یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: یکی از جانبازان ایرانی قتل عام پیجر از قول سید شهید نصرالله، گفته بود «ما بر اسرائیل با امتیاز پیروز میشویم؛ نه ضربه فنی. ما نمیخواهیم اسرائیل را با لشکرکشی نابود کنیم؛ مقاومت و ایستادگی ما اسرائیل را نابود خواهد کرد.» این تشبیه، تفاوت مهمی را روشن میکند. قرار نیست یک ارتش بزرگتر در یک نبرد نهایی ارتش اسرائیل را شکست دهد. قرار است مجموعهای از تغییرات کوچک و بزرگ، بهتدریج شرایط ادامه حیات اسرائیل را از میان ببرد.
شهید نصرالله در سال ۲۰۰۰، پس از عقبنشینی اسرائیل از جنوب لبنان، از اسرائیل به عنوان موجودیتی «سستتر از خانه عنکبوت» یاد کرد. این سخن درباره ضعف تسلیحاتی اسرائیل نبود. اسرائیل، خصوصا در آن زمان، ارتش و تجهیزات پیشرفتهای داشت، اما نتوانسته بود هزینه ماندن در جنوب لبنان را تحمل کند. مقاومت نه با نابودی ارتش اسرائیل، بلکه با تغییر محاسبه هزینه و فایده، آن را به عقبنشینی واداشته بود. تجربه لبنان نشان میداد که برتری در قدرت تخریب، لزوماً به معنای برتری در توان دوام آوردن نیست.
رهبر شهید نیز در سال ۱۳۹۴ گفتند «تا ۲۵ سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.» اهمیت این سخن، در بحث ما، فقط تعیین یک افق زمانی نیست. این افق با تأکید مداوم ایشان بر ادامه مقاومت پیوند دارد. پیشتر نیز گفته بودند: «صهیونیسم در مقابل موج نسلهای رو به ازدیاد فلسطینی طاقت نخواهد آورد.» یعنی در محاسبه سرنوشت اسرائیل، فقط تعداد تانکها و هواپیماها تعیینکننده نیست؛ جمعیتی که از مطالبه سرزمین خود دست نمیکشد نیز بخشی از معادله است.
اما اسرائیل تنها به منابع خود تکیه ندارد. پشتیبانی نظامی، مالی، و سیاسی آمریکا و دیگر دولتهای غربی، بخشی از توان اسرائیل برای تحمل هزینههای اشغال و جنگ است. به همین دلیل، فشار بر حامیان اسرائیل جایگاهی مستقل در این منطق پیدا میکند.
رهبر شهید در پیام حج ۱۴۰۴ گفتند باید راههای کمکرسانی به اسرائیل مسدود شود و دولتهای مرتبط با آمریکا، این کشور را برای توقف حمایتش تحت فشار بگذارند. معنای عملی این مطالبه روشن است؛ حمایت از اسرائیل نباید برای حامیانش بیهزینه بماند.
در نتیجه، میدان تعیین سرنوشت اسرائیل به مرزهای فلسطین محدود نمیشود. هر جا که ادامه اشغال برای اسرائیل هزینه میسازد و هر جا که پشتیبانی از آن برای دولتهای دیگر دشوارتر میشود، بخشی از همان محاسبه تغییر میکند. فشار نظامی، مقاومت اجتماعی، پایداری نسلهای فلسطینی، و فشار سیاسی بر حامیان خارجی، اگر در طول زمان انباشته شوند، میتوانند توان اسرائیل برای حفظ وضع موجود را فرسوده کنند. همانطور که حضور خیابانی در تمام این دوران بعثت اجتماعی مردم ایران.
در افقی طولانی، باید مجموع هزینهها از توان جبران آنها پیشی بگیرد.
این نگاه وعده پیروزی در یک روز معین نمیدهد؛ درباره سازوکار پیروزی حرف میزند. تعبیر نصرالله، «پیروزی با امتیاز»، دقیقاً به همین معنا است که هر عقبنشینی، هر هزینه تازه، و هر محدودیت بر حمایت خارجی، بخشی از نتیجه نهایی را رقم میزند.
نابودی تدریجی، در این برداشت، نام دیگر فرسودن شرایط بقای این حاکمیت تروریستی است.


نظر شما