به گزارش خبرنگار مهر، روحالله نجابت، نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی، در گفتوگویی تفصیلی با خبرگزاری مهر، به بررسی مهمترین چالشهای کشور در حوزههای معیشت مردم، بودجه، حکمرانی اقتصادی و عملکرد دولت پرداخت. وی با تأکید بر اینکه «تدبیر، حلقه مفقوده اداره کشور است»، تصریح کرد: بخش قابل توجهی از مشکلات موجود نه ناشی از فقدان قانون، بلکه نتیجه ضعف در تصمیمگیری، اولویتبندی و اجرای دقیق قوانین بالادستی بهویژه برنامه هفتم توسعه است.
نماینده مردم شیراز با اشاره به ظرفیتهای مغفولمانده در حوزههایی مانند دیپلماسی اقتصادی، تجارت با کشورهای همسایه، گردشگری، صنایعدستی، انرژی و حملونقل خاطرنشان کرد که مجلس در بسیاری از این حوزهها ریلگذاری قانونی لازم را انجام داده، اما ناهماهنگی میان دستگاهها و فقدان اراده اجرایی منسجم، مانع از تبدیل این ظرفیتها به گشایش واقعی در معیشت مردم شده است.
وی همچنین از جدی بودن ابزارهای نظارتی مجلس از جمله استیضاح برخی وزرا خبر داد و بر نقش مکمل رسانهها در مطالبهگری عمومی تأکید کرد.
نجابت در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به شرایط امنیتی و فشارهای خارجی، بر لزوم حمایت جدی از نیروهای مسلح و بهبود وضعیت معیشتی آنان تأکید کرد و گفت تقویت بنیه دفاعی کشور در کنار اصلاح حکمرانی اقتصادی، از الزامات عبور از شرایط پیچیده کنونی است؛ مسیری که به باور او، تنها با تصمیمگیری شجاعانه، شفافیت و اجرای دقیق قانون محقق خواهد شد.
متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است:
بسماللهالرحمنالرحیم
سلام و عرض ادب خدمت مخاطبان محترم خبرگزاری مهر. امروز در خدمت جناب آقای دکتر روحالله نجابت، نماینده محترم مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی هستیم و درباره مسائل مبتلابه کشور گفتوگو خواهیم کرد؛ از جمله بحث بودجه که امروز تقدیم مجلس شد و همچنین کلیات مسائلی که این روزها جامعه، کشور، دولت، مجلس و مردم با آن دستوپنجه نرم میکنند.
آقای دکتر، لطفاً سلام و عرض ادبی خدمت مخاطبان خبرگزاری مهر داشته باشید.
تدبیر، حلقه مفقودهای که اداره کشور را با چالش مواجه کرده است
نجابت: بسماللهالرحمنالرحیم. سلام و روز بخیر عرض میکنم خدمت مخاطبان محترم خبرگزاری مهر، جنابعالی و همکاران محترم.
مهر: آقای دکتر، این روزها بحث معیشت مردم یکی از چالشیترین موضوعات جامعه است. تقریباً هر جا که شما بهعنوان نماینده مجلس حضور پیدا میکنید، یکی از اصلیترین بحثها و گلایههای مردم همین مسئله است. از نگاه شما، بهعنوان یکی از نمایندگان مجلس که در تعامل با دولت هم هستید، چالش فعلی چیست؟ بهویژه تورمی که شاهد آن هستیم، در اقلام مصرفی مردم، کالاهای اساسی و مسائلی که اکنون مردم با آن مواجهاند.
نجابت: خیلی ممنون از این سوال دقیق شما که نمایندگیکننده نظرات مردم در جامعه است. اگر بخواهم با یک جمله شروع کنم، باید بگویم حلقه مفقوده اداره کشور «تدبیر» است. بالاخره همین امروز که از صبح تا ظهر جلسه غیرعلنی با پنج، شش نفر از وزرا و رئیس بانک مرکزی داشتیم و بعدازظهر هم آقای رئیسجمهور تشریف آوردند، مشخص بود که تلاش میکنند و زحمت میکشند. این سخن نافی خدمات و زحمات عزیزان در دولت نیست، اما انگار هنوز متناسب با شرایطی که کشور در آن قرار دارد، نمیتوانند یا نمیخوانند یا به هر دلیل دیگری، تصمیم درست بگیرند.
من نامش را تدبیر میگذارم؛ چون پاسخ دوستان عمدتاً معطوف به این بود که امسال سال دشواری بوده، خشکسالی بوده، شرایط جنگی به یک معنا وجود داشته و همه اینها معادله حکمرانی را پیچیده کرده است. اما اثرگذاری حاکمیت دقیقاً در همین شرایط معنا پیدا میکند. اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدهند که یک نفر بخواهد کشور یا یک وزارتخانه را اداره کند، خب دیگر کار خاصی ندارد؛ مرد میدان نمیخواهد.

برنامه هفتم توسعه؛ ظرفیتی بزرگ که بهطور کامل فعال نشده است
نمیخواهم بگویم عملکرد مجلس بیعیب بوده؛ قطعاً هزاران عیب و نقص در عملکرد مجلس وجود داشته است. اما آقای رئیسجمهور که در دوره گذشته در مجلس یازدهم هم همکار ما بودند، در تبلیغات انتخاباتی گفتند برنامه من، برنامه هفتم است. ما در برنامه هفتم واقعاً بسیاری از موضوعات را دیدهایم که میتواند به دولت کمک کند.
مثال ساده و عینی آن، موضوع بانک آینده و بانکهای خصوصی است که به نوعی یک دستبرد به جیب همه مردم بود. همان مکانیزمی که همه میدانند، ریشه قانونیاش عملاً در قانون برنامه هفتم دیده شد و یک اراده برای برخورد شکل گرفت. بدون قانون نمیشد برخورد کرد؛ اراده لازم بود، اما مجلس آمد و ریلگذاری انجام داد. در خیلی از موضوعات دیگر هم همین اتفاق افتاد
عرض میکنم که ما حتماً ضعفهای جدی در قانونگذاری و نظارت داریم، اما در بسیاری از موضوعات همان چیزی که رئیسجمهور گفتند، در مجلس دنبال شد. اگر ملاک ریلگذاری باشد، ریلگذاری درستی انجام شده، ولی در عمل گرفتار یک مسئله دیگر هستیم؛ تدبیر نداریم.
من چون تمرکز ویژهای در قانون برنامه هفتم روی حوزه سیاست خارجی و ماده تدوین سند دیپلماسی اقتصادی توسط وزارت امور خارجه دارم، عرض میکنم که آیا صرف تدوین سند مسئله را حل میکند یا نه؟ باید سندی داشته باشیم که مسئله دیپلماسی اقتصادی کشور را حل کند. حدود یک ماه، یک ماه و نیم پیش، کل دولت به نوبت در مجلس گزارش دادند. یکی از تکالیف اجراشده وزارت امور خارجه این بود که اعلام کردند این کار انجام شده است. اما وقتی به سند مراجعه میکنید، متأسفانه یک سند کلی است؛ یعنی عملاً تکلیف انجام شده، اما به تعبیر من، صرفاً گفتهاند «ما سند نوشتیم».
این سند قابل اتکا نیست؛ به این معنا که کسی برود آن را اجرا کند و بگوید مسئله دیپلماسی اقتصادی کشور حل میشود. نه زمانبندی دارد، نه مشخص کرده که بعد از شش ماه، یک سال یا دو سال، درآمد ارزی کشور مثلاً از چه عددی به چه عددی برسد. نه برای دستگاههایی که باید پاسخگو باشند تعیین تکلیف شده، نه گفته هر دستگاهی چه وظیفهای دارد. صرفاً نوشتهاند یک سند تهیه شده، بدون اینکه الزامآور باشد.
آذرماه سال گذشته، وزیر محترم امور خارجه نامهای به معاون اول رئیسجمهور زدند و گفتند ما در اجرای قانون برنامه هفتم این سند را نوشتهایم. یک سال هم از آن گذشته است. آیا کسی به آن عمل میکند؟ آیا این سند قابل اجراست؟ آیا تأمین لازم برای حوزههای مختلف انجام شده است؟
به همین دلیل عرض میکنم که تدبیر حلقه گمشده است. در بخشهای مختلف دولت، ما جلسات جدی با معاونان وزرا داشتهایم. در حوزه خودرو، داد مردم بلند است، اما دوستان هنوز یک تصمیم مشخص نگرفتهاند که برنامه ما در حوزه خودرو چیست. حالا ۵۰ درصدش اجرا میشود، ۷۰ درصدش؟ زیرساخت قانونی آن یا در برنامه هفتم یا در قوانین دیگر، توسط مجلس تصویب شده، اما عملاً ما بهازایی برای حل مشکل مردم ندارد.
معیشت مردم در سایه ناهماهنگی میان دستگاههای اجرایی
موضوع کالابرگ، یک تجربهشده قدیمی از اوایل انقلاب است؛ آن هم در شرایط جنگی و با حداقل زیرساختهای کشور، برای اینکه حداقل معیشت مردم تأمین شود. در دولت قبل، همهچیز سر این دولت محترم افتاد، در حالی که در دولت قبل هم همین تلاشها انجام شد، اما متأسفانه بهطور کامل به سمت پرداخت نقدی یارانه رفتند. در همان زمان هم مصوبه مجلس وجود داشت.
