به گزارش خبرگزاری مهر، شناخت کشورهای مختلف از دیدگاهها و نظرگاههای متعدد، نزد عموم افراد یک جامعه جذابیت، نزد کارگزاران و فعالان فرهنگی و سیاسی اهمیت، و برای پژوهشگران ضرورت دارد. از اینروی در طول تاریخ، جهانگردان بخشهای قابل توجهی از سفرنامههای خود را به شرح مختصات جغرافیایی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشورهای مقصد خود اختصاص میدادند. شاید همین رویکرد در عصر حاضر به تالیف کتابهایی اختصاصی در حوزهی گردشگری انجامیده است. ایندست کتابها خود با رویکردهای متعدد تالیف میشوند؛ برخی تنها به ابزار کار گردشگران میآیند و برخی دیگر میتوانند خواستهای محققان و پژوهشگران را اقناع کنند. به هر روی ایندست آثار در جهان مبتنی بر روابط، به نوعی ضرورت بدل شدهاند.
کتاب جامعه و فرهنگ تایلند، نمونهای از این دست است که به تازگی به همت سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامی چاپ و منتشر شده است. این کتاب، سهشنبه هجدهم آذرماه، در مرکز فرهنگی شهر کتاب، با حضور محمدعلی ربانی، سید محمد خلیلی و امیرسعیدالهی نقد و بررسی شد.
شباهتهایی مستمر در بستر تاریخ
الهی ضمن تاکید بر محدودیت منابع موجود دربارهی کشورهای جنوب شرق آسیا، مباحث خود را حول پیشینهی روابط ایران با این کشورها آغاز کرد. وی تصریح کرد: عمدهی این منابع را کسانی تالیف کردهاند که در آن جامعه نبودهاند؛ لذا مباحث برای ایشان غریبه است و خواننده نیز همین حس را در رویارویی با مطالب خواهد داشت. از قرن نهم تا سیزدهم میلادی، بازرگانان و دریانوردان ایرانی مسیرهایی به سوی چین طی میکردند؛ مطمئنا در این مسیر از کشورهای جنوب شرقی آسیا نیز میگذشتند و در برگشت اخباری از آنجا میآوردند؛ اما این اخبار مستند نیستند و قدری با افسانه و رویا نیز درآمیختهاند؛ بنابراین شناخت مطلوبی برای مخاطب خود فراهم نمیآورند.
وی ابعاد این آسیب را با تفصیل بیشتری بررسی کرد و ادامه داد: متاسفانه تا اواخر دورهی قاجار شناختی از ایندست کشورها نداشتیم. باعث تاسف است، در دوران پیش از آن، هیچ رابطه سیاسی بین ایران و امپراتوری چین وجود نداشته است؛ تنها میتوان به موارد معدودی در اواخر دورهی تیموریان اشاره کرد. این امر با ورود کشورهای استعماری به این منطقه تشدید شد. به این ترتیب ارتباط ما با کشورهای جنوب شرقی آسیا در دوران پهلوی آغاز شد. البته میباید تاکید کرد، در برخی از این کشورها، جوامع ایرانی قابل توجهی وجود داشتند؛ بازرگانان و مبلغان ایرانی نیز به این مناطق سفر میکردند، اما روابط دیپلماتیک و سیاسی وجود نداشت. کشور تایلند در این میان استثنا است. تایلند، که در آن مقاطع سیام نامیده میشد، اولین کشور این منطقه است که با ایران روابط سیاسی داشت؛ در دورهی شاه سلیمان صفوی، سفیری از این کشور به ایران آمد؛ از آنپس، بهدنبال تقاضای او، هیاتی ایرانی در سال ۱۶۸۶، بهمنظور برقراری روابط سیاسی به تایلند رفت.
الهی افزود: رهآورد این سفر، کتابی به نام «سفینهی سلیمانی» است. این کتاب یک سال پیش از انقلاب (یعنی سیصد سال پس از تالیفش) در ایران چاپ شد. دکتر فاروقی نسخهی خطی آن را در انگلیس یافت و پس از تصحیح به چاپ آن همت کرد. سفینهی سلیمانی، کتابی بسیار مفصل است، آنچنانکه میتوان مفصلترین کتاب دربارهی تایلند، تا امروز دانستش. از آن پس، رابطهی سیاسی بین ایران و تایلند نبوده است، تا اینکه علیاصغر حکمت، حدود شصت سال پیش بهعنوان اولین سفیر سیاسی ایران به بانکوک رفته است. در این میان میتوان به شخصی بهنام شیخ احمد قمی اشاره کرد، که اواخر قرن پانزدهم به تایلند رفته است؛ شیوه و علت سفر وی دقیقا مشخص نیست؛ او هم مشاور سیاسی بوده است و هم مبلغ مذهبی. اولین بار علیاصغر حکمت در خاطرات خود به نام وی اشاره کرده است. بسیاری از اقوام ایرانی مقیم تایلند، گسترش تشیع در این کشور را حاصل کار شیخ احمد قمی میدانند.
وی ابعاد روابط سیاسی و تجاری ایران و تایلند در دورهی پهلوی را تشریح کرد. الهی گفت: روابط دو کشور در این مقطع، به صادرات نفت و واردات برنج و رفتوآمدهای پادشاهان محدود بود. میتوان گفت تا سالهای اخیر منبع قابل توجهی برای شناخت تایلند وجود نداشته است. کتابی که موضوع بحث است و به همت سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامی منتشر شده است، جامعترین اثری است که در اینباره نوشته شده است. این کتاب طی دوازده فصل، کلیهی جنبههای اقتصادی و فرهنگی کشور تایلند را بازنمایی کرده است؛ تاریخ، جامعه، سیاست، حکومت، دین، مذهب، فرهنگ عامه، زبان، ادبیات، هنر، نظام آموزشی، رسانهها، وسایل ارتباطات جمعی و روابط سیاسی ایران و تایلند، موضوعاتی هستند که در کتاب جامعه و فرهنگ تایلند به تفصیل طرح شدهاند.
الهی افزود: برای تالیف کتابهایی از ایندست، منابع چندانی وجود ندارد؛ بنابراین، یکی از ابزارهایی که در تدوین آنها به کار میآید، اطلاعات اشخاصی است که در آن کشور حضور داشتهاند. من بیش از سه سال بهواسطهی ماموریت سیاسی در تایلند بودهام؛ با توجه به علاقهای که به این کشور یافتم، بر اساس منابع موجود، دربارهی فرهنگ، آداب، رسوم روزمره و مسائلی چون آنها مطالعاتی صورت دادم. بسیاری از آداب و رسوم و عادات تایلندیها به ایرانیها شبیه است؛ بهطور کلی میتوان در شکل آداب خانوادگی، رویکردهای مذهبی، جشنها و چون آنها، مشابهتهای زیادی با فرهنگی ایرانی یافت. در کتاب سفینهی سلیمانی، برخی از آداب و سنن اهالی تایلند از ورای نگاهی اسطورهای به ایران منتسب شده است؛ صحت و سقم این ادعا میباید بررسی شود.
وی در ادامه، برخی ویژگیهای فرهنگی و سیاسی جامعهی تایلند را برشمرد و اظهار داشت: اکثریت جامعهی تایلند بودایی هستند. میدانیم که دین بودا در هند آغاز شده است، اما از پی مخالف اصولگرایان هندی به خارج از این کشور، از جمله تایلند، رواج یافته است. حکومت تایلند پادشاهی است؛ از سال ۱۷۸۲ خاندان چاکری بر این کشور حکومت میکند. در آنجا پادشاه بسیار مورد علاقهی مردم است؛ او یکی از ارکان مهم کشور است، گرچه مقامی تشریفاتی دارد؛ او در مواقع ضرورت از چنددستگی و تشتت جلوگیری میکند. در تایلند دو مجلس سنا و نمایندگان وجود دارد. احزاب سیاسی در این کشور فعال هستند. تایلند در بیشتر پیمانهای بینالمللی عضویت دارد. نیروهای مسلح نسبتا قوی در تایلند وجود دارد که گاه به سیاست ورود مییابند. اساطیر و افسانههای تایلند عمدتا از فرهنگ هندی نشات میگیرند؛ البته با مقتضیات ملی این کشور درآمیختهاند. جشنهای متعددی در آنجا وجود دارد، که مهمترین آنها جشن آبریزان است و در فروردینماه برگزار میشود. تقویم تایلندیها بر اساس درگذشت بودا تنظیم شده است.
الهی ادامه داد: آثار توریستی در تایلند بسیار زیاد است؛ پنج اثر تاریخی این کشور در فهرست میراث فرهنگی جهانی ثبت شده است. زبان و خط تایلندی بسیار دشوار است؛ شاید یکی از علل موثر در عدم گرایش ما به این کشور در مقایسه با غرب، همین مساله باشد. نظام آموزشی تایلند تقریبا چون همانی است که در کشور ما رایج است. تعدادی زیادی دانشگاه بینالمللی در آنجا فعالیت میکنند. رسانهها در این کشور تقریبا آزاد هستند؛ حال آنکه محدودیتهای نیز برای آنها وجود دارد. صادرات تایلند بسیار گسترده است؛ بهویژه در صنعت خودرو و کامپیوتر. در حوزههای دانشگاهی تایلند، به تازگی مباحث متعدد ایرانشناسی مطرح شده و کتابهای بسیاری در اینباره نوشته شده است.
تقابل مشهورات و مشهودات
ربانی ضمن اشاره به پیشرفتهای چشمگیر ارتباطات، شناخت تکساحتی و سطحی ملتها از یکدیگر را یکی از مهمترین چالشها و معضلات دنیای معاصر دانست و در اینباره تاکید کرد: بسیاری از ملل و جوامع در تعریف ایران، ایران سیاسی را میشناسند و کمتر از ورای مطالعات دربارهی این کشور سخن میگویند. نگاه عمدهی ما به تایلند نیز همینگونه است. من دوازده سال پیش، پس از ورود به این کشور دریافتم، آنچه دربارهی آن مشهور است، مشهود نیست؛ تایلند را جامعهای اخلاقی دیدم، چراکه شرقی است و پایبند به مذهب. مباحث عمدهای که دربارهی این کشور مطرح است را میتوان به پدیدهای خارجی و تحمیلی نسبت داد؛ غربیها صنعتی را در این کشور باب کردند که بسیار محدود است؛ عمدهی جامعه پاینبد به مسائل اخلاقی است.
وی پس از اشاره به وجوه تاریخی و فرهنگی مشترک میان کشورهای آسیای جنوب شرقی، مباحث خود را پی گرفت. ربانی تصریح کرد: فرهنگ این کشورها سه لایه دارد: هندی، چینی و بومی. جالب توجه است، بهرغم اینکه نژاد همهی اهالی این منطقه چینی است، عمدهی آنها در حوزهی فرهنگ، تاریخ و مذهب متاثر از هند هستند. تایلند نیز همینگونه است؛ در بحث از مذهب (چه در دورهی هندوییسم و چه در دورهی بودیسم) متاثر از هند است و نه چین. ساختار اجتماعی در این کشور نیز به همین گونه است؛ نظام سلسهمراتبی برگرفته از فرهنگ هند، در غالب کشورهای این منطقه حاکم است. تایلند در قیاس با برخی کشورهای جنوب شرق آسیا، ویژگیهایی منحصر به فرد دارد؛ این کشور هرگز مستعمره نبوده است؛ این مساله باعث شده است، تایلند کمتر تحت تاثیر غرب قرار گیرد؛ هرچند در عصر حاضر تغییراتی در حال بروز است.
ربانی به پیشینهی مناسبات فرهنگی و سیاسی ایران و تایلند اشاره کرد و افزود: تایلند در حوزهی میراث تاریخ اسلامی، عمدتا متاثر از فرهنگ ایرانی است. قدیمیترین مساجد و قبرستانها در آنجا به ایرانیها تعلق داشته است. در دیگر کشورهای این منطقه، بهدنبال حضور اعراب، میراث تاریخی ایران تخریب شده است؛ اما در تایلند حضور ایرانیها و تاثیرگذاری ایشان مستمر بوده است و آثار آن همچنان دیده میشود. قدیمیترین ترجمهی آثار کلاسیک ادبی ما در تایلند یافت میشود؛ ترجمهی شاهنامه و رباعیات خیام از آنجمله است. یکی از کهنترین مدارس آموزش فرهنگ اسلامی در جنوب شرقی آسیا، در تایلند است. تایلند بزرگترین سکونتگاه ایرانیها در این منطقه بوده است؛ بر اساس کتاب سفینهی سلیمانی، در مقطعی ایرانیها کارگزاران اصلی سیاست این کشور بودهاند؛ آنچنانکه وزیر امور خارجه، رییس گمرک و مجموعهای از مشاوران سلاطین، ایرانی بودهاند.
وی ادامه داد: ایرانیها در تاسیس نهاد اسلامی و شیخالاسلامی، تاثیری بهسزا داشتهاند؛ نهاد شیخالاسلامی که متولی امور مسلمین است، همچنان باقی است؛ از ابتدای تاسیس آن از میان هفده شیخالاسلام، چهارده تن فرزندان شیخ احمد قمی و ایرانی بودهاند. بهنظر میرسد یکی از موثرترین نقش ایرانها در این منطقه، به آنچه در تایلند اتفاق افتاده است، مربوط میشود. در حوزهی مالایی باید به مدد تحقیق و تفحص بسیار نقش ایرانیها را ثابت کرد، حال آنکه در تایلند همه بر نقش گستردهی ایرانیها اتفاق نظر دارند. استمرار نقش آنها در این کشور بیش از کشورهای دیگر است. از اینروی این حوزه بسیار قابل مطالعه است. متاسفانه امروز تایلند را به پاتایا میشناسیم و آمدوشد ما بیشتر از این روی است.
ربانی در ادامه، ضمن تشریح رویکرد مولف، برخی آسیبها و نقایص این اثر را برشمرد. وی گفت: متاسفانه دیپلماتهای ما در حوزهی فرهنگ غور و بررسی نمیکنند؛ اما مولف این اثر علاقهی خاصی به مطالعات فرهنگی و میدانی دارد؛ از اینروی جامعه و فرهنگ تایلند و کتابهای دیگری که وی در اینباره نوشته است، حاوی نگاهی عمیق هستند. البته بهنظر میرسد مولف در ثبت ویژگیهای تایلند به نوعی مثبتانگاری مطلق دچار شده است. این جامعه، به رغم محاسن بسیار، نکات منفی نیز دارد؛ از آنجمله میتوان به کینهی تایلندی اشاره کرد، که بسیار مشهور است؛ تایلندیها بسیار اهل تسامح و نرمخویی هستند، اما خشونت نزد آنها نیز بسیار غلو شده است. سطحینگری ویژگی رایج در آسیای جنوب شرقی است. پولپرستی و منفعتطلبی از جمله خصایص منفی اهالی این منطقه است که در تایلند نیز وجود دارد.
وی تاکید کرد: همانطور که گفته شد، مولف، مجموعه مقالات و کتابهایی در حوزهی مناسبات فرهنگی ایران و کشورهای آسیای جنوب شرقی نوشته است؛ گویا این رویکرد باعث شده است، او در نگارش این کتاب بهسادگی از برخی مباحث بگذرد. نقش ایرانیها و تشیع در تمدنسازی در تایلند میباید به تفصیل بیشتری در این کتاب تبیین میشد. نگاه عمیق به کشورهای آسیای جنوب شرقی در مطالعات فرهنگی ضرورت دارد؛ ما در هیچ دورهی تاریخی با این ملل تعارض نداشتهایم؛ ذهن تاریخی آنها نیز نسبت به ایرانیها مثبت است، هرچند طی سالهای اخیر از ورای نوع نگاه ما و رفتار عدهای خاص ذهنیتهای منفی در حال شکلگیری هستند؛ امروز در اندونزی، مالزی و تایلند برترین قاچاقچیها ایرانی هستند.
آگاهی و دانش اساس ارتباط فرهنگی
خلیلی در ابتدا، ویژگیهای کار مولف را برشمرد. وی تصریح کرد: نویسندهی کتاب جامعه و فرهنگ تایلند، از توانایی مطلوبی برخوردار است؛ او حائز شرایط بوده و محیط را بهخوبی درک کرده است. اگر نویسنده بر اساس موقعیت سیاسی خود، تنها کتابی سیاسی فراهم میآورد، کاری دشوار صورت نداده بود؛ اما دامنهی مباحث این اثر در حوزهی مسائل فرهنگی، آیینی، رفتاری و مباحث تازهای چون دیپلماسی فرهنگی گسترده است؛ لذا مولف کاری بس دشوار صورت داده است. حال آنکه این کتاب از نظرگاههای دیگر میباید نقد شود.
وی افزود: با تاکید بر دلایلی، نمیتوان تمامی ضعفها و آسیبهای این کتاب را متوجه مولف دانست. کتاب جامعه و فرهنگ تایلند، به سفارش نوشته شده است؛ مولف، طرف قرارداد یک نهاد دولتی است؛ نهادهای دولتی در چارچوبهای خود وظایفی برای طرف قرارداد تعریف میکنند؛ لذا بخشی از مشکلات و آسیبها متوجه کارفرما است؛ بنابراین مسائلی چون آیین و مقررات دولتی و حریمهای امنیتی در ساختار این کتاب و چون آن تاثیر میگذارد. کتاب جامعه و فرهنگ تایلند، میتوانست به برخی مسائل بپردازد و بهدنبال آن، به مثابه نظریهی یک سازمان تلقی شود؛ اما یک اثر از ایندست، برای اینکه در چنین محدودهای قرار نگیرد، میباید از برخی نظریهها ادول کند و در چارچوبی استاندارد قرار گیرد.
خلیلی ضمن اشاره به کمبود منابع و تالیفات در حوزهی دیپلماسی فرهنگی، ادامه داد: بر این اساس، تطبیق، در بررسی این اثر محلی از اعراب ندارد. اما اگر بخواهیم این کتاب را با آثاری از جنس دیگر، اما در همین خصوص، و با رویکرد سیاسی تطبیق کنیم، با رویکردی حائز اهمیت رویارو هستیم. کتابهای دیپلماسی وزارت خارجه (کتاب سبز) حدود دویست صفحه دارند؛ حال آنکه این کتاب ۳۵۰ صفحه دارد؛ بنابراین، گفتههای بیشتری یا بهاعتباری ناگفتههایی در آن درج شده است؛ این کتاب برای اهداف و ماموریتهای خاص تدوین شده است، اما موارد استفادهی دیگران را نیز در خود لحاظ کرده است؛ لذا میتواند از تنگناهایی موضوعی برخوردار باشد. در این نوع کتابها دو یا سه بخش به کلیات (خارج از موضوع اصلی)، اختصاص دارد، اما دیگر بخشهای کتاب باید در چارچوب موضوع باشد.
وی ادامه داد: در کتاب جامعه و فرهنگ تایلند، سه فصل به کلیات، و دیگر فصول به مسائل صرف فرهنگی اختصاص دارد. از این روی، این اثر به عرصهی تازهای به نام دیپلماسی فرهنگی ورود یافته است. سابقهی دیپلماسی فرهنگی به بیش از صد سال میرسد. بانی آن فرانسه بوده است. امروز بیشترین فعالیت در حوزهی دیپلماسی فرهنگی در آمریکا صورت میگیرد. این کشور به مدد این دیپلماسی بیشترین بهرهی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی را کسب کرده است؛ چراکه دیپلماسی ابزاری برای ورود رسمی به کشورهاست؛ بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی منعی برای کاربست این رویکرد وجود ندارد، گرچه مخاطبین دیپلماسی فرهنگی ملتها و سازمانهای غیر دولتی هستند.
خلیلی تاکید کرد: از اینروی، کتاب جامعه و فرهنگ تایلند، میتواند در جامعهی ما اقبال یابد. میدانیم مقصد بیشترین ترددهای گردشگری ایرانیها تایلند است؛ با این حال شناخت ما از این کشور بسیار ناچیز است. این عامل باعث میشود تقارب فرهنگی صورت نگیرد و نتیجهی عکس عاید شود. بنابراین، رویکرد این کتاب از حیث دیپلماسی فرهنگی با مزایایی توام است که در نمونههای مشابه وجود ندارد و میتواند بخشی از بیگانگی بین فرهنگی را تقلیل دهد. آگاهی و دانش از حوزهی معرفتی کشورهای مختلف میتواند مایه و اساس برقرای ارتباط فرهنگی باشد.
