1
واژه عيد در اصل از فعل عاد (عود ) يعود اشتقاق يافته است . معاني مختلفي براي آن ذكر كرده اند ، از جمله : خوي گرفته، هر چه باز آيد از اندوه و بيماري و غم و انديشه و مانند آن ، روز فراهم آمدن قوم ، هر روز كه در آن انجمن يا تذكار فضيلت مند يا حادثه بزرگي باشد . گويند از آن رو به اين نام خوانده شده است كه هر سال شادي نويني باز آرد . ابن منظور در لسان العرب گفته است كه برخي بر آن هستند كه اصل واژه عيد از "عاده " است ، زيرا آنان بر جمع آمدن در آن روز عادت كرده اند . چنانچه گفته شده است : القلب يعتاده من حبها عيد . و نيز يزيد بن حكم ثقفي در ستايش سليمان بن عبد الملك گفته است : امسي باسماء هذا القلب معمودا اذا اقول صحا يعتاده عيدا . به گفته ازهري : عيد در نزد عرب ، زماني است كه در آن شادي ها و يا اندوه ها ، باز مي گردد و تكرار مي شود . ابن اعرابي آن را منحصر به شادي ها دانسته است.
واژه عيد تنها يك بار در قرآن به كار رفته است : اللهم انزل علينا مائده من السماء تكنون لنا عيداً لاولنا و آخرنا و آيه منك (سوره مائده / آيه 114 ). در تفسير نمونه ذيل اين آيه گفته شده است : عيد در لغت از ماده عود به معني بازگشت است ، و لذا به روزهايي كه مشكلات از قوم و جمعيتي بر طرف مي شود و بازگشت به پيروزي ها و راحتي هاي نخستين مي كند عيد گفته مي شود ، و در اعياد اسلامي به مناسبت اين كه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج ، صفا و پاكي فطري نخستين به روح و جان باز مي گردد و آلودگيها كه بر خلاف فطرت است از ميان مي رود عيد گفته مي شود ، و از آن جا كه روز نزول مائده روز بازگشت به پيروزي و پاكي و ايمان به خدا بوده است حضرت مسيح (ع ) آن را عيد ناميده و همانطور كه در روايات وارد شده نزول مائده در روز يكشنبه بود و شايد يكي از دلايل احترام روز يكشنبه در نظر مسيحيان نيز همين بوده است ، و اگر در روايتي كه از علي (ع ) نقل شده مي خوانيم (و كل يوم يعصي الله فيه فهو يوم عيد هر روز كه در آن معصيت خدا نشود روز عيد است ) نيز اشاره به همين موضوع است ، زيرا روز ترك گناه ، روز پيروزي و پاكي و بازگشت به فطرت نخستين است .
در روايات معصومين (ع ) نيز بارها به اين موضوع اشاره شده است ، همچنان كه گذشت امير المومنين علي (ع ) هر روزي كه در آن معصيت و گناه نشود روز عيد خوانده است. در يكي از اعياد آن حضرت فرمود : انما هو عيد لمن قبل الله صيامه ، و شكر قيامه ، و كل يوم لا يعصي الله فيه فهو يوم عيد امروز تنها عيد كسي است كه خداوند روزه اش را پذيرفته ، عبادتش را سپاس گزارده است ، هر روزي كه خداوند مورد نافرماني قرار نگيرد عيد راستين است .
2
اديان مختلف آن گونه كه منشأ آسمانى يا بنيانگذار اين جهانىِ آنها خواسته است و يا در نتيجه تحولات گوناگونى كه در طى تاريخ از سرگذرانده اند، هم در شكل و هم در مضمون، تعيّنهاى خاصى پذيرفته و جهت گيري هاى متفاوتى يافته اند. همه اديان چه بسا در مقولاتى چند همسان و همگرا باشند، اما حتى در اين وجوه مشترك، نوع و ميزان اهتمام هر دينى با دين ديگر تفاوت دارد. منشأ اين تفاوتها را بايد در سنخ نگرش و دواعىِ واضع مقدس يا دنيويِ اديان جست وجو كرد كه در اين صورت، متون مقدس و نحوه تلقىِ صدر اول از آن متون بهترين منبع تقرّب به آن نگرشها و دواعى است؛ همچنان كه بسترهاى تاريخى، فرهنگى، قومى و حتى اقليمى را كه شكل دهنده رويكردهاى اديان در مقاطع مختلف تاريخى بوده است نبايد از نظر دور داشت .
|
نقش عيد و جشنهاي هر دين و مذهبي در ميان پيروانش از اهميت بسياري برخوردار است. هر دين و مسلكي بنا به فراخور و فضاي انديشگي كه دارد به جشن و سرور مي پردازد. در اديان الهي جشن و سرور توام با ادراك عقلاني و عبوديت است. ميلاد پيامبري را به شادماني برگزار كردن و يا مناسبت واقعه اي را به سرور گذراندن، نيز بر همان سياق است |
در فرهنگ اسلامى اولين روز ماه شوال به عنوان عيد فطر و جشن بازگشت به فطرت معين شده است، زيرا مسلمانان روزه دار در طول ماه رمضان با نيايشهاي پى در پى با خداوند متعال واستغفار از گناهان به تصفيه روح و جان خويش همت گماشته و از تمام آلودگي هاى ظاهرى و باطنى كه بر خلاف فطرت آنهاست، خود را پاك نموده و به فطرت واقعى خود برمي گردند .
اميرمؤمنان على عليه السلام نيز از همين زاويه به عيد فطر مي نگرد و با اشاره به روز عيد مى فرمايد: اين عيد كسى است كه خدا روزه اش را پذيرفته و نماز او را ستوده است و هر روز كه خدا نافرمانى نشود، آن روز عيد است .
مسلمانان در اين روز در اثر يك ماه ضيافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دستيافته و در حقيقت، شخصيت واقعى خويش را بازيافته اند. اما با فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاشهاى خويش به يك زندگى نوين دست مى يابد، كه مى توان آن را بازگشت به خويشتن ناميد .
اين كه روز اول ماه شوال عيد اهل ايمان قرار داده شده است، به خاطر اين است كه آنان براى قبولى اعمالشان در ماه رمضان خوشحال اند و از اين كه خداوند متعال گناهانشان را بخشيده و بر عيب هاى آنان پرده كشيده و از اين كه مؤمنين در اثر تلاشهاى شب و روز ماه مبارك رمضان چند مرحله به قرب الهى نزديك شده اند، حالت سرور و نشاط دارند
شيخ مفيد مى نويسد: اين كه روز اول ماه شوال عيد اهل ايمان قرار داده شده است، به خاطر اين است كه آنان براى قبولى اعمالشان در ماه رمضان خوشحالند و از اين كه خداوند متعال گناهانشان را بخشيده و بر عيب هاى آنان پرده كشيده و مژده و بشارت از طرف خداوند رسيده است كه ثوابهاى بسيارى براى روزه داران عطا خواهد كرد و از اين كه مؤمنين در اثر تلاشهاى شب و روز ماه مبارك رمضان چند مرحله به قرب الهى نزديك شده اند، حالت سرور و نشاط دارند . در اين روز غسل معين شده و اين علامت پاكى از گناهان مى باشد، عطر زدن و بوى خوش استعمال كردن و لباس زيبا و تميز پوشيدن و به صحرا رفتن و زير آسمان نماز خواندن همه علامت شادى و سرور و از روى حكمت مى باشد .
بدون ترديد تك تك مسلمانان با فرا رسيدن عيد سعيد فطر نوعى شادى و لذت درونى در خوداحساس مى كنند، اما استقبال مسلمانان از روز عيد فطر يكنواخت و مساوى نيست . زيرا هر كسى نسبت به معرفت و ايمان خود به اين عيد بزرگ و با عظمت مى نگرد و از آن بهره مى گيرد . زمينه ها، ذهنيتها، مراتب ايمان و عوامل ديگرى در نگرش و انگيزه افراد دخالت دارد. به همين جهت عارف واصل ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى قدس سره روزه دارانى را كه به عيد سعيد فطر وارد مى شوند، به پنج گروه تقسيم مى كند و نوع نگرش آنان رانسبت به اين روز با عظمت توضيح مى دهد . ايشان در مورد پايين ترين مراتب استقبال كنندگان از عيد فطر مى نويسد: گروهى از روزه داران حقيقت روزه را نشناخته اند و با زحمت و تكلف از خوردن و آشاميدن و ساير مبطلات خود دارى مى كنند و اين را نوعى طاعت مى شمارند و خود را منت دار خداوند مى دانند . آنان از اعضاء و جوارح خود مراقبت نكرده و با دروغ و غيبت و بهتان و افترا و دشنام، به آزار ديگران پرداخته و زحمات خود را هدر مى كنند و در نزد خداى عالميان منزلتى ندارند، مگر اين كه حضورشان در روز عيد براى حسن ظن به عنايت خداى بزرگ باشد و در نمازگاه خود در روز عيد فطر از گناهان استغفار نموده و طلب آمرزش كنند .
وى عالي ترين مرتبه استقبال كنندگان از عيد فطر را از آن روزه داران عارفى مى داند كه لذت نداى خداى «جل جلاله» ، رنج گرسنگى و تشنگى و شب زنده دارى را از ياد آنان برده و با شوق و شكر بلكه با وجد و سكر آن را پيشواز نموده، در سرعت سير و سلوك و پيشروى به سوى خير، جديت به خرج داده و از عمق جان به نداى رب الارباب لبيك گفته اند.
خداوند متعال اعمال را از اين گروه به حسن قبول مى پذيرد و آنها را به مقام قرب نزديك مى نمايد و در پيشگاه صدق در جوار خود با اولياء و اصفياء مى نشاند و از «جام اوفى» به آنها مى چشاند و به مقام «او ادنى» مى رساند.
در مورد ابعاد اقتصادى و اجتماعى عيد فطر مى توان به پرداخت زكات فطره به عنوان عاملى ارزشمند براى فقرزدايى، توسعه اقتصادى و حل مشكلات اجتماعى در جامعه اسلامى اشاره نمود . افزون بر اين كه در كنار كمك به فقراء، موارد مصرف ديگرى نيز براى زكات فطره در اسلام منظور شده است كه از جمله آنها احياى روحيه هميارى و تعاون، رسيدگى به وضع بهداشتى، درمانى و فرهنگى مسلمانان مى باشد .
مسلمانان با عمل به اين موارد كه با پرداخت زكات فطره انجام مى شود، در حقيقت به بخشى از دعاهاى ماه رمضان - كه در مدت يكماه بعد از نماز زمزمه مى كردند - ، در روز عيد فطر جامه عمل مى پوشانند . گذشته از اينها، پرداخت زكات فطره كه با نيت عبادت و تقرب به خداوند متعال انجام مى شود، نوعى بهره گيرى از ماديات براى رسيدن به معنويات است .
بدين جهت گفته اند كه قبول روزه موكول به پرداخت زكات فطره مى باشد، چرا كه دادن زكات موجب جدايى از تعلقات مادى و هواهاى دنيوى و نفسانى است و انسان مؤمن براى دوام فطرت الهى خويش و بازگشتبه عهد فطرى «الست» از هر آنچه رنگ تعلق دارد، بايد رها و آزاد باشد و زنجير ماديات را از پاى خود بركند تا سبك بال به سوى خداوند گام نهد . همچنان كه امام على عليه السلام فرمود: سبكبال باشيد تا به مقصد برسيد .
|
اجتماع روز عيد فطر مى تواند در پيوند و همدلى مسلمانان نقش آفرين باشد . در اين گردهمايى بغض ها و كينه ها تبديل به دوستى و همدلى مى شود و مؤمنان در يك صف واحد احساس اتحاد و نزديكى بيشترى به همديگر مى كنند. عيد فطر از سويى حكايت از پيوند معنوى انسان با خداى خويش دارد و از سوى ديگر حكايت گر ارتباط وى با همكيشان خود است |
در طول تاريخ، اجتماع روز عيد فطر آنچنان مهم و تحول آفرين بوده كه رهبران سياسى نيز از آن بهره گرفته اند . در اين مورد مى توان از حركت سياسى ابومسلم خراسانى و شورش وى بر عليه دستگاه خلافتبنى اميه نام برد . وى به سليمان بن كثير دستور داد به اقامه نماز عيد فطر و ايراد خطبه بر عليه امويان بپردازد. سليمان نيز انقلاب و شورش بر عليه سلطنت اموى را در خطبه نماز عيد فطر اعلام كرد . به اين ترتيب آنان در سال 129 ق در روز عيد فطر در شهرهاى ماوراء النهر به پا خاسته و قيام خود را اعلام كردند و در مدت كوتاهى سلسله بنى اميه را منقرض ساختند. در اين ميان حركت معنوى، اجتماعى و سياسى حضرت رضا عليه السلام براى نماز عيد اهميت خاصى در تاريخ اسلام دارد . اين حماسه جاويدان نشان مى دهد كه اگر پيشوايان معصوم عليهم السلام و بزرگان دين و رهبران صالح در جوامع مسلمان فرصت مى يافتند و مى توانستند از نمازهاى عيد فطر و قربان بهره بردارى كنند، چه نتايج پربارى براى مسلمانان داشت .
|
عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز درباره آن آمده است. از سخنان معصومين(ع) چنين استفاده مى شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است، و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد |
در صحيفه سجاديه نيز دعايى از امام سجاد(ع) به مناسب وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عيد سعيد فطر وارد شده است : " پروردگارا بر محمد و آل محمد درود فرست و مصيبت ما را در اين ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عيدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته است :كه در اين روز بيشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشويى و بر ما ببخشايى ، گناهانى را كه در پنهان و آشكارا انجام داديم... خداوندا در اين روز عيد فطر، كه براى مؤمنان روز عيد و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمايى است، از هر گناهى كه مرتكب شده ايم و هر كار بدى كه كرده ايم و هر نيت ناشايسته اى كه در ضميرمان نقش بسته است به سوى تو باز مى گرديم و توبه مى كنيم، توبه اى كه در آن بازگشت به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصيت نباشد . بارالها اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در اين روز، ما را توفيق بازگشتبه سوى خود و توبه از گناهان عطا فرما " .


نظر شما