خبرگزاری مهر، گروه استانها: این روزها حکایت دشمنیهای آمریکا و اسرئیل نه تنها با نظام جمهوری اسلامی ایران بلکه با دیگر کشورها به ویژه مناطق مسلمان نشین بر کسی پوشیده نیست.
دشمن بعد از شکست در جنگ ۱۲ روزه، با طراحی از پیش تعیین شده، جنگ تروریستی در داخل به راه انداخت. در این راستا عدهای فریبخورده که اغلب از قشر نوجوان بوده، تحت تاثیر جوسازی دشمن در فضای مجازی قرار گرفته و با اغتشاش به بهانه اعتراض به گرانی، اقداماتی ناخوشایند رقم زدند.
هرچند با هوشیاری مردم، بصیرتافزایی رهبر فرزانه انقلاب و تلاش نیروهای نظامی و انتظامی آتش فتنه خاموش شد، اما نه تنها جان صدها نفر از هموطنان قربانی بیغیرتی برخی وطنفروشان شد بلکه خسارتهای میلیاردی به اماکن دولتی و اموال مردمی وارد شد.
آن روی سکه هزاران نفر از عوامل نظامی و انتظامی و نیروهای مردمی مجروح شدند که حالا هر کدام گنجینهای ارزشمند برای انقلاب هستند. همانهایی که ماندند تا دیوانگیهای اغتشاشگران در صحنه جنایت را روایت کنند. حالا بر ما وظیفه است که نه تنها از این افراد جان بر کف دلجویی کنیم بلکه رشادتهایشان را مشق کنیم تا الگویی برای نواجونان باشد.
از این رو در اولین دیدار به همراه جمعی از مومنین و دختران حاج قاسم، مهمان مجروحی میشویم که میخواهد در اوج خوشنامی، گمنام بماند.
سید عبدالله نام دارد و با الگوبرداری از سید و سالار شهدای دشت کربلا، در مسیر انقلاب و دفاع از خاک وطن لحظهای غفلت نکرده و درس ولایی بودن را در مکتب نظام گذرانده است.
اولین دیدار
ساعت حوالی ۱۶ یک عصر دلانگیز زمستانی است. آفتاب آخرین نگاهش را بر پیکره شهر گسترانده و خنکای دلچسب هوا، بر احساست چنگ میزند. با گذر از هیاهوی شهر، مسیری فرعی در خیابان غفاری را پیش میگیریم. درب بزرگ و سفید رنگ ما را به مقصدمان میرساند.
با فشردن زنگ مردی چهارشانه به همراه بانویی بلند قامت در چهارچوب ظاهر میشوند. در سلام و احوال پرسی پیشتازی کرده و درس مهماننوازی را خط به خط مشق میکنند. با اولین گام و نخستین نگاه همه چیز بدون کلام، برایت معنا میشود.
اینجا فرهنگ ناب اسلامی- ایرانی نه تنها در رفتار، گفتار و پوشش اهل منزل به خوبی پیداست بلکه بر کالبد درونی خانه نیز نقش بسته و هنوز رنگ و لعاب معماری قدیمی زینتبخش در و دیوار این چهاردیواری است.
بوی صمیمیت موج میزند. هر نگاه دنیایی از کلام است و هر کلام فرهنگنامهای زیبا پیشرویت باز میکند که ریشه در عشق به نظام و رهبری دارد. از تربیت دختر و پسر خردسال خانواده به خوبی میتوان فهمید که عاشقانههای پدری قهرمان و ستودنی مشق شب و روزشان بوده است.
پای درس دلدادگی
سکوتی زیبا حاکم میشود. از شب فتنه و آنچه گذشت میپرسیم. نگاهش را به گلهای ریزنقش و قرمز رنگ فرش میدوزد. نفس عمیقی میکشد و میگوید: در جمعیت موجود، اکثرشان دختران و پسران کمسن و سال بودند. سلاح سرد و گرم از جمله داراییهایی بود که آشوبگران و عدهای فریبخورده به دست داشتند. یکی شعار میداد. یکی سنگ پرتاب میکرد و دیگری برای جوسازی صدا بلند میکرد.
اندکی سکوت میکند و سپس ادامه میدهد: در این بین نیروهای نظامی و انتظامی بدون استفاده از سلاح و تنها با استفاده از جان خود برای افراد بیگناه حفاظ شدند تا نه تنها فردی در آتش فتنه آسیب نبیند بلکه سطح تخریب اموال به حداقل برسد.
سید عبدالله که از ناحیه سر، کتف، پای راست و کمر مجروح شده است، می افزاید: اگرچه در این آشوب مجروح شدم اما حتی یک لحظه دست از دفاع برنداشتم و اگر مجدد در اینچنین شرایطی قرار بگیرم، با فرمان رهبرم در خط اول جبهه دفاع میکنم.
لزوم بصیرت والدین
وی میگوید: فتنه ۱۴۰۴ به لحاظ استفاده از انواع سلاحها و سن پایین آشوبگران با دیگر فتنهها بسیار متفاوت بود.
سید عبدالله با بیان بیان اینکه متاسفانه نوجوانان در سایه بیتوجهی والدین، تحت تاثیر فضای مجازی قرار میگیرند، میگوید: از والدین خواستاریم بر رفتار فرزندانشان نظارت بیشتری داشته و فرزندان نیز با والدین صادق باشند.
ذهنش را به جنگهای مختلف دشمن علیه ایران گره میزند و میافزاید: در تمامی جنگها با همراهی مردم و رهبریهای فرزانه انقلاب، دشمن شکست سختی خورده است.
صحبتمان گل میکند. هر کس سوالی میپرسد و سید با بردباری تمام جواب میدهد.
کمکم آفتاب در تشت غروب مینشیند. با قرائت آلیاسین محفل تماشایی میشود، چراکه بوی معنویت در فضا میپیچد. سید عبدالله را با رنجهایی که وی بر آنها "گنج" نام گذاشته تنها میگذاریم. هرچند مثال این نیروی غیور بیرجندی کم نیستند اما رفتیم و نوشتیم تا باری دیگر بگوییم امنیت، اتفاقی نیست.


نظر شما