یادداشت، وحید محمدی یکتا، مدیرکل استانها خبرگزاری مهر؛ ۱۴ مهر، «روز تهران» را نباید صرفاً یکی دیگر از مناسبتهای تقویم دانست، پشت این تاریخ، بخشی از داستان شکلگیری تهران بهعنوان پایتخت ایران و تحولات سیاسی و اجتماعی کشور قرار دارد؛ داستان شهری که در طول بیش از دو قرن، از یک پایتخت قاجاری به کلانشهری تبدیل شده که امروز قلب اداری، اقتصادی، علمی، فرهنگی و اجتماعی ایران در آن میتپد.
۱۴ مهرماه ۱۲۸۶، همزمان با تصویب متمم قانون اساسی مشروطه، جایگاه تهران بهعنوان پایتخت و مرکز سیاسی کشور در ساختار حقوقی آن دوره تثبیت شد، البته تهران پیش از آن و از دوره آقامحمدخان قاجار پایتخت ایران شده بود، اما قرار گرفتن نام پایتخت در چارچوب قانون اساسی مشروطه، اهمیت تاریخی ویژهای به این تاریخ بخشید، از همین رو، ۱۴ مهر بهانهای برای بازخوانی گذشته تهران و اندیشیدن به آینده آن شده است؛ شهری که تاریخ معاصر ایران را در کوچهها، میدانها، بناها و محلههایش میتوان خواند.
تهران اما تنها شهری با یک گذشته تاریخی نیست؛ تهران امروز، شهری میان فرصت و چالش، میان توسعه و فرسودگی، میان خاطره و آینده است.
پایتخت ایران در طول دهههای گذشته، بار جمعیتی و مدیریتی سنگینی را بر دوش کشیده است، تمرکز بخش قابلتوجهی از مراکز اقتصادی، اداری، دانشگاهی، درمانی، رسانهای و فرهنگی کشور در تهران، این شهر را به یکی از مهمترین موتورهای فعالیت ملی تبدیل کرده است؛ اما همین تمرکز، هزینههایی نیز به همراه داشته است؛ از ترافیک و آلودگی هوا گرفته تا فشار بر منابع آب، افزایش هزینه مسکن، فرسودگی برخی بافتهای شهری، کاهش سرانه برخی خدمات در مناطق مختلف و فاصلهای که میان کیفیت زندگی در بخشهایی از شمال و جنوب و حتی شرق و غرب شهر دیده میشود.
بنابراین اگر قرار است از تهران سخن بگوییم، نباید شهر را بزک کرده دیده و تنها از برجها، بزرگراهها، مراکز خرید و پروژههای عمرانی بگوییم، شهر را باید از زاویه زندگی شهروندان سنجید، اینکه یک کارمند چه میزان از روز خود را در مسیر رفتوآمد از دست میدهد، یک خانواده چه اندازه برای مسکن هزینه میکند، یک کودک در کدام محله به فضای سبز و امکانات فرهنگی دسترسی دارد و یک سالمند چقدر آسان میتواند از حملونقل عمومی استفاده کند، بخشی از واقعیت تهران امروز است.
آلودگی هوا نیز همچنان یکی از جدیترین مسائل پایتخت است؛ مسئلهای که راهحل آن را نمیتوان صرفاً در تعطیلی مدارس یا اجرای طرحهای مقطعی جستوجو کرد، تهران برای نفس کشیدن به سیاستی پایدار در حوزه حملونقل عمومی، کاهش سفر با خودروی شخصی، نوسازی ناوگان، مدیریت مصرف سوخت و توسعه متوازن نیاز دارد، شهری که میلیونها سفر روزانه در آن انجام میشود، بدون حملونقل عمومی کارآمد نمیتواند به کیفیت زندگی مطلوب دست پیدا کند.
مسئله آب نیز برای تهران به همان اندازه جدی است. پایتخت نمیتواند برای همیشه با الگوی مصرف گذشته به استقبال آینده برود، کاهش منابع آبی، تغییرات اقلیمی و افزایش نیازهای شهری، ضرورت اصلاح الگوی مصرف و بازنگری در نحوه توسعه فضای سبز و ساختوساز را بیش از گذشته مطرح کرده است. تهران آینده باید شهری باشد که کمتر مصرف، بیشتر بازیافت و هوشمندانهتر توسعه پیدا کند، البته نباید با حذف صورت مساله با توسعه تهران مقابله کرد، که این اقدام جفائی در حق این شهر است.
اما تهران فقط فهرستی از مشکلات نیست. اگر تهران را صرفاً با ترافیک، آلودگی و گرانی تعریف کنیم، نیمی از حقیقت را نادیده گرفتهایم.
این شهر مجموعهای کمنظیر از سرمایههای انسانی، علمی، فرهنگی و تاریخی را در خود جای داده است. دانشگاهها، مراکز پژوهشی، شرکتهای دانشبنیان، بیمارستانهای تخصصی، موزهها، سینماها، تئاترها، بازار تاریخی، بناهای ارزشمند، محلههای قدیمی و ظرفیتهای گردشگری، سرمایههایی هستند که میتوانند تهران را از یک شهر اداری و پرجمعیت، به شهری خلاق، فرهنگی و رقابتپذیر تبدیل کنند.
تهران را باید در محلههایش دوباره کشف کرد؛ در بازار و عودلاجان، در ری و تجریش، در خانههای تاریخی، باغهای باقیمانده، کوچههای قدیمی و حتی در خاطرات نسلهایی که تهران را پیش از گسترش بیوقفه بزرگراهها و برجها به یاد دارند. حفظ این هویت به معنای متوقف کردن توسعه نیست؛ بلکه به این معناست که توسعه نباید به قیمت فراموشی گذشته تمام شود.

از سوی دیگر، تهران در سال جاری و سال گذشته تجربهای متفاوت و تلخ را نیز پشت سر گذاشت، در جریان جنگ تحمیلی سوم، حملات متجاوزانه دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی بار دیگر پایتخت را در معرض تهدید قرار داد، این حملات، علاوه بر خسارتهای انسانی و مادی، یک واقعیت مهم را یادآوری کرد: تابآوری شهری دیگر فقط موضوعی برای مطالعات دانشگاهی و برنامههای مدیریت بحران نیست؛ بخشی از امنیت و زندگی روزمره شهروندان است.
تهران باید برای روزهای دشوار آماده باشد؛ برای زلزله، آلودگی، کمآبی، بحرانهای زیرساختی و شرایط اضطراری. شهری تابآور است که در زمان بحران بتواند خدمات حیاتی خود را حفظ کند، از شهروندانش حمایت کند و پس از حادثه با سرعت و نظم به زندگی بازگردد.
با این حال، شاید مهمترین نیاز تهران امروز، تغییر نگاه به مفهوم توسعه باشد، تهران را نباید فقط ساخت؛ تهران را باید زیست. ساختوساز بیشتر، بزرگراه بیشتر یا ساختمانهای بلندتر، بهتنهایی نشانه پیشرفت نیست، توسعه زمانی معنا پیدا میکند که شهروند احساس کند زمان بیشتری برای خانواده دارد، هوای سالمتری تنفس میکند، دسترسی آسانتری به خدمات دارد و امنیت و آرامش بیشتری در زندگی روزمره تجربه میکند.
روز تهران فرصتی است برای یک پرسش ساده اما مهم: ما تهران را برای نسل آینده چگونه تحویل خواهیم داد؟
تهران، پایتخت با عظمت کشورمان، شهری است که همزمان میراث و مسئولیت، فرصت و تهدید، گذشته و آینده را در خود جمع کرده است، اگر قرار باشد ۱۴ مهر معنایی فراتر از یک مناسبت تقویمی داشته باشد، باید آن را روزی برای تجدید عهد با این شهر بدانیم؛ عهدی برای حفظ هویت تاریخی، کاهش آسیبهای شهری، توسعه حملونقل عمومی، صیانت از آب و محیط زیست، توجه به عدالت فضایی و تقویت سرمایه اجتماعی.
تهران نه شهری بیمسئله است و نه شهری بیفرصت. آینده آن به تصمیمهایی وابسته است که امروز گرفته میشود.
تهران را باید شناخت تا بتوان دوستش داشت؛ باید دوستش داشت تا بتوان از آن مراقبت کرد؛ و باید برای آن درست تصمیم گرفت تا بتوان آن را سالم، امن، پویا و شایسته نسلهای آینده تحویل داد.


نظر شما