خبرگزاری مهر - مجله مهر: آن شب، مسجد سیدالشهدا علیهالسلام در پاکدشت تنها یک ساختمان معمولی نبود؛ پناهگاهی بود برای نماز و آرامش بود ولی در چند دقیقه، به صحنهای از آتش و تصمیمهای سرنوشتساز تبدیل شد.
در جریان آشوبهای اخیر این مامن آرامش جای خود را به شعلههای آتش داد آتش از ورودیها مسجد بالا کشید و دود سنگین طبقه پایین را در خود فرو برد. چند نفر از نمازگزاران در زیرزمین محبوس شدند؛ راه خروج بسته بود و نفسها هر لحظه کوتاهتر میشد. وقتی فریاد کمک میان دود و شعلهها گم میشد، انگار زمان هم با آنها ایستاده بود.
در همین لحظات، علیاکبر زارعی و طاها عزیزی وارد مسجد شدند. بدون تجهیزات، بدون تضمین بازگشت، تنها با ارادهای که به اندازه آتش سرسخت بود. حتی آنها میدانستند هر ثانیه تأخیر، میتواند به قیمت جان کسانی تمام شود که در محاصره آتش گرفتار بودند. تصمیم گرفتند بمانند و جلوتر از ترس بایستند.
به طبقه پایین رفتند. میان دود غلیظ و حرارت سوزان، مسیر خروجی را برای افراد باز کردند و سه نفر از نمازگزاران را از میان شعلههای آتش بیرون آوردند. آنها جانها را نجات دادند، اما شعلههای آتش عقبنشینی نکردند و مسیر بازگشت بسته شد و آتش سهم خود را گرفت. علیاکبر زارعی و طاها عزیزی، پس از نجات آخرین نفر، دیگر به بیرون بازنگشتند. مسجد سوخت و آن دو، در همان قلب مسجدی که برایش ایستاده بودند، به شهادت رسیدند.
اما ماجرا به همان شب ختم نشد.
در روزهای بعد، مسجد اگرچه تخریب شده بود، اما تعطیل نشد. نمازگزاران نماز جماعت را میان دیوارهای سوخته و سقفی که دیگر کامل نبود، اقامه کردند. اذان در همان جایی گفته شد که دود هنوز بر دیوارهایش نشسته بود؛ انگار میخواستند بگویند آتش میتواند بسوزاند، اما نمیتواند قبله را تغییر دهد.
در یکی از همین روزها، یکی از نمازگزاران «خانم رامشینی» به مسجد آمد؛ زنی که همان شب توسط شهید علیاکبر زارعی از میان آتش نجات یافته بود. آرام روی زمین نشست، درست بر نقطهای که گفته میشود محل شهادت علیاکبر بود. هیچ حرفی نمیزد فقط تنها در سکوت مسجد دعا میکرد و شاید با خدا خود معاملهای داشت.
دستهایش روی خاکی قرار گرفت که هنوز نشانههای سوختگی را در خود داشت. لبهایش آرام تکان میخورد؛ شاید دعا بود، شاید شکر، شاید وداعی که دیر انجام میشد. تصویر ساده بود اما همراه با معنایی از زندگی و حسرت زنی که زنده مانده و بر جایی نشسته است که مردی برای زندهماندنش جان خود را از دست داده است.
مسجد سیدالشهدا علیهالسلام امروز، فقط یک بنای آسیبدیده از یک مسجد نیست بلکه روایتی است از شبی که انتخاب میان رفتن و ماندن، در چند ثانیه رقم خورد؛ روایتی از مردانی که نجات را مقدم بر جان خود دانستند، مردمی که پس از آتش، نماز را رها نکردند و ما نام این روایت را ایستادگی برای وطن مینامیم.


نظر شما