ماجرای چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل در بیابان چیست/محتویات تابوت سکینه

ماجرای چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل در بیابان چیست/محتویات تابوت سکینه

حجت‌الاسلام قنبریان گفت: داوری درست درباره پیامبران تنها با نگاه کلان تاریخی ممکن است؛ نگاهی که نشان می‌دهد بعثت‌ها با وجود هزینه‌ها، مسیر جامعه انسانی را به‌صورت برگشت‌ناپذیر دگرگون کردند.

به گزارش خبرنگار مهر ، حجت الاسلام والمسلمین محسن قنبریان استاد حوزه و دانشگاه به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان در دانشگاه تهران گفت: برای داوری صحیح درباره بعثت انبیا، نگاه مقطعی و لحظه‌ای کافی نیست. بعثت را باید هم از نزدیک و هم از بالا دید؛ هم با نگاه جزئی به حوادث روزمره و هم با نگاه کلان به مسیر تاریخ نگریست. اگر فقط به حوادث پراکنده توجه شود، قضاوت ناتمام و گاه گمراه‌کننده خواهد بود. آنچه بعثت را معنا می‌کند، تغییر مسیر تاریخ و ارتقای جامعه انسانی است، نه صرفا مجموعه‌ای از رخدادهای تلخ و شیرین که وجود دارد.

وی‌افزود: در این چارچوب، می‌توان از دو نوع حرکت سخن گفت: نخستحرکت وضعی و حرکت انتقالی است حرکت وضعی، حرکتی تکرارشونده است؛ شبیه شب و روز، گرما و سرما، فقر و رفاه، شکست و پیروزی. این نوع حرکت، در همه جوامع و در همه دوره‌ها وجود دارد. دیگر حرکت انتقالی است، حرکتی که جامعه را از یک نقطه آغاز به یک نقطه مقصد می‌رساند و جهت کلی تاریخ را تغییر می‌دهد. معیار موفقیت یک بعثت، در همین حرکت انتقالی نهفته است.

قنبریان گفت:حرکت انتقالی را می‌توان با حرکت زمین در فصل‌ها مقایسه کرد. زمین در زمستان و بهار، شب و روز، همچنان به دور خود می‌چرخد، اما وقتی وارد بهار می‌شود، دیگر بازگشت به زمستانِ گذشته ندارد. این حرکت، حرکت تکراری نیست، بلکه حرکتی رو به جلو و برگشت‌ناپذیر است. بعثت‌ها نیز باید با همین معیار سنجیده شوند. باید دید آیا جامعه، با همه فراز و نشیب‌ها، از نقطه الف به نقطه ب رسیده است یا نه.

وی افزود:وقتی درباره حضرت موسی یا حضرت ابراهیم قضاوت می‌شود، اگر فقط به چند صحنه محدود توجه شود، تصویر ناقصی به دست می‌آید. این‌که گفته شود موسی در نهایت فرعون را غرق کرد یا ابراهیم بت شکست و به آتش افکنده شد، گزارش چند حادثه است، نه تحلیل یک بعثت. پرسش اصلی این است که این بعثت‌ها چه تغییری در مسیر تاریخ ایجاد کردند و جامعه انسانی را به کدام سمت بردند.

قنبریان ادامه داد: حضرت ابراهیم به عنوان پدر ادیان توحیدی، نمی‌تواند در حد یک عالم محلی یا یک کنشگر محدود تحلیل شود. اگر فقط حرکت وضعی دیده شود، ابراهیم کسی است که تبعید شد، به آتش افتاد و با دشمنان درگیر بود. اما وقتی حرکت انتقالی دیده می‌شود، روشن می‌گردد که او بنیان یک جریان تاریخی را گذاشت که مسیر اندیشه و ایمان بشر را برای قرن‌ها تغییر داد.

این استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: حرکت انتقالی، حرکتی هدف‌محور است. هر پیامبری اهداف و آرمان‌هایی را مطرح می‌کند. در پایان دوره بعثت، باید سنجید که آیا جامعه به آن اهداف نزدیک شده است یا نه. در این مسیر، گرسنگی و سیری، زندان و آزادی، فشار و آرامش وجود دارد. اگر فقط این نوسانات دیده شود، گفته می‌شود مردم بارها گرم و سرد شدند. اما سؤال اصلی این است که آیا این جامعه، با وجود همه این نوسانات، به مقصد رسیده است یا خیر.

این استاد حوزه علمیه گفت:حرکت‌های بزرگ، هزینه دارند. حرکت‌هایی مانند حرکت یوسف یا ابراهیم، زندان دارد، دشمن دارد و درگیری ایجاد می‌کند. اگر مسیر هموار و بی‌دردسر بود، نیازی به بعثت و پیامبری نبود. ارزش حرکت انتقالی در این است که جامعه، با تحمل هزینه‌ها، به نقطه‌ای برسد که عدالت، شکوفایی و معنا در آن قابل تحقق باشد.

قنبریان بیام کرد: کارنامه انبیا، با این معیار، کارنامه‌ای موفق است. وقتی به مجموع مسیر نگاه می‌شود، روشن می‌گردد که این حرکت‌ها می‌ارزید. برای تولد حضرت موسی، کودکان بسیاری کشته شدند. پرسش جدی این است که این همه خون، قرار است به چه نتیجه‌ای برسد. پاسخ در پایان مسیر آشکار می‌شود؛ آنجا که نظام فرعونی فرو می‌ریزد و یک تمدن ستمگر نابود می‌شود. در این نقطه است که حرکت انتقالی معنا پیدا می‌کند.

وی‌افزود: با این حال، حرکت انتقالی همیشه متعالی نیست. جامعه انسانی برخلاف حرکت طبیعی زمین، مختار است. می‌تواند همراهی کند یا از مسیر خارج شود. ممکن است مدتی جلو بیاید، اما در میانه راه خسته شود و بازگردد. در این حالت، حرکت انتقالی به حرکت انحطاطی تبدیل می‌شود.

قنبریان گفت:نمونه روشن این وضعیت، بنی‌اسرائیل هستند. آنان سال‌ها تحت سلطه فرعون، تحقیر و مستضعف بودند، اما بر پرستش خدای فرعون تن ندادند. همین پایداری، زمینه بعثت حضرت موسی و نجات آنان را فراهم کرد. خدا آنان را از زیر سلطه فرعون نجات داد و زمستان طولانی استضعاف را به بهار آزادی رساند. شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعون، نقطه عطف این حرکت انتقالی بود؛ نقطه‌ای که نشان داد خدا در لحظه‌های سرنوشت‌ساز وارد میدان می شود.

این استاد حوزه بیان کرد: اما پس از این پیروزی بزرگ، بنی‌اسرائیل دچار لغزش شدند. هنوز از دریا فاصله نگرفته بودند که با قومی بت‌پرست مواجه شدند و درخواست کردند برای آنان نیز معبودی شبیه معبودهای مادی ساخته شود. این رفتار نشان داد که حرکت آنان، با وجود معجزه‌ای عظیم، دچار انحراف شده است.

قنبریان ادامه داد: نتیجه این انحراف، گرفتار شدن در تیه بود. چهل سال سرگردانی در بیابان، بدون پیشرفت واقعی بود. هر روز حرکت می‌کردند، اما هر صبح خود را در نقطه آغاز می‌یافتند. این یعنی حرکت هست، اما انتقال نیست. با این حال، خدا نعمت را قطع نکرد. من و سلوی برای آنان فرستاده می‌شد و زندگی ظاهری جریان داشت. اگر فقط نگاه مقطعی وجود داشت، وضعیت بدی دیده نمی‌شد. اما نگاه کلان نشان می‌داد که جامعه در جا می‌زند و به مقصد نمی‌رسد.

وی افزود: در مقاطعی که بنی‌اسرائیل ماموریت‌های سنگین داشتند و دچار ترس می‌شدند، خدا برای آنان سکینه قرار داد. سکینه به معنای آرامش قلب و اطمینان درونی است. نشانه این آرامش، تابوت سکینه بود؛ صندوقی که یادگارهایی از تجربه‌های بزرگ گذشته، مانند عصای موسی و آثار هارون، در آن قرار داشت. این یادگارها به جامعه یادآوری می‌کرد که همان خدایی که دریا را شکافت و در بیابان آب جاری کرد، هنوز حاضر و ناظر است.

این استاد حوزه علمیه اضافه کرد:پیام این تجربه تاریخی روشن است. در حرکت انتقالی درست، ترس نباید غالب شود. وقتی مسیر صحیح است، خدا در نقطه لازم وارد می‌شود. حرکت‌های بزرگ تاریخی، همواره با آرامش درونی و اعتماد به وعده الهی همراه بوده‌اند.

قنبریان در پایان گفت: بنابراین، بعثت‌ها را باید با معیار حرکت انتقالی سنجید. سختی‌ها، فشارها، تلفات و نوسانات، بخشی از حرکت وضعی هستند. آنچه بعثت را معنا می‌کند، تغییر مسیر تاریخ و نزدیک شدن جامعه انسانی به اهداف الهی است. هر جا این تغییر رخ داده باشد، همه هزینه‌ها معنا پیدا می‌کند و بعثت، کارنامه‌ای موفق خواهد داشت.

کد خبر 6757606

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha