۲۳ مهر ۱۴۰۵، ۸:۱۹

لذت دیدن حرفه‌ای‌ها روی صحنه؛ «جزیره» چگونه از تئاتر اصیل دفاع می‌کند؟

لذت دیدن حرفه‌ای‌ها روی صحنه؛ «جزیره» چگونه از تئاتر اصیل دفاع می‌کند؟

«جزیره» از آن اجراهایی است که برای اثبات اعتبار خود نیازی به هیاهو ندارد و اهمیت آن را باید در کیفیت اجزای سازنده و نسبتی جست‌وجو کرد که میان متن، بازیگری، طراحی صحنه و موسیقی برقرار است.

یادداشت مهمان-سارا فرجی، فعال رسانه؛ این شب‌ها در سالن چهارسوی تئاتر شهر، نمایشی به دور از هیاهوهای تبلیغاتی و اینستاگرامی روی صحنه است که شاید بتوان آن را یکی از بهترین اجراهای دهه اخیر تئاتر ایران دانست؛ اجرایی که به‌نوعی یادآور بازگشت حرفه‌ای‌ها و کلاسیک‌ها به صحنه است. آن هم در روزگاری که بسیاری، صرفاً با ادعای تئاتری بودن، کار روی صحنه می‌برند و گاه در میان انبوهی از تجربه‌های فرمی، جلوه‌های بصری و ادعاهای بزرگ، آنچه کمتر به چشم می‌آید، خودِ تئاتر است؛ هنری که پیش از هر چیز به متن، بازیگر، میزانسن، موسیقی و شناخت عمیق از امکانات صحنه وابسته است.

نمایشنامه «جزیره» نوشته آثول فوگارد، نمایشنامه‌نویس برجسته آفریقای جنوبی است که محمد حفاظی آن را ترجمه و اکبر زنجانپور کارگردانی کرده است. داستان نمایش درباره ۲ زندانی به نام‌های جان و وینستن است که در تبعیدگاهی واقع در جزیره‌ای دورافتاده، مشغول تمرین یک نمایش هستند و در طول این تمرین درباره خاطراتی که در این سال‌ها با یکدیگر داشته اند و همچنین موضوعاتی دیگر مثل زندگی، تئاتر، امیدها و آرزوها گفتگو می کنند.

زنجانپور در این اجرا علاوه بر کارگردانی و بازیگری، طراحی صحنه را نیز بر عهده دارد؛ ترکیبی از مسئولیت‌ها که در یکدستی و انسجام کلی اجرا بی‌تأثیر نیست. «جزیره» از آن دسته اجراهایی است که برای اثبات اعتبار خود نیازی به هیاهو ندارد و اهمیت آن را باید در کیفیت اجزای سازنده و نسبتی جست‌وجو کرد که میان متن، بازیگری، طراحی صحنه و موسیقی برقرار شده است. با تماشای چنین اجرایی، بار دیگر این پرسش مطرح می‌شود که تئاتر اصیل چیست و چه چیزی یک اجرای صحنه‌ای را از مجموعه‌ای از حرکت‌ها، تصویرها و ادعاهای ظاهراً نوآورانه متمایز می‌کند.

پاسخ را باید در خود اجرا جست‌وجو کرد؛ در روایتی که مسیرش را می‌شناسد، بازیگرانی که بر صحنه تسلط دارند و عناصری که هرکدام در جای درست خود قرار گرفته‌اند. «جزیره» نمونه‌ای از «تئاتر به مثابه تئاتر» است؛ اجرایی که به جای پناه بردن به شگردهای بیرونی برای جلب توجه، از ظرفیت‌های بنیادین این هنر بهره می‌گیرد. اینجا نه متن بهانه‌ای برای نمایش ایده‌های کارگردان است، نه صحنه به ویترینی برای نمایش امکانات فنی تبدیل می‌شود و نه بازیگر در میان انبوهی از تمهیدات اجرایی جایگاه خود را از دست می‌دهد. همه‌چیز در خدمت کلیتی قرار می‌گیرد که از دل روایت و مواجهه زنده بازیگران شکل می‌گیرد.

لذت دیدن حرفه‌ای‌ها روی صحنه؛ «جزیره» چگونه از تئاتر اصیل دفاع می‌کند؟

انتخاب متنی از آثول فوگارد نیز در این میان اهمیت دارد. فوگارد از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان آفریقای جنوبی است که آثارش با توجه به مناسبات قدرت، موقعیت‌های دشوار انسانی و تنش‌های اخلاقی شناخته می‌شوند. در جهان نمایشی او، شخصیت‌ها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که رفتار، کلام و رابطه میان آنها به عناصر اصلی پیشبرد درام تبدیل می‌شود. در «جزیره»، ۲ زندانی در دل شرایطی سرکوبگر، به تمرین و اجرای تئاتر پناه می‌برند؛ کنشی که به‌تدریج از یک فعالیت نمایشی فراتر می‌رود و معنایی وجودی پیدا می‌کند. تئاتر در این موقعیت نه تفننی برای گذراندن زمان، بلکه تلاشی برای حفظ هویت، مقاومت در برابر فرسایش انسانی و زنده نگه داشتن امکان آزادی است. نمایش از این طریق به نقش حیاتی هنر در شرایط دشوار و سرکوبگر اشاره می‌کند؛ جایی که اجرا کردن، خود به کنشی برای بقا و مقاومت تبدیل می‌شود.

سبک اجرایی «جزیره» بر پایه رویکردی رئالیستی شکل گرفته است؛ رویکردی که در آن، باورپذیری موقعیت‌ها و روابط انسانی اهمیت دارد. طراحی صحنه فکرشده و بهره‌گیری از امکانات چندرسانه‌ای نیز در خدمت همین جهان واقع‌گرا قرار می‌گیرند. در این اجرا، مولتی‌مدیا جایگزین بازیگر یا روایت نمی‌شود، بلکه به گسترش فضای دراماتیک کمک می‌کند. حاصل، اجرایی است که میان وفاداری به متن و استفاده از امکانات معاصر تعادل برقرار می‌کند و به‌جای نمایش فناوری، از آن برای تقویت تجربه تماشاگر بهره می‌گیرد.

بازی اکبر زنجانپوراما یکی از مهم‌ترین امتیازهای اجراست. حضور او یادآور اهمیت تجربه، دانش و تسلط در بازیگری است؛ ویژگی‌هایی که نه با ادعا به دست می‌آیند و نه با تقلید از الگوهای رایج. بازیگری حرفه‌ای، حاصل شناخت متن، درک موقعیت، کنترل بدن و صدا و توانایی برقراری ارتباطی دقیق با دیگر عناصر صحنه است. زنجانپور از نسلی می‌آید که در آن، بازیگری صرفاً اجرای نقش نبود، بلکه بخشی از دانش و فرهنگ تئاتر به شمار می‌رفت. تسلط او بر بیان، ریتم و جزئیات اجرایی، به صحنه وزنی می‌دهد که نمی‌توان آن را با اغراق یا نمایش بیرونی احساسات جایگزین کرد. سعید داخ نیز در کنار او در شکل‌گیری مناسبات نمایشی و پیشبرد روایت سهم دارد.

طراحی صحنه در این نمایش صرفاً ساختن یک فضای فیزیکی نیست، بلکه بخشی از منطق کلی اجراست؛ فضایی که باید با ریتم بازی‌ها، نیازهای روایت و اتمسفر اثر همخوانی داشته باشد. در «جزیره»، سادگی طراحی و پرهیز از عناصر زائد، در کنار استفاده حساب‌شده از امکانات بصری، به شکل‌گیری همین یکدستی کمک می‌کند. اما یکی از برجسته‌ترین وجوه «جزیره» موسیقی و طراحی صدای آن است؛ عناصری که از حد همراهی صوتی فراتر می‌روند و در شکل‌گیری فضای عاطفی و حسی نمایش نقشی اساسی دارند. طراحی موسیقی و صدا بر عهده آروین فلاح است؛ پخش افکت‌های صوتی مثل موج دریا و صدای مرغ‌های دریایی در طول اجرا نیز به فضاسازی نمایش عمق می‌بخشد و مخاطب را بیش از پیش به جهان داستان نزدیک می‌کند. این صداها صرفاً نشانه‌هایی برای بازسازی محیط نیستند، بلکه به‌تدریج فضای ذهنی و حسی اثر را می‌سازند و موقعیت شخصیت‌ها را برای تماشاگر ملموس‌تر می‌کنند. در نتیجه، صدا در کنار موسیقی به بخشی از روایت بدل می‌شود؛ عنصری که بدون نیاز به توضیح کلامی، بر فضای نمایش تأکید می‌کند و ارتباط مخاطب با موقعیت دراماتیک را گسترش می‌دهد.

حال‌وهوای موسیقایی «جزیره» یادآور دوره‌ای از تاریخ تئاتر ایران است که هنوز در حافظه بسیاری از تماشاگران زنده مانده است؛ دهه هشتاد، روزگاری که آثار افرادی چون سمندریان و چرمشیر روی صحنه می رفت و برای گرفتن بلیت یک نمایش باید ساعت ها در صف جلوی تئاتر شهر می ایستادی ... در آن سال‌ها، تئاتر شهر و سالن‌هایش از کانون‌های اصلی حیات تئاتری پایتخت بودند؛ فضایی که در آن، متن‌های جدی، بازیگران توانمند و تجربه‌های اجرایی در کنار یکدیگر، بخشی از حافظه فرهنگی شهر را می‌ساختند. بازتاب آن حال‌وهوا در «جزیره» را نباید صرفاً به نوستالژی تقلیل داد. مسئله، یادآوری نوعی پیوند میان موسیقی، طراحی صدا، بازیگری و فضای دراماتیک است؛ پیوندی که در آن، هر عنصر به بخشی از زبان نمایش تبدیل می‌شود.

