خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا در چند هفته اخیر با زبان تهدید علیه تهران، نام ایران را در صدر اخبار جهانی نگه داشته است. او بارها هشدار داده که در صورت ادامه برخورد با معترضان، آمریکا «اقدام قوی» انجام خواهد داد و حتی به صراحت گفته است که «کمک در راه است». اما این سخنان نه تنها با برنامه مشخص همراه نشدهاند، بلکه باعث ایجاد سردرگمی و بحران محاسباتی در داخل ساختار قدرت واشنگتن شدهاند. در فضای رسانهای غرب، تحلیلگران درباره خطر محاسبه غلط، پیامدهای ماندگار و احتمال گسترش بحران هشدار دادهاند.
ترامپ که تجربههایی مانند حمله علیه تأسیسات هستهای ایران یا عملیات ویژه علیه ونزوئلا را در کارنامه دارد، اکنون در برابر یکی از خطرناکترین آزمونهای دوران ریاستجمهوریاش قرار گرفته است. او باید میان دو مسیر کاملاً متفاوت، یعنی اقدام نظامی مستقیم یا راهکار دیپلماتیک و فشار غیرنظامی یکی را انتخاب کند. این مقاله با بررسی انتقادات، پیامدهای احتمالی و تحلیل پیامدهای یک ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران به این پرسشها پاسخ میدهد و نشان میدهد چرا تکیه بر زور و تهدید نه تنها کارآیی ندارد، بلکه میتواند تبعاتی هولناک برای واشنگتن و منطقه رقم بزند.
رسانه های آمریکایی مانند فاکس نیوز، واشنگتن پست و سی بی اس در این راستا با گزارش های مختلف به بررسی این مسئله پرداخته اند. این گزارش با بررسی رسانه های آمریکایی تهیه شده است.
تهدیدهای ترامپ و واقعیت بحران ایران
دونالد ترامپ در هفتههای اخیر بارها در رسانهها سخن گفته و در شبکههای اجتماعی تهدید کرده که ممکن است آمریکا برای حمایت از معترضان ایران وارد عمل شود. او در مصاحبهای با شبکه CBS تأکید کرده که اگر حکومت ایران به اعدام معترضان بپردازد، آمریکا «اقدام قوی» انجام خواهد داد. این بیان هرچند روشن نمیسازد که منظور او دقیقاً چیست، اما انتظارات عمومی و رسانهای را بالا برده است. لئون پانتا وزیر دفاع و رئیس سابق سیا در یک گفتوگوی تلویزیونی تصریح کرده است که ترامپ به مردم ایران گفته «کمک در راه است» و بنابراین «وظیفه دارد اقدامی انجام دهد». پانتا افزوده است که این اقدام لزوماً نباید یک حمله نظامی تمامعیار باشد، بلکه باید نشانگر حمایت واقعی آمریکا از معترضان باشد.
اما واقعیت میدان بسیار پیچیدهتر از تهدیدهای کلامی است. بدیهی است که آمریکا در طول دهههای اخیر از ابزارهای گوناگون برای اعمال فشار علیه ایران استفاده کرده است، اما تاکنون این ابزارها بیشتر اقتصادی و رسانهای بودهاند و حمله نظامی مستقیم بهعنوان یک گزینه اضطراری مطرح نشده بود. اکنون اما ترامپ نهتنها تهدید به حمله میکند، بلکه با ایجاد خطوط قرمز جدید، بحران را به نقطهای رسانده است که میتواند به درگیری مستقیم تبدیل شود. این وضعیت میتواند خاورمیانه را وارد یک دوره بیثباتی گستردهتر کند.
معادلات نظامی و خطای راهبردی واشنگتن
اگر به وضعیت نظامی منطقه نگاه کنیم، نمیتوان تردید داشت که یک حمله نظامی علیه ایران حتی اگر محدود باشد تبعات بسیار خطرناکی خواهد داشت. تجربههای پیشین آمریکا در ویتنام، عراق، افغانستان و لیبی نشان داده که مداخله نظامی نهتنها نمیتواند نتیجه دلخواه را بهدست دهد، بلکه اغلب باعث طولانیتر شدن بحران و افزایش خشونت میشود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که هرگونه حمله آمریکا به ایران، حتی اگر هدفمند و محدود باشد میتواند منجر به واکنش شدید ایران شود. ایران کشوری با تاریخ و هویتی ملی قدرتمند است و تجربههای تاریخی مداخلات خارجی موجب شده که حساسیت جامعه نسبت به تجاوز خارجی بسیار بالا باشد. این موضوع میتواند واکنشهای جمعی بسیار فراتر از انتظارات نظامیان آمریکایی ایجاد کند.