یک سلسله اتفاقات طی سالها رخ داده و آنچه نیاز داریم، یک نگاه تحولی است؛ تصمیمی که یک نفر بیاید و بگوید من نمیخواهم در این دایره معیوب، این لوپ یا چرخه معیوب بیفتم، میخواهم یک کار جدید و یک طرح جدید انجام بدهم. البته صادقانه بگویم که در دولت قبل و در سطوحی از همین دولت هم این تلاشها وجود دارد، اما این تلاشها تبدیل به یک جریان نشده است.
اجازه بدهید باز هم با یک مثال عرض کنم. شما دوباره به موضوع معیشت اشاره کردید و من میخواهم نشان بدهم که این فقدان تدبیر، در نقاط مختلف خودش را نشان میدهد؛ البته در کنار آن، به برخی نقاط قوت هم اشاره کنیم.
ما یک موضوع مهم داریم تحت عنوان «لزوم تصویب سند جامع حملونقل کشور». معنای این سند چیست؟ یعنی کشور باید بر اساس یک سند مطالعهشده و یک الگوی مشخص، توسعه ریل، جاده، مسیرهای هوایی و بهطور کلی زیرساختهای حملونقل خود را دنبال کند.
سوال بنده از وزیر محترم راه در دولت آقای روحانی و از دو وزیر محترم راه در دولتهای بعدی از جمله وزیر محترم فعلی این بوده است که چرا این سند تاکنون اجرایی نشده است. اخیراً گزارشی به من داده شد که این موضوع همچنان بر زمین مانده است. حتی مدیر مربوطه میگفت آغاز نگارش این سند و مطالعات اولیه آن مربوط به ۲۵ یا ۲۶ سال قبل بوده است.
چرا این سند به سرانجام نرسیده؟ بخشی از آن به بیعرضگی برمیگردد و بخشی هم به نخواستن. چرا نخواستن؟ چون این سند الزام ایجاد میکند؛ یعنی شما را مقید میکند که در چارچوب ضوابط مشخص، اولویتبندی داشته باشید.
اینجا من بهعنوان نماینده، سوزن را به خودمان هم میزنم. نماینده میخواهد در حوزه انتخابیهاش به مردم بگوید «من این کار را برای شما انجام دادم». ممکن است بر اساس سند جامع، اولویت کشور جای دیگری باشد، اما نماینده میگوید اگر مسیر اصلی ریل اینجا نیست، حداقل یک مسیر فرعی یا آنتنی به شهر من وصل شود. نتیجه این میشود که پولی خرج میشود تا نماینده بتواند بگوید کاری انجام داده، در حالی که اگر همان منابع با برنامهریزی منظم طی سالها هزینه میشد، امروز در جای درست خود قرار میگرفت.
ما در کشور نباید پروژهای را شروع کنیم، کلنگ بزنیم و معلوم نباشد چه زمانی به پایان میرسد. ارتباط این موضوع با معیشت مردم چیست؟ ارتباطش این است که منابع مالی کشور مدام به جاهایی پرت میشود که اگرچه ممکن است لازم باشد، اما در زمان و اولویت درست انجام نمیشود و عملاً به نتیجه نمیرسد.
قصد من ناامید کردن مخاطب، شما یا حتی خودمان نیست. همانطور که میگویند انسان به امید زنده است. اما اگر قرار است اتفاقی بیفتد، لازمهاش تدبیر است، لازمهاش اولویتبندی است و لازمهاش عبور از تعارفات رایج است که متأسفانه در شرایط فعلی در دولت دیده میشود. در حال حاضر، ارادهای که احساس کنیم قرار است یک طرح نو برای عبور از مسائل و مشکلات مبتلابه کشور ارائه شود، چندان مشهود نیست.
البته در مجلس هم، همانطور که عرض کردم، نقاط ضعف داریم. تلاش ما این است که دولت را سر خط بیاوریم. حتی همین امروز در جلسه غیرعلنی، رئیس محترم مجلس برای همکاران من مجموعهای از اولویتها را مطرح کردند. حالا اینکه دولت بیاید و خود را بر اساس این اولویتها بازتعریف کند یا تصمیم بگیرد که مثلاً در موضوع سوخت چه کار میخواهد بکند، محل بحث است.
در موضوع سوخت، بالاخره زحمتهایی کشیده شده و فکرهایی شده؛ مثلاً بحث سهمیه یا قیمت. اما اگر ما امروز ۹۰ یا ۱۰۰ میلیون لیتر مصرف سوخت داریم، باید تصمیم بگیریم چگونه آن را مدیریت کنیم. مثلاً اینطور نباشد که همه فشار به مردم عادی وارد شود، بلکه سوخت باکیفیت، بنزین سوپر و امکانات بهتر را کسانی مصرف کنند که توان پرداخت دارند. این یعنی تصمیمگیری و تدبیر و دقیقاً همین فقدان تصمیم و تدبیر است که معیشت مردم را دچار چالش کرده است.