طراحی صحنه نیز با وجود سادگی ظاهری، از دیگر نقاط قوت اجراست. استفاده از ویدئو مپینگ، با طراحی نیما لبخنده به تکمیل جهان بصری اثر کمک می‌کند؛ فناوری‌ای که در این اجرا نه به عنصری مستقل و خودنمایانه، بلکه به بخشی از ترکیب کلی صحنه تبدیل شده است. اهمیت این انتخاب در آن است که امکانات تصویری تازه، بدون برهم زدن تعادل اجرا، در خدمت فضای نمایش قرار می‌گیرند. در نتیجه، سادگی صحنه نه به معنای محدودیت، بلکه به بستری برای استفاده سنجیده از عناصر بصری تبدیل می‌شود.

این شیوه استفاده از فناوری، پرسشی مهم را درباره نسبت تئاتر معاصر با ابزارهای جدید مطرح می‌کند؛ آیا حضور فناوری به‌خودی‌خود نشانه نوآوری است یا ارزش آن به ضرورتی بستگی دارد که در ساختار نمایش ایفا می‌کند؟ پاسخ را باید در کارکرد آن جست‌وجو کرد. وقتی تصویرهای ویدئویی بتوانند در امتداد طراحی صحنه حرکت کنند و به گسترش فضای نمایش یاری برسانند، فناوری به ابزاری مؤثر در خدمت تئاتر تبدیل می‌شود. اما هنگامی که جلوه‌های فنی صرفاً برای پوشاندن ضعف‌های روایی یا بازیگری به کار گرفته شوند، نتیجه چیزی جز فاصله گرفتن از جوهره این هنر نخواهد بود. «جزیره» در استفاده از ویدئو مپینگ، به‌جای آنکه سادگی صحنه را قربانی جلوه‌های بصری کند، از فناوری برای تکمیل آن بهره می‌گیرد.

لذت دیدن حرفه‌ای‌ها روی صحنه؛ «جزیره» چگونه از تئاتر اصیل دفاع می‌کند؟

با وجود انسجام کلی اجرا، نیمه دوم نمایش به‌مراتب دیدنی‌تر و تأمل‌برانگیزتر از نیمه نخست است. در این بخش، نسبت میان تئاتر و زندگی، میان اجرای نقش و مواجهه با واقعیت سرکوبگر، صورتی ملموس‌تر و عمیق‌تر پیدا می‌کند. اوج این مسیر، اجرای بخش‌هایی از تراژدی «آنتیگونه» است؛ انتخابی که از نظر دراماتیک و مفهومی، تصمیمی بسیار درست به نظر می‌رسد. «آنتیگونه» سوفکل، با محوریت تقابل قانون قدرت و وجدان فردی، در بستر «جزیره» معنایی فراتر از یک نمایش در دل نمایش پیدا می‌کند. این تراژدی کلاسیک، تجربه زندانیان را به پرسشی فراگیر درباره قدرت، مقاومت و مسئولیت اخلاقی پیوند می‌زند.

در این لحظه، تئاتر دیگر صرفاً موضوع نمایش نیست، بلکه به ابزاری برای بیان حقیقتی تبدیل می‌شود که در شرایط سرکوب، امکان گفتن مستقیم آن محدود شده است. پیوند میان وضعیت ۲ زندانی و جهان تراژدی یونانی، لایه‌ای تازه به اثر می‌افزاید و نشان می‌دهد که چگونه یک متن کلاسیک می‌تواند در موقعیتی معاصر، دوباره زنده و معنادار شود. پایان‌بندی با «آنتیگونه» از همین رو نقطه اوج اجراست؛ پایانی که هم از نظر نمایشی تأثیرگذار است و هم پس از فروکش کردن هیجان صحنه، زمینه تأمل درباره نسبت هنر، قدرت و مقاومت را فراهم می‌کند.

در نهایت، آنچه «جزیره» را به اجرایی قابل‌اعتنا تبدیل می‌کند، نه یک ویژگی منفرد، بلکه هماهنگی و انسجام میان اجزای آن است؛ انسجامی که بیش از هر چیز از شناخت درست امکانات تئاتر و پرهیز از خودنمایی‌های غیرضروری سرچشمه می‌گیرد. در زمانه‌ای که گاه مرز میان تجربه‌گری و ادعا و میان نوآوری و جلوه‌فروشی، مخدوش می‌شود، «جزیره» اهمیت بازگشت به معیارهای حرفه‌ای را برجسته می‌کند. تئاتر برای زنده ماندن به تجربه‌های تازه نیاز دارد، اما تجربه تازه بدون شناخت متن، بازیگری، میزانسن و منطق صحنه، به‌تنهایی ارزشی ایجاد نمی‌کند. این اجرا یادآوری می‌کند که اصالت، در بازتولید صرف الگوهای گذشته خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی به‌کارگیری آگاهانه عناصر تئاتر برای خلق تجربه‌ای زنده و معنادار شکل می‌گیرد.

عکس ها از رضا جاویدی است.

کد مطلب 6977393

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha