یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: ما در جهانی زندگی میکنیم که برای افزودن بو به بدنمان پول داریم، اما برای درمان دندانهایمان نه. فرهنگ مصرف به ما آموخته است رنگ مو، شکل صورت، و بوی بدن مسئلههای ضروریای هستند، اما دندان پوسیده را میتوان تحمل کرد، درمانش را عقب انداخت، و ازش حرف نزد.
هیچ قانونی ما را به خرید ادوکلن، رژ، واکس مو، یا کانسیلر مجبور نمیکند. تبلیغات کار مؤثرتری میکند؛ ابتدا از بدن طبیعی ما ایراد میگیرد و سپس چیزی را به نام رفع آن ایراد میفروشد. موی سفید، چین صورت، و بوی ملایم طبیعی بدن، به نشانههای غفلت از رسیدگی به خود تبدیل میشوند. آنچه دیروز انتخاب بود، امروز ضرورت به نظر میرسد.
این منطق از فروش محصولات فراتر رفته است. جراحیهای تغییر چهره، با هزینه و درد و خطر، آدمها را به سوی الگوهایی مشابه میرانند که به زور زیبا نامیده میشوند. صنعتی که از تفاوتهای طبیعی ما عیب میسازد، برای حذف تفاوتها پول میگیرد. نتیجه مداخلهای بیتناسب است، اما کافی است مشتری باور کند بدون مداخله چیزی کم دارد.
گردش مالی سالانۀ محصولات آرایشی و خدمات تغییر ظاهر، همراه با جراحیهای مربوط، در برآوردی اولیه حدود ۳۰۵ تا ۳۵۲ میلیارد دلار است. این رقم دقیق و قطعی نیست، اما مقیاس پولی را نشان میدهد که جهان برای تغییر ظاهر و بوی انسانها خرج میکند.
حالا دندانها را ببینیم. میلیاردها نفر با بیماریهای دهان و دندان زندگی میکنند. پوسیدگی و عفونت، درد میآورند، غذا خوردن را دشوار میکنند، و سلامت بدن را به خطر میاندازند. با این حال، دندانپزشکی در بسیاری از کشورها از کمپوششترین خدمات بیمهای است. بیمهگر هزینۀ درمان را حساب میکند و بخش بزرگی از آن را به بیمار واگذار میکند. بیمار هم اغلب به جای درمان، درد میکشد.
زشتی داستان از این هم فراتر میرود. صنعت تغییر ظاهر به دهان و دندان نیز نفوذ کرده است. لمینیت دندانهای سالم، نگینکاری و مداخلات مشابه، نه درمان هستند و نه ضرورتی پزشکی دارند. گاهی حتی به مینای سالم دندان آسیب میزنند. همان دهانی که برای درمان پوسیدگیش پول پیدا نمیشود، میتواند محل هزینههای سنگین برای نمایش ظاهری تازه باشد.
این فقط دو نوع خرج کردن نیست؛ دو نوع آموزش دیدن است. تبلیغات به ما یاد میدهند برای تغییر ظاهر پول پیدا کنیم. ساختار بیمه و درمان به ما میآموزد که هزینۀ حفظ سلامت دندان را واقعیتی ناگزیر بدانیم. یک نیاز را میسازند و به دیگری پاسخ نمیدهند. هر بار که هزینۀ درمان را مسئلهای شخصی معرفی میکنند، تصمیمهای اقتصادی نظام سلطه در پشت آن پنهان میماند. انگار بازار برای آرایش پول کافی دارد، اما جامعه برای سلامت ندارد.
پیشنهاد نمیکنیم که پول خرید لوازم آرایش را صاف از جیب مردم برداریم و به دندانپزشکی ببریم. پرسش این است که چرا جهان میتواند بازاری چندصد میلیارد دلاری برای دستکاری ظاهر بسازد، اما تأمین درمان دندان را ناممکن یا بیش از حد پرهزینه جلوه دهد. دندان سالم به تبلیغ نیاز ندارد؛ به درمان، پیشگیری، و پوشش مالی نیاز دارد. آنچه کم داریم پول نیست. تصوری از ضرورت است که سلامت را مقدم بر تغییر ظاهر بداند.


نظر شما