۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۳۹

به مناسبت تولد ۵۴ سالگی شبکه یک سیما؛

شبکه یک؛ حافظه جمعی یک ملت

شبکه یک؛ حافظه جمعی یک ملت

در چند سال اخیر، اخبار و شواهد نشان می‌دهد که صدا و سیما به‌خصوص تلویزیون با ریزش مخاطب مواجه شده و هنوز سریال‌هایی مثل یوسف پیامبر و مختارنامه پرمخاطب‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی هستند.

به گزارش خبرگزاری مهر، آگاه نوشت: جالب است که با گذشت دو، سه دهه از پخش برخی سریال‌ها و برنامه‌ها، این روزها اگر هنوز هم صحبتی درباره برنامه‌های تلویزیون باشد مربوط به دهه ۶۰ تا ۸۰ است؛ دوره‌ای که خیلی از ما با آن برنامه‌ها مثل صبح بخیر ایران،‌ سیمای خانواده، سلطان و شبان، روزی روزگاری و امثال اینها خاطره داریم؛ امروز (پنجم بهمن) سالگرد افتتاح شبکه یک سیماست؛‌ شبکه هر ایرانی.

شبکه یک؛ شبکه هر ایرانی

۵۴ سال پیش در چنین روزی شبکه یک سیما افتتاح شد. شبکه‌ای که شعار آن، «شبکه یک؛ شبکه هر ایرانی» است. این شبکه پیش از انقلاب با نام تلویزیون ملی ایران در ۱۱ مهر سال ۱۳۳۷ افتتاح شد اما پس از سفر محمدرضا پهلوی به فرانسه و قراردادی که با ژاک شیراک، نخست‌وزیر وقت فرانسه منعقد کرد، ایران سیستم رنگی سکام را از فرانسه خرید و در پنجم بهمن سال ۱۳۵۰ شبکه یک سیما افتتاح شد. در سال ۱۳۵۴ این شبکه پخش برنامه‌هایش را به صورت رنگی آغاز کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نام این شبکه از تلویزیون ملی به نام شبکه یک سیما تغییر کرد و از سال‌های میانی دهه ۱۳۸۰ عنوان شبکه ملی را گرفت.

شبکه یک سیما از زمان افتتاح تا سال ۱۳۷۲ با نشان نوشت «irib» معرفی می‌شد اما از سال ۱۳۷۲ دارای یک لوگوی خاص شد و در اسفند سال ۱۴۰۳ هم همزمان با تغییر هویت بصری شبکه یک، لوگوی دوم این شبکه هم رونمایی شد. شبکه یک سیما فقط یک شبکه تلویزیونی نیست؛ برای چند نسل از ایرانیان، بخشی از حافظه جمعی و زندگی روزمره است. شبکه‌ای که از نخستین روزهای شکل‌گیری تلویزیون در ایران، نقش «شبکه ملی» را ایفا کرده و تا امروز، آیینه‌ای از تحولات اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای کشور بوده است. از شب‌های سیاه‌وسفید دهه ۴۰ و ۵۰ تا رنگین‌کمان برنامه‌های دهه ۷۰ و ۸۰، شبکه یک همواره حضوری پررنگ در خانه‌های ایرانی داشته است.

اما نابجا نیست اگر شبکه یک سیما را حافظه جمعی یک ملت بدانیم. شبکه‌ای که در دورانی که هنوز شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های نمایش فیلم اینقدر جولان نمی‌دادند، تنها وسیله سرگرمی خانواده‌ها بود و به واسطه حضور افراد کاربلد در آن زمان، برنامه‌هایی در آن ساخته شد که هنوز هم دیدنشان خالی از لطف نیست. نکته غم‌انگیز اینکه، امروزه یا بسیاری از برنامه‌سازان آن دوران از دنیا رفته‌اند یا اینکه دیگر با صدا و سیما همکاری ندارند و به کارهای دیگری مشغولند. غم‌انگیزتر اینکه،‌ این روزها می‌بینیم برخی شخصیت‌های تلویزیونی که زمانی با آنها خاطره داشتیم یا در شبکه‌های ماهواره‌ای مشغول شدند یا به کار تبلیغات روی آوردند مثل آقای حیاتی،‌ اخبارگوی خوش‌صدای شبکه یک سیما.

وقتی تلویزیون قرار مشترک خانواده‌ها بود

دهه‌های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ را بسیاری «دوران طلایی شبکه یک» می‌دانند. در دورانی که خبری از شبکه‌های متعدد، اینترنت و پلتفرم‌های آنلاین نبود، شبکه یک نقش محور اصلی سرگرمی، اطلاع‌رسانی و آموزش را بر عهده داشت. خانواده‌ها ساعت پخش برنامه‌ها را از حفظ بودند و تلویزیون، نقطه کانونی خانه محسوب می‌شد.

برنامه‌هایی چون «سیمای خانواده» در سال‌های اولیه، تنها یک برنامه گفت‌وگو محور نبودند؛ بلکه فضایی صمیمی برای طرح دغدغه‌های خانوادگی، اجتماعی و تربیتی فراهم می‌کردند. مجریانی با بیان آرام و چهره‌هایی آشنا، حس اعتماد و تداوم را به مخاطب منتقل می‌کردند.

«صبح بخیر ایران» نیز برای سال‌ها آغازگر روز میلیون‌ها ایرانی بود. صدای مجری، گزارش‌های ساده شهری و حال‌وهوای زندگی روزمره، این برنامه را به بخشی از ریتم زندگی مردم تبدیل کرده بود؛ برنامه‌ای که حتی امروز هم با شنیدن نامش، بوی چای صبحگاهی و صدای رادیو-تلویزیون قدیمی در ذهن زنده می‌شود.

کودکانی که با شبکه یک بزرگ شدند

شبکه یک سهم بزرگی در خاطرات کودکان دیروز و بزرگسالان امروز دارد. برنامه‌هایی مانند «سیب خنده»، «بچه‌های مدرسه همت»، «بازی شادی تماشا» و مجموعه‌های داستانی مثل «قصه‌های تا به تا (زی‌زی‌گولو)» فقط سرگرم‌کننده نبودند؛ آنها تخیل، زبان و حتی شوخ‌طبعی یک نسل را شکل دادند. شخصیت‌های عروسکی، ترانه‌های ساده و پیام‌های اخلاقی غیرمستقیم، باعث می‌شد کودکان با این برنامه‌ها ارتباط عمیقی برقرار کنند. بسیاری از دیالوگ‌ها و ترانه‌های این برنامه‌ها هنوز در حافظه جمعی جامعه تکرار می‌شود و در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شود.

صداهایی که ماندگار شدند

اگر برنامه‌ها خاطره ساختند، مجری‌ها روح آن خاطره‌ها بودند. شبکه یک، خاستگاه بسیاری از مجریانی است که صدایشان با اعتماد، رسمیت و آرامش گره خورده است. محمدرضا حیاتی با اجرای اخبار، برای سال‌ها نماد اطمینان و ثبات بود؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از مخاطبان، خبر شبانگاهی را نه با عنوان برنامه، بلکه با نام او به یاد می‌آورند. بهروز رضوی با صدای ماندگارش در نریشن‌ها و برنامه‌های فرهنگی، نوعی آرامش شاعرانه به آنتن می‌بخشید. مجریانی چون احسان علیخانی نیز در سال‌های بعد، با برنامه‌هایی مانند «ماه عسل» (در دوره‌ای که از شبکه یک پخش می‌شد)، شکل تازه‌ای از ارتباط احساسی با مخاطب را رقم زدند؛ ارتباطی که مبتنی بر روایت زندگی واقعی مردم بود.

مدیران و سیاست‌گذاری؛ پشت صحنه خاطره‌ها

شبکه یک در طول عمر خود، مدیران مختلفی را به خود دیده است؛ از نخستین مدیر خارجی در دوران تلویزیون ایران گرفته تا مدیران پس از انقلاب که هرکدام با رویکردی خاص، مسیر شبکه را شکل دادند. مدیرانی چون محمدرضا جعفری‌جلوه، علیرضا برازش، مهدی فرجی و در سال‌های اخیر مجید زین‌العابدین و میثم مرادی‌بیناباج، هر یک در دوره خود تلاش کردند میان ماموریت «شبکه ملی بودن» و جذب مخاطب تعادل برقرار کنند. بسیاری از برنامه‌های نوستالژیک امروز، محصول تصمیم‌ها، ریسک‌ها و سیاست‌گذاری‌های همین مدیران هستند؛ مدیرانی که گاه با محدودیت منابع، گاه با فشارهای اجتماعی و گاه با تغییر ذائقه مخاطب مواجه بودند.

