خبرگزاری مهر - گروه سلامت: تنها چند ماه از حمله موشکی رژیم صهیونی به مردم ایران نگذشته بود اسراییل و آمریکا پیروزی مردم ایران را در جنگ تاب نیاوردند و دست به دامن نقشهها و مزدورانش در بین مردم ایران شدند و ۱۸ دی ماه روز پنجشنبه اعتراض به حق بازاریان و کسبه به وضع معیشتی و نابسامانیهای اقتصادی توسط مزدوران و آشوبگران تبدیل به یک اغتشاش شد که نتیجه این حملات وحشیانه و غیر انسانی چیزی جز کشتار مردم، تخریب اموال عمومی و داغدار کردن خانوادهها به ارمغان نیاورده است.
در همین راستا خبرنگار مهر با حضور در یکی از بیمارستانهای تهران با چند نفر از نیروهای حافظ امنیت گفتگو کرده است و روایت این انسانهای جانبرکف سندی است که این افراد تروریست جز خون چیزی آرامشان نمیکند.
نجات یک مادر و دختر و اسیر شدن به دست آشوبگران
یکی از مدافعان امنیت که چند روزیست روی تخت بیمارستان افتاده، میگوید: روز پنجشنبه ۱۸ دی ماه، متاسفانه آشوبگران از شمال و جنوب خیابانی که در آن درحال گشتزنی بودیم به سمت ما حمله شد و این افراد شروع کردند به سمت ما پاره آجر و سنگ پرتاب کردند.
نیروهای ما برای اینکه از درگیری جلوگیری کنند و اینکه افراد آسیبی نبینند شروع به ترک محل کردند.
من در موقعیت یک مادر و دختربچه سه چهارسالهای را دیدم که آشوبگران به سمت آنها سنگ پرتاب کردند، به سمتشان رفتم و دختر را به آغوش گرفتم و آنها را از صحنه خارج کردم.
برگشتم به موقعیت تا سوار موتور بشوم و به نیروها بپیوندم که یکی از آشوبگران با صدای بلند گفت: بگیریدش بسیجیه بعد از گفتن این جمله کتکها شروع شد.
یک مرتبه دیدم چند نفر به سمت من حمله کردند و شروع کردند به زدن من یکی از آشوبگران گفت: من اومدم تهران فقط برای زدن و کشتن شماها.
بعد از اینکه سه نفر من را کتک زدند، یکی از آنها گفت: نوبت منه برید کنار، و بعد روی قفسه سینه من نشست و چاقویی که دستش بود رو روی گلوی من گذاشت که یک مرتبه نیروهای کمکی از راه رسیدند و من را نجات دادند.
چند قدم بالاتر که رفتم یک دختر و پسر که گویا لیدر این آشوبگران بودند به من حملهور شده و ختر گفت که لباسهای من را در بیاورند و شروع کردند به کتک زدن من هرکسی از راه میرسید مشت و لگدی به من حواله میداد، چند دقیقه که گذشت دیدم یکی از دوستانم به من نزدیک شد و من را از بین جمعیت بیرون آورد و به نزدیکترین بیمارستان منتقل کرد.
زمانی که در بیمارستان بستری شدم متوجه شدم از ناحیه سر، بینی و پهلو من آسیب دیدهام و به دلیل ضربههای وارد شده به پهلویم عضلههای کلیه من دچار آسیب شدید شده و کراتین خونم بالا رفته است؛ مدتی را باید در بیمارستان سپری کنم تا کراتین خون تنظیم شود.
رفتارهای آشوبگران اصلاً طبیعی نبود و واضحتر بگویم اصلاً شبیه رفتار یک انسان نبود، ما در ماجرای سوریه رفتار داعشیها را دورا دور دیده و شنیده بودیم اما این افراد از داعشیها نیز بدتر بودند؛ انسان سالم هیچگاه نمیتواند دست همنوع خودش را قطع کند یا کسی را زنده زنده داخل آتش بسوزاند و چیزی که توسط خود ما دیده و توسط نیروهای امنیتی شنیده شد این بود که هیچکدام از این آشوبگران حالت طبیعی نداشتند.
ما تمام امنیتمان را مدیون نیروهای مسلح هستیم، حالا چه افرادی که ما به چشم میبینیم و چه افرادی که نیروهای مخفی آقا امام زمان(عج) هستند، امنیت و آرامش در یک جامعه بسیار با ارزش و پر اهمیت است و الحمدالله به یاری خدا و کمک نیروهای امینیتی، آرامش دوباره به جامعه بازگشته است.
آشوبگران مست، خانهها را آتش زدند
یکی دیگر از نیروهای مدافع امنیت میگوید: حدود ساعت هفت شب کم کم در منطقهای که مشغول گشت زنی بودیم شلوغ شد و ما شاهد دیدن یکسری افرادی بودیم که ماشینها و موتورها و اموال عمومی را تخریب و آتش میزدند.
ساعت هشت ونیم حدود سیصد تا چهارصد آدم سمت شرق آن مکان را به صورت کامل بستند و دیگر نمیشد جلوتر رفت، این آدمها همه یا مست بودن و یا دارو مصرف کرده بودند و وارد خیابانهای اطراف شدند و تقریباً تمام دسترسیهای محلی را بستند. سمت حوزه ما آمدند و شروع کردند به آتش زدن و شیشههای حوزه بسیج را شکستند و چیزی حدود پنجاه نارنجک دستی و یک نیسان سنگ با خودشان حمل میکردند، همچنین علاوه بر آسیب به حوزه بسیج خانههای اطراف را نیز با سنگ تخریب میکردند.
علاوه بر آسیب به خانههای مردم به نیمکتهای پارک آسیب زده بودند و نیمکتهای پارک را کنده و به وسط خیابان کشنده بودند همچنین سطل زبالهها را انداخته بودند وسط خیابان؛ قمه و شمشیرهایشان را میچرخاندند و میگفتند: بیرونتون میکنیم.
من به همراه دوستم و یک حامی به سمت یکی از خیابانها رفتیم و آنجا شاهد بودیم که لیدر این آشوبگران با چکمه آمریکایی با موتور دور زد و برای بازداشت او به دلیل اینکه نمیشد از پیاده رو رفت از یک مسیر دیگر رفتیم تا بتوانیم، دستگیرش کنیم، داخل یک فرعی اشتباه پیچیده بودم و سریع خواستم دور بزنم که چند نفر به من حمله کردند و با تیر به من شلیک کردند و تا انتهای کوچه کشان کشان بردند، موتورم را از شدت درد دیگر نتوانستم نگه دارم و به کمک چندی از دوستانم به پایگاه برگشتم؛ خیلی درد داشتم اما تا زمانی که جای گلوله را روی بدنم ندیده بودم فکر میکردم یک گلوله ساچمه ای است اما زمانی که خونریزی شدید پهلویم رو دیدم فهمیدم اوضاع جدی تر از این حرفا است.
وی ادامه میدهد: زمانی که به بیمارستان منتقل شدم دوستانم میگفتند به خانمت گفتی، به دخترت گفتی؟ اما خب دختر من کلاً ۹ سال سن دارد و در این روزها که با او در تماسم فقط گفتم از روی موتور افتادم و دخترم هر روز زنگ میزند و میگه بیا خونه، دلم برات تنگ شده.
وی در رابطه با رفتار آشوبگران اینگونه روایت میکند: به صورت کلی مردم از گرانیهای اخیر بسیار ناراحت و شاکی هستند اما نکته قابل توجه این است که اعتراض به حق مردم با این آشوب و اغتشاش بسیار متفاوت است مردم ما هیچگاه این جنایات تروریستی را مرتکب نمیشوند و اینها فقط از دست افرادی بر میآید که مزدور رژیم منحوس صهیونی هستند. این افراد به صورت علنی با تجهیزات نظامی به خیابانها آمده بودند و هیچ رحمی نداشتند. ما اگر گرانی و مشکلاتی هم داشته باشیم مسئله شخصی کشور خود ماست و به آمریکا و اسرائیل هیچ ارتباطی ندارد و ما حق دخالت به اینها را نخواهیم داد.
یکی دیگر از نیروهای مدافع امنیت توضیح میدهد: حدود ساعت هشت شب بود که با نیروهایمان رفتیم برای بررسی وضعیت و ساعت نه و نیم، نه و چهل دقیقه از چهار طرف آشوبگران با چاقو، شمشیر و سنگ به ما حمله کردند. نیروها به علت نبود تجهیزات از آنجا دور شدند اما من گرفتار افراد آشوبگر شدم، موتورم را آتش زدند و لباسهای بسیجم را درآوردند و همراه موتور سوزاندند.
یک زن به همراه یک مرد از میان جمعیت من را نجات دادند و به بیمارستان تهرانپارس بردند.
من حدود بیست و پنج ضربه چاقو خوردم و دستم، پشت سرم، کمرم و گردنم پر از زخم به وسیله چاقو است و این جنایات، اثبات میکند که این آشوبگران مردم نبودند و قطع به یقین دست نشاندههای رژیم صهیونی و آمریکا هستند، زیرا که اینها به مردم نیز رحم نکردند، با ماشین از روی مردم رد میشدند؛ اینها همگی تروریست هستند.
ما تا آخر ایستادهایم و ترامپ و امثال او هیچ غلطی نمیتوانند بکنند؛ من بهبود پیدا کنم و ببینم خاکم، مملکتم به من احتیاج دارد باز هم برمیگردم به میدان و جانم را فدای خاکم میکنم.


نظر شما