خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان_حجت الاسلام محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه: این که آنچه اتفاق افتاد فتنه ای آمریکایی_صهیونی و ادامه جنگ ۱۲روزه بود، جای تردید ندارد. غیر از حمایت علنی و وعده مداخله توسط ترامپ در روز های اول، اسناد بیشتری هم دارد فاش می شود.
اما به یُمن بسته شدن کامل اینترنت (حتی پیامک) و استفاده حداکثری از تک گویی رسانه های رسمی (بخصوص برنامه های متراکم شبکه های متعدد رسانه ملی) ، روایت اغتشاشات در همان فتنه آمریکایی_صهیونی و کماندوهای موساد در ایران صورت بندی شد و تمام!
فقط رهبر انقلاب اسلامی در روز مبعث از عامل دوم اغتشاشات جدی تر سخن گفت: «نوجوانان»! «نوجوان خامی که با رژیم صهیونیستی و فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند؛ اما تحت تاثیر قرارش می دهند، هیجان برایش می سازند... وارد میدان می شوند، شیطنت هایی می کنند که نباید بکنند. اینها پیاده نظام اند. آن سردسته (جاسوس و مرتبط با رژیم) اینها را جمع می کند. هر کدامشان ۱۰نفر، ۲۰نفر، ۵۰نفر را جمع می کنند، راهنمایی می کنند که باید بروید اینجا این جنایت را بکنید و متاسفانه می کنند!... اینها چند هزار نفر را به قتل رساندند بعضی ها را با شدتِ غیر انسانی یعنی کاملاً وحشیانه به قتل رساندند! (تلخیص فرمایشات رهبری)
پس رابطه، ۱به ۲۰ یا ۱به ۵۰ بین سرپل های مرتبط با بیگانه و نوجوانانِ هیجانیِ میدان بود که توانست چند هزار نفر کشته هم بگیرد! ظاهراً دستگیر شدگان نیز عمدتاً نوجوان اند. اما درصدی از همین نوجوانان آن جنایات عجیب را رقم زدند!
روایت رسمی با غلبه دادن دسته اول (عوامل دشمن) ، از این دسته دومِ حداکثری به اشاره می گذرد. جالب این که در ناآرامی های ۱۴۰۱ هم با این پدیده (محدودتر و کمی خفیف تر) مواجه بودیم. جانشین فرمانده کل سپاه متوسطِ سِنّی دستگیر شدگان ۱۴۰۱ را ۱۵ سال بیان کرد.عجیب تر این بود که یک سال قبل از آن (آبان۱۴۰۰) «سامانه پایش و آسیب های اجتماعی دانش آموزان» متعلق به آموزش و پرورش گزارش داده بود در ۶ سال گذشته میزان خطرپذیری دانش آموزان با رشد سالانه ۵/۱٪ به رشد ۱۰ برابری نسبت به قبل رسیده است.
آن گزارش رسمی بیان کرده بود طی سه سال گذشته، «خشونت» رتبه اول در بین خطر پذیری دانش آموزان است. این واقعیت در اغتشاشات ۱۴۰۱ در خیابان ها مجسم شد و دستگیر شدگانِ عمدتاً نوجوانِ آن را جلوی چشم ها آورد.
لکن جای پرداختن به علل و توجه کردن دستگاه های تربیتی و تبلیغی به این آسیب جدی، صرفاً شعار زده با آن مواجه شدیم. اگر هم کسی از این آسیب سخن می گفت، پدیده «سلام فرمانده» و «اعتکاف های دانش آموزی» و... را به سرش کوبیدیم و «سیاه نما» و «غُر زن» خطابش کردیم.
حال آن که پدیده های اجتماعی را باید با هم دید؛ نه انکار آن کرد و نه این! به خصوص وقتی یکی (ولو با درصدِ جمعیتیِ کمتر) بتواند فتنه ای عظیم و خساراتی جبران ناپذیر موجب شود. کلیشه سازی از یکی و روایت غالب کردنش وقتی با غفلت یا تغافل و فرار از مسئولیت در قبال دیگری باشد، بد و نکوهیده است. چیزی که متاسفانه رویه دستگاه های فرهنگی، تبلیغی و تربیتیِ عریض و طویل ما شده است.
قطعاً از امتیازات ایران اسلامی یکی جوان و نوجوان آن است. ۸۵٪ نوجوانان ایرانی از زندگی در ایران اسلامی دارای احساس سربلندی اند. ٪۸۴ حاضرند برای کشور خود مقابل دشمن بجنگند. بیش از ۷۰٪ آنان مایل به مقاومت حتی به قیمت از دست دادن زندگی راحت هستند و پس از جنگ ۱۲روزه این میل افزایشی هم بوده است! (پیمایش مرکز تحلیل اجتماعی - متا)اما در همین پیمایش، این صنف، فقط ۷۵/۴٪ در اعتراضاتِ احتمالیِ۱۴۰۴، پاسخِ «قطعاً شرکت نمی کنند» دادند (بقیه شرکتِ قطعی و احتمالی و بی جواب)
همان پاسخِ «زیر ۲درصدْ شرکتِ قطعی» در اعتراضاتِ احتمالی، با همراهی دیگران توانست در چند روز اغتشاش، آسیب هایی به شهرها بزند که در جنگِ ۱۲روزه اف۳۵ ها به خود ندیدند. بعضاً جنایت های وحشیانه ای بسازند که به نام «داعش در شهر» گوشه ای از آن را پخش می کنیم؛ اما در روایت رسمی رویمان نمی شود بگوییم نوجوانان خودمان با سردستگی لیدرهای آموزش دیده چنین کردند.
باز دلمان را به معنویت و وفاداری درصد بالای دیگر خوش کرده، سرودهای آنها را کلیشه ی غالب نوجوان ایرانی می کنیم تا باز هم نبینیم و از تجربت ها درس نگیریم و بالتبع تدبیری جدی نکنیم!



نظر شما