نوستالژی؛ چرا هنوز به شبکه یک رجوع می‌کنیم؟

در سال‌های اخیر، با گسترش شبکه‌های ماهواره‌ای و پلتفرم‌های آنلاین، سهم تلویزیون سنتی از سبد مصرف رسانه‌ای کاهش یافته است. با این حال، هرگاه صحبت از «خاطره»، «جمع خانوادگی» یا «تلویزیون قدیمی» می‌شود، نام شبکه یک همچنان در صدر قرار دارد.نوستالژی شبکه یک، فقط حسرت گذشته نیست؛ بلکه یادآور دورانی است که رسانه، تجربه‌ای جمعی بود. دورانی که یک سریال، یک برنامه کودک یا یک ویژه‌برنامه مناسبتی، موضوع گفت‌وگوی فردای مدرسه، محل کار و مهمانی‌ها می‌شد. شبکه یک امروز با چالشی جدی روبه‌روست: چگونه می‌توان میراث نوستالژیک را حفظ کرد و همزمان با نسل جدید ارتباط گرفت؟ بازپخش برنامه‌های قدیمی، ساخت مستندهای خاطره‌محور و بازتعریف برنامه‌های خانوادگی، بخشی از پاسخ این سوال است؛ اما کافی نیست. آنچه شبکه یک را در تاریخ رسانه ایران ماندگار کرده، توانایی‌اش در «قصه‌گویی جمعی» بوده است. اگر این توانایی با زبان و ابزار امروز بازآفرینی شود، شاید شبکه یک بار دیگر بتواند نه فقط خاطره‌ساز گذشته، بلکه روایت‌گر موثر امروز و فردا باشد.

شبکه یک چگونه می‌تواند دوباره «شبکه اول» شود؟

شبکه یک سیما به‌عنوان قدیمی‌ترین و ملی‌ترین شبکه تلویزیونی ایران، بیش از آنکه یک رسانه صرف باشد، نهادی فرهنگی با سرمایه‌ای عظیم از اعتماد، خاطره و هویت جمعی است. با این حال، واقعیت این است که شبکه یک در سال‌های اخیر بخشی از مخاطبان وفادار خود را از دست داده و دیگر نقش محوری گذشته را در زندگی روزمره خانواده‌ها ایفا نمی‌کند. بازگشت به جایگاه اثرگذار گذشته، نه با تکرار صرف نوستالژی، بلکه با بازاندیشی هوشمندانه در سیاست‌ها و برنامه‌سازی ممکن است. نخستین گام، بازتعریف ماموریت شبکه یک است. این شبکه باید دوباره به‌عنوان «شبکه خانواده ایرانی» شناخته شود؛ شبکه‌ای که برنامه‌هایش برای همه اعضای خانواده قابل دیدن و قابل گفت‌وگو باشد. در سال‌های اخیر، پراکندگی هویتی و تقلید از قالب‌های سایر شبکه‌ها، این نقش را تضعیف کرده است. شبکه یک باید تمرکز خود را بر برنامه‌های خانوادگی، گفت‌وگوهای اجتماعی عمیق و سرگرمی‌های سالم و مشترک بازگرداند.

گام دوم، سرمایه‌گذاری جدی روی برنامه‌سازی خلاقانه است. مخاطب امروز به‌دنبال کیفیت، صداقت و روایت واقعی زندگی است. موفقیت برنامه‌هایی مانند «ماه عسل» در سال‌های گذشته نشان داد که حتی در چارچوب تلویزیون رسمی هم می‌توان برنامه‌هایی ساخت که احساسات و اعتماد مخاطب را درگیر کند. شبکه یک می‌تواند با استفاده از تیم‌های جوان، ایده‌های نو و روایت‌های انسانی، دوباره به مرجع برنامه‌های تاثیرگذار تبدیل شود.

سومین راهکار، احیای هوشمندانه نوستالژی است. بازپخش ساده برنامه‌های قدیمی اگرچه جذاب است، اما کافی نیست. می‌توان با ساخت برنامه‌هایی که پشت‌صحنه تولید آثار خاطره‌انگیز، گفت‌وگو با مجری‌ها و عوامل قدیمی و بازخوانی تاثیر اجتماعی آن برنامه‌ها را روایت می‌کنند، پلی میان نسل‌ها ساخت. نوستالژی زمانی موثر است که به فهم امروز کمک کند، نه اینکه صرفا حسرت گذشته را زنده کند. چهارم، توجه جدی به مجری‌ها و چهره‌هاست. شبکه یک همیشه با مجری‌های قابل اعتماد و محبوب شناخته شده است. تربیت نسل جدیدی از مجری‌ها با هویت مشخص، بیان صادقانه و ارتباط واقعی با مخاطب، می‌تواند به بازسازی این اعتماد کمک کند. مجری نباید صرفا خواننده متن باشد؛ او باید نماینده نگاه و دغدغه مردم باشد. در نهایت، تعامل با مخاطب و فضای مجازی یک ضرورت است، نه انتخاب. شبکه یک اگر می‌خواهد دوباره دیده شود، باید صدای مخاطب را بشنود، بازخوردها را جدی بگیرد و حضور موثر در فضای دیجیتال داشته باشد. تلویزیون امروز بدون پیوند با شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ای ناقص است.شبکه یک زمانی «شبکه اول» شد که زندگی مردم را می‌فهمید و با آن همراه بود. بازگشت به آن جایگاه، تنها در صورتی ممکن است که این فهم دوباره زنده شود؛ با شجاعت در تغییر، احترام به مخاطب و ایمان به قدرت روایت صادقانه.

کد خبر 6731230

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha