به گزارش خبرنگار مهر، حوالی ساعت پنج عصر به تئاتر شهر میرسم، جایی که چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر در حال برگزاری و خونی تازه را در رگهای کهن این مجموعه دمیده است. برف در حال باریدن است و زمین را سپیدپوش کرده است. وارد مجموعه میشوم تا به تماشای نمایش «فروید» به کارگردانی مهرداد فرهادنیا در سالن اصلی تئاترشهر بنشینم. جمعیت زیادی در برابر در سالن اصلی ایستادهاند و با یکدیگر درباره نمایشها گفتگو میکنند و در میان آنها سیدوحید فخرموسوی دبیر جشنواره و کورش سلیمانی رئیس تئاترشهر توجهها را به خود جلب میکنند. به رغم حضور مردم، تنها حدود نیمی از صندلیهای سالن پر میشود.
گرفتار در ذهنی هیپنوتیزم شده
از پیش از شروع نمایش، دکور نمایش «فروید» توجه برانگیز است؛ صحنهای که در آن یک خانه روشن و یک خانه تاریک در کنار هم قرار گرفتهاند و طراحی صحنهای را که جزئیات بسیاری در خود جای داده و در خدمت فضای رازآمیز نمایش قرار گرفته، پدید آورده است. در کنار طراحی صحنه مقبول، طراحی نور و طراحی صدای این نمایش رکنی مهم در این اجرا محسوب میشود. فضای نمایش «فروید» فضایی روانشناختی و رازآمیز است که پیرامون یک جلسه هیپنوتیزم میگذرد که زیگموند فروید روانکاو مشهور اتریشی آن را روی فرزندش مارتین اجرا میکند.
غالب نمایش روایتگر ذهن پریشان مارتین است که پدرش زیگموند در حال درمان آن است و در طول اجرای اثر مونولوگهای مارتین بارها شنیده میشود؛ مونولوگهایی که در کنار ابهامزدایی نقش مهمی در پیشبرد نمایش دارد. این مونولوگها به رغم اهمیت و قدرتش در صحنههای پایانی، گاهی زائد به نظر میرسد و با روشن ساختن همه حوادث و رازهای نمایش از جذابیت اثر میکاهد. دیالوگهای نمایش در بیست دقیقه آغازین تا حدودی کلیشهای و خستهکننده هستند اما هرچه نمایش بیشتر جلو میرود این امکان را پیدا میکند تا تماشاگر را شگفتزده کند. حرکات فرم، گرفتاری در چرخه زمان و خلق لحظات دراماتیک با حضور کاراکتر مامور از ویژگیهای مثبت این نمایش است.
با پایان نمایش، از سالن خارج میشوم و به سمت سالن چهارسو میروم تا به تماشای نمایش «یتیمچه» به کارگردانی مهرداد ضیایی بنشینم. مردم زیادی در برابر ورودی سالن جمع شدهاند و پس از پر شدن صندلیها، عدهای ناگزیر روی پلهها مینشینند.
بهرهگیری از ادبیات عامه در «یتیمچه»
«یتیمچه» نمایشی ایرانی است که در آن افسانه چهرهآزاد، مهرداد ضیایی و کهبد تاراج که نویسنده نمایش نیز بود به ایفای نقش پرداختهاند و بازیهای خوب و باورپذیر از ویژگیهای مثبت این اثر است. نمایش در خانهای میگذرد که برای بیشتر مردم آشناست و شیوه شخصیتپردازی به گونهای است که تماشاگر بتواند به سادگی با آنها همذاتپنداری کند. کهبد تاراج در این نمایشنامه با بهرهگیری از ادبیات عامه و اصطلاحات روزمره نیز کوشیده است تا هرچه بیشتر از فاصله میان مخاطب و شخصیت بکاهد.
«یتیمچه» به یک بحران اجتماعی و تبعات اخلاقی آن در خانواده میپردازد. نمایش کوشیده است تا با ایجاد فاصله میان آغاز روزمره و پایان تلخ خود احساسات مخاطب را بیشتر برانگیخته کند. به رغم این، شخصیتپردازی ناقص و عدم ایجاد زمینه برای رخ دادن اتفاقات دراماتیک، تماشاگر را سردرگم و با احساساتی خنثی رها میکند. شخصیتهای نصرت و مجید که نقشی مهم در طول نمایش دارند به درستی پرداخته نشدهاند و شخصیت عمه عصمت نیز حضورش علت حادثهای در نمایش نمیشود.
با پایان نمایش مخاطبان روی پا میایستند و به تشویق میپردازند. مهرداد ضیایی که کارگردان و بازیگر اثر است همراه با دیگر بازیگران سالن را ترک نمیکند و با باقی ماندن در صحنه از تماشاگران قدردانی میکند و با آنها به گفتگو میپردازد.
از سالن چهارسو خارج میشوم. به رغم سرمای هوا و تاریکی هنوز مردم در حیاط تئاترشهر ایستادهاند و درباره آثار با یکدیگر صحبت میکنند. اینجا چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر است جایی که ثمره یک سال تئاتر ایران پیش چشم تماشاگران اجرا میشود.
چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر به دبیری سیدوحید فخر موسوی تا ۱۲ بهمن ادامه دارد.


نظر شما