وی از ورای نگاهی ساختاری آسیبها و نقایصی را بر کتاب محل بحث، وارد دانست و در اینباره گفت: با توجه به کارکرد رنگها در حوزههای مختلف، بهنظر میرسد رنگ و تصویر جلد مناسب نیستند. تصویر روی جلد، خاص کشور تایلند نیست. در میان کشورهای جهان، سه کشور مدعی بودیسم هستند؛ تایلند یکی از آنهاست و فرهنگ بودا را از دو حوزهی هند و سریلانکا دریافت کرده است. شکل تاثیرپذیری یک کشور از حوزههای فرهنگی اطراف خود برای بازدیدکنندگان آن اهمیت ویژهای دارد؛ قطعا اگر شناخت ما از جامعهی فرهنگی تایلند در سطحی بالا باشد، درصد تاثیرگذاری ما بر آن جامعه بالا خواهد بود. با توجه به مسائلی از ایندست طرح روی جلد نامناسب بهنظر میرسد.
خلیلی افزود: این کتاب دوازده فصل دارد؛ در این ترکیببندی ضمن تقدم مسائل فرهنگی بر دیگر مسائل، تقدم و تاخرهایی لحاظ نشده است؛ بهعنوان مثال وقتی از مسائل فرهنگی میگوییم، نمیتوانیم به یکباره به مباحث سیاسی یا تاریخی بپردازیم؛ بنابراین فصول سوم و چهارم میباید جابهجا شوند. عدم ذکر نام نویسنده از ایجابات رویکردهای سازمانی است. دیگر اینکه مقدمه یک کتاب میباید به چند موضوع اساسی بپردازد؛ طرح کلیتی از مباحث کتاب از آنجمله است که تا حدودی مدنظر مولف بوده است؛ اما در آنجا، بیش از آنکه محتوای فرهنگی، تحولات فرهنگی و ساختارهای فرهنگی مد نظر باشد، روایتهای فرهنگی لحاظ شده است. در پشت جلد نیز طرح نامناسب و نامرتبطی درج شده است.
وی ویژگیها و همچنین نقایص محتوایی کتاب جامعه و فرهنگ تایلند را نیز برشمرد. خلیلی تصریح کرد: آنچه در بخش کلیات طرح شده است، به درستی موجز و مختصر است. مولف مباحث تاریخی را به خوبی و به اختصار طرح کرده است؛ این کاری دشوار است، که از پس آشنایی و تسلط او به تاریخ این کشور محقق شده است. مباحث از تسلسل و پیوستگی لازم برخودارند. تقریبا اکثر مسائل فرهنگی، هنری و اجتماعی تایلند در این اثر لحاظ شده است، اما لایههای زیرین جامعه به کفایت طرح نشده است. جامعهی تایلند لایههای متعدد دارد؛ تایلندیها در غم، شادی، خشونت، عصبانیت و شکست همواره خندان هستند؛ تبسم و خنده در این کشور به روش و وسیله بدل شده است، چراکه تمامی دارایی آنها از گردشگری و توریسم فراهم میشود؛ این ویژگی را میتوان به لایهی رویی جامعهی تایلند نسبت داد، حال آنکه ویژگیهایی در ضمیر مردم تایلند وجود دارد که ما آنها را نمیبینیم.
خلیلی افزود: منابع فارسی برای معرفی فرهنگ تایلند محدود است. غالب کتابهای موجود در این زمینه روایی هستند؛ در آنها مناسبات فرهنگی جامعهی تایلند بر اساس منابع خارجی درج شده است، که استفاده از آنها به محدودیتهایی دچار است؛ لذا منابع دست اول در دسترس مولف نبوده است. میتوان از پی مطالعات محیطی به بخشی از بافت پیچیدهی جامعه تایلند پی برد. کتاب جامعه و فرهنگ تایلند، نمیتواند کارگزاران دیپلماسی را اقناع کند. مبحث مطرح در بخش آخر کتاب میتوانست به چند موضوع تفکیک، و به تفصیل ارائه شود. در مجموع و با در نظر داشتن شرایط تالیف، کتاب جامعه و فرهنگ تایلند، اثری مطلوب است، حال آنکه تجدید نظرهایی در آن برای چاپهای بعدی نیاز است.
نظر شما