به گزارش خبرگزاری مهر، وطن امروز نوشت: راهپیمایی میلیونی ۲۲ دی مردم در تهران و سایر شهرهای بزرگ و کوچک ایران معانی و پیامدهای مثبت فراوانی به همراه داشته و خواهد داشت.
یکی از مهمترین پیامهای این حضور، سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی ایران است. میلیونها نفر در ایران به خیابان آمدند تا بگویند با اغتشاشات و اقدامات تروریستی که به بهانه اعتراض به وضعیت معیشتی رخ داده، مخالفند و ضمن محکومیت تروریسم خیابانی، حمایت خود را از نظام اسلامی اعلام کردند.
دومین پیام این حضور چشمنواز، اعلام آمادگی مردم برای مقابله با پروژه شوم جنگ مسلحانه داخلی بود. آنچه طی ۲ هفته، بویژه شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی در برخی مناطق کشور رخ داد، ورود اغتشاشات به فاز اقدامات تروریستی مسلحانه بود. عناصر مسلح تروریست با این اقدامات، نشان دادند دشمن مصرانه پروژه جنگ داخلی در ایران را دنبال میکند، لذا مردم ایران روز دوشنبه با حضور کمسابقه در خیابانها اعلام کردند در مقابل این توطئه شوم ایستادگی میکنند.
نکته سوم، اعلام پاسداری از تمامیت ارضی ایران بود. مردم ایران هم در جریان جنگ ۱۲ روزه و هم در جریان راهپیماییهای ۲۲ دی و روزهای قبل از آن، نشان دادند نسبت به این موضوع بسیار مهم ملتفت هستند که هدف نهایی جنگ ۱۲ روزه و اقدامات تروریستی اخیر که به عنوان جنگ دوم پس از حمله ۱۲ روزه شناخته میشود، زمینهسازی برای حمله نظامی خارجی و در ادامه، تجزیه ایران است. اساس همبستگی و انسجام ملی در جنگ ۱۲ روزه، آگاهی عمومی از همین نقشه دشمن بود. بنابراین یکی از پیامهای مهم راهپیماییهای میلیونی مردم در روز دوشنبه در سراسر کشور، اعلام آمادگی برای مقابله با پروژه تجزیه کشور است.
نکته چهارم که البته میتواند به عنوان مهمترین پیام راهپیماییهای روز دوشنبه در سراسر کشور شناخته شود، نشان دادن سرمایه اجتماعی نظام بود. شبکه عملیات روانی موساد و سیا پس از توقف جنگ ۱۲ روزه تلاش کرد این انگاره و ادراک را در بخشی از جامعه ایران بویژه مخالفان جمهوری اسلامی تثبیت کند که نظام اسلامی فاقد بدنه حامیان مردمی است و به همین خاطر، آنها میتوانند با چند اقدام تروریستی و خشن در برخی نقاط کشور، زمینه تغییر حکومت ایران را فراهم کنند اما راهپیمایی میلیونی روز دوشنبه به وضوح نشان داد جمهوری اسلامی یک پایگاه مردمی مناسب و مطلوب دارد که در سختترین شرایط اقتصادی نیز پشتیبان و حامی نظام است. البته همانگونه که از دستنوشتهها و شعارهای مردم حاضر در این راهپیماییها پیداست، مردم با هر دیدگاه و گرایش سیاسی، نسبت به وضعیت اقتصادی فعلی گلایه و انتقاد دارند اما همین مردم منتقد، مخالف ایجاد اغتشاش و ناامنسازی کشور به بهانه اعتراض نسبت به وضعیت اقتصادی هستند. در کنار این نکات چهارگانه، لازم است یک نکته بسیار مهم نیز مورد اشاره قرار گیرد. اگرچه روز دوشنبه در سراسر ایران میلیونها نفر در راهپیمایی حضور یافتند و ضمن محکومیت اغتشاشات و تروریسم خیابانی، حمایت خود را از جمهوری اسلامی نشان دادند اما این حضور، به این معنی نیست که سایر اقشار مردمی را که در این راهپیمایی حضور پیدا نکردند، به عنوان حامی اغتشاشات و