۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۱۹

روایت شهیدی که با زبان روزه و ۵۸ ضربه چاقوی اغتشاشگران شهید شد

روایت شهیدی که با زبان روزه و ۵۸ ضربه چاقوی اغتشاشگران شهید شد

قم- سرگرد «شهید عباس اسدی» از مدافعان امنیت در اغتشاشات اخیر قم در حالی که مشغول صحبت با اغتشاشگران بود مورد حمله ناگهانی قرار گرفت و در نهایت با زبان روزه و ۵۸ ضربه چاقو به شهادت رسید.

به گزارش خبرگزاری مهر؛ گروه استان ها- هیفاء پردل: شهید عباس اسدی در خانواده‌ای مذهبی و باایمان در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود و از همان سال‌های نخست زندگی در فضایی آکنده از معنویت، ساده‌زیستی و محبت اهل‌بیت علیهم‌السلام رشد یافت.

محیط خانوادگی او سرشار از ایمان به خدا بود و همین تربیت عمیق دینی، مسیر زندگی‌اش را از کودکی در جهت خدمت به مردم و پاسداری از ارزش‌های دینی و مذهبی شکل داد.

وی در یکی از محله‌های تاریخی شهر قم بزرگ شد، محله‌ای که مردم‌داری، دینداری و همبستگی اجتماعی در آن جلوه‌ای پررنگ داشت.

ارتباط نزدیک او با مسجد، هیئت‌های مذهبی، کانون‌های فرهنگی و پایگاه بسیج، نقش مهمی در پرورش شخصیت ایمانی و انقلابی‌اش ایفا کرد و سبب شد از همان دوران نوجوانی دلبسته ولایت فقیه و مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام باشد.

شهید اسدی در کنار تربیت خانوادگی، از دل مسجد و فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی برخاست و ایمان عمیق و خداشناسی درونی او، به زندگی‌اش معنا و جهت بخشید.

علاقه‌مندی ویژه او به مردم، نظام اسلامی و ارزش‌های دینی باعث شد خدمت به جامعه را نه یک وظیفه اداری، بلکه یک تکلیف الهی بداند و در مسیر حفظ امنیت، از هیچ تلاشی دریغ نکند.

این شهید مدافع امنیت، همواره در کنار مأموریت رسمی خود برای برقراری نظم و آرامش در جامعه، دغدغه رفع نیازهای مردم را داشت و تلاش می‌کرد گره‌ای از کار همشهریانش باز کند.

اطرافیانش او را فردی خوش‌اخلاق، مردم‌دار و دلسوز توصیف می‌کنند که خدمت‌رسانی به اقشار مختلف جامعه را افتخار زندگی خود می‌دانست.

برای شنیدن روایت‌های نزدیک از زندگی این شهید بزرگوار، به خانه‌ای قدم می‌گذاریم که سادگی، ایمان، عشق و روحانیت در جای‌جای آن موج می‌زند.

در کوچه‌ای که روایتگر زندگی این شهید مظلوم است، بنر تصویر او به چشم می‌خورد، تصویری که قامت رعنای شهیدی را نشان می‌دهد که ناجوانمردانه و مظلومانه در مسیر تبیین حق و باطل به شهادت رسید.

او با دهان روزه و در حالی که مشغول انجام وظیفه بود، با ۵۸ ضربه مورد حمله اغتشاشگران قرار گرفت و جان خود را فدای امنیت مردم کرد.

شهید عباس اسدی هم عصای دست پدر سالخورده‌اش بود و هم پدری مهربان، دلسوز و الگو برای چهار فرزند خردسال خود.

او در میان همین مردم رشد یافت و برای امنیت همان مردمی که دوستشان داشت، جان خود را تقدیم کرد تا آرامش اجتماعی حفظ شود و جامعه در مسیر ثبات و امنیت باقی بماند. زندگی کوتاه اما پربرکت این شهید مدافع امنیت، امروز به الگویی ماندگار برای نسل جوان تبدیل شده است؛ الگویی از ایمان، خدمت، ولایت‌مداری و فداکاری در راه خدا و مردم.

روایت شهیدی که با زبان روزه و ۵۸ ضربه چاقوی اغتشاش گران شهید شد

شهادت آرزوی دیرینه شهید اسدی

باب گفت وگو را با مادر قهرمان شهید عباس اسدی باز می کنیم، کلثوم بغدادی با اشاره به مهم‌ترین خصوصیات اخلاقی فرزند شهیدش گفت: مهم‌ترین دلیل توفیق شهادت فرزندم ایمان و خداشناسی بود و او به خدا ایمانی قوی داشت و از نظر اخلاقی فردی خوش‌رفتار و مهربان بود، چه در دوران کودکی و چه در سال‌های تحصیل، هرگز از او واکنش تند یا رفتار ناپسندی ندیدم.

وی افزود: با وجود اینکه گاهی به‌عنوان مادر با او تندی می‌کردم، هیچ‌وقت بی‌احترامی یا برخورد نامناسبی از او ندیدم و با همه اعضای خانواده، به‌ویژه با خواهر و برادرهایش و همچنین با من و پدرش، بسیار خوش‌رو و محترمانه رفتار می‌کرد و همین اخلاق خوب باعث شده بود همه به او علاقه‌مند باشند.

مادر شهید عباس اسدی با اشاره به روحیه معنوی فرزندش بیان کرد: آرزوی همیشگی فرزندم شهادت بود و واقعاً آن را گدایی می‌کرد و هر جا برنامه مذهبی، مراسم دعای کمیل، دعای توسل یا مناسبت دینی برگزار می‌شد، از من عاجزانه می‌خواست که برای شهادتش دعا کنم.

وی ادامه داد: او همیشه می‌گفت مادر جان برایم دعا کن شهید شوم و به آرزویی که در دل دارم برسم و این درخواست‌ها از سر احساسات زودگذر نبود، بلکه از ایمان، عمیق و باور قلبی او به راه خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام سرچشمه می‌گرفت.

روایت مادر از شب حادثه و وقایع منتهی به شهادت فرزندش

کلثوم بغدادی در ادامه به شب حادثه و وقایع منتهی به شهادت فرزندش اشاره کرد و گفت: شب حادثه که اغتشاشات رخ داد، من برای شرکت در مراسم دعای ام‌داوود به مسجد رفته بودم و همان شب عباس قبل از شهادتش با من تماس گرفت و حال و احوالم را پرسید.

وی افزود: من در آن تماس تلفنی نگرانی‌ام را از وضعیت موجود و اینکه این اتفاقات به کجا ختم می‌شود با او در میان گذاشتم، خیلی مضطرب بودم و از آینده می‌ترسیدم، اما عباس با آرامش و اطمینان عجیبی با من صحبت کرد.

مادر شهید عباس اسدی گفت: او به من گفت حاجیه خانم، با این حرف‌ها به ایمان شما شک می‌کنم. آن‌ها هرگز نمی‌توانند حریف اسلام شوند و ما برای ثبات و امنیت این مملکت خون‌ها داده‌ایم، نترسید و نگران نباشید، فقط برای من دعا کنید شهید شوم.

وی تصریح کرد: همین جمله آخرش هنوز در گوشم زنگ می‌زند و انگار می‌دانست قرار است چه اتفاقی بیفتد و با همان آرامش همیشگی از من خواست برای شهادتش دعا کنم و من هیچ وقت فکر نمی‌کردم آن تماس، آخرین گفت‌وگوی مادر و فرزند باشد.

کلثوم بغدادی با بیان اینکه فرزندش همواره با توکل به خدا زندگی می‌کرد، خاطرنشان کرد: عباس به آینده انقلاب و نظام اسلامی ایمان داشت و هیچ‌وقت دچار ترس یا تردید نمی‌شد و همیشه می‌گفت این راه، راه حق است و اگر در این مسیر جان بدهیم، معامله با خدا کرده‌ایم.

وی گفت: من به فرزندم افتخار می‌کنم. او با ایمان، اخلاق خوب و عشق به خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام زندگی کرد و همان‌گونه که آرزو داشت، با شهادت از دنیا رفت. امروز تنها دلخوشی من این است که عباس به خواسته قلبی‌اش رسید و روسفید شد.

روایت شهیدی که با زبان روزه و ۵۸ ضربه چاقوی اغتشاش گران شهید شد

روایت خواهر شهید عباس اسدی؛ از مردمی‌بودن، بصیرت سیاسی و شهادت در مسیر تبیین

زهرا اسدی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به مهم‌ترین خصوصیات شخصیتی برادر شهیدش گفت: مهم‌ترین ویژگی اخلاقی که باید از برادرم نقل کنم این است که نسبت به مسائل کشور بی‌تفاوت نبود، چه در حوزه اقتصادی، چه اجتماعی و حتی سیاسی و او همیشه پیگیر وضعیت اطرافیان خود بود و اگر کسی مشکل مالی داشت، با تمام توان تلاش می‌کرد آن را به بهترین شکل ممکن برطرف کند.

وی افزود: برادرم معتقد بود درست نیست من و خانواده‌ام در رفاه باشیم اما همسایه یا اطرافیانمان در تنگنا زندگی کنند و به همین دلیل در شب‌های یلدا، مناسبت‌های ملی و مذهبی، همراه مادرم بسته‌های غذایی و اقلام مورد نیاز خانواده‌های محروم را تهیه و بین آن‌ها توزیع می‌کرد و این کار را یک وظیفه انسانی و دینی می‌دانست.

خواهر شهید عباس اسدی با اشاره به روحیه اجتماعی و دغدغه‌مندی سیاسی برادرش گفت: او در مسائل سیاسی هم دقت نظر خاصی داشت و در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری، وقتی در دور اول آمار مشارکت پایین بود، بر خود واجب دانست که وارد میدان تبیین شود و به روستاهای اطراف می‌رفت و در میان سربازان، جوانان و مردم عادی درباره اهمیت مشارکت در انتخابات صحبت می‌کرد تا آن‌ها را نسبت به نقش‌شان در سرنوشت کشور آگاه کند.

وی افزود: برادرم معتقد بود اگر کسی آگاهانه رأی ندهد یا در مسائل کشور بی‌تفاوت باشد، در واقع نسبت به آینده خود و جامعه کوتاهی کرده است و برای همین بدون هیاهو و تبلیغات، فقط با گفت‌وگو و اقناع، تلاش می‌کرد نگاه مردم را اصلاح کند.

آخرین سخنان شهید اسدی با اغتشاشگران

زهرا اسدی با اشاره به شب حادثه و نحوه شهادت برادرش اظهار کرد: شب آخر که همزمان با اغتشاشات قم بود، برادرم در مسیر تبیین به شهادت رسید. او به میان اغتشاشگران رفت و با آن‌ها صحبت می‌کرد تا کسانی که ندانسته وارد این فضا شده‌اند مسیرشان را عوض کنند و به آن‌ها می‌گفت من هم مثل شما شرایط سختی دارم و در وضعیت اقتصادی موجود مشکلاتی را تحمل می‌کنم، اما مسیر اعتراض با اغتشاش تفاوت دارد.

وی افزود: در حالی که با جوانان صحبت می‌کرد و آن‌ها را به آرامش و بازگشت به مسیر قانونی دعوت می‌کرد، عده‌ای ناجوانمردانه از پشت سر به او حمله کردند و همین حمله منجر به شهادتش شد. برادرم بدون هیچ سلاحی، فقط با زبان تبیین و گفت‌وگو به میدان رفته بود.

خواهر شهید عباس اسدی با بیان اینکه برادرش همواره اهل صبر و توکل بود گفت: مهم‌ترین شاخصی که باید از برادر شهیدم به عنوان یک دانشجو و خواهر شهید الگو بگیرم این است که در همه مسائل بردبار باشیم، صبور زندگی کنیم و به خدا توکل داشته باشیم، او همیشه می‌گفت باید از صفر شروع کرد و هیچ‌وقت ناامید نشد.

وی افزود: برادرم زیاد این جمله را تکرار می‌کرد که خدا همیشه با من است و از هیچ چیز جز خدا نمی‌ترسم و می‌گفت خدا ما را یاری می‌کند و همین باور باعث شد من معنای واقعی موفقیت را از او یاد بگیرم.

زهرا اسدی گفت: از همان ابتدای شهادت برادرم، در صحبت‌هایی که با خانواده داشتیم، نه از قصاص و انتقام حرف زدیم و نه دنبال کینه بودیم و تنها چیزی که مورد تأکید ماست این است که امیدواریم خون این شهدا باعث بیداری و آگاهی مردم شود تا دشمن را بهتر بشناسند.

وی افزود: دشمن در کوچه‌پس‌کوچه‌های ما آمده و قصد براندازی و گرفتن خاک ما را دارد و پیام ما این است که مردم دشمن‌شناس باشند و فریب فضاسازی‌ها را نخورند تا خون این شهدا زمینه‌ساز بصیرت بیشتر جامعه شود.

اما ادامه روایت از زبان پدر شهید عباس اسدی شنیدی تر است، احمد اسدی با اشاره به مهم‌ترین خصوصیات اخلاقی فرزند شهیدش گفت: شهید سرگرد عباس اسدی بیش از هر چیز به اخلاق خوب شناخته می‌شد و رفتار پسندیده او زبانزد آشنایان، همسایگان و اطرافیان بود و مردم‌دار بود و نسبت به مشکلات مردم دغدغه داشت و شب‌ها که به خانه می‌آمد، برایم تعریف می‌کرد که امروز فلان مشکل را حل کرده‌ام یا کار یک خانواده را راه انداخته‌ام.

وی افزود: عباس از کودکی با کانون‌های فرهنگی و معنوی مساجد بزرگ شد و همواره پای ثابت نماز جماعت بود و ارتباط او با مسجد هیچ‌وقت قطع نشد و حتی فرزندانش را هم در پایگاه مسجد ثبت‌نام کرده بود تا ادامه‌دهنده همان مسیری باشند که خودش با ایمان و اخلاص آغاز کرده بود.

روایت شهیدی که با زبان روزه و ۵۸ ضربه چاقوی اغتشاش گران شهید شد

فرزند شهیدم دست و بازو و عصای من بود

پدر شهید عباس اسدی با اشاره به جایگاه فرزندش در خانواده گفت: او دست و بازو و عصای من بود، من مشکل کلیوی دارم و بارها به من می‌گفت اگر لازم باشد کلیه‌ام را به تو می‌دهم و تقدیر الهی چنین بود که او به شهادت برسد و ما بمانیم با داغی بزرگ، اما همراه با افتخار.

وی ادامه داد: روز شهادت، عباس روزه‌دار بود و با اینکه شیفت مأموریت نداشت، اما به‌خاطر وضعیت بحرانی که در شهر وجود داشت، داوطلبانه به مأموریت رفت و گفت نمی‌توانم در خانه بمانم وقتی مردم شهرم در ناامنی هستند.

احمد اسدی با نقل خاطره‌ای از لحظات منتهی به شهادت فرزندش گفت: طبق گفته فرمانده‌اش، عباس در حالی که فرمانده با بلندگو با اغتشاشگران صحبت می‌کرد، جلو رفت و بلندگو را گرفت و گفت شما بومی نیستید، من فرزند این شهرم و می‌دانم چگونه با آن‌ها حرف بزنم و بعد خودش شروع به صحبت و آرام‌سازی فضا کرد.

وی افزود: در همان لحظات جو تا حد زیادی آرام شده بود، اما یک فرد ناجوانمرد از پشت سر به او حمله کرد و عباس را به شهادت رساند و فرمانده‌اش تعریف کرده که اغتشاشگران با ضربات چاقو حمله‌ور شدند و همزمان شایعه کردند که کلانتری به تصرف درآمده است .

احمد اسدی در پایان گفت: افتخار می‌کنم که فرزندم در راه مردم و امنیت این کشور شهید شد. عباس با اخلاق، مردم‌داری و ایمان زندگی کرد و همان‌طور که همیشه می‌گفت، دوست داشت در مسیر حق از دنیا برود که خدا این آرزو را نصیبش کرد.

امروز ما مانده‌ایم و شهدا و مانده‌ایم میان جبهه حق و باطل و حالا باید انتخاب کنیم کدام مسیر را ادامه بدهیم، مسیر شهدا و ولایت یا مسیری که دشمن به ما نشان می‌دهد و باید بدانیم برای ماندگاری این نظام، در طول ۴۶ سال عمر انقلاب خون‌های زیادی داده‌ایم.

درحوادث اخیر و اغتشاشات، شهدای عزیزی مانند شهید عباس اسدی که با زبان روزه و ۵۸ ضربه چاقوی اغتشاشگران جان خود را تقدیم کردند تا امنیت کشور حفظ شود. ما باید دشمن‌شناس باشیم و فریب نخوریم چرا که برای این نظام خون‌های گران‌بهایی داده شده و این مسیر با همین ایثارها ادامه پیدا کرده است.

کد خبر 6729601

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • یک ایرانی ۱۲:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
      7 12
      رحمت و رضوان خدا بر این شهیدان مظلوم. خدا به خانواده هاشون صبر بده. رفتار تروریستهای وابسته به موساد شبیه پایکوبی سربازان اسرائیلی کنار جنازه های فلسطینی بود. لعنت به همشون. خداوند اونا رو به دست مسلمانان خوار و ذلیل و محو کنه، ان شاء الله اللهم عجل لولیک الفرج. خدایا امام و رهبرمان را زیر سایه حضرت حجت سلام الله علیه و عج الله تعالی فرجه طول عمر با عزت و سلامتی عطا بفرما و ما رو در راه خودت مجاهد و شهید بفرما الهی آمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم
    • حسن ۱۵:۴۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
      4 0
      خدایا از این وضعیت جهالت تعدادی از مردم فقط باید از شما تقاضا کنیم که دل این مردمان را که با درآمد نامشروع وقبول اراجیف دشمن هار سره رااز ناسره تشخیص نمی دهند نرم و به راه خودت راهنمایی فرما ودرصورتیکه قابل برگشت نیستند نابودشان بگردان
    • یازهرا(س) ۱۶:۴۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
      4 0
      روحش شاد و همنشین انبیا انشاالله خدایا خودت انتقام تمام خونهایی که به ناحق ریخته شده،رو بگیر .خدایا تمام کسانی که به این مرزو بوم ،به ولایت فقیه و به مردم عزیزم خیانت کردند رو بهت واگذار می کنیم .
    • علی ۱۸:۱۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
      2 0
      روحش شاد یادش گرامی باد