خبرگزاری مهر، گروه استانها: پنجشنبه، ۱۸ دیماه، اسلامشهر شبی آرام را آغاز کرده بود، خیابانها شلوغ اما بیتنش بودند؛ مردمی که در رفتوآمد روزمره خود بودند، بیآنکه نشانی از التهاب در چهره شهر دیده شود.
هیچکس تصور نمیکرد که این آرامش، تنها پیشدرآمد شبی پرآشوب باشد؛ شبی که قرار بود ردّی تلخ در حافظه جمعی شهر بر جای بگذارد.
در میان جمعیت، چهرههایی حضور داشتند که نیتشان با دیگران فرق میکرد، لیدرهای آشوبگر، آرام و حسابشده، از ازدحام خیابان بهعنوان پوششی برای اهداف پنهان خود استفاده کردند؛ اهدافی که تا آن لحظه، برای مردم عادی ناشناخته بود.
هیچکس نمیدانست که به بهانه اعتراض، عناصری در دل جمعیت، تشنه خشونت و خونریزیاند و جوانان این شهر را نشانه گرفتهاند.
حوالی ساعت ۲۰، گویی فرمان خشونت صادر شد. ناگهان فضا تغییر کرد، خیابانهایی که تا دقایقی پیش عادی و زنده بودند، به صحنه هرجومرج تبدیل شدند.
حمله به مقدسات، تعرض به مأموران امنیتی، تخریب اموال عمومی و تلاش برای کشتهسازی در میان مردم بیگناه، بخشی از جنایتی بود که آن شب در اسلامشهر رقم خورد؛ جنایتی که بیش از هر چیز، امنیت روانی شهر را هدف گرفته بود.
آشوبگران میخواستند ترس را جایگزین آرامش کنند و شهر را به میدان ناامنی بکشانند، اما این وضعیت دوام نیاورد، دقایقی پس از جولان تروریست ها در خیابانها، ورق برگشت.
حضور بهموقع مردم انقلابی، نیروهای بسیجی و مأموران امنیتی، معادله را تغییر داد، خیابانها یکییکی آرام گرفتند و نظم، دوباره به شهر بازگشت.
اسلامشهر ایستاد؛ نه فقط با نیروی امنیتی، بلکه با همراهی مردمی که اجازه ندادند، سرنوشت شهرشان به دست آشوب و ترور سپرده شود.
با این حال، آنچه رخ داد، بیاثر نبود، عاملان این حادثه، زخمی عمیق بر پیکره تاریخ اسلامشهر بر جای گذاشتند؛ زخمی که یادآور این حقیقت است که آرامش، نعمتی است که گاه در یک شب، هدف هجوم تاریکترین نیتها قرار میگیرد.


نظر شما