اقدامات تروریستی تلقی کنیم. قطعاً این تصور که سایر مردم، طرفدار خشونت و تروریسم خیابانی هستند، یک انگاره غیرواقعی است. در این موضوع هیچ تردیدی وجود ندارد که اکثریت قریب به اتفاق مردم نسبت به اغتشاش و خشونت عریان روزهای گذشته در کشور، موضع مخالف دارند. مردم هرگز راضی نیستند به بهانه اعتراض یا انتقاد آنها نسبت به شرایط اقتصادی و معیشتی، امنیت آنها توسط گروهی سوءاستفادهگر مزدور سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی مخدوش شود. طبق نتایج جدیدترین نظرسنجیهای انجامشده در سراسر کشور، بیش از ۸۰ درصد مردم مخالف اغتشاشات و اقدامات تروریستی صورتگرفته در روزهای اخیر هستند. به همین خاطر میتوان با قطعیت گفت در کنار میلیونها ایرانی حاضر در راهپیمایی دوشنبه، اکثریت ایرانیان نیز با اغتشاش، ترور و ایجاد ناامنی در کشور مخالفند. عدم همراهی و نپیوستن مردم به اغتشاشگران و تروریستها، نمایانگر همین واقعیت است. بنابراین راهپیمایی میلیونی روز دوشنبه مردم در سراسر کشور، نماد و نشانه ابراز انزجار و مخالفت مردم با اغتشاشات و اقدامات مسلحانه تروریستی روزهای اخیر، بویژه حوادث پنجشنبه شب، در نقاط مختلف کشور است.
سرخوردگی تروریستها و تلاش دشمن برای احیای آنها
آنچه مردم ایران با عدم همراهی با تروریستها و همینطور حضور میلیونی در راهپیمایی روز دوشنبه در سراسر کشور نشان دادند، باعث سرخوردگی تروریستها شده است. پروژه اقدامات تروریستی به قصد وقوع جنگ مسلحانه داخلی و گسترش ناامنی طولانیمدت برای زمینهسازی حمله نظامی مجدد به ایران، اکنون شکست خورده است. به همین خاطر پیشبینی میشود ترامپ و نتانیاهو درصدد احیای تروریستها برآیند. به اعتقاد کارشناسان اگرچه یک حمله نظامی مجدد به ایران ولو در سطح محدود، باعث تحکیم همبستگی و انسجام دوباره ایرانیان میشود و تروریستها به خاطر زمینهسازی این حمله نزد مردم ایران بدنامتر میشوند اما این حمله میتواند در حکم تنفس مصنوعی به تروریستهای اجیرشده جلوه کند. در واقع حمله نظامی مجدد به ایران، این پیام را به تروریستها میدهد که ترامپ و نتانیاهو حاضرند برای حمایت از آنها دست به اقدام نظامی مجدد علیه ایران بزنند. تهدیدات جدید ترامپ علیه ایران نیز در همین راستا ارزیابی میشود. ترامپ و نتانیاهو هم در جنگ ۱۲ روزه و هم پس از آن و هم اینک و در جریان اقدامات تروریستی اخیر، این واقعیت را به عینه دیدند که اکثریت جامعه ایرانی هنگام تهدید خارجی همبسته و متحد میشود. به همین خاطر آنها دریافتند پروژه تغییر نظام سیاسی ایران، امکانپذیر نیست. به همین خاطر است که پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، مقامات آمریکا و رژیم صهیونیستی چند نوبت مدعی شدند دنبال تغییر حکومت ایران نیستند. اگرچه این ادعای آنها دروغ و ناشی از ناتوانی آنهاست اما این احتمال تقویت شده که دستکم در شرایط فعلی، آنها سیاست خود را روی گسترش ناامنی و درگیر کردن توان ایران به کنترل و مهار اقدامات تروریستی داخلی متمرکز کردهاند. به همین خاطر ترامپ و نتانیاهو تلاش میکنند عوامل تروریست وابسته به خود را در درون ایران احیا کرده و برای اقدامات تروریستی آینده حفظ کنند. برای همین است که کارشناسان پیشبینی