البته تعارف نداریم؛ واقعیت این است که ما در شرایط جنگی هستیم. دشمنی که در ۱۲ روز موشکهایش را بر سر ما ریخت، امروز تمرکز و توانش را گذاشته تا از مسیر اقتصادی به ما آسیب بزند. من این را رد نمیکنم، اما نتیجه این وضعیت نباید در برخی حوزهها آنقدر فاجعهبار باشد که امروز شاهد آن هستیم.
قوه قضائیه تاکنون گزارشی درباره اعاده اموال نامشروع ارائه نکرده است
مهر: شما به یکی دو مسیر اشاره کردید؛ یکی بحث دیپلماسی اقتصادی و دیگری اقداماتی مانند برخورد با بانک آینده و موارد مشابه. اینها کارهایی است که میشود انجام داد. حالا اگر بخواهیم ایجابیتر صحبت کنیم، سوال این است که آیا دولت واقعاً راهکاری دارد یا نه؟ چون از برخی صحبتهای آقای رئیسجمهور، وزرا و حتی آقای فرزین چنین برمیآید که انگار به نقطهای رسیدهایم که بیش از این کاری از دستمان برنمیآید؛ مثلاً گفته میشود ارز نداریم یا از این جنس حرفها مطرح میشود.
نجابت: اگر بخواهیم ایجابیتر نگاه کنیم، آیا راه دوم یا راه سومی برای عبور از این وضعیت وجود دارد؟ اجازه بدهید با مثال توضیح بدهم. شما به موضوع بانک آینده اشاره کردید؛ فسادی که مردم را درگیر کرده است. ما یک اصل مهم در قانون اساسی داریم به نام اصل ۴۹، یعنی اعاده اموال نامشروع. این اصل سالها بر زمین مانده بود. در مجلس دهم، همکاران ما زحمت کشیدند و قانون «شیوه اجرای اصل ۴۹» را تصویب کردند. این قانون جزئیات روشنی دارد و در آن، قوه قضائیه مسئولیتهای مشخصی بر عهده دارد.
طبق این قانون، قوه قضائیه مکلف است سالانه گزارش اجرای آن را ارائه دهد. از سال ۱۳۹۸ تا امروز، حداقل باید شش گزارش به مجلس یا مردم ارائه میشد؛ حالا چه سالانه، چه ششماهه. سوال من این است: فکر میکنید تا الان چند گزارش ارائه شده است؟ من که گزارشی ندیدهام.
قوه قضائیه که باید به تخلفات رسیدگی کند و ضامن اجرای قانون باشد، قانون مصوب مجلس را دنبال نکرده است. این موضوع بسیار نگرانکننده است. اخیراً بیانیهای در مجلس امضا شده که احتمالاً در همین جلسات قرائت خواهد شد؛ خطاب آن به قوه قضائیه است که بیاید و بگوید چه کاری انجام داده و وضعیت اجرای این قانون چگونه است.
قوه قضائیه درباره بانک آینده گزارش رسمی ارائه دهد
رئیس محترم قوه قضائیه در موضوع اخیر بانک آینده نقشآفرینی داشتند که جای تقدیر دارد، اما انتظار ما این است که حداقل یک گزارش رسمی ارائه شود. حتی اگر بگویند «بسمهتعالی، ما اموال نامشروعی پیدا نکردیم که بخواهیم اعاده کنیم»، باز هم باید گزارش بدهند. گزارش ندادن و عمل نکردن به قانون بسیار بد است؛ یعنی عملاً سنگ روی سنگ بند نمیشود.
آیا مصداق وجود دارد؟ بله، مصادیق مکرراً پیگیری شده و از جانب بنده و همکارانم نیز دنبال شده است. شخصاً پیگیر نگارش و جمعآوری امضای این بیانیه بودم. کشوری که قانون داشته باشد، اما اجرا نشود، اصلاً معنایی ندارد.
در بیان غیرعلنی، قوه قضائیه چه پاسخی به این مسئله میدهد؟ قوه قضائیه یک شخصیت حقوقی مشخص دارد و مسئول آن رئیس قوه قضائیه است. البته برخی عزیزان در دستگاه قضا ملاحظاتی دارند، اما اینجاست که شما بهعنوان رسانه میتوانید این موضوع را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنید.
عرض من این است که در سال ۱۳۹۸، قانونی تصویب شده که مربوط به ۲۰ یا ۳۰ سال پیش نیست. قانون شیوه اجرای یک اصل معطلمانده قانون اساسی است که از مسیر شورای نگهبان هم گذشته، نهتنها مغایر قانون اساسی نیست، بلکه در راستای اجرای آن است. با این حال، همچنان بر زمین مانده است.
خواهش من، بهعنوان نماینده مردم، از شما بهعنوان رسانه که صدای مردم هستید این است که این موضوع را به یک مطالبه مشترک تبدیل کنید، تا قوه قضائیه ناچار شود وارد میدان شود و به وظایف قانونی خود عمل کند.
اعداد قابل توجهی از سوی برخی افراد که بهصورت دقیق وارد این حوزه شدهاند مطرح میشود؛ من نمیخواهم مصداقسازی کنم، اما این اعداد واقعاً قابل توجهاند و میتوانند به بیتالمال بازگردند. شاید در نگاه اول مستقیماً متوجه دولت نباشد، اما وقتی به دیپلماسی اقتصادی نگاه میکنیم، موضوع روشنتر میشود.
همسایگان ایران؛ بازاری گسترده برای تجارت تحریمناپذیر
ما ۱۵ کشور همسایه داریم. در سیاست همسایگی، ظرفیت تبادل کالا یک ظرفیت جدی است. ممکن است گفته شود تحریمها وجود دارد و فشار بر همسایگان هست، اما آیا تاکنون شنیدهاید که مثلاً صنایعدستی ما تحریم شده باشد؟ به هیچ عنوان. تجارت، به نوعی تحریمناپذیر است و حتی در قالب دیپلماسی عمومی نیز تعریف میشود؛ یعنی ارتباط میان ملتها و فرهنگها.

اسناد بالادستی بدون زمانبندی و ضمانت اجرا، کارآمد نیستند
ما در قانون برنامه هفتم، عدد و رقم مشخص کردهایم؛ هم در خصوص تعداد فعالان این حوزه و هم میزان صادرات سالانه. وقتی سراغ عزیزان در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی میرویم، در جلسه اخیر بنده با معاون محترم صنایعدستی، همان سردرگمی تدبیری که عرض کردم کاملاً مشهود بود. عملکردی که عملاً کاری را پیش نمیبرد. وزارت کشاورزی هم کاری نمیکند، وزارت اقتصاد هم مشخص نیست دقیقاً چه نقشی ایفا میکند. سوال اینجاست که وزیر محترم اقتصاد و اسناد بالادستی قرار است چه کارکردی داشته باشند که دستگاهها بیایند و یک اقدام مشترک انجام دهند؟
یک ناهماهنگی جدی وجود دارد. همه به دنبال یک راه میانبُر فوری هستند، در حالی که راه اصلی مشخص است. مثال بعدی را عرض میکنم. شما میپرسید که ما در منازعات بینالمللی چه میکنیم. بالاخره در محیط بینالملل، دوستان و دشمنانی داریم. رهبر معظم انقلاب سال گذشته، در آغاز به کار دولت و مجلس، تعبیری داشتند و فرمودند جمهوری اسلامی دوستانی را که در دوران سختیها به آن کمک کردند، فراموش نمیکند.
در حال حاضر، به نوعی روسیه تحت تحریم است. من نمیخواهم بگویم روسیه، چین یا کشورهای بلوک شرق همه آمال و آرزوهای ما هستند، اما تعارف نداریم؛ در مناسبات بینالملل، منفعت ملی اصل مهمی است. ما حاضر شدیم با دشمن درجه یکی که در اثنای مذاکرات به ما حمله نظامی کرد، بهصورت هفتگی مذاکره کنیم. این ظرفیت در برخی کشورها وجود دارد. آنچه من میفهمم این است که چالش اصلی ما نه در همسایگان، بلکه در داخل کشور است.
در برنامه هفتم توسعه گفتهایم که در پایان برنامه، سالانه ۱۵ میلیون گردشگر ورودی داشته باشیم. بسیار خب؛ گردشگران کشورهای شرق عالم آمادگی دارند به ایران بیایند. آیا ما واقعاً سراغ این ظرفیتها میرویم و برای آن تلاش میکنیم؟ البته زحماتی کشیده شده، اما فاصله ما با هدف جدی است.
در برنامه هفتم گفتهایم تعداد مشخصی خودروی برقی باید تولید شود. قرار است بسازیم، قرار است وارد کنیم، قرار است تکنولوژی بیاوریم. آیا رفتهایم با کشورهایی که حاضر به همکاری با ما هستند، درباره انتقال فناوری بهصورت جدی گفتوگو کنیم؟ بنده جلسات جدی، حتی سه جلسه مستقیم با وزیر مربوطه که در این حوزه کار کرده، داشتهام. سوال ساده است: برنامه شما چیست؟ پاسخها عموماً این است که خودمان داریم کار میکنیم، در حالی که هماکنون همان کشورها از ما نفت میخرند و گزارش هم میدهند.
باز هم عرض میکنم، حلقه مفقوده تدبیر است. همین حالا در موضوع صادرات محصولات دامی و آبزیان به همین کشورها، ما ظرفیت قطعی خرید داریم و میتوانیم ارزآوری جدی برای کشور داشته باشیم. اما وقتی بررسی میکنیم، میبینیم مثلاً یک پروتکل قرنطینهای سالهاست که تصویب نشده؛ نه در دولت قبل و نه در این دولت. من نمیخواهم همه کاسهکوزهها را سر مدیران و وزرای دولت فعلی بشکنم، اما واقعیت این است که مدام نامهنگاری، پیگیری و جلسه داریم، ولی یک نوع لختی و رخوت وجود دارد.
بخشی از این مسئله هم به تغییرات مداوم مدیران در دولت برمیگردد. میبینیم فردی معاون وزیر در وزارت اقتصاد بوده، بعد به وزارتخانه دیگری رفته و دوباره جای دیگری منصوب شده است. ما نیاز داریم یک نفر روی یک موضوع حداقل دو، سه یا حتی پنج سال متمرکز بماند.
همین دیروز با یکی از معاونان وزرا جلسه داشتم. خودش با خنده میگفت روز اول که آمدم، به من گفتند میانگین عمر جایگاهی که تو در آن هستی، در ۱۰ سال گذشته بین ۹ ماه تا یک سال و ۹ ماه بوده؛ بیشتر از این حساب نکن. سوال این است: گناه مردم چیست؟ ما حتی وقتی با وزیر یا معاون وزیر جلسه میگذاریم و موضوعات کمکم جا میافتد، طرف میرود.
نمونهاش وزیری که در زمان رأی اعتماد، بنده اصلاً سوال سیاسی از او نپرسیدم و فقط درباره همین مسائل اجرایی پرسیدم. پاسخ داد «من بلد نیستم، باید بروم بپرسم». خب اگر بلد نیستی، چرا آمدی رأی گرفتی؟ ما هم میگوئیم کمکات میکنیم، شانه زیر بار کار بده، هدفگذاری مشخص کن، تعیین تکلیف کن، تصمیم بگیر و اجرا کن.
اصلاح یارانه سوخت؛ تصمیمی سخت اما اجتنابناپذیر
عرض من به شما این است که آیا راهحل وجود دارد؟ قطعاً وجود دارد. نه ساده است، نه فوری، اما وجود دارد. تصمیم بنزینی که مورد نقد جدی افکار عمومی قرار گرفت، مقدمات و الزامات مهمی دارد. چرا ما به سمت اختصاص سوخت به هر کد ملی نمیرویم؟ بخش بزرگی از مردم خودرو ندارند؛ چرا باید از یارانه سوخت محروم باشند؟ اگر این کار انجام شود، حتی اگر قیمت بنزین به ۲۰ هزار تومان برسد، آن گروههای ضعیفتر معمولاً ناراضی نخواهند بود و میگویند این به نفع ماست.
نگرانیهایی که در سال ۱۳۹۸ تجربه کردیم و نگرانیهایی که الان وجود دارد، قابل فهم است. اما من میتوانم مورد به مورد برای شما توضیح بدهم که راهحل وجود دارد؛ نه آنی، اما حتماً در کوتاهمدت میشود به نتیجه رسید.
مثال دیگر که از مطالبات جدی مجلس است و امروز هم همکاران من و هم رئیس محترم مجلس به آن اشاره کردند، موضوع «مولدسازی» است. ما حجم عظیمی زمین و ساختمان در اختیار دستگاهها داریم که بلااستفاده ماندهاند. بنده در همین حوزه انتخابیه شیراز، نمونههای متعددی سراغ دارم؛ دستگاهی زمینی بیکار دارد، در حالی که میتواند برای کلاس درس یا واحد اداری استفاده شود. اما باز هم تدبیر نداریم.
امروز لایحه بودجه تقدیم مجلس شد. آقای رئیسجمهور آمدند و لایحه را ارائه کردند. اصل موضوع این است که ایشان باید در جزئیات بودجه توضیح بدهند. هفته گذشته هم جلسهای درباره موضوع آب برگزار شد که زحمات مهمی در آن کشیده شده بود، اما باز هم بسیاری از بحثها به حلالمسائل نرسید و الزامآور نبود، در حالی که همکاران ما بهصورت تخصصی روی آن کار کرده بودند.
آقای رئیسجمهور تأکید دارند که این مباحث توسط جمعی از نخبگان نوشته شده است. من این را به قضاوت جامعه نخبگانی میگذارم.
برخی از همکاران بهصورت دقیقتر به موضوع پرداختند، اما ظاهراً این مسئله هم دوباره در حد همان موضوعات باقی ماند. امروز بحث مفصلی درباره آن نشد و صرفاً لایحه بهصورت نمادین تقدیم شد. اصل موضوع و ورود جدی به بحث، به هفته آینده موکول شد تا انشاءالله بهصورت مفصل درباره آن صحبت شود.
