خبرگزاری مهر، گروه استان ها- کوثر اشرافی: هرازگاهی اگر در ساعتی از شبانهروز نگاهت به گوشه و کنار خیابانها بیافتد رفتگران یا پاکبانهایی را میبینی که بیمنت و حتی در اوج خستگی در حال تمیز کردن معابر هستند.
اما این بیت «گاهی این پاکی ببخشاید عیان» در زندگی برخی افراد جور دیگری نمود پیدا میکند تا آنجا که میتوانیم این انسانها را نه فقط پاکبان بلکه پاکباز بدانیم و بنامیم. حالا میخواهم برایتان قصه یکی از این پاکبانان پاکباز را تعریف کنم که در همین شهر زندگی میکرد و نانآور خانواده سه نفرهاش بود.
او کشته خشم دشمن است که در شب نوزدهم دی ماه در یکی از کوچههای این شهر به شهادت رسید و حالا او یک پاکبان شهید است و جز قاب عکسی گوشه خانه از او چیزی به یادگار نمانده است.
نام این پاکبان رشتی، «حسن یوسفی پور» است که از زبان تک پسرش، وقتی از اوصاف پدر میگفت این بود که بابا کلاً در سختی زندگی کرد و خودش را فدای ما کرد.
بابای فداکار شهید
این بابای فداکار نخورد، نخرید، نپوشید تا خانواده کوچکش در رفاه زندگی کنند و در همین راه هم جانش را فدا کرد تا ابد در ذهنِ پسرش همان بابای فداکار باقی بماند.
همسرش میگوید: سر به زیر بود و با کسی هم کاری نداشت اما نمیدانم چرا او را زدند؟ ای کاش کسی باشد پاسخ این سوال را بداند که نه فقط برای همسر شهید بلکه برای تک تک ما جای سوال است که چرا او را زدند.
او در راه رسیدن به خانه بود که از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در تاریکی شب مظلومانه بر زمین مانده بود که همسایهها او را پیدا کردند و به خانه رساندند.
وقتی برای زندگی
خونریزی داشت و نیاز به مداوا اما تلفنها قطع بود و امکان ارتباط وجود نداشت تا او را به بیمارستان برسانند و در نهایت با کمک همسایهها به بیمارستان رسیدند اما وقتی که دیگر وقتی برای زندگی نبود.
سخت است شنیدن این کلمات از زبان تک پسرش که گفت من داشتم به این فکر میکردم که این جریانات چیزی جز یتیم کردن من و امثال من نداشت.
امثال بچههایی که مادران و پدرانشان نمیدانیم به کدامین گناه در آتش خشم دشمن سوختند و امروز سهم بازماندگان از این خاکستر چیزی به جز تنهایی و بیکسی نیست و این هزینه سنگین تا آخر عمر بر گردنشان است.
امام رضا نرفتم
«امام رضا نرفتم» از زبانش نمیافتاد این را همسر شهید گفت: همش به دنبال مرخصی بود تا سه نفره به پابوس امام رضا (ع) بروند و حالا مجوز این مرخصی با مُهر شهادت صادر شد تا به ابد همجوار امامی باشد که عاشقش بود و آرزوی زیارتش را در دل داشت اما در دنیای خاکی به آرزویش نرسید.
پایِ دل
آنجا که جسم یاری نکند پایِ دل تو را به حرم یار میرساند گرچه دور اما نزدیک است اگر بال پرواز داشته باشی آنجا که گفتهاند رهِ آسمان درون است، پر عشق را بجنبان، پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند.
زندگی حسن یوسفی پور پاکبانِ شهید رشتی نماد همین شعر سهیلی است که گفت آن پاکبان مهربان دائم بود هر سو روان، جارو کند او بیامان پاکی ببخشاید عیان.


نظر شما