میکنند این احتمال وجود دارد که ترامپ با وجود همه تبعات و عوارض حمله نظامی به ایران و انسجام و همبسته شدن جامعه ایرانی، این حمله را در دستور کار قرار دهد. تهدیدات اخیر ترامپ علیه ایران نیز میتواند در همین راستا ارزیابی شود. با این حال اما هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی برای حمله نظامی مجدد به ایران با موانع جدی روبهرو هستند. یکی از این موانع، پاسخ و واکنش ایران به این حمله است. طبق گزارشات منابع و رسانههای غرب، ایران آماده یک پاسخ سخت و گسترده به متجاوز است. پاسخی که طبق گزارشات رسانههای غرب، خساراتی به مراتب بیشتر از خسارات واردآمده به رژیم صهیونیستی و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه به متجاوزان وارد خواهد کرد. به همین خاطر، یکی از موضوعاتی که قطعاً ترامپ، عوامل دولت او و مشاورانش برای حمله به ایران، آن را محاسبه میکنند، میزان پاسخ ایران است. به هر حال باید دید ترامپ تا چه اندازه حاضر است برای حفظ و احیای تروریستهای دستنشاندهاش در ایران هزینه کند. ترامپ و برخی مقامات اروپایی به بهانه حمایت از اعتراضات مردم، اظهاراتی ضد ایرانی مطرح کردند.
دیپلماسی ترور
راهبرد رژیم صهیونیستی و آمریکا که پس از جنگ ۱۲ روزه روی ایجاد آشوب و ناامنی و در نهایت ایجاد خلأ سیاسی و تجزیه ایران متمرکز بود، پس از عدم توفیق در آشوبها و اغتشاشات اخیر، حالا وارد مرحله دیگری شده است. پس از آنکه اغتشاشات خیابانی روزهای اخیر با حضور قاطعانه مردم سراسر کشور در راهپیمایی ۲۲ دی و همزمان دستگیری لیدرها و عوامل وابسته به صهیونیستها توسط نهادهای امنیتی و نظامی با شکست مواجه شد، آمریکا و به تبعیت از آن اروپاییها، تاکتیک دیگری را علیه مردم ایران به کار بستهاند. به فاصله کمتر از یک روز پس از حضور دهها میلیونی مردم ایران در تجمع همبستگی علیه پروژه تروریستی اسرائیل - آمریکا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده در جریان گفتوگویی با شبکه انبیسی نیوز به تهدید دوباره کشورهایی پرداخت که با ایران روابط تجاری دارند.
ترامپ به این شبکه آمریکایی گفت: «هر کشوری که با ایران مراودات تجاری انجام دهد، تعرفه گمرکی ۲۵ درصدی برای هر معامله پرداخت خواهد کرد».
این اظهارات ضدایرانی ترامپ با مخالفت صریح چین همراه بود. در همین رابطه دولت چین اعلام کرد با تهدید تعرفهای رئیسجمهور ایالات متحده علیه کشورهایی که با ایران همکاری میکنند، مخالف است.
پکن با صراحت مخالفت خود را با هرگونه تهدید تعرفهای ترامپ علیه کشورهایی که با ایران همکاری اقتصادی دارند، اعلام و تاکید کرد «از حقوق مشروع حمایت خواهیم کرد».
علاوه بر چین، روسیه نیز بر برقراری تعامل و روابط خود با ایران تاکید دارد. سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه در گفتوگوی تلفنی اخیرش با علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، آمادگی مسکو را برای توسعه همکاریهای دوجانبه بر اساس توافقنامه مشارکت جامع استراتژیک بین فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران ابراز کرد. دبیر شورای امنیت روسیه تلاش نیروهای خارجی برای دخالت در امور داخلی ایران را نیز بشدت محکوم کرد.
با توجه به این مواضع چین و روسیه درباره تعامل و ارتباط با ایران، به نظر نمیرسد تهدید تعرفهای ترامپ تأثیر خاصی بر روابط ایران و کشورهای همپیمان داشته باشد. با این حال، آنچه مشخص است، تداوم رویکرد خصمانه ترامپ علیه مردم ایران است.
او پیش از این نیز در اظهاراتی گستاخانه، ضمن حمایت از تروریستهایی که در روزهای اخیر برخی نقاط کشور را دچار اغتشاش و آشوب کرده بودند، ایران را تهدید به حمله نظامی کرده بود.
در آخرین نوبت، ترامپ دیروز نیز خطاب به تروریستها گفت اقدامات خرابکارانه خود را ادامه دهند، چرا که کمک آمریکا در راه است.
به اظهارات ترامپ، سیاستهای خصمانه اروپاییها در قبال ناامنیهای ایران را هم باید اضافه کرد. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان روز گذشته در اظهاراتی گستاخانه که مشخصاً بر آمده از توهم پوچ است، گفت: «کار رژیم ایران تمام است و فکر میکنم نظارهگر روزها و هفتههای پایانی آن هستیم». این موضعگیری ضدایرانی از سوی دولت آلمان موضوع جدیدی نیست. ۶ ماه قبل در جریان جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، صدراعظم آلمان به جای محکوم کردن تجاوز نظامی به خاک ایران گفته بود «تلآویو انجام کار کثیف اروپاییها را برعهده گرفته است».
اظهارات گستاخانه صدراعظم آلمان با واکنش صریح وزیر امور خارجه ایران همراه بود. سیدعباس عراقچی در واکنش به اظهارات مداخلهجویانه صدراعظم آلمان در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «از بین همه دولتها، دولت آلمان شاید بدترین موقعیت را برای پرداختن به موضوع حقوق بشر داشته باشد. دلیل آن ساده است: استانداردهای دوگانه آشکار در سالهای گذشته هرگونه اعتبار آن دولت را از بین برده است».
وزیر امور خارجه ایران با اشاره به حمایتهای بیدریغ آلمان از کشتار مردم فلسطین توسط رژیم صهیونیستی ادامه داد: «وقتی ایران تروریستهایی را که غیرنظامیان و افسران پلیس را میکشند، درهم میشکند، صدراعظم آلمان با عجله اعلام میکند خشونت ابراز ضعف است. پس آقای مرتس! درباره حمایت کامل خود از قتلعام ۷۰ هزار فلسطینی در غزه چه میگوئید؟»
عراقچی با اشاره به اینکه ایرانیان ستایش نفرتانگیز آقای مرتس از اسرائیل را هنگامی که تابستان گذشته خانهها و صنایع کشورمان را بمباران کرد، همچنان به یاد میآورند، نوشت: «صدراعظم آلمان اصرار داشت آن خشونت بیدلیل و غیرقانونی «کار کثیفی» است که اسرائیل با انجام آن به اروپا خدمت میکند. این در حالی است که آلمان درباره ربایش اخیر یک رئیس دولت توسط ایالات متحده سکوت کرده است».
وی افزود: «سخنرانی همتای آلمانی من درباره حقوق بشر و مشروعیت نیز به همان اندازه بیمعنی است، زیرا کارفرمای او هیچ کاری برای حمایت از هر دو انجام نداده است». عراقچی در پایان خطاب به مقامات آلمانی نوشت: «لطف کنید، کمی هم شرم داشته باشید. بهتر است آلمان به دخالت غیرقانونی خود در منطقه ما، از جمله حمایت از نسلکشی و تروریسم پایان دهد». پیش از مرتس، دولت آلمان به همراه انگلیس و فرانسه، در بیانیهای مشترک به حمایت آشکار از تروریستهای مسلحی که در چند روز گذشته تعدادی از حافظان امنیت و مردم عادی را به شهادت رساندند، پرداختند.
معرفی تروریستهای مسلح به عنوان معترضان عادی توسط غربیها در حالی است که طبق شواهد و مدارک موجود، اتفاقات اخیری که در برخی نقاط ایران رخ داد، عملاً فعالسازی جوخههای ترور برای راه انداختن جنگ داخلی در ایران بود. حجم سلاحهای کشفشده و تعداد تیمهای شناسایی و دستگیرشده توسط نهادهای امنیتی و فراجا این موضوع را تأیید میکند.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در بیانیه روز دوشنبه خود از کشف قریب به ۵۰۰ قبضه سلاح جنگی و شکاری و زیر ضربه بردن چند تیم تروریستی خبر داد. وزارت اطلاعات روز گذشته نیز در اطلاعیهای از کشف یک محموله بزرگ اقلام فنی و الکترونیکی جاسوسی و خرابکاری خبر داد.
در این اطلاعیه آمده است: «این محموله بزرگ از یکی از کشورهای منطقه و به صورت غیرمجاز وارد ایران شده و قرار بود در استانهای مشخصی که درگیر اغتشاشات چند روز گذشته بودند، توزیع شود.
محموله فنی کشف شده، شامل ۱۰۰ دستگاه گیرنده دوربرد، ۵۰ دستگاه تقویتکننده سیگنال بیتیاس، ۷۴۳ دستگاه مودم ۵G (فایوجی) از نشانهای تجاری مختلف و ۷۹۹ دستگاه تلفن همراه نسل جدید است.
مزدوران بیگانه و تروریستها در صورت دریافت این تجهیزات الکترونیکیِ پیشرفته و اتصال آنها به صورت یک بسته کامل، امکان دسترسی به شبکه تلفن همراه و اینترنت در نقاط فاقد شبکه مخابراتی مانند دشتها، کوهها و سایر نقاط صعبالعبور برای جاسوسی در حوزههای نظامی، امنیتی، صنعتی و خرابکاری را پیدا میکردند».
همچنین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز با صدور اطلاعیهای از شناسایی و دستگیری اعضای چند تیم تروریستی تحت هدایت رژیم صهیونیستی در استان سیستانوبلوچستان خبر داد.
بر اساس این اطلاعیه، «چند تیم تروریستی تحت هدایت رژیم صهیونیستی که از مرزهای شرقی وارد کشور و در ۷ تیم در زاهدان مستقر شده بودند، در عملیات مشترک قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه، فراجا و اداره کل اطلاعات سیستانوبلوچستان شناسایی و دستگیر شدند.
این افراد، آموزش تخصصی خرابکاری و ترور را در خارج کشور دیده بودند و از آنها انواع سلاحهای آمریکایی و تجهیزات انفجاری کشف و ضبط شد».
گسیل تروریستها از مرزهای غربی و شرقی به داخل ایران را باید در راستای برنامه تلآویو علیه تهران ارزیابی کرد. برخلاف برخی ادعاها که براندازی جمهوری اسلامی را هدف غایی اسرائیل میدانند، هدف اصلی اسرائیل نه براندازی جمهوری اسلامی، بلکه تجزیه ایران است و سرنگونی جمهوری اسلامی پیششرط آن به شمار میرود. مشکل واقعی اسرائیل و حتی آمریکا و کشورهای اروپایی، نه جمهوری اسلامی، بلکه وجود یک دولت - ملت بزرگ و متکثر اما یکپارچه، دارای عمق استراتژیک و توان نظامی بازدارنده است. ابزار اصلی نیز گروهکهای تجزیهطلب و تروریستی فعال در آن سوی مرزهای غربی و شرقی کشورند که در اغتشاشات اخیر نیز نقش پررنگی در ترور حافظان امنیت و مردم عادی داشتند.


نظر شما