مهر: رسانه در این میان چقدر میتواند کمک کار باشد؟
نجابت: اجازه بدهید من دو مثال عرض کنم و در این مسیر از شما، بهعنوان رسانه، طلب یاری داشته باشم. ما در این مجلس یک کار منسجم انجام دادهایم. تصور نشود که مجلس در تقابل با دولت قرار دارد؛ نه با وزرای قبل و نه با وزرای فعلی. وعدههایی که وزرا در زمان رأی اعتماد دادهاند، هم وعدههای دولت است و هم تکالیف مندرج در برنامه هفتم؛ چرا که رئیسجمهور صراحتاً گفتند برنامه من، برنامه هفتم است.
ما این وعدهها و تکالیف را دستهبندی کردهایم و بهطور مشخص روی دو وزارتخانه متمرکز شدهایم؛ با این قابلیت که این الگو در سایر حوزهها هم قابل تعمیم باشد. خطاب ما مشخصاً به وزیر محترم امور خارجه و وزیر محترم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی است. در این حوزهها عدد و رقم، تکلیف و مقرره وجود دارد. مثلاً گفته شده باید به یک یا دو همکاری مشخص برسیم، یا ۲۷ مورد، یا ۳۴ مورد؛ اینها قابل اندازهگیری است.
وقتی در برنامه هفتم گفته میشود که در انتهای برنامه، وضعیت ایرانیان خارج از کشور سامان پیدا میکند، باید مشخص شود این «سامان» یعنی چه. وقتی گفته میشود از ظرفیت سازمانهای بینالمللی برای تقویت منافع کشور استفاده میکنیم، باید روشن شود چگونه. وقتی در حوزه صنایعدستی گفته میشود این تعداد صنعتگر فعال میشوند، این میزان درآمد ایجاد میشود و این تعداد ثبت میراثی انجام میگیرد، اینها باید به گزارش عملکرد تبدیل شود. همین منطق در حوزه خودرو، بهرهوری، آب، برق و انرژی با رویکردهای مختلف از جمله انرژیهای تجدیدپذیر نیز صادق است.
ما میگوئیم این موارد را به چالش بکشید. ما در مجلس این کار را میکنیم و شما هم در رسانه این مطالبه را مطرح کنید. از وزیر محترم امور خارجه، وزیر صنعت، وزیر اقتصاد و دیگر وزرا بپرسید: شما که گفتید برنامه دارید، حالا کجای این برنامه هستید؟ اگر این مسیر طی شود، دیگر کسی نمیتواند بگوید «من امروز تصمیم گرفتم فلان کار را انجام بدهم». همه باید در ریلگذاری مشخصشده حرکت کنند.
مجلس در مقطعی آمد و گفت دولت برنامه ننوشته، پس خودش برنامه نوشت. حالا که رئیسجمهور محترم در زمان تدوین برنامه در مجلس حضور داشتند و در تبلیغات انتخاباتی هم گفتند این برنامه، برنامه من است، یک فرصت طلایی است که وزرا، وزارتخانه به وزارتخانه و وزیر به وزیر، به دور از کلیگویی، پاسخ بدهند. بگویند تا امروز چه کردهاند، گزارش بدهند و مهمتر از آن بگویند در شش ماه آینده و شش ماه بعد از آنچه اقداماتی انجام خواهند داد.
اگر این جریان در کشور شکل بگیرد، مجلس با ابزارهای نظارتی خود و شما در رسانه بهعنوان چشم و صدای مردم، مدام این روند را رصد کنید؛ چه چیزی بهتر از این؟ در همین چارچوب، بحث استیضاحها هم مطرح است.
استیضاح وزرای اقتصادی خیلی جدی است
مهر: موضوع استیضاح چقدر جدی است؟ آقای قالیباف هم در تریبون صحن علنی صراحتاً درباره آن صحبت کردند.
نجابت: در پاسخ به سوال شما که استیضاحها چقدر جدی است، باید بگویم بسیار جدی است. اشاره آقای قالیباف از پشت تریبون مجلس، خود گویای این مسئله است. رویکرد مجلس این نیست که با استیضاح، کشور را دچار تنش کند یا دولت را سیاسی به چالش بکشد. اگر چنین نگاهی وجود داشت، این اتفاقات خیلی زودتر رخ میداد.
در حال حاضر، چهار استیضاح قطعی در مجلس فعال است: وزیر محترم راه، وزیر محترم کار، وزیر محترم جهاد کشاورزی و وزیر محترم نیرو. بنده دو مورد از این استیضاحها را امضا کردهام و محکم هم پیگیر هستم. البته با حجت شرعی جلو میروم؛ چون بهطور کلی سخت استیضاح را امضا میکنم. دلیلش هم این است که بالاخره یک وزیر میرود و وزیر دیگری میآید و معلوم نیست نفر بعدی چه وضعیتی داشته باشد.
اما وقتی کارد بیتدبیری به استخوان میرسد، چه باید کرد؟ ابزاری که قانون اساسی در اختیار مجلس گذاشته، همین است. آقای قالیباف هم بهعنوان رئیس مجلس گفتند که خودشان چندین بار درباره یکی از این موارد پیگیری کردهاند. تأکید ایشان این بود که نمیخواهیم تلقی دعوا ایجاد شود، اما واقعاً در برخی موارد، کار به نقطه غیرقابل تحمل رسیده است.
من صریح عرض میکنم: به یکی از معاونان وزرا گفتم کاری که در دست داری، اگر معطل امضای وزیر است، تصور نکن یک ماه وقت داری؛ ممکن است در همین یکی دو هفته آینده، وزیر در مجلس استیضاح شود و نتیجه بگیرد. مجلس حق دارد. با آن رأی اعتماد بالایی که داده شد هرچند بنده به شش وزیر رأی ندادم و هنوز هم پای آن رأیها ایستادهام و معتقدم عمدتاً رأی درستی بود انتظار ما بسیار بیشتر از این بود.
شاید لازم باشد آقای رئیسجمهور تدبیر کنند. رئیس محترم مجلس هم اشاره کردند که بخشی از تغییراتی که انتظار میرفت، هنوز در عمل اتفاق نیفتاده است.
از میزبانی شما تشکر میکنم و از اینکه فرصتی فراهم شد تا بتوانیم راحت و بیواسطه با مردم صحبت کنیم، سپاسگزارم. تأکید میکنم همراهی مجلس با رویکرد نظارتی، در کنار رسانه، قطعاً میتواند گرهگشا باشد. مطالبهگری شما از ما باعث میشود ما هم با قدرت و صدای رساتر از دولت مطالبه کنیم. این نقش را دستکم نگیرید؛ همانطور که خبرگزاری مهر همواره در میدان فعال و موفق بوده است.
مهر: خیلی ممنون آقای دکتر. ما هم حتماً تلاش میکنیم. نقطه اشتراک مجلس و رسانه، نمایندگی مردم است؛ اینکه صدای مردم باشیم. انشاءالله موفق باشید، سلامت باشید.

نجابت: موضوعی که میخواهم در پایان عرض کنم، مسئله معیشت مردم، بهویژه نیروهای مسلح است. شما میدانید که بنده هم بهعنوان نماینده مجلس و هم بهعنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، پیگیر این موضوع هستم. واقعاً شرمنده نیروهای مسلح هستیم که جانبرکف، بهویژه در دوران جنگ ۱۲ روزه، بهوضوح در میدان حضور داشتند.
تلاش ما این بود که در این سه ماه پایانی سال، یک افزایش نسبی حقوق برای این عزیزان اتفاق بیفتد و این افزایش، مبنای محاسبه حقوق سال آینده هم قرار گیرد. این موضوع هم در بودجه نیروهای مسلح و هم در بخش بودجه ارزی دیده شده است. رضوان خدا بر شهید باقری…
ما در زمان حیات ایشان، جلسهای خدمتشان رسیدیم. ایشان بهشدت نگران وضعیت نیروهای مسلح بودند؛ بهویژه از زاویه ضعف بودجهای و پیشبینی اعتبارات. خوشبختانه هم ترمیم بودجهای که امسال انجام شد و هم پیشبینی بودجه سال آینده، قابل توجه است و امیدوارم که انشاءالله کمکی باشد؛ هم برای بهبود معیشت نیروهای مسلح و هم برای تقویت زیرساختهای دفاعی کشور.
روحیهای که من در نیروهای مسلح مشاهده میکنم، علیرغم همه این چالشها، بسیار قابل توجه است. نیروهای مسلح فقط خودشان نیستند؛ خانوادههای آنها، عائله نظام و عزیزان این کشورند. ما خودمان را مکلف میدانیم که در حد توان به این عزیزان کمک کنیم.
علیرغم همه دشواریها، به شما قول میدهم اگر خدای نکرده اتفاقی قرار باشد تکرار شود که انشاءالله هرگز تکرار نشود پاسخ دادهشده بهگونهای خواهد بود که از حیث میزان، شدت، حجم و غافلگیری، قابل قیاس با جنگ ۱۲ روزه نخواهد بود. غافلگیری دشمن در آن مقطع، به شکلی بود که بنده هم تعابیری داشتم و عرض کردم که این نبرد، نبرد دوم ایران و رژیم نیست، بلکه نبرد پایانی است.
مهر: خیلی عالی. بسیار ممنون از شما. از مخاطبان محترم خبرگزاری مهر هم تشکر میکنیم که پای صحبتهای این گفتوگو با جناب آقای دکتر نجابت نشستند.


نظر شما