خبرگزاری مهر، گروه استانها-محمدرضا بهرامیصفت: پنجشنبه ۱۸ دی ماه، همدان در آغوش شدیدترین لحظات تاریک خود قرار گرفت. شهری که در شب جمعه به میدان جنگ تبدیل شد. آتشسوزی اتوبوسها، بانکها و ارگانهای دولتی، خونآشامی بیرحمانه در خیابانهای شهر، و صدای شلیک و فریادها، چهرهای سیاه و دردناک از همدان ایجاد کرد.
سمت میدان دانشگاه، از خیابان سیزده خانه تا آرامگاه بوعلی سینا، محوطهای شد که در آن اغتشاشگران، با دلی بیرحم و دستی بیپناه، به خونهای بیگناه میتاختند. بانکها در آن منطقه به آتش کشیده شدند و خونهای بیگناهی که بر زمین ریخت، دلهای انسانها را میشکست.
شَهید محمدجواد بخشیان، یکی از شهدای مظلوم پنجشنبه ۱۸ دی ماه همدان، که در میان این شرایط تاریک، به صورت فجیع و تلخ با ضربات متعدد چاقو به شهادت رسید. شهیدی که هر شب که از خانه بیرون میآمد، روی فرزندانش میبوسید و با همسرش خداحافظی میکرد. گویی از قلبی که دلش برای شهادت بسته بود، دلبسته بود، اما با نگاهی مهربان به همسرش میگفت: اینها که بیرون آمدند، همه معاند و ضد انقلاب نیستند. بخشی از مردم هستند که اعتراض دارند. ما باید محافظ آنها باشیم، امنیت آنها را فراهم کنیم، و در کنارشان بایستیم.
اما محمدجواد، اسیر شمرهای زمانه شد. چند ده نفر ناجوانمرد، او را بر زمین انداختند و با چوب و سنگ، دلش را زدند. نامردانی که مزدور آمریکا و اسرائیل بودند، با دهها ضربه کاری چاقو، مدافع امنیت، و پدر خوشبخت، را به طرز فجیعی که وصف آن در قلم نمی آید از پا درآوردند.
روایت دلخراش برادر شهید مدافع امنیت همدان؛ لحظه دیدن بدن تکهتکه محمدجواد به مرز جنون رسیدم
برادر شهید مدافع امنیت محمدجواد بخشیان در گفتوگو با مهر، پرده از لحظات تلخ شهادت برادرش در جریان اغتشاشات همدان برداشت؛ لحظاتی که در آن، عدهای آموزشدیده با دهها ضربه چاقو، مردی را که برای حفظ امنیت ایستاده بود، از پا درآوردند و حتی در انتقال او به بیمارستان نیز مانعتراشی کردند.
در پی بروز ناآرامیها و اغتشاشات در شهر همدان، برادر شهید محمدجواد بخشیان، یکی از مدافعان امنیت استان همدان در گفتگو با خبرنگار مهر، روایتی جانکاه از آخرین ساعات زندگی آن شهید و ارادت دیرینهاش به آرمانهای انقلاب را بازگو کرد.
بهزاد بخشیان برادر شهید که خود شاهد ماجرا بود، با صدایی لرزان روایت میکند: از آغاز شلوغیها، برادرم محمدجواد از صبح تا شب در خیابانها برای تأمین امنیت شهروندان مستقر بود. پنجشنبه ۱۸ دی ماه بود که برادرزادهام با من تماس گرفت و با نگرانی گفت که پدرش (محمدجواد) تلفن همراهش را نبرده و خبری از او نیست.
او ادامه میدهد: تنها توانستم شماره یکی از همکاران محمدجواد را بگیرم. او با صدایی مضطرب گفت که محمدجواد زخمی شده است. خیابانها به شدت شلوغ بود و تردد با خودرو ناممکن بود. حدود نیم ساعت پیادهروی کردم تا خودم را به بیمارستان فرشچیان برسانم. لحظهای که به بیمارستان رسیدم و بدن تکهتکه برادرم را دیدم، داشتم دیوانه میشدم. در لحظات آخر بود و وقتی شهید شد، واقعاً غبطه خوردم.
این برادر، محل استقرار شهید را میدان دانشگاه به سمت آرامگاه بوعلی عنوان میکند و با اشاره به وحشیگری مهاجمان، میگوید: چندین نفر به صورت وحشیانه محمدجواد را دوره کرده بودند و با هرچه در دست داشتند او را میزدند. دهها ضربه چاقو به نقاط حساس، از جمله ریهها و بدن او، با هدف کشتن وارد شده بود. این افراد آموزش دیده بودند و ضرباتشان مرگبار بود.
روایت تلخ به اینجا ختم نمیشود؛ او اضافه میکند: وقتی همکارانش رسیدند تا او را به آمبولانس منتقل کنند، مهاجمان به صورت وحشیانهای جلوی آمبولانس را گرفتند، درب و شیشههای آن را شکستند و تمام مسیر را مسدود کردند. در نهایت، تنها با یک ماشین شخصی توانستند پیکر مجروح او را به بیمارستان برسانند.
این برادر با اشاره به واکنش خانواده، عنوان کرد: همسر شهید، زینبگونه با خبر شهادت برخورد کرد و گویی آماده بود. محمدجواد هر بار که از خانه بیرون میرفت، از همسرش میخواست که برای شهادتش دعا کند.
او در پایان به سوابق ایمانی شهید اشاره کرد و گفت: محمدجواد از کودکی دلبسته شهادت بود؛ با هم به کلاس قرآن میرفتیم و همیشه ارادت ویژهای به رهبری و انقلاب داشت. پدر ما نیز خود جانباز ۷۰ درصد است.
وی در پایان از مردم قدردانی کرد و افزود: مراسم تشییع با شکوهی برگزار شد و بیش از ۲ هزار نفر برای عرض تسلیت به خانه ما آمدند. مردم همدان بار دیگر نشان دادند که قدردان شهدا هستند. دستبوس تمام مردم همدان هستیم و همچنین از استاندار، امام جمعه، فرماندهان انتظامی استان و شهرستان، تأمین اجتماعی و تمام مدیرانی که در این یک هفته بارها به ما سر زدند، تشکر میکنم.
گفتنی است؛ با قلبی خونین و چشمانی اشکبار، مردم همدان شاهد شهادت محمدجواد بخشیان، مدافع امنیت، در جریان ناآرامیهای اخیر بودند. این شهید والامقام، در حالی که در حال حفظ امنیت شهروندان در میدان دانشگاه بود، هدف حمله وحشیانه تک تیراندازان قرار گرفت و با دهها ضربه چاقو، به شهادت رسید. این حادثه دردناک، موجی از غم و اندوه را در میان مردم و مسئولین برانگیخت و یادآور ایثار و فداکاریهای بیبدیل قهرمانان انقلاب اسلامی است.


نظر شما