از نظر نظامی نیز ایران یک ارتش منسجم و نیروی دفاعی قوی دارد که در طول سالها تهدیدات خارجی را تجربه کرده است. هرگونه حمله علیه مواضع ایران میتواند واکنشهایی در سطح منطقهای داشته باشد. ایران از گروههای متحد خود در خاورمیانه بهره میبرد و این گروهها میتوانند بهعنوان بازوهای پاسخدهنده به تهدیدهای خارجی عمل کنند. به همین دلیل، حتی اگر آمریکا به یک حمله محدود بسنده کند، این اقدام میتواند منطقه را وارد یک دور جدید از تنش و خشونت کند، تنشی فراتر از تصور سیاستگذاران آمریکایی.
پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک یک ماجراجویی نظامی
اگرچه ترامپ ممکن است تجربههایی مانند عملیات ویژه علیه مادورو در ونزوئلا یا بمباران تأسیسات هستهای ایران را موفقیتآمیز بپندارد، اما این تجربیات نمیتواند معیاری برای تصمیمگیری درباره ایران باشد. ونزوئلا کشوری بود که بحران قدرت در آن قابل مشاهده بود و مقاومت نظامی مشابه ایران در آنجا مشاهده نشد. همچنین، عملیات علیه تأسیسات هستهای نیز یک اقدام محدود بود و پیامدهای آن بیشتر در عرصه سیاسی و تبلیغاتی نمود یافت تا نظامی.
اما در مورد ایران، اوضاع کاملاً متفاوت است. ایران نه تنها یک جامعه با هویت ملی قوی دارد، بلکه در طول تاریخ خود بارها در برابر مداخلات خارجی مقاومت کرده است. پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک هرگونه حمله نظامی میتواند بهسرعت فراتر از مرزهای ایران گسترش یابد. متحدان آمریکا مانند کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ممکن است نگران پیامدهای بیثباتی شوند و این امر میتواند منجر به تغییر موازنه قوا در منطقه شود. کشورهای دیگر مانند ترکیه و پاکستان نیز ممکن است بهجای حمایت از مداخله نظامی، به دنبال راهحلهای دیپلماتیک و راهبردی برای جلوگیری از بحرانهای بزرگتر باشند.
علاوه بر این، پیامدهای دیپلماتیک یک حمله نظامی میتواند اعتبار جهانی آمریکا را خدشهدار سازد. اگر آمریکا بدون یک استراتژی روشن و بدون اهداف قابلدستیابی وارد حمله شود، این امر میتواند به کاهش اعتماد جهانی به آمریکا منجر شود. بسیاری از کشورها ممکن است این اقدام را بهعنوان نمونهای از ماجراجویی نظامی بیپایه ببینند و روابط دیپلماتیک خود را با واشنگتن بازنگری کنند.
از نظر حقوق بینالملل نیز هرگونه حمله نظامی بدون مجوز سازمان ملل میتواند تبعات قانونی و اخلاقی به همراه داشته باشد. این موضوع ممکن است باعث افزایش فشار جهانی علیه آمریکا شود و حتی ائتلافها و همکاریهای استراتژیک واشنگتن را تضعیف کند. آمریکا ممکن است با حمایت برخی متحدان خود بهویژه اسرائیل، به این مسیر ادامه دهد، اما هزینههای سیاسی و دیپلماتیک آن بسیار سنگین خواهد بود.
نتیجه
ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران هرچقدر هم که با انگیزه حمایت از معترضان مطرح شود در نهایت یک اشتباه راهبردی با تبعات فاجعهآمیز خواهد بود. تاریخ نشان داده که دخالت نظامی خارجی اغلب نتیجهای معکوس دارد و باعث تقویت انسجام داخلی در کشور هدف و گسترش بحران میشود. ایران با داشتن هویت ملی مستحکم، نیروهای دفاعی منسجم و سابقه طولانی مقاومت در برابر تجاوزات، نمیتواند با حمله محدود نظامی بهسادگی تغییر مسیر دهد. آمریکا باید بداند که آینده خاورمیانه نه در بمبارانها، بلکه در گفتوگوها، تغییرات داخلی و اراده مردمی رقم خواهد خورد. تکیه بر قدرت نظامی بدون راهبرد روشن نهتنها ایران را تغییر نمیدهد، بلکه هزینههای انسانی، سیاسی و منطقهای سنگینی بهبار خواهد آورد.
در نهایت، تجربه تاریخی نشان داده است که هرگونه دخالت مستقیم نظامی در ایران راه بهجایی نمیبرد و تنها زمینه برای افزایش تنش و بیثباتی منطقه ای را فراهم میآورد. جهانی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند راهحلهای دیپلماتیک، احترام به اراده مردم و همکاری بینالمللی است، نباید قربانی محاسبات غلط جنگطلبانه شود.


نظر شما