایی در کشور تعطیل است. دولت به فکر بهره برداری از آب های ژرف افتاده و همه سفره ها را خالی کرده ایم. نمونه بازر آن  خشک شدن ارومیه و میقان و بختگان و گاوخونی و هورالعظیم و چادگان و هامون و ده ها زیستگاه حساس است که همه نماد سو مدیریت در کشور است. در بخش آب و کشاورزی و محیط زیست ناکارآمدی زیادی وجود دارد که امیدوارم دولت دوازدهم به دور از گرایشات سیاسی بتواند تصمیمات انقلابی و مهمی را بگیرد.

مشکلاتی که اشاره کردید آن‌قدر بزرگ هستند که چشم‌انداز ترسناکی را ایجاد می‌کند. راه حل چیست؟

رفتار نمادین و سمبلیک و صرفا نمایشی مشکل محیط زیست را حل نمی کند. شکارگاه دوره سلطنتی نیست که آن نگاه را داشته باشیم. کسی که در آنجا قرار می گیرد باید توانایی لازم جهت مدیریت محیط زیست طبیعی و انسانی و دریایی را داشته باشد.  توانایی مقابله با تصمیمات غلط و خلاف مبارزات محیط زیستی را از طرف دولت و هر سازمان وزارت خانه ای که هست داشته باشد و حریف وزارت خانه هایی که اصول محیط زیست را  در پروژه های عمرانی رعایت نمی کنند داشته باشیم. اگر مقاومت ها در برابر صنعت و توسعه ناپایدار نباشد نمی شود محیط زیست کشور را مدیریت کرد چون این مساله فرا دستگاهی است.

برای دستیابی به این نگاه فرادستگاهی چه کسی باید رئیس سازمان محیط زیست باشد؟

رئیس محیط زیست هر که هست باید کسی باشد که اقتدار لازم را داشته باشد، بعد به عنوان کسی باید باشد که اگر خلافی از سوی وزارت صنعت، وزارت نفت یا خودروسازان  یا وزارت جهاد یا وزارت بهداشت یا هر وزارت خانه ای دید بتواند در مقابل این تخلفات بایستد و جلوی تخلفات را قادر باشد بگیرد.حتی وقتی  دولت هم تصمیم اشتباهی در حوزه محیط زیست می گیرد، باید رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در نظر نهایی در نظر گرفته شود. سازمان محیط زیست در حقیقت باید حق وتو داشته باشد و این زمانی ممکن است که رئیس سازمان مقتدر و با عرضه و متخصص و با تجربه باشد .تصمیم ایشان و تشخیص ایشان فصل الخطاب در کشور در حوزه محیط زیست باشد. چنین رئیسی در جریانات مافیایی هم نباید گرفتار شود. در برابر پدیده زمین خواری باید قدرت مقاومت داشته باشد و محکم بایستد و بتواند اعتبار لازم را از دولت برای احیای تالاب ها بگیرد، برای مقابله با ریزگردها، برای عملیات بیابان زدایی، برای احیای جنگل هاباید این توان و این عرضه را داشته باشد که سهم اعتبار محیط زیست را در بودجه بالا ببرد و نیروی انسانی لازم را استخدام کند تا از عرصه های گسترده منابع طبیعی کشور محافظت کند، تجهیزات روزآمد و مدرن را در اختیار بگیرد تا بتواند با استفاده از آخرین فناوری ها و تجهیزات روز دنیا از محیط زیست کشور حمایت کند تمامی منابع آلاینده هوا، آب، خاک و عوامل مخرب محیط زیست را بتواند هم کنترل و هم پیشگیری و مدیریت کند. در کشورهای اروپایی و پیشرفته ، محیط زیست حق وتو دارد چون سلامت و جان زندگی مردم و سایر موجودات بستگی به این سازمان دارد لذا اگر رئیس سازمان آدم حزبی باشد و منافع گروه و حزب یا منافع دولت را تامین کند این آدم نمی تواند منافع ملی یا محیط زیست را  تضمین کند.

الان وقتی رئیس جمهور می گوید دولتمان دولت محیط زیست است باید اقتدار و اختیار محیط زیستی هم بدهد یعنی دولت محیط زیستی داریم بعد می گوییم فلان پروژه چه می شود؟ زورمان نمی رسد. در یک کارگروه تصمیم‌ دیگر عضو نیستیم که نظر بدهیم!

و سازمان محیط زیست کنونی این توانایی‌ها را ندارد؟

 این سازمان به لحاظ ساختاری، اعتباری، نیروی انسانی و متخصصان و امکاناتی که دارد، توان این مسئولیت ها را ندارد. این سازمان محل پزشک ها، امولوژیست ها بوده اما هر رئیس سازمانی که به آنجا برود با این اختیارات و اعتبارات و تجهیزات کاری نمی تواند بکند. لذا علاوه بر سازمان قوی باید ساختار نیروی انسانی را تقویت کنیم و آن رئیس سازمان هم توانایی مدیریت چالش های پیش رو را داشته باشد.دولت هم همان طور که می گوید محیط زیست برایم مهم است باید در برنامه هایش این اهمیت را ببینیم اما برنامه هایی که اکنون ارائه می شود با شعارها متناسب نیست.

و سهم‌خواهی‌های سیاسی از کابینه چطور می‌شود؟

آقای روحانی به اعتقاد بنده به اطرافیانش بدهکار نیست. مردم تصمیم گرفته اند به گفتمان ایشان رای بدهند و ایشان مطالبات مردم را در دستور کار خودش قرار داده پس ایشان بدهکار هیچ کس و حزبی نیست. این ۴ سال هم آخرین فرصت دکتر روحانی است برای اینکه به عنوان یک خادم مردم بتواند چالش های کشور را رفع کند و به دور از سازمان محیط زیست در حقیقت باید حق وتو داشته باشد و این زمانی ممکن است که رئیس سازمان مقتدر و با عرضه و متخصص و با تجربه در این حوزه باشد و تصمیم ایشان و تشخیص ایشان فصل الخطاب در کشور در حوزه محیط زیست باشدرفتارهای متعارف سیاسی تمام تمرکزشان و توان و تلاش خودش را در جهت برآورده کردن مطالبات مردم در بخش اقتصادی، آب، محیط زیست، آسیب های اجتماعی و نهایتا بازسازی و احیای اعتماد عمومی به کار بگیرد. ایشان قطعا وامدار کسی هم نیست و تنها وامدار ملت است.

ما سهم خواهی نمی کنیم و ایشان هم آدم های با عرضه، کارآمد، متخصص با تجربه و متعهد و مسئولیت پذیر و مدیران وزرای بدون حاشیه را معرفی کنند تا بتوانند منویات ایشان را محقق کنند. این آخرین فرصت خدمت روحانی است و مردم چهار سال اول را ارزیابی کردند و فرصتی دوباره به آقای روحانی دادند که بتواند برای تحقق شعارهایش فرصت داشته باشد. بیکاری الان در کشور از مرز ۶ میلیون نفر گذشته است و آسیب های اجتماعی مثل طلاق و اعتیاد به مرز غیرقابل قبول رسیده و شما هر چه در کوچه و خیابان با مردم صحبت می کنید مطالبات مردم مطالبات اقتصادی و آب و محیط زیست و آسیب های اجتماعی است.

امیدواریم که با رونق اقتصادی و با کنترل بحران های منابع حیاتی کشور مثل آلودگی هوا، بحران آب، نجات جنگل و ارتقای شاخص های بهداشت و سلامت و همین طور در حوزه فرهنگ و توسعه اجتماعی بتوانیم رضایتمندی مردم را محقق کنیم و مردم اعتقاد دارند که روحانی اگر بخواهد می تواند در این زمینه تحول ایجاد کند چون او را وابسته به یک حزب و جریان خاصی نمی دانند و خودش هم اعلام کرده وامدار کسی نیست و گفتمان اعتدالی را دنبال می کند. در این گفتمان افرادی که می خواهند نقش آفرینی کنند باید افرادی باشند که به دور از گرایشات سیاسی صرفا براساس قابلیت ها و توانمندی ها و کارآمدی در کنار هم قرار بگیرند.

کد خبر 4053338

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 1 =