۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۵۸

خرده‌روایت‌های مهر از دی‌ماه زخمی/۳۴

قاسم و ابوالفضل علمداران میدان امنیت؛ آنهایی که سوختند تا ایران بماند

قاسم و ابوالفضل علمداران میدان امنیت؛ آنهایی که سوختند تا ایران بماند

مرودشت- شهادت غریبانه ابوالفضل مقدسی و قاسم عزیزی در لباس پرافتخار یگان ویژه پلیس به بدترین شکل ممکن توسط آشوبگران در مرودشت، به مردم فارس درس مردانگی ، غیرت و اقتدار را نشان داد.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: بوی باروت و لاستیک سوخته شهر مرودشت را پر کرده بود و عابرین جرات رفت و آمد نداشتند، آسایش از مردم سلب شده بود و اعتراض روزهای اول جای خود را به آشوب و اغتشاش داده بود.

ابوالفضل و قاسم از پایورهای یگان ویژه پلیس بودند که برای کمک به مردم مرودشت از تهران عزم سفر کردند. سفری که کسی گمان نمی‌کرد بی‌بازگشت باشد.

غریب بودند و از راه دور آمده بودند تا با دستان خالی مرهمی بر دل زخمی مردم مرودشت باشند، اما آشوبگران بی‌سر و پا که در خیابان جولان می‌دادند با آنها خوب تا نکردند، قاسم را حتی پس از بریدن سر رها نکردند و پیکرش را سوزاندند و حتی اجازه ندادند پیکر پاکشان سالم به زادگاه برگردد.

قاسم و ابوالفضل علمداران میدان امنیت؛ آنهایی که سوختند تا ایران بماند

عزیزکرده پدر و مادر بودند و برای خانواده، افتخارآفرین.

۲ جوان رعنایی که تازه ۲۰ سال را رد کرده بودند و مادر برایشان آرزوها داشت.

قاسم عزیزی ۲۱ سال بیشتر نداشت و اهل اراک بود، علم‌دار میدان بود و محرم که می‌شد عزم کربلا می‌کرد، ابوالفضل مقدسی هم ۲۴ ساله بود، یک جوان ساروی و از نیروهای یگان ویژه تهران که به‌عنوان ماموریت به شیراز اعزام شده بود.

قاسم و ابوالفضل علمداران میدان امنیت؛ آنهایی که سوختند تا ایران بماند

این دو، جوانان شجاعی بودند که در رویارویی مستقیم با دشمن به طرز ناجوانمردانه‌ای با ضربه‌های سخت سلاح سرد و گرم سلاخی شده و سپس زنده زنده در آتش خیانت آشوبگران سوختند.

قاسم را که با گلوله از پا انداختند، رویش لاستیک ریختند و او را با بنزین سوزاندند و ابوالفضل را با طنابی بستند و از دو جهت کشیدند و بعد سوزاندند.

ابوالفضل به مهربانی در خانواده و فامیل شهرت داشت و در آن شب پرحادثه برای حفاظت از مردم و مسجدی در مرودشت پای کار آمده بود، اما اغتشاشگران او را در همان مسجد به شهادت رساندند، او که به عشق خدمت به نظام جمهوری اسلامی ایران وارد یگان ویژه شده بود تمام سختی‌ها را پذیرفت و عاشقانه خدمت کرد و به عشق خدمت در نظام، دوری خانواده را تحمل کرد.

این شهید ساروی، راهش را انتخاب کرده و برای رویارویی با خطر هیچ تردیدی در خود راه نداده بود، او سرانجام در آغوش مسجد و در غربت و دوری از خانواده به آغوش خدا رسید.

قاسم و ابوالفضل علمداران میدان امنیت؛ آنهایی که سوختند تا ایران بماند

جنایت‌های داعش‌ گونه‌ای که خاطرات شهید حججی را بار دیگر برای‌مان زنده کرد اما هیچ یک از ما تصور نمی‌کردیم خائنین و مزدوران بخواهند چنین اتفاقاتی را در کشورمان رقم بزنند.

همین جوان‌های بیست و چند ساله رفتند تا ما قدر امنیت را با گوشت و پوست و استخوان‌مان احساس کنیم، رفتند تا ما درس مردانگی و غیرت و اقتدار را از آنها بیاموزیم، آنهایی که با جان‌شان افتخار یک ملت شدند.

کد خبر 6730636

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • ۱۳:۱۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۵
      0 0
      همانجور که این دو عزیز رو کشتن سوزوندن دقیقا همونجور بکشیدشون وسپس بسوزنی تا بفهمن با عزیز دل جوان با غیرت به خاک وطن چه کردن چه مردن جگر آدم آتش میگیره تمام پست فطرت های کثیف رو اعدام کنید جنایت هاشون باید خودشون طمعشون بکشند خائنین پست مرگ بر آشوبگر فتنه گر